
تعريف سرمايه اجتماعي با ارجاع به مصداق دكتر محمدعلي مجتهدي
عباس عبدی
7 آبان 1387 ساعت 17:37
عباس عبدی چنین نوشته است:
حتماً شما تاكنون كلمه سرمايه اجتماعي را شنيدهايد. برخي اقتصاددانان با كاربرد اين اصطلاح مخالفاند، اما كمكم اين اصل در حال پذيرفته شدن است كه چنين سرمايهاي وجود دارد، و بسيار هم مهم است. غفلت از آن ممكن است خسارتهاي بيشتري نسبت به غفلت از سرمايه پولي و مالي داشته باشد.
زيرا سرمايههاي اخير در بستر سرمايه اجتماعي است كه بكار ميرود و ثمر ميدهد. بعلاوه سرمايه اجتماعي را نميتوان از خارج وارد كرد اما سرمايه مالي و پولي را ميتوان وارد نمود. سرمايه اجتماعي را حتي ميتوان با تقريب مناسب به سرمايه مادي تبديل كرد و معادل آن را تعيين كرد. دو جامعه الف و ب يا دو فرد الف و ب را در نظر بگيريد. جامعه الف برخلاف جامعه ب داراي مردمي صادق، كوشا و امين است و ضوابط و نظم و قانون در آن رعايت ميشود. حال اگر از شما بخواهند كه براي بهبود اين دو جامعه سرمايه خود را به آنجا ببريد و مثلاً كارخانه معيني را تأسيس كنيد.
ممكن است طرحي را كه مثلاً با يك ميليارد تومان در جامعه الف انجام ميدهيد، در جامعه ب مجبور شويد كه 5/1 برابر آن را هزينه كنيد، و طبعاً سود سرمايه اخير هم بايد بيشتر باشد تا سرمايهگذاري شما صرف كند. اين تفاوت رقم از كجا آمده است؟ روشن است كه اين رقم نيم ميليارد تومان همان سرمايه اجتماعي جامعه الف است كه ميتوان گفت «آورده» آن جامعه در احداث طرح كارخانه است و طبعاً متناسب اين سهم آورده نيز سود خواهند گرفت. اين سرمايه در برخي جوامع بسيار بالا و در تعدادي ديگر بسيار اندك است. معناي سرمايه اجتماعي را ميتوان با ارجاع به مصداق مهمي در ايران بهتر فهميد. مرحوم دكتر محمدعلي مجتهدي مصداق روشني از اين مفهوم است.
هفته گذشته جلسه با شكوهي در تالار دانشكده فني دانشگاه تهران به مناسبت يك صدمين سال تولد دكتر مجتهدي رييس دبيرستان البرز برگزار شد كه سي و پنج سال (1357-1323) در اين مسئوليت و نيز حوزههاي ديگر آموزشي از جمله رياست دانشكده صنعتي پليتكنيك (1341 تا 1344) اميركبير فعلي، رياست و موسس دانشگاه صنعتي شريف (1344 تا 1346) و... فعاليت كرد. سرمايه اجتماعي دكتر مجتهدي چقدر بود و چقدر است؟
بهتر است كه قضيه را با ذكر خاطرهاي از خود وي شروع كنيم. وقتي كه وي در سال 1323 رياست مدرسه البرز را از آمريكاييهاي ميگيرد، اين هدف را براي خود تعيين ميكند كه اداره اين مدرسه بايد از گذشته بهتر باشد، چرا كه اگر چنين نشود خواهند گفت ايراني جماعت قادر به انجام امور نيست. وي چنان كار ميكند كه پس از مدت كوتاهي موفق به انجام كار بزرگي ميشود. در آن زمان مدرسه براي برخي از دانشآموزان شبانهروزي بود كه ساختمان شبانهروزي قديمي بود و به قول مرحوم مجتهدي، موشهاي آن ساختمان اندازه گربه بودند، و اين براي دانشآموزان مناسب نبود.
اما وي بودجهاي براي احداث محل شبانهروزي جديد نداشت. پس از مشورت تصميم ميگيرد كه از تعدادي افراد پولدار دعوت كند به مدرسه بيايند. وقتي نامهها ارسال ميشود، فرداي آن روز آقايي مراجعه ميكند. مجتهدي از او ميپرسد چه كار داري كه وي ميگويد ظاهراً شما مرا دعوت كردهايد و معلوم ميشود يكي از آن افراد دعوت شده است. مجتهدي مشكل شبانهروزي را توضيح ميدهد، آن فرد هم در جا يك صد هزار تومان پرداخت ميكند. (اين رقم در سال 1327 بود كه با مقايسه آن به نرخهاي فعلي شايد معادل صدها ميليون تومان است.) تا چند روز بعد 250 هزار تومان جمع ميكند. نقشهكش، محاسب ساختمان و برخي امور ديگر نيز از سوي افراد علاقهمند به وي مجاني انجام ميشود. در فاصله زماني كوتاهي ساختمان شبانهروزي جديد ساخته و آماده ميشود.
وي براي افتتاح آن از شاه دعوت ميكند كه به محل شبانهروزي بيايد، همزمان كمككنندگان را هم دعوت ميكند. وقتي كه گزارش ميدهد، و اسامي و مبالغ كمكها را ميگويد، شاه از او ميپرسد: «چه بامبولي سوار كردي كه از اينها پول گرفتي؟» مجتهدي با صراحتي كه تعريضي ضمني هم از آن استنباط ميشود پاسخ ميدهد كه: «بامبولي، قربان در كار نبوده، غير از اينكه اينها مطمئن شدند كه پولشان به مصرف آنچه ميخواهند ميرسد.»
اين پاسخ كليد فهم سرمايه اجتماعي مرحوم مجتهدي بود. اتفاقاً اكثر افرا كمككننده نفع شخصي هم در آن دبيرستان نداشتهاند (مثلاً فرزندشان در آنجا درس بخواند).وقتي كه بر اثر توطئه مهندس رياضي رئيس وقت مجلس از رياست پليتكنيك عزل ميشود و در صورت جلسه رسمي وزارت فرهنگ وي ر به دمُل چركيني تشبيه ميكنند كه بايد به آن نيشتر زد به وزير وقت گفت من دمُلم براي اين كه كسي پيدا نميشود توي اين مملكت يك دبيرستان 5350 نفري را بدون اين كه وزارت آموزش و پرورش ديناري براي حقوق و ساختمان آن خرج كند سالها اداره كند.ارزش مادي اين كار را براي دبيرستاني در سطح البرز ميتوانيم حساب كنيم كه سرمايه مالي عظيمي بوده است اين سرمايه اجتماعي دكتر مجتهدي.
سالها بعد مجتهدي مأمور تأسيس دانشگاه صنعتي ميشود. وي اين بار با حمايت افرادي كه عموماً شاگردان او بودهاند، اقدام به عمل ميكند كه بعيد است كه ديگران در گذشته و حال ميتوانستند با ميلياردها تومان هم چنين كاري را انجام دهند. او از زمان اخذ حكم تا راهاندازي و احداث ساختمانها و پذيرش دانشجو، حداكثر 9 ماه زمان صرف كرد. آنان كه امروز با امور اجرايي آشنا هستند معناي اين فاصله كوتاه را بهتر از هر كس ديگري درك ميكنند. اما اهميت نقش وي در پيشرفت سختافزاري و ساختمانسازي اين دانشگاه نبود، بلكه اهميت وي در آوردن اساتيد مجرب از خارج از كشور بود.
دانشآموزان وي در البرز و فارغالتحصيلان دانشكدههاي فني و پليتكنيك چنان به او علاقهمند بودند كه در برابر درخواستهاي وي براي آمدن به اين دانشگاه ، هيچگونه مخالفتي نميكردند و قراردادهاي همكاري وي را بدون مطالعه امضاء ميكردند و بهترين شهرهاي دنيا و كارهاي پردرآمد خود را براي اجابت دعوت وي ترك كرده به تهران آمدند و چنين شد كه بهترين دانشگاه صنعتي كشور را تأسيس كرد.
اين سرمايه اجتماعي چگونه ايجاد شد؟ وقتي كه مديري چون او حقوق شخصي خود را براي كمك به دانشآموزان و دانشجويان و حتي كارمندان صرف ميكند، و ذرهاي پارتيبازي و تبعيض روا نميدارد، و در حالي كه زن و دو فرزندش در اروپا بودهاند، عليرغم تمام توصيهها حاضر نميشود خدمت در ايران را ترك و به آنان بپيوندد تا زندگي راحتي را پيشه كند و... تمام اين موارد، تبديل به سرمايه اجتماعي و در موقع مناسب تبديل به سرمايه مادي ميگردد. وقتي كه مجتهدي را به دليل مخالفتهاي مهندس رياضي از رياست دانشكده پليتكنيك برداشتند، هيچ اعتراضي و گلهاي نكرد، اما هنگامي كه فهميد به تبع اين كار استاد بسيار متخصص و جواني را كه به وي علاقه داشته و از شاگردان وي بوده نيز به كارگزيني معرفي كردهاند، فوراً اقدام ميكند و نزد نخستوزير ميرود و با طعنه ميگويد: «بنده آدم فاسدي هستم، من آدم بدي هستم، من كارم را و وظيفهام را درست انجام ندادم. به همين دليل بنده را برداشتند، به جاي من يك معلم تاريخ و جغرافي را گذاشتيد كه رييس دانشكده پليتكنيك باشد كه از صنعت كوچكترين اطلاعي ندارد. همه تقصيرها را من دارم. حق هم داشتيد مرا برداريد. دكتر پرتوي كه فيزيسين است و دكتراي فيزيك را گذرانده از ام.آي.تي. و من استخدامش كردم در پليتكنيك با حقوق خيلي كمي، ايشان را چرا در اختيار كارگزيني گذاشتند؟...»
مجتهدي ادامه ميدهد كه پس از حل مشكل دكتر پرتوي خوشحال شدم و از پيش نخستوزيري بيرون آمدم. گفتم كه من حقيقتاً نزد دكتر پرتوي ديگر خجل نيستم كه اين را به آتش خودم سوزانده باشم.
اين رفتارها در ظاهر فقط بعد اخلاقي دارد، اما چنين نيست. ابعاد سرمايهاي آنها وقتي خود را نشان ميدهد كه كسي مثل مجتهدي دست به كاري ميزند، اينجاست كه آن سرمايههاي اخلاقي تبديل به سرمايه عظيم مادي ميشود. اين رفتار را مقايسه كنيد با مسئولاني كه حاضرند اطرافيان خود را قرباني كنند تا بر تلي از اجساد آنان صعود كنند، روشن است كه چنين افرادي فاقد سرمايه اجتماعي هستند و چه بسا سرمايه آنان منفي است و بدهي اجتماعي دارند و در موقع مقتضي متوجه ميشوند كه چكهاي آنها برگشت ميخورد.
ارزيابي ارزش مادي سرمايه اجتماعي باقيمانده و به ارث رسيده از مرحوم مجتهدي و امثال او به ما قابل مقايسه با هيچ يك از طرحهاي اقتصادي حتي عظيم هم نيست، اما چون به چشم ظاهر بين نميآيد، مورد غفلت واقع ميشود. امروز هم سرمست از دلارهاي نفتي هستيم، دلارهايي كه جز بدبختي براي ما نخواهد آورد و نياورده است، اما عظيمترين سرمايههاي اجتماعي و انساني موجود در جامعه خود را مورد غفلت قرار ميدهيم. چنين مباد.
کد مطلب: 16533
آدرس مطلب: http://www.fararu.com/vdchxmnz.23n-xdftt2.html