مروری بر ستون طنز روزنامه های شنبه 25/7/88:
شهرام شکیبا در روزنامه خبر با عنوان "آلودگی غذایی" نوشته است:
اخیراً سخنگوی شورای شهر تهران از احتمال آلودگی گوجهفرنگی و سیبزمینیهای موجود در میادین میوهوترهبار استان تهران خبر داده است.
خیلیها از جمله رئیس اتحادیه فروشندگان میوهوترهبار این مطلب را تکذیب کردهاند. اما نظر اینجانب چیز دیگری است.
تاریخ در جغرافیای ایران نشان داده که معمولاً هر چیز در این مرز پرگهر سیاسی میشود و دورهاش سرمیآید، به سرعت دچار آلودگی سیاسی میشود. همواره پس از «پارهای توضیحات» آلودگیهای سیاسی افراد، منجر به کشف انواع و اقسام آلودگیهای دیگر هم میشود.
دو عنصر نامطلوب نامبرده فوق (گوجهفرنگی و سیبزمینی) طی چهار سال گذشته کاملاً به آلودگیهای سیاسی دچار شدند. یکی در غائله گوجهفرنگی و بالا رفتن آن و دیگری در آستانه انتخابات دهم ریاست جمهوری. لذا با توجه به سرآمدن تاریخ مصرف سیاسی هر کدام از دو محصول فوق، طبیعی است که به انواع و اقسام آلودگیها متهم شوند. اینجانب در محضر ملت شریف ایران اعلام میدارم که گوجهفرنگی و سیبزمینی ضمن ارتباط با عناصر معلومالحال و براندازی چون «سوروس» به انواع اعتیاد، آلودگیهای اخلاقی، براندازی، آشوب، مخملی و غیره متهم میباشند و تقاضای اشد مجازات را برای هر دوی این عناصر خواستارم، که همانا کوبیده شدن با گوشتکوب داخل دیزی است.
آقای حسین مهاجران، رئیس اتحادیه فروشندگان میوهوترهبار در دفاع از این دو عنصر نامطلوب سیاسی گفته است: «گوجهفرنگی و کدو و بادمجان جزو صیفیجات بهشمار میآیند و همه از کود رشد و تغذیه میکنند. آلودگی این نوع تولیدات کشاورزی به معنای آلودگی انواع کودهای مرغی و گوسفندی است که درخصوص صحت آن، این مسئله ریشه در اصل دیگری دارد.»
اطلاعیه
بهحمدالله منبع تغذیه عناصر نامطلوب اخیر هم مشخص شد، لذا تقاضای دستگیری و اشد مجازات انواع مرغ و گوسفند را نیز دارا میباشیم. اگر لازم است برویم دم مرغداری و گوسفندداری هم یک تظاهراتی انجام بدهیم.
(گروهی از عناصر خودجوش ناپیوسته)
"حل خودمانی مشکل پولانسکی" عنوان طنز محمود فرجامی است در تهران امروز:
رومن پولانسكي، كارگردان مشهور لهستاني كه در آمريكا با دختر نوجواني رابطه غيراخلاقي داشته و بعدا به فرانسه گريخته، الان در سوئيس زنداني است تا به خاطر جرمي كه 30 سال پيش در آمريكا مرتكب شده به اين كشور تحويل داده شود. همينطوري سرانگشتي كه حساب كنيم ماجرا دستكم به چهار كشور مربوط ميشود و عجيب اين است كه تاكنون هيچ ربطي به ايران پيدا نكرده. در چنين اوضاع و شرايطي پس طبيعتا وظيفه ماست كه خودمان را بيندازيم وسط معركه!
در همين راستا توصيه ميكنم براي اينكه اين جنجال ختم به خير شود، دوستان به يكي از روشهاي زير كه همگي آزمايش شده و منتج به فايده هستند، عمل كنند تا نه فرشته عدالت آسيب ببيند و نه دولت آمريكا بابت مزاحمت براي اين كارگردان مشهور جهان به دردسر بيفتد يعني به قول ايرانيها نه سيخ بسوزد نه كباب:
1- يك عدهاي از دوستاران جناب پولانسكي شبانه به در خانه دوشيزه سابق كه الان نزديك به 50 سال سن دارد، بروند و با عربدهكشي وي را مرعوب ساخته و وادارش كنند رضايت بدهد.
2- پنتاگون و شوراي امنيت ملي آمريكا رسما اعلام كنند كه در تازهترين تحقيقات بهعمل آمده معلوم شده دوشيزه سابق از ابتدا ريگي به كفش داشته و تمام اين كارها براي اين انجام داده تا دولت آمريكا را براي تحت تعقيب قرار دادن پولانسكي به زحمت بيندازد.
3- شبكه فاكسنيوز در مستندي وجدانگرايانه نشان بدهد كه اصولا نه دوشيزه سابقي وجود داشته و نه شخصي به نام پولانسكي وجود دارد. همه اينها زاييده خيالات است و در انتهاي برنامه يك روانكاو بينندگان را هيپنوتيزم كند.
4- پس از تحويل دادن پولانسكي به آمريكا، اوباما روي فرش قرمز از پولانسكي استقبال كند؛ دستبندش را باز كند، يكدست لباس گرانقيمت به او هديه بدهد و با همان هواپيمايي كه آمده، برش گرداند به سوئيس.
5- پس از تحويل پولانسكي به زنداني در آمريكا؛ وي ندامتنامه نوشته و صادقانه لب به اعتراف بگشايد و جمهوريخواهان را كه حزب شكستخورده كنوني آمريكا هستند، مقصر اين حادثه قلمداد كند. سپس آزاد شود و پيش از اينكه جمهوريخواهان در انتخابات بعدي برنده شوند و او مجبور شود دموكراتها را مقصر آن حادثه بداند از آمريكا فرار كند.
6- پولانسكي در زندان اعتراف كند كه علاوهبر تجاوز و قتل دوشيزه سابق، طراح اصلي انهدام برجهاي دوقلو، عامل ركود اقتصادي آمريكا، قاتل جان افكندي و سوراخكننده لايه اوزون است. سپس در حالي كه جامعه جهاني منتظر اجراي 200بار اعدام به صندلي الكتريكي، دو ميليون سال زندان و تبعيد وي به كهكشاني دوردست هستند، چند ماه بعد از زندان آزاد شود و برود دنبال كار و زندگياش.
7- پولانسكي و دوشيزه سابق به عقد اجباري يكديگر درآيند و عروس در مراسم عروسي، حلقه دستبندي كه آن يكي حلقهاش به دست پولانسكي است را از دست پليس باز و به دست خودش ببندد!
در ستون گفت و شنود کیهان نیز می خوانیم:
گفت: هيلاري كلينتون وزيرخارجه آمريكا گفته است با وجود گزارش آژانس درباره صلح آميز بودن برنامه هسته اي ايران، هنوز به فعاليت اتمي ايران اعتماد نداريم!
گفتم: اظهارنظر دراين باره برعهده آژانس است نه آمريكا.
گفت: ولي چند تن از سناتورهاي آمريكايي مي گويند به نظر مي رسد آمريكا درباره فعاليت هسته اي ايران بهانه جويي مي كند.
گفتم: بعد از هفت سال تازه فهميده اند؟!
گفت: اخيراً بعضي ديگر از كشورهاي اروپايي هم دراين باره با آمريكا اختلاف نظر پيدا كرده اند.
گفتم: همه آنها از اول هم واقعيت را مي دانستند ولي حالا كه ايران در مقابل زورگويي آنها مقاومت كرده است چاره اي جز كوتاه آمدن ندارند.
گفت: در خبرها آمده كه آمريكا و متحدانش از واكنش احتمالي ايران سراسيمه شده اند.
گفتم: يكي از اراذل كه به باج گيري معروف بود جلوي رهگذري را گرفت و به او گفت؛ تو نبودي كه ديشب يك سيلي به گوش من زدي؟ رهگذر گفت؛ من تازه امروز وارد اين شهر شده ام. باج گير گفت؛ پس چه كسي به من سيلي زده بود؟ رهگذر جواب داد؛ چه مي دانم؟ من نبودم. باج گير پرسيد؛ پس تو كي هستي؟ رهگذر گفت؛ كسي كه امشب قرار است يك سيلي توي گوش تو بزند!