«حقوق بشر» با تمام منازعاتی که بر سر آن در کشورهای مسلمان وجود دارد و غالباً به آن با دیده تردید و انکار نگریسته میشود، همواره از یک کجفهمی رنج میبرده است. بسیاری از متفکران مسلمان با حقوق بشر به عنوان یک نظام صرفاً ارزشی برخورد میکنند که ممکن است در بسیاری از زمینهها با نظام ارزشی دین اسلام در تعارض باشد.
حقوق بشر- یا به تعبیر صحیحتر، حقهای بشری- چیستند؟ وقتی در آن حرف از «حق» میزنیم مراد ما از حق چیست؟ آیا حق(right) در برابر باطل و غلط (wrong) قرار دارد؟ بسیاری با چنین تعبیری، برداشتی اشتباه از حقوق بشر مینمایند. در حالی که وقتی سخن از حقهای بشری به میان میآید، مطلوب این نیست.
بسیاری مفهوم حق بودن (to be right) را با حق داشتن (to have right) جابجا میگیرند. در هنجارهای حقوق بشری ما حرف از حداقل حقهایی میزنیم که افراد صاحب آن هستند. مثلاً فرد نسبت به مالکیت اموال خود، حق دارد و کسی نمیتواند اموال فرد دیگری را تصاحب نماید. اقتضای حق بر مالکیت، این است که فرد اختیار اموال خود را داشته و به هر گونه که مایل باشد بتواند آن را مصرف نماید.
اما وقتی حرف از حق بودن میزنیم، در حقیقت در حال انجام یک قضاوت ارزشی هستیم. در برابر یک نادرست، به درست تکیه میکنیم. و این «حق» کاملاً با حقی که در گفتمان حقوق بشر از آن بحث میشود، متفاوت است.
اما یک سوال؛ وقتی کسی پولی را در اختیار دارد، به اقتضای حق مالکیت خود میتواند هرگونه که بخواهد آن پول را خرج کند. آیا اگر او با وجود تمکن مالی، از کمک به یک فرد نیازمند خودداری نماید، کار درستی انجام داده است؟ او «حق» دارد که کمک نکند. این ناشی از حق مالکیت اوست. اما آیا کمک نکردن او و این ترک فعل را میتوان «به حق» و «درست» دانست؟
فاصله میان حق بودن و حق داشتن در نظام هنجارهای حقوق بشری، با یک حق مهم پر میشود: «حقِ بر خطا بودن.» ممکن است استفاده افراد از حقهایی که برایشان تدارک دیده شده است، استفاده درست و بجایی نباشد. اما این نافی حق آنها نیست. افراد حق دارند که در استفاده از حقوق خویش، «بر خطا» باشند و صرف بر خطا بودن، آنان را مستوجب بازخواست نمیکند.
حتی «حق بر خطا بودن» لزوماً با آموزههای دینی مخالف نیست. بسیاری از احکام دینی نه در دایره واجب و حرام، که در زمره مستحب و مکروه و حتی مباحات قرار دارند و فارغ از رفتارهایی که در حیطه این احکام پنجگانه قرار میگیرند، رفتارهایی وجود دارد که دین راجع به آنان هیچ حکمی ندارد و به تعبیر برخی فقها، در آنجا منطقهالفراغ است.
این که قضاوت ارزشی افراد راجع به عملی، منفی باشد، لزوماً به آن معنا نیست که آن فعل خلاف دین باشد. آن فعل از نظر فقه ممکن است مکروه یا حتی مباح باشد. و در عین حال باید در نظر داشت که هیچ کس نمیتواند حق خود را وسیله اضرار به غیر نماید. یعنی عمل خطای افراد، اگر موجب به تجاوز به حق دیگری شود، از نظر قانونی ممنوع است.
این مسئله نیز در نظام حقوق بشر پیشبینی شده است: آیا کسی میتواند به استناد حق بر آزادی بیان، به حیثیت شهروندی دیگر تجاوز نماید؟ قطعاً چنین فردی در استفاده از حق خود، بر خطاست؛ و در عین حال قانون برای چنین حقهایی که ممکن است موجب تجاوز به حقوق دیگران شود، تمهیداتی (هر چند به صورت استثنایی) اندیشیده است.
برای مطالعه بیشتر درباره حق بودن و حق داشتن میتوانید مراجعه کنید به:
حقوق بشر در جهان معاصر، جلد اول، سیدمحمد قاری سیدفاطمی، نشر شهر دانش، مبحث آغازین بخش نخست.
حق و مصلحت، محمد راسخ، نشر طرح نو، بخش فلسفه حق، مقاله فلسفه حق، جرمی والدرون، با ترجمه و توضیحات دکتر محمد راسخ.