|
داخلی » يادداشت » سياسی
|
|
مجلس هشتم، آزمایشی نو برای نخبگان سیاسی دکتر سید رحیم لاری |
|
|
کد مطلب : 6824
|
22 دي 1386 ساعت 14:33
|
|
| پس از چند ماه گفتگوها و رایزنی ها، بالاخره در عمل، پرونده انتخابات مجلس هشتم از شنبه پانزدهم دی ماه گشوده و روز جمعه 21 دی ماه مرحله ی ثبت نام تمام شد. آنچه که از ظواهر امر برمی آید وجود رویه متفاوتی است که نخبگان سیاسی در استقبال از این انتخابات در پیش گرفته اند.
این که نتیجه این انتخابات، یعنی مجلس هشتم نیز نسبت به مجالس گذشته تفاوتی داشته باشد یا خیر را باید به آینده موکول کرد، اما دست کم می توان گفت که این انتخابات عرصه آزمایشی است که سربلند در آمدن نخبگان از آن تاثیر مستقیمی در چگونگی مجلس هشتم به عنوان مجلسی متفاوت از مجالس قبلی دارد.
نخستین نکته ای که با نگاه اجمالی به کارنامه دو مجلس ششم و هفتم روشن می شود این است که یک دست شدن مجلس و دولت، نتیجه معکوسی در کارآمدی هر دو دارد. در ابتدای تشکیل مجلس ششم گمان می رفت که اکثریت قاطع اصلاح طلب، یاور دولت آقای خاتمی خواهد شد، اما در عمل، آن اکثریت نتوانست شعار توسعه سیاسی دولت اصلاحات را همیاری کند و در نهادینه کردن آن شعار در ساختار سیاسی کشور توفیقی به دست آورد.
همین مسئله نیز در مجلس هفتم دیده شد. دولت نهم با شعار مهرورزی و عدالت سعی کرد تا توسعه اقتصادی و فقرزدایی را جایگزین توسعه سیاسی دولت پیشین کند اما مساعدت اکثریت راستگرای مجلس هفتم نتیجه ای معکوس داد و شعار و ادعای فقرزدایی به تورم و تهی شدن بیشتر جیب مردم منجر شد. شاید نخبگان این درس را از گذشته گرفته باشند که یک دست شدن دولت و مجلس به ضرر همه خواهد بود و از این رو، رد صلاحیت های گسترده برای رسیدن به چنان هدفی نتیجه مطلوبی برای کل مجموعه نظام جمهوری اسلامی نخواهد داشت.
نکته دوم درسی است که طرفداران اصلاحات و راستگرایان از جناح بندی های گذشته گرفته اند. طرفداران دولت اصلاحات در انتخابات مجلس ششم زیر چتر اصلاح طلبی جمع شدند و توانستند به مجلس راه یابند، اما گویا اکنون دریافته اند که زیر یک چتر با نام مبهم و گنگ اصلاح طلبی جناحهایی وجود داشتند که چندان با هم همخوانی نداشته و این چتر نتوانسته همه را پوشش دهد. اکنون، برخی از طرفداران اصلاحات با در دست گرفتن چتر دیگری به این شعار تنوع تازه ای داده اند. حزب اعتماد ملی از گذشته این درس را فرا گرفته و هر چند که با دیگر گروههای طرفدار اصلاحات همگام است اما سعی دارد تا به شیوه ای خاص، خود را نیز حفظ کند. حرکت این حزب را باید به فال نیک گرفت و انتظار داشت تا به این وسیله، اصلاحات راستین و سازنده بیشتر تعین یابد و ابعاد آن از ابهام به درآید.
از سوی دیگر، گمان می رفت که جبهه متحد اصولگرایان می تواند چتری برای تمام اصول گرایان باشد، اما همچنان که حشمت الله فلاحت پيشه، عضو فراکسيون اصولگرايان مجلس، گفته است؛ «گروههاي گوناگون اصولگرا در تصميمات اين جبهه، خوب به بازي گرفته نميشوند و تنها چند نفر در شوراي «5+6» درباره همه امور نتيجهگيري و برنامهريزي ميکنند.» برخی از گروههای اصولگرا زود دریافتند که سهم خواهی و تنگ نظری برخی از اعضای این جبهه،اجازه نمی دهد دیگران را به زیر چتر آن آورد. از این رو، ائتلافی به وجود آمد تا بتواند اصولگرایان خارج از جبهه متحد را دربرگیرد. آنچه که پیدا است، برخی جریانها در اکثریت راستگرای مجلس هفتم دریافته اند که یک دستی با دولت نهم، برخلاف تصور اولیه، نتیجه ای معکوس دارد و باید اصولگرایی را از دام حمایت مطلق از دولت نهم رهانید.
هویداست که نخبگان سیاسی آموخته اند که باید با تصحیح اشتباهات گذشته به دنبال راهکارهایی توانمند باشند. هرچند که این درس آموزی، بیشتر واکنشی نسبت به گذشته است تا ابتکار مبتنی بر تدبیر سیاسی، اما می توان انتظار داشت که چنین رویه ای اندک اندک به تقویت درایت سیاسی و رشد عقلانیت در فضای سیاسی کشور کمک کند. نمونه ای از این پیشرفت در شعار انتخاباتی و نخستین بیانیه حزب اعتماد ملی دیده می شود.
این حزب شعار انتخاباتی خود را (( اعتدال گرایی اطلاح طلبانه )) اعلام کرده است.در شعار این حزب، محور بر اصلاح طلبی قرارداده شده، اما با توجه به سابقه ای که جنبش اصلاحات داشته، وجود جریانهای تندرو در آن باعث شده تا این حزب با مطرح کردن (( اعتدال گرایی)) منظور خود را از اصلاحات تا اندازه ای روشن کند . هرچند که اعتدالگرايي در اصلاح طلبی واضح و روشن نیست اما تا همین مقدار نیز این حزب گامی به جلو برداشته است. از سوی دیگر، حزب اعتماد ملی در بیانه خود اعلام کرده؛ «بر حسب وظيفه و براي روشن نمودن ديدگاههاي خويش رووس برنامههاي خود را در خصوص مجلس هشتم به سمع و نظر کليه گروههاي اجتماعي و آحاد ملت بزرگ ايران ميرساند.»
اگر چه پیش از این نیز داوطلبان انتخابات مجلس برنامه های انتخاباتی خود را اعلام می کردند، اما اعلام برنامه از سوی یک حزب و در قالب یک برنامه مدون گام مهمی است که حزب اعتماد ملی برداشته است. چنین گامی موجب می شود تا دیگر احزاب نیز خود را ملزم ببینند برنامه های خود را به صورت مدون اعلام کنند.
اعلام برنامۀ مدون از سوی یک حزب، دو نتیجۀ عملی در پی خواهد داشت. نخست آن که رای دهندگان می توانند با توجه به برنامه های حزبی، آرای خود را به صندوقها بریزند و تنها نام افراد یا شخصیتهای سیاسی انگیزه رای دادن آنها نخواهد بود. چنین فرایندی به روند انتخابات، جهت معقول و آگاهانه ای می بخشد و باعث می شود تا انتخابات در جهت خواستهای روشن و معینی پیش رود. نتیجۀ عملی دوم، مسئولیتی است که حزب پیروز در انتخابات بر عهده دارد. حزبی که بر اساس برنامه مدون در انتخابات گام می گذارد نسبت به برنامه های اعلام شده خود مسئول است و باید بر اساس آن در مجلس عمل کند و منتقدان می توانند با توجه به برنامه های آن، عملکردش را نقد و بررسی کنند. علاوه بر این، مسئولیت حزب در قبال برنامه هایش باعث می شود که آن حزب بر عملکرد نمایندگانی که از سوی آن وارد مجلس شده اند، نظارت و کنترل داشته باشد و با پاسخگویی در قبال نمایندگان خود، به صورت عملی از عهده مسئولیت خویش برآید.
روشن است که برای دست یابی به چنین نتایجی باید برنامه های اعلامی یک حزب هر چه بیشتر از برنامه های کلی و مبهم پرهیز کرده و برنامه هایی مشخص و عملی بیان کند. با چنین برنامه هایی است که یک حزب می تواند در کارآمد کردن مجلس موثر باشد. حزب اعتماد ملی با وجود آن که برنامه های خود را به صورت مدون و در بیانه ای رسمی اعلام کرده، اما دو مسئله در آن دیده می شود. نخست آن که برنامه های اعلام شده، بسیار فراتر از برنامه های یک حزب در مجلس اند. در این بیانیه مواردی دیده می شود که بیشتر به امور اجرایی و امور قضایی یا قوه مجریه و قضاییه مربوط می شوند. باید توجه داشت که برنامه های تبلیغاتی یک حزب اصولا بر اساس تفکیک قوا و وظایف محوله به مجلس قابل توجیه است. دومین مسئله، کلیت و ابهام برنامه های اعلام شده این حزب است. می توان در مورد این برنامه ها پرسید؛ آیا آنها قابل اجرا هستند؟ اعلام برنامه به صورتی که قابلیت اجرا بودن آن معلوم باشد اهمیت بسزایی دارد زیرا در این صورت است که مسئولیت آور خواهد بود. اعلام برنامه هایی کلی و نامتعین به روشنی هیچ مسئولیت مشخصی را نیز در پی نخواهد آورد و به این دلیل، به نتیجه عملی موثری نیز ختم نمی شود.
با وجود مسائلی که در بیانیه حزب اعتماد ملی وجود دارد، اما باید آن را گام مهمی دانست که برداشته شده و چنین گامی می تواند روند انتخابات را در ایران به سوی عقلانیت سیاسی پیش برد. واضح است که چنین بیانیه ای عکس العمل دیگر احزاب را در پی خواهد داشت و باعث خواهد شد تا احزاب به جای به کار گرفتن چهره ها و نامهای آشنا در عرصه سیاسی بیشتر به عملکرد خود بیاندیشند و مردم نیز با توجه به آن، انتخاب خود را انجام دهند. شاید اعلام برنامه از سوی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان که از سوی آقای حبیب الله بیطرف رئیس کمیته تدوین برنامه ستاد ائتلاف اصلاح طلبان وعده داده شده، گام دیگر و کاملتری در این فرایند باشد.
به هر صورت، یک نکته از جریان انتخابات مجلس هشتم معلوم می شود و آن قرار گرفتن فرایند این انتخابات در جریانی متفاوت از انتخابات گذشته است. انتخابات مجلس هشتم به بوته ای تبدیل شده که نخبگان سیاسی در آن آزموده شده و توانایی آنان برای انجام عمل سیاسی درست و منطبق بر درایت و تدبیر سیاسی و نه شعار پراکنی و وعده های بی پشتوانه، محک زده می شود.
| | |
|
| | |