داخلی  »  مقاله  »  سياسی

موضع قابل تامل مقامات آمریکایی در قبال وقایع ایران

دکتر رامین خرمشاهی

کد مطلب : 27382 31 خرداد 1388 ساعت 11:34

 
با گذشت حدود یک هفته از انتخابات پرشکوه 22 خرداد و اعلام نتیجه آن از سوی وزارت کشور و وقایع پس از آن، هنوز واکنشهای مقامات آمریکایی در سطح مصاحبه ها و گفته ها است و نه واکنشی رسمی.
 
این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که سابق بر این، مقامات آمریکایی همیشه در قبال انتخابات ایران موضع خصمانه ای داشته و سعی آنان تا کنون بر این بوده که انتخابات ریاست جمهوری ایران را غیر دموکراتیک بخوانند. به یاد داشته باشیم که در طی انتخابات ریاست جمهوری قبلی ایران، جورج بوش در بیاینه ای علیه آن موضع گرفت و آن را انتخابات «بی اعتنا به الزامات اساسی و بنيادین در دموکراسی» خواند. با وجود چنین پیشینه ای از سوی حاکمان کاخ سفید، اما این بار آنان رویه دیگری را اتخاذ کرده اند. 

با وجود آن که این بار انتخابات ریاست جمهوری ایران شاهد تحولاتی متفاوت با گذشته است، اما دیگر آن لحن خصمانه سردمداران آمریکایی جای خود را به لحنی متفاوت و قابل تامل داده است. این تغیر لحن و رویه از دید رسانه های آمریکایی نیز پنهان نمانده و برای مثال، مارک لندر در مقاله خود تحت عنوان "تکاپوی آمریکا برای واکنش به وقایع ایران"، به آن توجه کرده است. آقای لندر در این مقاله، تکاپوی آمریکا را در زمینه جابجایی مقامات آمریکایی و انتقال دنیس راس از وزارت خارجه آمریکا به شورای امنیت ملی بررسی کرده و نتیجه گرفته که ریچارد هالبورک از کارشناسان ارشد وزارت خارجه و کسی که در کنفرانس هلند با معاون وزارت امور خارجه ایران گپ کوتاهی داشته، توانسته گوی سبقت را از راس بگیرد. از نظر وی، این اتفاقات نشان می دهد که «اظهارات رسمی دولت اوباما تا کنون با دقت و محافظه کاری فراوان همراه بوده است». 

سیاست محافظه کارانه دولت آمریکا در بیانیه وزارت خارجه آن کشور نیز مشهود است که سعی شده تا با تکذیب رسمی و صریح دخالت در وقایع ایران، نسبت به فراخواندن سفیر سوئیس به عنوان حافظ منافع آمریکا در ایران، به وزارت خارجه ایران واکنش داده شود. باید توجه داشت که این سیاست از سوی مقامات آمریکایی تنها به آن کشور محدود نشده و بر واکنش دولتهای اروپایی نسبت به وقایع ایران نیز تاثیر داشته، چرا که آنان نیز همانند همتایان آمریکایی خود فقط به اظهار نگرانی نسبت به این وقایع و ابراز ناامیدی بسنده کرده و دیگر در کلام و رفتار آنان تقابل های پیشین دیده نمی شود. 

مسئله ای قابل توجه در این میان علل چنین تغییر رویه آشکار از مخالفتهای تند به رفتار محافظه کارانه است. این موضوع اهمیت دارد که چرا این بار، رییس جمهور آمریکا بر خلاف آن تندگویی های گذشته در مورد وقایع ایران می گوید؛ «تحولات کنونی ایران یک مسئله داخلی این کشور است و ارتباطی با رویارویی آمریکا یا غرب با ایران ندارد». 

باراک اوباما در مصاحبه خود با شبکه تلویزیونی سی ان بی سی دلایل روشنی را برای سیاست محافظه کارانه خود بیان کرده است که عمده دلایل او به دو مورد محدود می شود. 

دلیل نخست وی در این گفته اش نهفته است که «نمی خواهد با ابراز نظر در این زمینه، این تصور را به وجود آورد که آمریکا در این امر مداخله می کند». این همان دلیلی است که در اظهار نظر وزیر امور خارجه انگلستان، دیوید میلیبند، نیز ذکر شده است. به گفته وی؛ «ما همه مصمم هستیم در این دام نیافتیم که به نظر برسد جانب یک طرف را در مقابل طرف دیگر گرفته ایم». 

اما چرا مقامات غربی با این سیاست محافظه کارانه به زعم خود قصد دارند از دام جانبداری از یک طرف در ایران پرهیز کنند؟ مگر نه این است که سردمداران آمریکایی و غربی همیشه خود را مدافع اصول دموکراسی و حقوق شهروندی و آزادی بیان و اموری از این قبیل قلمداد کرده اند، پس چرا این بار که یک طرف انتخابات ایران با چنین شعارهایی به جولانگاه انتخابات آمده، آنان پا پس کشیده و محافظه کاری در پیش گرفته اند؟ 

شاید به نظر برخی برسد که غربی ها با این سیاست می خواهند عرصه بر یک طرف در ایران تنگ نشود. بنابر این نظر، هر گاه که مقامات آمریکایی و یا غربی از یک طرف حمایت کرده اند این امر در عمل به ضرر آن طرف بوده، چرا که طرف مقابل با استناد به آن عرصه را بر طرف دیگر تنگ کرده است. از این جهت، سیاست محافظه کارانه و عدم دخالت آشکار آمریکا و دیگر کشورهای غربی موجب می شود تا عرصه برای طرف معترض باز بماند. 

شاید این تلقی درست به نظر رسد اما نمی تواند دلیلی بر سیاست فعلی حاکمان کاخ سفید باشد، بلکه علت امر را باید در سخن اوباما و دلیل دومی که ذکر کرده جست. او دلیل دوم خود را به این صورت بیان کرد که  «در نهایت به نظر می رسد تفاوت سیاستهای دو نامزد انتخابات، میر حسین موسوی و محمود احمدی نژاد چندان زیاد نیست».
 
شاید این گفته در نظر بسیاری در داخل و خارج ایران عجیب به نظر برسد، اما به روشنی نشان دهنده نگرش دولت آمریکا در قبال وقایع ایران و علت اصلی سیاست محافظه کارانه فعلی آنان است. 

در واقع امر، سخن اوباما برای کسی عجیب است که گمان می برد حاکمان کاخ سفید همواره پایبند به اصول و ارزشهای دموکراسی هستند اما اکنون، اوباما نشان داده که قضیه چندان هم به این صورت نیست.  هوشنگ امیر احمدی این رفتار را به نام «جریان واقعگرای عملگرا» در کاخ سفید می خواند که به گفته وی «در تحلیل نهایی، معتقد است در بازی های قدرت دنیا باید کاری کرد که منافع کشور تامین شود. بحث ایدئولوژی اینجا مطرح نیست. این که یکی دموکرات است و دیگری دیکتاتور و ما می خواهیم دنیا را دموکرات کنیم، این حرفها کنار گذاشته شده است». 

با این سیاست است که اوباما از عدم  تفاوت بین احمدی نژاد و موسوی سخن می گوید و به گفته امیر احمدی؛ «اوباما گفته و به نظر من پای آن هم ایستاده است که به هر کس که بعدا به عنوان رییس جمهور اعلام شود، چه آقای احمدی نژاد باشد و چه آقای موسوی، با او کار کند». 

در اینجا، مسئله آزادی بیان و حقوق شهروندی و اموری از این قبیل نیست که مبنای سیاست آمریکاییان شده بلکه مسئله صرفا حفظ منافع است، حال به هر صورت که امکان داشته باشد. آنچه که برای دولت آمریکا اهمیت دارد ایجاد ارتباط و رسیدن به توافق اتمی با جمهوری اسلامی است که به نوشته بن اسمیت درنشریه پولیتیکو، یکی از مهمترین نشریات واشنگتن، «انتخابات ایران اساسا نباید تاثیری» در این برنامه داشته باشد. 

سیاست عملگرایانه کاخ سفید در سخن  امیر احمدی به آن معنا است که برای سردمداران کاخ سفید در ترجیح بین اصول و ارزشهای دموکراسی با منافع، این کفه منافع است که می چربد و حتی بیش از این، اصول و ارزشهای دموکراسی برای آنان فقط ابزاری است در جهت رسیدن به منافع و نه آنچنان که ادعا می کنند اهدافی فی نفسه ارزشمند.
 
بنابر این، اصول و ارزشهای دموکراسی برای حاکمان کاخ سفید فقط و فقط جنبه ابزاری دارد و همچنان که تا کنون بارها و بارها نشان داده اند، برای تامین منافع به راحتی حاضر به چشم پوشی از اصول و ارزشهای ادعایی خود هستند و این رفتار نه استثناء، بلکه قاعده عملکرد سیاسی آنها است.

ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Share/Save/Bookmark
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين