ارتباط هلو و حرامزادگی

علی اشرف فتحی

1 شهريور 1388 ساعت 15:27



علی اشرف فتحی در آخرین پست وبلاگ خود به موضوع حمله به آیت الله صانعی پرداخته و نوشته است:

مدت هاست که در کشور ما هیچ چیز و هیچ کس سر جای خودش نیست. همه به خود حق می دهند که درباره هر چیزی نظر بدهند و هر پستی را به ناحق اشغال کنند. یک "هلو" را که باید خورده شود، وزیر بهداشت می کنند و یا یک وبلاگ نویس یا فعال سیاسی غیر حوزوی به خود حق می دهد که درباره فقیه بودن یک روحانی سخن بگوید!

این روزها پس از سخنرانی اخیر آیت الله یوسف صانعی در گرگان، رسانه های "فوق اصولگرا" فریاد برآورده اند که این آیت الله 72 ساله اصفهانی شرعی بودن نطفه رییس جمهور را زیر سؤال برده و از این رو مستحق اجرای حد شرعی قذف است. امروز هم دیدم که یکی از دوستان نادیده وبلاگ نویس که مسؤولیت مهمی در بسیج دانشجویی دارد و از چهره های فعال رسانه ای حامی دولت است، کار همه را راحت کرده و با «یک دلیل ساده» ثابت کرده که آقای صانعی اصلاً مرجع تقلید نیست که بخواهیم مرجعیت را از وی سلب کنیم.

با کمال پوزش از این دوست نادیده، باید بگویم که به عنوان طلبه ای که ده سال است در قم درس می خوانم و پیش از این نیز برخی دیدگاه ها و عملکرد حضرات آیات منتظری و صانعی را نقد کرده ام، به خود حق می دهم که نکاتی را به ایشان و دوستانشان که مشابه دلایل ایشان را تکرار می کنند، یادآوری می کنم.

اگر خیلی ها ندانند حتماً جناب ثابتی باید بدانند که فرق فقیه و مرجع تقلید چیست؟ کسی که بتواند در موضوعات فقهی صاحب نظر شود و دیدگاه مستقلی ارائه کند، مجتهد یا فقیه نامیده می شود. حال اگر یک فقیه به هر دلیلی مورد اقبال عمومی قرار گیرد و بخشی از مردم به نظریات وی مراجعه کنند، آن فقیه به عنوان یک مرجع تقلید شناخته می شود. 

پس مرجعیت یک مؤلفه علمی مستقل نیست. فقهای بزرگی داشته ایم که از سرآمدان فقه و اصول بوده اند و هیچ گاه رساله ای منتشر نکرده اند و به وادی مرجعیت گام ننهاده اند. در زمان معاصر می توان به مرحوم آیت الله باقر سلطانی طباطبایی (پدر همسر مرحوم سید احمد خمینی) اشاره کرد که استاد مسلم و بی بدیل بسیاری از مراجع و فقهای کنونی بودند و هیچ گاه به عنوان یک مرجع تقلید شناخته نشدند.

امام خمینی نیز پس از درگذشت آیت الله العظمی بروجردی با وجود آنکه از بیست سال قبل از آن، به عنوان یکی از بزرگان حوزه قم شمرده می شدند، ترجیح دادند که رساله توضیح المسائل منتشر نکنند. پس از دستگیری ایشان در خرداد 42 و تصمیم رژیم برای اعدام ایشان، مراجع تقلید و بزرگان روحانی سراسر کشور به تهران مهاجرت کردند و کتباً بر صلاحیت ایشان برای مرجعیت صحه گذاردند تا بتوانند ایشان را مشمول قانون ممنوعیت اعدام مراجع تقلید کنند و موفق هم شدند.
 
پس این تصور برخی مخالفین امام که همواره می گویند مرجعیت ایشان ساختگی بود و ایشان در حد مرجعیت نبودند، به دلیل ناآگاهی این مخالفین نسبت به مراتب علمی حوزه علمیه است. بسیاری از کسانی که مرجعیت امام خمینی را اعلام کردند از شاگردان ایشان بودند (مثل حضرات آیات منتظری، ربانی شیرازی، صالحی نجف آبادی و ... ) بدیهی است که یک شاگرد نمی تواند به استادش مدرک علمی اعطا کند!

با توجه به توضیح فوق، آقای صانعی قطعاً از مراجع تقلید محسوب می شود و اتفاقاً سابقه تحصیل و تدریس حدوداً 60 ساله و آثار وی نشان می دهد که از توانایی لازم برای فقاهت برخوردار است. مهم تر اینکه اجتهاد وی به تأیید قطعی امام خمینی رسیده و ایشان فقیه منصوب امام در پست هایی نظیر دادستان کل کشور، امام جمعه قم و فقیه شورای نگهبان بوده اند.
 
کسانی که در سال های گذشته به بهانه های مختلف اجتهاد ایشان را زیر سؤال می برند، باید پاسخگوی این احکام امام خمینی هم باشند. یقیناً سابقه حوزوی ایشان بیشتر از فقهایی است که این روزها در تریبون های گوناگون برای مخالفین خود خط و نشان می کشند و خود را مالک مال و جان و ناموس مردم فرض می کنند! اگر خیلی ها ندانند، لااقل خیلی از بزرگان حوزه می دانند که برخی از این حضرات از عهده حل تمارین ساده کتاب «مبادی العربیة» هم عاجز بوده اند و امروز خود را آیت مطلق العنان خدا می دانند!

جناب ثابتی در ادامه ادعا کرده که چون نام آقای صانعی در فهرست مراجع اعلام شده از سوی جامعه مدرسین در سال 73 نبوده است، پس ایشان از مراجع تقلید نیست! آقای ثابتی عزیز! نام چند نفر از فقها و مراجع تقلید مسلم و بزرگ معاصر نیز در آن لیست مورد نظر شما نبود.
 
حضرات آیات عظام صافی گلپایگانی، منتظری و سیستانی و حتی آیت الله نوری همدانی جایی در آن لیست نداشتند. آیا می توانید منکر مقام علمی و مرجعیت این آقایان شوید؟! در کدام رساله علمیه نوشته که نظر نهادی به نام «جامعه مدرسین» در اثبات مرجعیت و یا نفی آن نقش دارد؟! البته طبیعتاً آقایان جامعه مدرسین حق دارند به عنوان گروهی از فقهای حوزه نظر خود را بگویند. همانگونه که در سال 61 آیت الله شریعتمداری را در بیانیه ای از مرجعیت خلع کردند و همان بیانیه، مورد پذیرش بخشی از مراجع و علما قرار نگرفت.

دلیل دیگر آقای ثابتی در اثبات مرجع نبودن آقای صانعی، صدور فتاوای شاذ و نادر فقهی است. اگر آقای ثابتی اطلاعات حداقلی از فقه و تاریخ فقه داشتند، قطعاً چنین نمی گفتند. اگر صدور فتوای شاذ بتواند فردی را از مرجعیت ساقط کند، باید زودتر و مهم تر از آقای صانعی، بزرگانی چون ابن ادریس و یا امام خمینی را هدف قرار بدهند! فتوای امام درباره موسیقی و شطرنج آنچنان شاذ و غیرمنتظره بود که مرحوم آیت الله قدیری شاگرد نزدیک امام و عضو سابق فقهای شورای نگهبان از آن انتقاد کرد و به امام توصیه نمود از این دو فتوای نادر عقب نشینی کند!

دلیل دیگر آقای ثابتی عزیز برای اسقاط آقای صانعی از مرجعیت، سخنان اخیر وی درباره وقایع جاری کشور است. دوستان حامی دولت اصرار دارند که بگویند آقای صانعی به احمدی نژاد نسبت « حرامزاده» داده است. من هم مانند بسیاری در ابتدا بدون آنکه فیلم سخنرانی آقای صانعی را ببینم به اخبار برخی سایت ها و وبلاگ ها اعتماد کرده و در پاسخ به برخی کامنت ها، این کار آقای صانعی را تقبیح کرده و از آن بیزاری جستم. ولی به توصیه یکی از خوانندگان محترم، فیلم کامل سخنرانی را دیدم و مطمئن شدم که نه آقای صانعی به احمدی نژاد، اتهام حرامزادگی زده و نه آن صفت حرامزاده در سخنرانی ایشان به معنی زناکار بودن مادر یک فرد است. خیلی ها این صفت را بدون عنایت به معنای لغوی آن به کار می برند و رواج این کار بر کسی پوشیده نیست.

ضمن آنکه اگر بپذیریم صفت حرامزادگی در مورد احمدی نژاد گفته شده، از نظر شرعی فلان امام جمعه یا فلان خبرگزاری نمی تواند شاکی باشد. کسی که شرعاً می تواند تقاضای جاری شدن حد قذف بکند، هیچ یک از معترضین فعلی نیست!

همچنین باید به آقای ثابتی و همفکران ایشان گفت، شاید خیلی ها امروز منتقد عملکرد آقای صانعی و دوستان ایشان در سال های دهه 60 باشد، ولی مشکل آنجاست که چند سالی است عده ای اصرار دارند اشتباهات دهه 60 را تکرار کنند.

آقای ثابتی! این را هم بپذیرید همانگونه که من حق ندارم درباره جایگاه علمی استادان شما در رشته علوم سیاسی دانشگاه تهران اظهار نظر کنم، شما هم حق ندارید درباره جایگاه فقهی یک مرجع تقلید و استاد حوزه قضاوت کنید.


کد مطلب: 30293

آدرس مطلب: http://www.fararu.com/vdcgwx9w.ak9zy4prra.html

پايگاه خبری تحليلی فرارو
  http://www.fararu.com