نسخه قابل چاپ

نسخه وب

خارجی » گزارش » سياسی

تحلیل نشریه بریتانیایی از بحران شدید در روابط ایران و آمریکا

اکونومیست: روابط ایران و آمریکا از بد به بدتر میل می کند

17 شهريور 1386 ساعت 10:40

هفته نامه اکونوميست چاپ لندن در شماره 8 سپتامبر خود در مقاله‌اي به بررسي روند تشديد اختلافات ايران و آمريکا پرداخته است.
به گزارش بازتاب، اين مقاله که با عنوان «مناقشه ديگر در خليج (فارس)» انتشار يافته با اين سئوال آغاز مي‌شود که: ساير کشورهاي جهان براي جلوگيري از کشانده شدن لفاظي‌هاي آمريکا و ايران به جنگ چه مي‌توانند بکنند؟

نويسنده مقاله با يادآوري اينکه توجه جهانيان بر گزارش فرمانده نيروهاي آمريکايي در هفته آينده متمرکز است، مي‌نويسد که در همانحال، به نظر مي‌رسد که روابط آمريکا با ايران از بد به بدتر تبديل مي‌شود.

به نوشته اکونوميست، ايران و آمريکا به مبادله ناسزا عليه يکديگر عادت دارند اما اخيرا اين ناسزاها ماهيتي انفجار آميز به خود گرفته است و به نظر مي‌رسد که هرچه اوضاع جورج بوش در عراق دشوارتر مي‌شود، بيشتر گرفتار وسوسه مقصر جلوه دادن ايران مي‌شود.

اکونوميست يادآور مي‌شود که رئيس جمهور آمريکا در سخناني در روز 28 اوت ايران را حامي اصلي تروريسم در جهان خواند، ادعا کرد که برنامه هسته‌اي اين کشور باعث شده است تا «يک فاجعه هسته‌اي بر خاورميانه سايه افکن شود» و افزود که به فرماندهان خود اجازه داده است با «اقدامات جنايتکارانه ايران» مقابله کنند.

اين هفته نامه مي‌نويسد که در همان حال، به نظر مي‌رسد که محمود احمدي نژاد، رييس جمهور ايران، عمدا در صدد است جورج بوش را به حمله به اين کشور تحريک کند و گفته است که بر اساس محاسبات او، دشمنان جمهوري اسلامي جرات حمله ندارند.

اظهارات تحريک آميز
اکونوميست مي‌نويسد که هر محاسبه‌اي که اين استاد محاسبات ممکن است کرده باشد، اين خطر وجود دارد که آمريکا به مرحله‌اي برسد که جرات حمله به ايران را يا به عنوان بخشي از مبارزه با شبه نظاميان شيعه تحت حمايت ايران در داخل عراق يا براي از کار انداختن تاسيسات هسته‌اي بيابد.

اين هفته نامه بريتانيايي مي‌افزايد که در مورد برنامه هسته‌اي ايران هم آقاي احمدي نژاد کمکي به بهبود شرايط نکرده است و هنوز مرکب اين گزارش آژانس بين المللي انرژي اتمي در اين مورد خشک نشده بود که ايران مي‌خواهد فعاليت خود در غني سازي اورانيوم را کاهش دهد که آقاي احمدي نژاد اعلام داشت که جمهوري اسلامي به هدف خود در راه‌اندازي سه هزار دستگاه سانتريفوژ دست يافته است و هر هفته هم چند آبشار جديد سانتريفوژ را به اين مجموعه خواهد افزود.

به نوشته اکونوميست، البته اگر ايران و آمريکا واقعا قصد داشته باشند با لفاظي‌هاي خود زمينه جنگ را فراهم سازند، از جهانيان براي جلوگيري از چنين جنگي، کار چنداني ساخته نيست اما براي کاهش خطر آغاز جنگ در اثر بروز اشتباه راههايي وجود دارد.

اکونوميست مي‌نويسد که يکي از اين راه‌ها تفهيم اين موضوع به آمريکاست که قرارنيست براي مقابله با آشوبگري هسته‌اي ايران به تنهايي وارد عمل شود زيرا از ژوئيه سال 2006، شوراي امنيت سه قطعنامه الزام آور عليه ايران صادر کرده که از حمايت روسيه و چين نيز برخوردار بوده است هرچند، همانطور که آقاي احمدي نژاد با مباهات گفته، ايران اين قطعنامه‌ها را ناديده گرفته است.

اين هفته نامه مي‌نويسد که اگر روسيه و چين واقعا درصدد جلوگيري از گسترش جنگ افزارهاي اتمي هستند لازم است به آمريکا و اروپاييان کمک کنند تا قطعنامه شديدتري را عليه ايران به تصويب برسانند در حاليکه ساير کشورهاي جهان نيز مي‌توانند موضع آژانس بين المللي انرژي اتمي را محکم تر سازند.

به نوشته اکونوميست، محمد البرادعي، مديرکل آژانس، مي‌کوشد ايران را به ادامه عمل به تعهدات هسته‌اي خود وادار کند و مانع از حمله نظامي آمريکا به اين کشور شود اما اگرچه هدف‌هاي وي قابل احترام است، اما نبايد به ايران امکان آن را بدهد تا موفق به کسب تاييديه آژانس براي فعاليت‌هاي مشکوک خود شود.

«تفاهم نامناسب» با آژانس
اکونوميست تفاهم اخير ايران و آژانس بين‌المللي را نامناسب توصيف کرده و توضيح مي‌دهد که اگرچه بر اساس اين توافق، ايران به بازرسان آژانس اجازه بازرسي از برخي مراکز هسته‌اي سئوال برانگيز خود را مي‌دهد، اما اين امکان را هم مي‌يابد که اطلاعات لازم را قطره قطره در اختيار آژانس قرار دهد و ضرب الاجل مشخصي هم براي تکميل روند اطلاع رساني ايران پيش بيني نشده است.

در ادامه مقاله، آمده است نکته اصلي درباره قطعنامه‌هاي متعدد آژانس و شوراي امنيت اين بوده است که با توجه به سابقه پنهانکاري و دروغگويي ايران در زمينه برنامه‌هاي اتمي، لازم است اين کشور تمامي فعاليت‌هاي خود در ارتباط با اورانيوم و پلوتونيوم را متوقف کند.

اکونوميست مي‌نويسد که مديرکل آژانس گفته است از آنجا که ايران به فن آوري غني سازي اورانيوم دست يافته است، نمي‌توان از اين کشور خواست تا فعاليت در اين زمينه را متوقف کند و بايد به ايرانيان اجازه داد به طور محدود و تحت نظارت آژانس به کار خود ادامه دهند.

اين هفته نامه مي‌افزايد که کشورهاي ديگري هم هستند که به فن آوري غني سازي اورانيوم دست يافته‌اند اما از آن استفاده نمي‌کنند و مساله ديگر در مورد ايران اين است که آژانس بين المللي واقعا نمي‌داند اين کشور چه فعاليت‌هاي هسته‌اي ديگري را دنبال مي‌کند و فن آوري به دست آمده را در کجا به کار مي‌گيرد.

اکونوميست مي‌نويسد که مدتهاست که برخورد آقاي بوش با ايران داراي اشکال بوده است و تهديد رژيم ايران پس از سرنگوني طالبان ممکن است باعث تقويت خصومت اين رژيم و عزم آن براي دستيابي به بمب اتمي شده باشد.

به نوشته اکونوميست، پس از سقوط صدام حسين در عراق، ايران و آمريکا يکديگر را رقيباني براي مسلط شدن بر منطقه خليج فارس تلقي مي‌کنند در حاليکه تلاش آنها براي رسيدن به نوعي توافق مي‌تواند منافع هر دو کشور، و منافع منطقه خاورميانه، را بهتر تامين کند.

در عين حال، اين هفته نامه اظهار مي‌دارد که اگر ايرانيان واقعا فکر کنند که راهشان براي دستيابي به بمب اتمي هموار است، امکان توافق آنان با آمريکا وجود ندارد اما اگر ساير کشورها تلاش بيشتري به خرج دهند تا ايران را از چنين توهمي بيرون آورند، آنگاه خاورميانه منطقه امن تري خواهد شد.