|
|
|
جواد جغجغه «طنز» در مطبوعات |
|
|
کد مطلب : 32430
|
7 مهر 1388 ساعت 10:47
|
|
| مروری بر ستون طنز روزنامه های سه شنبه 7/7/1388:
روزنامه جام جم کارتون زیر را منتشر کرده است:

شهرام شکیبا با عنوان "گروهک موسوم به نهضت آزادی" در روزنامه خبر نوشته است: مدتی است که برخی از کجاندیشان گیر دادهاند به مدرک محمدرضا رحیمی معاون اول ریاست جمهوری و گویا ولکن ماجرا نیستند.
در راستای مقابله با این جریان معاند، غلامعباس توسلی از اعضای برجسته گروهک موسوم به نهضت آزادی مدعی شده است که در سال 79 آقای محمدرضا رحیمی شاگرد وی بوده. نامبرده ضمن ادعای استاد راهنما بودن در دوران تحصیل کارشناسیارشد رحیمی گفته: «او شاگرد خوبی بود.»
متأسفانه روزنامه «خبر» ستون اخبار ویژه ندارد. خبر فوق همهرقمه جون میداد برای آن.
بنده به نمایندگی از خودم در کمال عصبانیت و شدت و حِدّت اعلام مینمایم که عمراً اظهارات واهی اعضای گروهک معاند و برانداز و مخملی موسوم به نهضت آزادی را قبول ندارم. اگر مدرک فوقلیسانس ایشان را یکی از اعضای هیأت مؤتلفة اسلامی یا فوقش جامعه اسلامی مهندسین تأیید کنند، خودم به نمایندگی از دانشگاه آکسفورد 3 مدرک دکتری به آقای رحیمی و دوستانشان اعطا میکنم. ولی با تأیید گروهک موسوم به نهضت آزادی اگر زورم میرسید، دیپلم ایشان را هم باطل اعلام میکردم.
بوق نزن مرتضی تمدن، استاندار تهران از برخورد با رانندگان خودروهایی که در اغتشاشات اخیر بوق زدهاند، خبر داد.
لازم به ذکر است که در ایران و بالاخص در تهران بوق معانی گوناگونی دارد. برای تنویر اذهان مأموران محترم چند مورد را عرض میکنم تا خدای ناکرده با کسی بابت بوق اشتباهی برخورد نشود.
1- برو جلو.
2- بیا عقب.
3- مرگ بر چین.
4- بیا بالا.
5- برو کنار.
6- هی خانوم کجاکجا؟
7- بنده مسافرکش هستم.
8- مرتیکة [...][...][...][...][...] راه میافتی یا بیام [...]؟
9- بابا زود باشین من منتظرم.
10- سلام داداش. خوبی؟ چه خبرا!
الو برج مراقبت پرویز فتاح وزیر سابق نیرو اخیراً ماجرای جالبی را تعریف کرده است.
او گفته وقتی رئیسجمهور راهی سفر به نیویورک بوده از داخل هواپیما به فتاح تلفن زده و نزدیک 15 دقیقه با هم حرف زدهاند. فتاح گفته: «احمدینژاد به من گفت که آقای فتاح میدانی که من تو را چقدر دوست دارم. گفتم: بله و سپس وی ادامه داد میخواهم در دولت بمانی که من در پاسخ به او گفتم این راهی است که رقم خورده پس اجازه بدهید ما در همین مسیر برویم. این مکالمه به پایان رسید، اما یک ساعت بعد پیغامی به من رسید که از سوی رئیسجمهور به خلبان پرواز، از خلبان پرواز به برج مراقبت و از برج مراقبت به دفتر ریاست جمهوری و سپس به من رسید. رئیسجمهور در آن پیغام گفته بود که آقای فتاح دوست داریم بمانی.»
1- ضمن خیرمقدم و آرزوی سفری خوش، خواهشمندیم در طول پرواز تلفنهای همراه خود را خاموش کنید. استفاده از تلفنهمراه باعث اختلال در سیستم ناوبری هواپیما میشود. راههای خروج هواپیما همانطور که همکارم نشان میدهد، یک در، در جلو، یک در، در عقب...
2- این کارها بدآموزی دارد. مردم هم توی پروازها، با موبایل حرف میزنند و هواپیماها تِپ و تِپ میافتند.
3- خوب است که رئیسجمهور با فتاح کار داشته. اگر با کامران باقریلنکرانی، وزیر سابق بهداشت کار داشت، لابد باید به این سلسلة راویان خبر، بارفروشان میدان ترهبار، عمدهفروشان هلو و میوهفروش سرمحل که در بحران گوجهفرنگی نقش اصلی تنشزایی را ایفا میکرد نیز اضافه میشدند.
4- واقعاً نمیشد یک ساعت بعد با ایشان تماس گرفت؟ مگر آقای فتاح داشته برای چه کاری به کجا میرفته، که اگر توی پرواز به ایشان ابراز علاقه و دعوت به همکاری نمیشد، گرفتاری پیش میآمد؟
"جواد جغجغه" عنوان طنز ابراهیم رها است در روزنامه اعتماد: اساساً انسان ها بر دو دسته اند؛ يا اگر حرف و نظري دارند آن را معقول و منطقي بيان مي کنند يا جواد لاريجاني هستند. جواد اردشيرلاريجاني باز هم صحبت، جلب توجه و اظهار وجود کرده است. او اصولاً وقتي مي خواهد خيلي جدي حرف بزند حاصل صحبت هايش طنز مي شود، طوري که من با خواندن حرف هايش مي خواستم داد بزنم «طنز ما رو دزديدن/ دارن باهاش پز مي دن». اما بعد دوستان گفتند، جواد جدي حرف زده، طنز نيست، او گفته بود ميرحسين موسوي شبيه مسعود رجوي عمل مي کند. مي خواستم خدمتش بگويم اينکه شوخي بي مزه يي بود، اما به جايش مي شود حرف هاي با پايه و اساس زد و گفت چه کساني مثل چه کسان ديگري عمل مي کنند.
- صادق محصولي مثل شعبده بازها عمل مي کند،
- دولتً بعد از نهم، مثل ترميناتور عمل مي کند.
- جواد لاريجاني مثل جغجغه عمل مي کند.
- دولتً بعد از نهم مثل ترميناتور عمل مي کند.
- وزارت بهداشت از اين به بعد مثل حمام که به شدت زنانه و مردانه اش جداست، عمل مي کند،
- وزارت راه و ترابري در بخش هاي هوايي و جاده يي دقيقاً مثل آمبولانس بهشت زهرا عمل مي کند.
- غلامحسين الهام مدت هاست مثل دستگاه غذاساز 11 کاره عمل مي کند،
- دولتً بعد از نهم مثل ترميناتور عمل مي کند.
- هيات ايراني در سفر اخير به امريکا مثل «اسمال در نيويورک» عمل مي کند.
- تيم اقتصادي دولت مثل زلزله، سيل و ساير بلايا عمل مي کند.
- فدراسيون فوتبال دولت مثل سوراخ فوري عمل مي کند.
- دولتً بعد از نهم، مثل ترميناتور عمل مي کند.
- محمود احمدي نژاد مثل خاطرخواه اسفنديار رحيم مشايي عمل مي کند.
- دولت در برابر نظرهاي ديگران مثل مدرسه باغچه بان عمل مي کند.
- صدا و سيما نسبت به وقايع پس از انتخابات مثل عزيزان روشن دل عمل مي کند،
- آها، يک چيز ديگر هم در آخر يادم آمد؛ دولتً بعد از نهم مثل ترميناتور عمل مي کند.
محمود فرجامی هم با عنوان "گردشگر بیا" در روزنامه تهران امروز اینگونه نوشته است: دبیر جامعه هتلداران ایران خبر داده که ایران جایگاه صدوسیوهفتم جذب گردشگری در میان کشورهای جهان را دارد. این خبر واقعا باعث افتخار بود اگر فقط شرط کوچکی محقق میشد. این شرط کوچک آن است که دستکم دو هزار کشور مستقل در جهان داشتیم اما متاسفانه گویا فقط 183 کشور در جهان وجود دارند که در این رتبهبندی جای گرفتهاند.
ما ضمن آنکه در این رتبهبندی و همچنین در تعداد کشورهای جهان مثل همه اموری که چندان به مذاق ما خوش نمیآید دست استکبار جهانی، لابی صهیونیستها و معترضان داخلی که همیشه اصرار دارند آب به آسیاب آنها بریزند را میبینیم؛ چند پیشنهاد برای بهبود جایگاه ایران از نظر گردشگرپذیری را ارائه میدهیم. هرچند که تجربه نشان داده برای بهبود نواقص از اضافه وزن کشتیگیر تا تقلبی درآمدن مدرک، معمولا دیدن همان دست استکبار جهانی و آب و آسیاب کذایی کفایت میکند!
چند پیشنهاد برای جذب بیشتر گردشگر خارجی 1- پیش از هرچیز قبول کنیم که این گردشگر است که لطف میکند و برای گردش به جایی میرود و با خودش پول میبرد و فرصت شغلی برای کشور مقصد ایجاد میکند. به این ترتیب اگر ما قبول کنیم که اجازه ورود دادن به یک گردشگر خارجی لطف ما نسبت به آنها نیست بلکه فرصتی است که برای کشور ما ایجاد شده شاید در دادن ویزا به گردشگران خارجی مهربانتر باشیم. در حال حاضر اخذ ویزا از سفارتخانههای ايران به اندازه هفتبار سفر به چین، مصر و هند برای گردشگران خارجی مشکل است.
2- در نتیجه به آنها بیشتر احترام بگذاریم یا دستکم در حد آدم معمولی برایشان حرمت قائل شویم بهخصوص اگر تقی به توقی خورد یقهشان را نگیریم ببریم وزارت کشور.
3- لطف کنیم و آقایی کنیم و بپذیریم که اماکن تاریخی و گردشگری هم نیاز به مراقبت و بهداشت و رسیدگی دارند. زیاد کار سختی نیست. تخت جمشید را هفتهای یکبار جارو کنیم، یک سرویس بهداشتی برای پاسارگاد بسازیم و فاضلابهایمان را توی تالاب انزلی نریزیم و از این قبیل.
4- حالا که قرار است آقایی کنیم و سرویس بهداشتی بسازیم؛توجه داشته باشیم که همه ساکنان سه قاره غربی و بیشتر مردمان دو قاره دیگر، اصلا در عمرشان توالت ایرانی ندیدهاند چه رسد به اينکه طرز استفاده از آن را بلد باشند. البته نمیتوان با کسی وارد توالت شد اما اگر هنگام ورود یک اروپایی به داخل توالت ایرانی پشت در صف ایستاده باشید حتما برق و صدای انفجاری را دیده که حاصل پریدن برق از کله شخص مذکور هنگام نخستین دیدارش از این مبالهای نوین ماست. ساختن چند توالت فرنگی در فرودگاهها، ایستگاههای بینراهی و اماکن گردشگری احتمالا صدمه چندانی به فرهنگ چند هزار ساله ما نخواهد زد.
5- لطف و مرحمت کنیم یک مقداری به اطلاعرسانی و بهخصوص اطلاعرسانی اینترنتی توجه بیشتری داشته باشیم. ما که هر سال صدها میلیارد تومان خرج همایشها و دعوت از مهمانان معدودی میکنیم که بیایند و از فرهنگ ما تعریف و تمجید کنند و با هدایای فراوان به خانههایشان برگردند، چند میلیون تومان هم خرج راهاندازی سایتهای پویا درباره ایران به زبانهای زنده دنیا کنیم البته مقصود سایتهایی هستند که اطلاعات مفید و بهروز داشته باشند نه این سایتهای دولتی که برای رفع تکلیف چندزبانه هستند اما همگی همیشه در دست ساخت!
6- بندهنوازی کنیم و هر روز یک قانون و قاعده جدید از خودمان درنیاوریم. یک گردشگر حرفهای اگر در فاصلهای که مشغول تحقیق روی جزئیات سفرش است تا زمانی که به آن کشور سفر میکند تغییری در آن رخ بدهد گیج و پشیمان ميشود. قاعده و قانون به جای خود، حتی در زمینه چاپ و اسکناس و ضرب سکه هم ما آنقدر تکثرگراییم که در حال حاضر سه نوع 200 تومانی و پنج نوع 50 تومانی در بازار موجود است البته این بند برای ما که هر هفته عادت به ابداع قوانین جدید هستیم حتما سخت است اما نباید ناامید بود. در ستون گفت و نود کیهان نیز می خوانیم: گفت: مترجم خاتمي هم در كتاب خاطراتش كه چندماه قبل منتشر شده ملاقات خاتمي با جرج سوروس حامي كودتاهاي مخملي را تأييد كرده است.
گفتم: «كنت تيمرمن» مسئول سابق ميز ايران در وزارت خارجه آمريكا و عضو سازمان سيا هم ملاقات خاتمي و سوروس را تأييد كرده است.
گفت: دهها سند غيرقابل انكار ديگر هم انجام اين ملاقات را اثبات مي كند و با وجود اينهمه سند و مدرك، معلوم نيست آقاي خاتمي چگونه ملاقاتش با سوروس را تكذيب كرده است.
گفتم: تنها استدلال آقاي خاتمي اين است كه چرا حرف مرا باور نداريد ولي حرف جرج سوروس و تيمرمن و... را قبول مي كنيد؟
گفت: معلوم است كه خاتمي قابل قياس با جرج سوروس صهيونيست و تيمرمن عامل سيا نيست، بلكه سند و مدارك آنها انجام اين ملاقات را اثبات مي كند.
گفتم: شخصي در خانه همسايه اش رفت كه الاغ او را قرض بگيرد، همسايه گفت الاغم را شخص ديگري با خود برده و در خانه نيست، در همين هنگام صداي عرعر الاغ از درون خانه بلند شد و همسايه كه ديد بدجوري خيط كاشته به طرف گفت؛ يعني تو حرف مرا كه همسايه ات هستم باور نمي كني اما حرف الاغ را قبول مي كني؟! و يارو در جواب گفت؛ حرف الاغ مهم نيست، خود الاغ سند است!
| | |
|
| | |