انتخاب مستقیم شهردار و بایسته های آن
آرمان خورسند
25 خرداد 1389 ساعت 22:13
مرجع : فردا
تشکیل حکومت در معنای عام آن می تواند در ترادف معنایی با اداره و تمشیت امور محدوده سرزمینی و مجموعه جمعیتی معین قرار گیرد و فلسفه آن ، تامین امنیت، رفاه و سایر حوایج اولیه و ثانویه ملت. چه در روزگاران قدیم که فقدان وسایل ارتباطی سریع ، مانع حکمرانی موثر در پهنه های وسیع جغرافیایی بود و خواه امروز که میل به حکمرانی مطلوب و اعمال حداکثری معیارهای مردمسالاری ، به خواستی جهانی بدل شده ، مسئله تقسیمات سرزمینی و نحوه حکمرانی در پهنه های غیر ملی ، موضوعی اساسی در ساحت اندیشه ورزی متفکران علوم سیاسی ، دغدغه ای برای حاکمان و پرسشی برای مردم بوده است .
پس از انعقاد معاهده وستفالیا در 1648 و تولد مفهوم دولت-ملت و ادامه سیر تحولی این معنا تا برآمدن دولت های جدید از دل امپراطوری های سنتی اروپایی در مغرب زمین ، رفته رفته ، مصادیق مشخص چگونه حکمرانی را می توان مشاهده کرد. اگر بخواهیم تقسیم بندی اولیه ای از دولت ها ارایه دهیم ، دولت های متمرکز ملی ودولت های فدرالی را می توان شاخص ترین این تقسیمات دانست که با مقسٌم تفویض صلاحیت ها به مجموعه های تشکیل دهنده سرزمین اعم از استان، کانتون یا فدرال شناخته می شوند .
در الگوهای سنتی حکمرانی ، تمرکز قوا در مرکز حاکمیت، انتخاب مستقیم کارگزاران محلی توسط دولت مرکزی ، اعمال نظارت و عزل و نصب ایشان و اعمال قوانین یکسان مالیاتی از بایسته های اقتدار حاکمیت به شمار می رفت اما امروزه و پس از سالیان دراز آزمودن ، اعطای اختیارات موسع به مجموعه های محلی به عنوان یکی از کارآمدترین روش های اداره جوامع شناخته می شود. امروزه شهرها با کارکردهای وسیع هویتی ، اقتصادی ، فرهنگی و شاخص هایی اینچنین ، فرصتی برای ارتقای همبستگی ، رشد و توسعه به شمار رفته و تصدی دولتی در امور محلی ، روشی ناکارآمد در اداره کشور محسوب می شود .
اداره امور شهرها ، نحوه انتخاب پارلمان های محلی و مدیران شهر به ویژه شهردار ، مسئله ای مهم و شاخصه ای اساسی در بررسی کارآمدی حاکمیت به شمار رفته و هر چه قدر شهرها و مجموعه های محلی در ارتقای شاخص های توسعه موفق تر باشند ، متعاقب آن یک کشور ، سطح بالاتری از توسعه را در هرم جهانی به خود اختصاص می دهد. امروزه و با گذار از مباحث ضرورتی توسعه مدیریت محلی ، در اغلب کشورها ، موضوع مهم ، چگونگی ارتقای تاثیر گذاری مدیریت های محلی است و یکی از مهم ترین موضوعات مورد بحث در این وادی ، انتخاب مستقیم شهردار.
در نوشتار حاضر ، نگاهی کوتاه خواهیم داشت بر آنچه در اروپای امروز در موضوع انتخاب شهردار می گذرد تا از این رهگذر تصویری از نمونه موفق حکمرانی محلی به دست دهیم .
برای سالیان طولانی ، روش انتخاب غیرمستقیم شهردار در اروپا ، معمول و ساری و جاری بود به گونه ای که شوراهای محلی پس از انتخاب توسط مردم ، شهردار را بر می گزیدند . دو نکته اساسی که در این موضوع شایان توجه است ، یکی تعداد نمایندگان شوراها در کشورهای اروپایی و دیگری نقش احزاب در انتخابات محلی است .
در هر کشور با توجه به جمعیت ، حداقل و اکثری برای تعداد نمایندگان وجود دارد که به عنوان مثال برای اتریش : نه تا سی و هفت نفر ، بلژیک : هفت تا پنجاه و پنج نفر، فرانسه : نه تا صد و شصت و سه نفر ( عدد آخر متعلق به پاریس) ، آلمان : هفت تا شصت و نه نفر، سوئد : سی و یک تا صد و یک نفر و ترکیه : نه تا پنجاه و پنج نفر نماینده برای هر شهر است .
همچنین در انتخابات محلی اروپایی ، دو شیوه رای گیری ، فهرست بسته و فهرست باز اعمال می شود . به این معنا که رای دهندگان در سیستم فهرست بسته تنها می توانند به یک حزب و نامزدهای آن رای داده ، آنچنان که در شهرهای بزرگ فرانسه ، آلمان ، اسپانیا ، بلغارستان ، رومانی ، اسلواکی و ترکیه اعمال می شود و در سیستم فهرست باز ، رای دهندگان قادرند به لیست یک حزب یا کاندیداهای مطلوب خود رای دهند ، مانند : اتریش، بلژیک، قبرس ، استونی و ایتالیا.
کثرت نمایندگان شوراهای محلی در کنار تمرکز غالب بر احزاب در انتخابات ، این امکان را فراهم می سازد که شهردار برگزیده با سطح بالایی از مشروعیت به واسطه گزینش حزبی نمایندگان به کار مشغول شود و باز به واسطه غلبه انتخاب حزبی ، اعوجاج کمتری در ترکیب نمایندگان شورای محلی و سلایق آنها وجود داشته باشد .اما با این وجود به ویژه در دهه های اخیر ، انتخاب مستقیم شهردار ، رفته رفته به عنوان الگوی غالب در اروپا جلوه گر شده و در اکثر کشورها جایگزین روش غیر مستقیم می شود .
شهردار به عنوان مقام عالی اجرایی شهر ، به واسطه دامنه اختیارات وی در سیستم های مختلف حکومتی ، که گاه امور قضایی و امنیتی شهرها را نیز شامل می شود ، از اهمیت خاصی برخوردار بوده و بسط ید و تفویض اختیارات حداکثری در اداره امور محلی به این جایگاه ، ملازمه ای تام و تمام با مشروعیت سیاسی دارد و به همین علت در بسیاری از کشورهای اروپایی ، انتخاب شهردار با رای مستقیم شهروندان صورت گرفته و در کشورهایی که هنوز به شیوه غیر مستقیم عمل می کنند ، ضرورت آن ، یکی از بحث های جدی است . این امر منافی نظارت شوراهای محلی بر سیاست ها و برنامه های شهرداری ها نیست ، بلکه با انتخاب مستقیم شهردار ،بر وزن او در برابر گروه های سیاسی افزوده شده و اعمال او از سطح بالاتری از مشروعیت بهره خواهد برد .
امروزه در بسیاری از کشورهای اروپایی ، روش انتخاب مستقیم ، جایگزین روش غیر مستقیم شده یا حداقل ترکیبی از این دو با توجه به اهمیت شهرها در کشور ، اعمال می شود .
اتریش ، بلغارستان ، قبرس ، آلمان ، ایتالیا ، رومانی ، نروژ ، اسلواکی ، ترکیه و ... در زمره این کشورها به شمار می آیند .
کارنامه شهرداران بسیار عینی تر و ملموس تر از سایر سیاست مداران است ؛ کارآمدی در نظافت شهری ، ترافیک ، سیاست های ساخت و ساز ، جذب توریست ، توسعه زیر ساخت ها ، توسعه امور فرهنگی و مواردی از این دست ، آنچنان با زندگی روزمره شهروندان آمیخته است که نمی توان حتی بخشی از آن را با تصویر سازی یا کلام به شهروندان قبولاند و شاید به همین خاطر است که انتخاب شهردار در کشورهای اروپایی ، گاه مهم تر از انتخابات ملی جلوه کرده و این نظر را که انتخاب مستقیم شهردار به واسطه قرار دادن شهروندان در موضع تصمیم برای سپردن کلید شهر به مدیر معتمد خود ، مشارکت بالاتری را ایجاد می کند ، تقویت می نماید . برخی نیز بر این عقیده اند که شهردار با پشتوانه رای مستقیم ، می تواند بهتر و موثر تر به عنوان نماینده یک شهر ، ایفاگر نقش های هویتی شده و به عنوان نماد خواست شهروندان ایفای نقش نماید و به واسطه انتخاب مستقیم و داشتن فرصت کافی که در کشورهای اروپایی غالباً بین چهار تا شش سال است ، سیاست های خود را مطلوب تر ، اجرا نماید .
هر چند در انتخاب روش های مدیریت محلی ، توجه به بایسته های بومی امری ضروری به شمار می رود ، اما توجه به الگوهای موفق نیز از راههای کم هزینه برای بهبود روش هاست.
پس از انقلاب اسلامی و در سی و یک سال اخیر ، دو شیوه انتخاب شهرداران توسط دولت و پس از تشکیل شوراها ، انتخاب شهردار توسط شوراها ، اجرا شده است . اینک که موضوع مدیریت محلی و حدود و ثغور آن از مباحث مطرح در حوزه سیاسی کشور به شمار می رود ، شاید بتوان موضوع انتخاب مستقیم شهرداران ، به ویژه در کلان شهرها را نیز با توجه به زیر ساخت ها و فرصت های موجود به عنوان موضوعی مهم مورد توجه قرار داد . نگارنده امیدوار است ، طرح این مبحث ، فرصتی باشد تا صاحب نظران حوزه مدیریت محلی با طرح نظر بر غنای آن افزوده و گامی باشد برای فردای بهتر .