|
داخلی » خبر » سياسی
|
|
سخنرانی صفار در رشت هم متشنج شد |
|
|
کد مطلب : 34653
|
18 آبان 1388 ساعت 9:50
|
|
| خبرگزاری حامی دولت فارس نوشت: پس از آکه سخنرانی وزیر سابق ارشاد در دو دانشگاه به تشنج کشیده ش در دانشگاه گیلان نیز سرنوشت مشابهی برای وی رقم خورد.
وی که در سخنرانی خود اظهارات قبلی مطرح شده در دانشگاه خواجه نصیر و دانشگاه تهران را تکرار می کرد باواکن دانشجویان معترض مواجه شد.
دانشجویان با شنیدن سخنان صفار هرندی شعار یا حسین میرحسین و دروغگو، دروغگو سر دادند.هرندی در پاسخ به آنان اظهار داشت که اگر من دروغگو هستم پس چرا وزیر فرهنگ شما به خارج از کشور فرار کرده است.
وی افزود: اکنون اگر کسی به طور ناگهانی وارد جلسه شود متوجه میشود که چه کسی خشونتطلب است.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت نهم گفت: آیا فریاد 13 میلیون نفر میتواند صدای 24 میلیون جمعیت را خاموش کند.در این هنگام دانشجویان طرفدار میرحسین موسوی شعار یاحسین، میرحسین را دوباره سر دادند.
در این هنگام طرفداران احمدینژاد نیز فریاد برآوردند که صفار دوستت داریم و هواداران موسوی نیز از صفار هرندی خواستند جلسه را ترک کند.
هرندی خطاب به هواداران موسوی گفت: به دعوت شما نیامدم که با حرف شما بروم فضای این جلسه، فضای دریافت حرف حق است که در همین لحظه دانشجویان هواداران موسوی سرود «یار دبستانی من» را سر دادند.
وزیر دولت نهم خاطرنشان کرد: این سرود توسط آقای جم با انگیزه ضدیت با آمریکا و شاه در اوایل انقلاب سروده شد که جا دارد از این فرد تشکر شود.
دانشجویان طرفدار موسوی با شنیدن سخنان صفار هرندی دوباره شعار سر دادند که «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران».
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت نهم در پاسخ به شعار نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران تصریح کرد: هر کس ایران را دوست دارد باید غزه و لبنان را دوست داشته باشد زیرا آنها هزاران کیلومتر آن طرفتر از مرزها ایستادهاند در غیر این صورت شما باید در مرزها میجنگیدید.
در همین لحظه دانشجویان شعار مرگ بر اسرائیل و مرگ بر دیکتاتور را سر دادند.
وی در پاسخ به حرکتی از یک دانشجوی طرفدار موسوی که قصد پرت کردن لنگه کفش به طرف هرندی را داشت، تصریح کرد: اگر دیدید که منتظرالزیدی با شهامت کفش خود را به طرف تجاوزگر خاکش پرت کرد به این معنا نیست که کسی کفش دوستش را بردارد و پشت کسی قایم شود و آن را به طرف هموطن خود پرت کند.
در این موقع طرفداران احمدینژاد فریاد زدند که دانشجوی بیفرهنگ بیسواد همینه.
| | |
|
| نظرات بازديدکنندگان
 1388-08-18 14:34
|
| من دوران دانشجویی یک دوست داشتم اسمش شیرین بود
.in shirin khanom zatan adami bod ke d_orobare kasayi jam mishod ke barash manfeat dashtan,ta vaghti ke barash hame kar mikaram d_oro baram bod .bad ke fahmidam in j_or adame va barash kari nakardam raft s_oraghe 1 nafare dige.in safar ham haminj_oriye,ch_and mah pish hazer nabod bargarde poshte mize karesh chon oft dasht barash,baraye etebaresh,amma alan sange hamonaro be sine mizane. |
 1388-08-18 16:10
|
| اینام مسخره شو در آوردن چرا می رن دانشگاه دیگه؟ اونجام می خوان زور بگن. میرن اونجا با دانشجو ها دعوا می کنن خوب کسی تحویلتون نمیگیره نرید چرا دعوا می کنید |
 1388-08-18 15:07
|
| هر جا سبزها باشند منطق نیست . اگر یار دبستانی را نداشته باشند چه دارند؟ |
 1388-08-18 11:50
|
| آقای صفار هرندی اعتما به نفس بالایی دارد ( یا به تعبیری ار حماقت بالایی برخوردار است ) با اینکه می بیند جایی بین مردم نداره بازهم حضور بهم می رسونه !
البته بهتره بازهم ادامه بدهند تا واقعیت را درک کنند . |
 1388-08-18 10:09
|
| اين آقا كه ميداند چه استقبالي از وي خواهد شد چرا به دانشگاهها ميرود؟ نكند مسئله، مسئلهي شناسايي دانشجويان مخالف باشد؟ |
| |