داخلی  »  گزارش  »  اجتماعی

چیزهایی که هرکس باید از حقوق بداند

محمد منصوری بروجنی

کد مطلب : 45110 24 فروردين 1389 ساعت 16:56


فرارو- «حقوق» چیزی است مثل «شیر» که بعضی وقت‌ها معنی شیر خوراکی می‌دهد، بعضی وقت‌ها معنی شیر آب می‌دهد و گاهی هم حیوانی است در جنگل.

«مقدمه علم حقوق» نخستین درسی است که دانشجویان حقوق فرامی‌گیرند و نخستین چیزی که در آن درس می‌فهمند این است که «حقوق» چیزی است مثل «شیر» که بعضی وقت‌ها معنی شیر خوراکی می‌دهد، بعضی وقت‌ها معنی شیر آب می‌دهد و گاهی هم حیوانی است در جنگل. «حقوق» هم این‌گونه است، گاهی به معنای دستمزد است، گاهی به معنای رشته‌ای علمی است، گاهی جمع حق و... یکی از مهم‌ترین معانی آن پدیده‌ای اجتماعی است با کارکردهایی ضروری.

حقوق در معنای اخیر خودش، از جمله لوازم حیات جامعه است. اغراق نمی‌کنم که نقش مغز یا قلب را بازی می‌کند، اما می‌توانم بگویم نقش مخچه را ایفا می‌کند. همان‌گونه که مخچه تعادل بدن را حفظ می‌کند، حقوق هم کار حفظ تعادل جامعه را دارد و مهم‌ترین بروزش در دستگاه قضایی است. پس اولین تصور غلطتان را اصلاح کنید، اگر فکر می‌کنید اولین وظیفه دستگاه قضایی و پدیده حقوق اجرای عدالت است، باید بدانید که سخت در اشتباهید. اولیه‌ترین و مهم‌ترین وظیفه حقوق، «حفظ نظم» است.

حقوق داور زندگی ماست. اصولاً به بازی ما کاری ندارد، مگر این که بخواهیم جرزنی کنیم. بر خلاف آن‌چه تصور می‌کنیم، حقوق برای همه خطاها سوت نمی‌زند، زیاد هم آوانتاژ می‌دهد، چون از داور بازی فوتبال بی‌خیال‌تر است. اگر شما نخواهی، خودش را نخود آش نمی‌کند. اگر هنوز نفهمیدید که موضوع بحث چیست، خب حق دارید. اولین موضوع این است که «حقوق کی خودش را قاطی می‌کند؟»
البته باید قبلش به خاطر داشته باشید که در بازی زندگی انسان، چه کسانی غیر از خودش بازیگرند: شهروندان دیگر، اجتماع، دولت و...

اول: دعوای دو شهروند
ممکن است شما با شهروندی دیگر مشکل پیدا کنید، دعوایتان شود و کارتان بالا بگیرد. البته دقت داشته باشید، توی این دعوا هنوز کار به کتک‌کاری یا ناسزاگویی نرسیده است. مثلاً چکی گرفته شده، اجاره‌ای بسته شده، معامله‌ای صورت گرفته و ازدواجی انجام پذیرفته و... بشمار از دعوا بر این مسائل!

دو حالت دارد، شما سر این‌گونه مسائل یا با هم‌دیگر کنار می‌آیید و مشکلتان را حل می‌کنید یا نه. اگر مشکلتان را با هم‌دیگر حل کنید و کنار بیایید، آن وقت دعوای شما هیچ ربطی به حقوق پیدا نمی‌کند. به عبارت دیگر حقوق خودش را وسط نمی‌اندازد.

مثلاً فرض کنید الف چکی دارد به مبلغ 5 میلیون از ب. چک وصول نمی‌شود. درست است که اگر آقای الف برود در دادگاه شکایت کند و پای حقوق را وسط بکشد، دادگاه ب را مجبور می‌کند که 5 میلیون بدهیش را بدهد؛ اما اگر الف و ب توافق کنند که با 3 میلیون سر و ته قضیه به هم برسد؛ حقوق هم مدعی نخواهد شد. به او چه، تازه خوشحال هم می‌شود.

این جور مسائل یعنی اختلافات مدنی شهروندان، به حقوق خصوصی ربط پیدا می‌کند. اختلاف‌های ملکی، اجاره، ازدواج، تجارت و... درست است که حقوق قواعدی دارد برای تنظیم این‌گونه روابط، اما تا دو نفر نخواهند پای حقوق به میان نمی‌آید. خاطرتان باشد اگر در این گونه مسائل دعوایی را در دادگاه طرح کردید، قاضی هیچ تعهدی نخواهد داشت که حقیقت را کشف کند و بگوید حق با کیست. هر که مدعی است باید دلایل و مدارکش را ارائه کند، قاضی فقط تصمیم می‌گیرد که حق با کدام طرف است، همین.

به این گروه از قواعد حقوقی می‌گویند «حقوق خصوصی». البته این نکته را از خاطر نبرید، حقوق پایش را در بعضی مسائل «خصوصی» آدم‌ها باز می‌کند. وقتی مسئله به «اجتماع» مربوط شود. این را در بخش بعد می‌خوانید.

ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Share/Save/Bookmark
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين