|
داخلی » خبر » اجتماعی
|
|
قتل دختر فراري به خاطر داشتن روابط نامشروع |
|
|
کد مطلب : 14169
|
5 شهريور 1387 ساعت 11:39
|
|
| اعترافات يک زن و مرد متهم به قتل که مرتکب جنايت هاي جداگانه يي شده اند ديروز در اداره ويژه مبارزه با قتل پليس آگاهي تهران ثبت شد.
به گزارش اعتماد؛ يکي از قاتلان مرد خودمعرفي است که يک دختر فراري را کشته و ديگري زني است که در شهرستان گچساران شوهرش را به کام مرگ کشاند اما پليس براي رازگشايي از قتل، متهم را به پايتخت انتقال داد و کارآگاهان تهران وظيفه بازجويي از او را عهده دار شدند.
قتل دختر فراري صبح ديروز مردي 60 ساله به کلانتري تهران نو رفت و پس از آنکه رودرروي افسر نگهبان قرار گرفت با صدايي لرزان مدعي شد يک دختر فراري را کشته و به خاطر عذاب وجدان به کلانتري آمده است تا خودش را تسليم پليس کند.
افسر نگهبان به محض شنيدن حرف هاي اين مرد به همراه همکاران خود به محل سکونت وي رفت و با جسد دختري 20 ساله به نام سمانه مواجه شد که اثر خفگي با طناب دور گردنش مشهود بود. پس از گزارش موضوع به حسين اصغرزاده- بازپرس ويژه قتل - متهم به نام حميد به پليس آگاهي منتقل شد و از سوي کارآگاهان جنايي تحت بازجويي قرار گرفت.
حميد در اعترافاتش گفت؛ حدود سه سال پيش بود که به طور اتفاقي با سمانه آشنا شدم. او يک دختر فراري و خيابانگرد بود و وقتي درباره زندگي اش از وي پرس وجو کردم به من گفت هيچ سرپرستي ندارد و از 14 سالگي خيابانگردي مي کند و بارها مورد سوء استفاده جنسي قرار گرفته است.
زندگي دردناک اين دختر مرا به شدت تحت تاثير قرار داد و با خودم عهد بستم به او کمک کنم. به همين خاطر سمانه را به خانه خودم بردم و بعد از مدتي آپارتماني جداگانه در تهران نو برايش اجاره کردم و از وي تعهد گرفتم ديگر از اعمال گذشته اش دست بکشد و به راه راست بازگردد. او نيز پذيرفت اما در اين مدت متوجه شدم دختر جوان همچنان به همان رفتارهاي گذشته خود و روابط نامشروعش ادامه مي دهد. بارها به او تذکر دادم اما هيچ فايده يي نداشت تا اينکه شب حادثه باز هم بر سر اين موضوع با سمانه دعوا کردم. وقتي وي گفت حاضر نيست از مسيري که براي زندگي انتخاب کرده بازگردد و از طرفي نمي پذيرد خانه يي را که برايش اجاره کرده ام، ترک و ارتباطش را با من قطع کند عصباني شدم و با يک طناب او را کشتم. سپس طناب را در سطل زباله انداختم تا مرگ اين دختر را طبيعي جلوه دهم اما روز بعد دچار عذاب وجدان شدم و با مراجعه به کلانتري خودم را تسليم کردم.
حميد در حال حاضر در بازداشت به سر مي برد و پرونده قضايي او مراحل مقدماتي را طي مي کند.
شوهرکشي روز 21 مردادماه فرزندان مردي 63 ساله به نام ذوالفقار جسد او را در انباري خانه اش در باشت گچساران واقع در استان کهکيلويه و بويراحمد پيدا کردند و با اين تصور که پدرشان به مرگ طبيعي جان باخته است بدون طرح شکايت، انجام آزمايش سم شناسي و کالبدشکافي جسد را به خاک سپردند اما چند روز بعد از اين اقدام خود پشيمان شدند. آنها که از اختلافات نامادري شان با پدر خود مطلع بودند به زن 38 ساله مظنون شدند و با مراجعه به پليس ضمن طرح شکايت عليه مهناز او را به عنوان مظنون قتل پدرشان معرفي کردند. پس از طرح اين شکايت کارآگاهان به تحقيق درباره زن جوان پرداختند و هنگامي که به ارتباط پنهاني او با مردي ديگر پي بردند احتمال ارتکاب قتل را قوي دانستند و مهناز را بازداشت کردند. اين زن در بازجويي ها اتهام رابطه نامشروع را پذيرفت اما گفت ذوالفقار به مرگ طبيعي جان باخته و او را نکشته است.
مغايرت ادعاهاي متهم با شواهد به دست آمده کارآگاهان را در بن بست قرار داد و به همين خاطر مهناز براي ادامه تحقيقات به تهران منتقل شد. افسران جنايي پايتخت ديروز با جمع آوري ادله کافي زن جوان را در مسيري قرار دادند که مجبور شد کشتن شوهرش را بپذيرد و جزييات جنايت خود را شرح دهد. او گفت؛ ذوالفقار مردي معتاد و بداخلاق بود و به واسطه فاصله سني زيادي که با هم داشتيم دچار اختلافات شديدي بوديم و وي مرا مورد آزار قرار مي داد. شرايط بد زندگي ام باعث شد با مردي ديگر رابطه برقرار کنم تا اينکه بالاخره همسرم از اين موضوع مطلع شد، در نهايت براي رهايي از دست ذوالفقار نقشه قتل او را کشيدم و مقدار زيادي داروي بيهوش کننده در غذاي وي ريختم و به او خوراندم، سپس جسد را به انباري خانه بردم و مقداري مواد مخدر هم کنارش گذاشتم تا همه فکر کنند او بر اثر مصرف مخدر فوت شده است.
بنابر اين گزارش با اعترافات زن جوان وي به گچساران بازگردانده شد تا پرونده اش به جريان بيفتد.
| | |
|
| | |