
با تحريفات ديني بجنگيم!...(2)
علامه شهيد مطهري
14 بهمن 1388 ساعت 8:09
رسالت و وظیفه ي ما
مخصوصا در این عصر بدانید که وظیفه سنگینی داریم ، با حادثه ي تحریف شده نمي شود به مردم خدمت کرد ؛ در گذشته هم نمی شد . در گذشته اگر فایده ای نداشت ضررش کم بود ولی در این عصر ضررش خیلی زیاد است .
ما و شما بزرگ ترین وظیفه ای که داریم این است که ببینیم چه تحریف هایی در تاریخ ما شده است؛ چه تحریف هائی در نقاشی شخصیت ها و بزرگان ما شده است ؟! چه تحریف هایی در قرآن شده است؟
اما تحریف قرآن ، تحریف لفظی نیست . یعنی در قرآن نه یک کلمه کم شده است و نه یک کلمه زیاد . خطر تحریف معنوی قرآن به اندازه ي خطر تحریف لفظی آن است .
تحریف معنوی قرآن یعنی چه ؟ یعنی تفسیر غلط ، توجیه غلط ، قرآن را غلط تفسیر کردن ، توجیه غلط کردن ، همین هم نباید باشد . ببینیم تاریخ های ما ، آن تاریخ هایی که باید برای ما درس آموزنده باشد و سند اخلاقی ماست ، سند تربیت اجتماعی ما است ، مانند حادثه تاریخی عاشورا ، چه تحریفاتی شده است ؟ باید با این تحریفات مبارزه کنیم .
وظایف علمای امت و عامه مردم
وظایفی که علمای امت دارند چیست ؟ وظایف عامه و توده مردم چیست ؟
راجع به علمای امت یک سخن کلی را عرض می کنم : عالم ، نقطه انحرافش در اینجاست که همیشه خودش را در مقابل نقاط ضعف و عیب های مردم می بیند . نقاط ضعف روحی و اخلاقی و اجتماعی در افراد یک نوع بیماری است . در بیماری های جسمانی، خود بیمار معمولا بیماری خودش را احساس می کند و خودش دنبال معالجه می رود . ولی در بیماری های روحی آنچه که کار را مشکل می کند این است که شخص ، بیمار است ولی خودش نمی فهمد که بیمار است ! بلکه برعکس ، آن بیماری را به عنوان سلامت می پذیرد ! به بیماری خودش علاقه دارد ! چنین نیست که افراد ، نقاط ضعف خودشان را به عنوان نقطه ضعف بشناسند و قبول کنند . بلکه آن ها را نقطه قوت در خودشان می دانند !
این ، عالم است که می فهمد نقاط ضعف اجتماعش چیست ؟ عالم که در مقابل نقاط ضعف اجتماع قرار می گیرد ، دو حالت دارد .
1 – با نقاط ضعف مردم مبارزه می کند . این را مصلح می گویند ، مصلح یعنی کسی که با نقاط ضعف مردم مبارزه می کند . غالبا مردم از او خوششان نمی آید !
2– مبارزه کردن با نقاط ضعف مردم را کار سخت و مشکلی می بیند . مبارزه کردن با نقاط ضعف مردم نه تنها منفعت ندارد که ضرر هم دارد ؛ از نقاط ضعف مردم استفاده می کند ! اینجاست که مصداق فقیه فاجر می شود که به فرموده پیغمبر اکرم یکی از آفات سه گانه دین است .
در سایر مسایل بحث می کنیم . عامه مردم دو نقطه ضعف در موضوع عزاداری امام حسین دارند ، یک از آن ها این است که معمولا مؤسس یا مؤسسین و صاحبان مجالس ، چه آن هایی که در مساجد و چه آن هایی که بالخصوص در منزلشان مجلسی برپا می کنند ، در حدودی که من تجربه دارم ( استثنا ندارد ) آن چیزی را که می خواهند ازدحام جمعیت است ! اگر جمعیت ازدحام کند راضی است ، اگر ازدحام نکند راضی نیست ! این نقطه ضعف است . این جلسات برای این نیست که جمعیت ازدحام کند . مگر ما می خواهیم سان ببینیم ؟ مگر ما می خواهیم رژه برویم ؟! هدف ، آشنا شدن با حقایق است ، مبارزه کردن با تحریفات است . این یک نقطه ضعف است که گوینده در مقابل آن قرار می گیرد . آیا با این نقطه ضعف مبارزه کند یا از این نقطه ضعف مانند تاج نیشابوری استفاده کند؟! اگر بخواهد با این نقطه ضعف مبارزه کند ، حقایق را به مردم بگوید ، با تحریفات مبارزه کند ، با هدف صاحب مجلس و هدف مستمعین که از جمع شدن دور یکدیگر و شلوغ شدن خوششان می آید ، ناسازگار است . اگر هم بخواهد از این نقطه ضعف استفاده کند ، فقط در فکر این است که چه کار کنم تا جمعیت ، بیشتر جمع شود . اینجاست که یک عالم برسر دوراهی قرار می گیرد . حالا که آن ها احمق هستند ، چنین نقطه ضعفی دارند ، من از این نقطه ضعف استفاده و بهره برداری کنم یا علی رغم وجود این نقطه ضعف ، با آن مبارزه کنم ، به دنبال حقیقت بروم ؟
نقطه ضعف دومی که در مجالس عزاداری هست و بیشتر از ناحیه عوام الناس است و خوشبختانه کمتر شده است ؛ مسئله " شور و واویلا " به پاشدن است . منبری در آخر منبرش حتما باید ذکر مصیبت کند و در این ذکر مصیبت هم نه تنها مردم اشک بریزند ، که تنها ریختن قبول نیست ، باید مجلس از جا کنده شود و شور و واویلا بپا شود! من نمی گویم مجلس از جا کنده نشود ، من می گویم این نباید هدف باشد . اگر در آن مسیر صحیح با بیان حقایق و واقعیات ، بدون آن که روضه ي دروغی خوانده شود ، بدون آن که جعلی شود ، بدون آن که تحریفی شود ، بدون آن که برای امام حسین اصحابی بسازند که در تاریخ نیست و خود امام حسین آن ها را نمی شناسد چون وجود نداشته اند ، بدون آن که برای امام حسین فرزندانی ذکر شود که چنین فرزندانی در دنیا وجود نداشته اند ، بدون این که برای امام حسین دشمنانی ذکر شود که اصلا چنین کسانی وجود نداشته اند ، اشکی از روی صداقت و حقیقت ریخت ، شور و واویلا هم بپا شد ، مجلس هم کربلا شد ، بسیار خوب است . ولی وقتی که حقیقت و صداقت نبود ، آیا باید با امام حسین بجنگیم ، دشمنی کنیم ، دروغ ببندیم ، دروغ بگوییم ؟!
این ، نقطه ضعف مردم عوام است ، با این نقطه ضعف چه باید کرد ؟ آیا باید از این نقطه ضعف مردم استفاده کرد ؟ باید بهره برداری کرد و سوارشان شد ؟ باید مانند تاج نیشابوری گفت که چون این ها احمقند ، من از حماقتشان استفاده می کنم ؟! نه ، بزرگترین رسالت و بزرگترین وظیفه علما مبارزه با نقاط ضعف اجتماع است . این است که پیغمبر اکرم فرمود "اذا ظهرت البدع فعلی العالم ان یظهر علمه و الا فعلیه لعنه الله"... آن جا که بدعت ها و دروغ ها ظاهر می شود ، آن جا که چیزهایی ظاهر می شود که در دین نیست ، مسائلی پیدا می شود که من نگفته ام ، برعهده دانایان است که حقایق را بگویند و لو مردم خوششان نیاید . آن کسی که حقایق را کتمان می کند ، لعنت خدا بر او باد . بالاتراز این را خود قرآن کریم فرموده است "ان الذین یکتمون ما انزلنا من البینات و الهدی من بعد ما بیناه للناس فی الکتاب اولئک یلعنهم الله و یلعنهم اللاعنون"...آن دانایانی که حقایقی را که ما گفته ایم ، می دانند ولی کتمان می کنند ، می پوشانند ، اظهار نمی کنند ، لعنت خدا و لعنت هر لعنت کننده ای بر آن ها باد!
وظیفه ي علما در دوره ختم نبوت مبارزه با تحریف است . خوشبختانه ابزار این کار در دست است و در میان علماء ، بوده و هستند افرادی که با این نقاط ضعف مبارزه کرده و می کنند .
کتاب "لولو و مرجان" که در همین موضوع حادثه عاشورا نوشته شده و در سه شب گذشته از آن نام بردم ، از مرحوم حاجی نوری ( رضوان الله علیه ) است که درست همان قیام و وظیفه بسیار – بسیار مقدسی است که مرد بزرگ انجام داه است و مصداق قسمت اول آن حدیث است : اذا ظهر فی البدع فعلی العالم ان یظهر علمه .
وظیفه علماست که در این موارد حقایق را بدون پرده به مردم بگویند ولو مردم خوششان نیاید .
وظیفه علما است که با اکاذیب مبارزه کنند ، وظیفه علماست که مشت دروغ گویان را باز کنند .
فقها درباب غیبت مطلبی دارند می گویند غیبت مواردی دارد که استثنا شده است . یکی از مواردی که استثنای غیبت که همه علمای بزرگ مرتکب این غیبت شده اند و آن را لازم و بلکه احیاناً واجب می دانند ، "جرح راوی" است . یعنی چه ؟ یعنی : شخصی حدیث روایت می کند ، از پیغمبر حدیث روایت می کند ، از امام حدیث روایت می کند . آیا شما فوراً باید قبول کنید ؟ نه ، باید تحقیق کنید که او چگونه آدمی است ، آیا راستگو است یا دروغگو ؟ اگر در زندگی این آدم نقطه ضعفی را کشف کردید ، اگر عیبی ، نقصی ، دروغی ، فسقی را کشف کردید ، اینجا بر شما نه تنها جایز است بلکه لازم است که در متن کتاب ها این آدم را رسوا کنید . این اسمش جرح است . با این که غیبت و بد گویی نه از مرده جائز است و نه از زنده ، ولی در این جا که تحریف حقایق است ، قلب حقایق است ، باید او را رسوا کنید . دروغگو را باید رسوا کرد .
یک عالم ممکن است در یک زمینه ، بزرگ هم باشد ، مانند ملاحسین کاشفی که خیلی مرد ملایی بوده است ! اما "روضة الشهدا" اش پر از دروغ است . به همه دروغ بسته حتی به ابن زیاد و عمر سعد هم دروغ بسته است ! نوشته است ابن زیاد پنجاه خروار زر سرخ به عمر سعد داد که آمد کربلا و دست به این کار زد ! هر کس بشنود می گوید پس عمرسعد خیلی هم تقصیر نداشته است ؛ پنجاه خروار طلا را به هر کس بدهند دست به این کار می زند!
در مورد ملا آقای دربندی اتفاق نظر است که آدم خوبی بوده است ، حتی مرحوم حاجی نوری که از کتابش انتقاد می کند و به حق هم انتقاد می کند ، می گوید مرد خوبی بوده است . واقعاً نسبت به امام حسین علیه السلام مرد مخلصی بوده است . نوشته اند هروقت نام امام حسین را می شنید اشکش جاری می شد ، فقه و اصول را هم به خوبی می دانسته است . خودش خیال می کرد که از فقهای درجه اول است . ولی نه ، از فقهای درجه دوم و سوم لااقل بشمار می رود . کتابی نوشته بنام "خزائن" که یک دوره فقه است و چاپ هم شده و معاصر با صاحب جواهر است .
به صاحب جواهر گفت اسم کتاب شما چیست ؟ گفت جواهر ، اسم کتاب خودش خزائن بود . به صاحب جواهر گفت از این جواهر شما در خزائن ما بسیار است . اما کتاب جواهر تا به حال ده بار چاپ شده است و هیچ فقهیی نیست که از این کتاب استفاده نکند ، هیچ فقهیی نیست که خودش را نیازمند به این کتاب نبیند . ولی کتاب خزائن که یک دوره چاپ شد ، بعد از آن احدی به سراغ آن نرفت ! قیمت آن با این که کتاب هزار صفحه ای است ، همان قیمت کاغذش بیشتر نیست . این مرد با این که مرد عالمی است ولی اسرارالشهاده را نوشته که به کلی حادثه کربلا راتحریف کرده است ! قلب کرده است ، زیر و رو کرده است ، بی خاصیت و بی اثر کرده است ، کتابش مملو از دروغ است ! حال به خاطر این که یک عالم بوده ، با تقوا بوده ، مخلص امام حسین بوده است ، ما باید درباره اش سکوت کنیم ؟!
حاجی نوری نباید دربارۀ اسرارالشهادۀ او اظهار نظر کند ؟ باید جرح بشود و این وظیفه عالم است .
از خداوند تبارک و تعالی توفیق می خواهیم که دل های همه ما را به حق و حقیقت رهبری بفرماید . گناهانی را که از طریق تحریف یا غیر تحریف مرتکب شده ایم ، بر ما ببخشاید . به ما توفیق بدهد که وظیفه و رسالتی را که در این زمینه داریم ،به خوبی انجام بدهیم .
کد مطلب: 40096
آدرس مطلب: http://www.fararu.com/vdciqua5.t1au32bcct.html