آدم شویم (9)

مرحوم علامه کرباسچیان

4 بهمن 1387 ساعت 21:59


بسم الله الرحمن الرحیم
نامه (9)

فرزند عزیزم ، از درگاه ایزد متعال سلامت و توفیق تو را خواستارم، امیدوارم که همیشه موفق باشی.
ممکن است بعضی این جمله را که (( بزرگترین نعمت الاهی بزرگی روح است )) مبالغه بدانند؛ ولی با کمی تفکر ، درستی این سخن اثبات می گردد.

می دانیم نعمت های الاهی دو گونه است: جسمی و روحی. بالاترین نعمت جسم ، سلامتی است که گفته اند ((نعمتان مجهولتان: الصحه و الامان)) پرسش این جاست : انسانی که در نتیجه ی کم ظرفیتی ، هر آن گرفتار غم ها و غصه های گوناگون است ؛ که مثلا : چرا فلان کس آن سخن را گفت و یا چرا آن خیال را درباره ی من کرد و... آیا ممکن است دارای مزاج سالمی باشد؟ مگر منشا همه ی امراض ، اختلالات فکری نیست؟ آیا در سر لوحه ی توصیه های بهداشتی، شادی روح مورد تاکید قرار نگرفته است؟

عزیزم، کسی که روحش کوچک است- اگر چه ممکن است لبخند مصنوعی هم بزند- چون گرفتار غم های درونی است ، امکان ندارد که از سلامت کامل جسم برخوردار باشد.

بزرگانی که در گذشته با غذای بسیار ساده عمر طولانی داشتند ، علتش بزرگی روح و شادی و انبساط خاطرشان بود. غم وغصه از کوچکی روح سرچشمه می گیرد وعلت اصلی پیری و مرگ زودرس است. این مطلب قولی است که جملگی بر آن اند.

نعمت روحی نیز چنین است . ریشه و علت همه ی صفات کمالیه که مایه ی امتیاز انسان از سایر حیوانات است، بزرگی روح است و کلیه ی صفات رذیله که بشر را از حیوانات درنده پست تر می کند ، از کم ظرفیتی و کوچکی روح سرچشمه می گیرد. به عنوان مثال ، صفت حسد- که علت همه ی شرارت ها و جنگ ها و فساد ها و خونریزی هاست- اگر همه ی عالم را هم به یک نفر بدهند – ممکن است کم ترین ناراحتی در خود احساس کند و به آن شخص حسد بورزد؟

آیا بخل – که یکی دیگر از صفات رذیله است – از غیر کم ظرفیتی سرچشمه می گیرد؟ انسان بخیل چرا به دیگران انفاق نمی کند؟ چون می ترسد فقیر شود و دیگر مردم به او اعتنا نکنند. در حالی که انسان باظرفیت به مردم و اعتنا یا عدم اعتنای آنان کوچک ترین توجهی ندارد!

آیا صفات عالیه ی انسانی مانند عفو،گذشت،اغماض و نظایر این ها ،منشایی غیر از بزرگی روح دارد؟ مالک اشتر فرمانده لشکر امیر مومنان علیه السلام بود. اگر او روحی بزرگ نداشت- وقتی گل به صورتش می زدند – آیا امکان داشت که به مسجد برود و برای کسی که چنین جسارتی کرده،طلب آمرزش کند؟!

بزرگان چنین بودند که اگر مورد اهانت کسی واقع می شدند ، از آن پس طوری با او برخورد می کردند که تصور کند توهین او را اصلا درک نکرده اند ! خواجه عبد الله انصاری می گوید : بدی را بدی کردن سگ گازی است . نیکی را نیکی کردن خرخاری است. نیکی را بدی کردن کار بازاری است. بدی را نیکی کردن کار عبدالله انصاری است. آری،

کینه ی دشمن مرا گفتی چرا در سینه نیست؟
بس که مهر دوست آن جا هست ، جای کینه نیست!

شیخ الرئیس بوعلی سینا دروصف این افراد می گوید: صفاح للذنوب وکیف لا و نفسه اکبر من ان تجرحها زله بشر؛ یعنی می دانی چرا کسانی که دارای روحی بزرگ اند، باگذشت اند؟ زیرا روحشان بزرگ تر از آن است که لغزش های مردم آن را جریحه دار کند.

در مقابل این افراد ، مردمی رامی بینیم که اگر کم ترین ناسزایی به آنان بگویند، از جا به در می روند و بعضا می گویند: (( تا سرم به سنگ لحد بخورد ، این حرف را فراموش نمی کنم!)) و اگر دیگران او را نصیحت کنند و جملاتی نظیر: ((در عفو لذتی است که در انتقام نیست)) و (( گناه از کوچک و عفو از بزرگ است)) بگویند، می بینیم این گونه کلمات یا هیچ اثر نمی گذارد یا اثری موقتی دارد و تنها مسکن است . این ها مبارزه با معلول است؛ اگراز راه مبارزه با علت شروع کنیم و انسانی پر ظرفیت و با عظمت روح بسازیم ، اساسا کدورت خاطری پیدا نمی کند تا با این سخنان بخواهیم آرام اش کنیم. کسی که می گوید:

صاف می باید شدن چون آینه با نیک و بد
هیچ چیز از هیچ کس در دل نمی باید گرفت

چه احتیاجی به این مسکن ها دارد؟! او دریاست و هیچ چیز او را آلوده نمی سازد. راستی ، چه قدر خوب است به جای آن که عمری را صرف گرفتن مدرک تحصیلی یا کسب مال کنیم که از فشارهای مادی زندگی بکاهیم، متوجه اصلاح خودمان شویم و راه میان بر را برویم ! ولی افسوس که ندانستیم:
سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد       آن چه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
گوهری کز صدف کون و مکان بیرون بود         طلب از گم شدگان لب دریا می کرد!

آری ، انسان باید از راه برود تا به مقصد برسد. اگر در بی راهه گام بردارد- هر چه جلوتر برود – از مقصد دورتر می شود. خدا کند که بخود آییم و پیش از آن که پرونده ی ما بسته شود ، قدمی در راه پرظرفیتی خود برداریم! اگر این حال نصیب ما شد، نه تنها در دنیا بلکه در عالم بعد هم آسوده خواهیم بود؛ یعنی خداوند عالم با انسان پرظرفیت به نسبت بزرگی روحش با او معامله می کند! در این آیه می فرماید: ( ولیعفوا ولیصفحوا . الا تحبون ان یغفر الله لکم )( و باید (مومنان) دیگران را ببخشایند و از آنان درگذرند. مگر دوست ندارید که خدا شما را بیامرزد؟ ) می بینیم که خداوند عالم،  مغفرت و بخشش خودش را شامل کسانی می کند که پرظرفیت اند و آزار دیگران آنان را ناراحت نمی کند. دراین آیه بسیار بیندیش که مشکلات فراوانی حل خواهد کرد.

خدانگهدارت باد 25/11/64


کد مطلب: 18102

آدرس مطلب: http://www.fararu.com/vdcb58b8.rhbwgpiuur.html

پايگاه خبری تحليلی فرارو
  http://www.fararu.com