داخلی  »  مقاله  »  فرهنگی هنری

آغاز اقتدار؟/درباره معاون و معاونت سينمايي دولت احمدي‌نژاد

ناصر صفاريان

کد مطلب : 41520 3 اسفند 1388 ساعت 17:17


ناصر صفاريان فیلم ساز در سایت شخصی خود نوشته است:

چند سال قبل، تعدادي از مستند‌سازان ايراني به دعوت يك موسسه فرهنگي به سفري خارجي دعوت شدند. چند روز پيش از عزيمت، با تك‌تك آنها از سوي يك نهاد قرار گذاشته شد و «توصيه» گرديد به اين سفر نروند. 

اينكه در نهايت چه شد، يك سوي ماجرا بود و سوي ديگرش اين بود كه چرا اين «هشدار»، اين‌ «توصيه»، اين «دستور» و هرچه كه نام گيرد، بايد از سوي بخش امنيتي ابلاغ شود نه از سوي معاونت سينمايي و از يك مجراي هنري. 

پس از اعتراض اين سينماگران، با تلاش محمد آفريده، مديرعامل خوش‌نام مركز گسترش سينماي مستند، از سوي محمدرضا جعفري جلوه، معاون سينمايي وقت در دوره وزارت محمد‌حسين صفارهرندي، ديدار با اين افراد ترتيب داده شد. آن طور كه به دعوت شدگان گفته شده بود، هدف از برگزاري آن جلسه قرار بود رفع مشكل پيش آمده باشد و آنها آمده بودند تا ببينند نظر بالاترين مقام سينمايي كشور چيست و چه راهي پيش پايشان خواهد گذاشت. 

جعفري جلوه آرام و با طمأنينه، بي‌توجه به اين كه مخاطب كيست و ماجرا چيست، درباره عرفان شرقي صحبت كرد، درباره فلسفه غربي، درباره اقتباس فلان نمايشنامه‌نويس مشهورغرب از اثر بهمان نويسنده شرق، درباره هويت انسان، درباره مشكلات اخلاقي بشر امروز،... و آنچه چرت بهاري حاضران را در آن جلسه عصرگاهي از سرشان پراند، پوزش معاون سيمنايي بود به خاطر پايان جلسه و رسيدن به قرار ملاقات بعدي‌اش، در ميان بهت مستندسازاني كه حدود سه ساعت به سخنان انديشنمدانه- ولي بي‌ربط- ايشان گوش فرا داده بودند تا بالاخره نوبت به بحث اصلي برسد، يكي از آنها به ميان حرف معاون پريد و ضمن سپاس به دليل نكات جديدي كه از سخنان ايشان آموخته بودند، پرسش اصلي را- كه در دل همه بود- مطرح كرد: «بالاخره ما به اين سفر برويم يا نه؟» 

اينجا بود كه حاضران با عجيب‌ترين پاسخ ممكن روبه‌رو شدند: «هم آري، و هم نه»! در حالي كه همه داشتند همديگر را نگاه مي‌كردند و نمي‌دانستند چه بگويند، معاون سينمايي اينگونه ادامه داد: «آري، به اين دليل كه در كارگاه‌هاي آموزشي اين سفر، نكات مفيد و آموزنده‌اي مي‌آموزيد و تجربه كسب مي‌كنيد. نه، به اين دليل كه به هر حال نگراني‌هايي هست و ممكن است دامي بر سر راه‌تان گسترده باشند و نادانسته در آن بيفتيد.» 

آنچه در جلسه رخ داد و آنچه آن روز گفته شد، نشان‌دهنده و برآيند نگاه معاونت سينمايي در تمام آن دوران و به ويژه در نيمه دوم آن مديريت بود. نشاني از حضور مردي- اتفاقا- باسواد و همراه با دانش روز- ولي در مباني و مسايل مورد علاقه خود، نه در شاخه و حتي زيرشاخه‌‌اي حرفه‌اي از آنچه هدايتش را به دست گرفته بود- و البته نشانه‌اي از حضور مردي محتاط، گريزان از هر امر حتي كمي حساسيت‌برانگيز، و از همه مهم‌تر بدون قدرت تصميم‌گيري در مسايل مهم. البته نبايد از نظر دور داشت كه اين اگرچه بخشي‌اش از سر نخواستن بود و نوعي روحيه شخصي، ولي قسمت عمده‌اش از نتوانستن سرچشمه مي‌گرفت نه نخواستن. اگرهم پاي نخواستن در ميان بود، ريشه‌اش را بايد در ميان ديگران يافت.» نه خود او.

***
درست در روزگاري كه سينماي ايران بر پاشنه سياست «هم آري و هم نه» مي‌چرخيد، در جايي خارج از ساختمان وزارت ارشاد ميدان بهارستان، مردي در نهاد رياست‌جمهوري، در كسوت مشاور سينمايي رئيس‌جمهور، تمام قد و در كمال قاطعيت، به مخالف با سياست‌هاي سينمايي كشور برخاسته بود و مدام از نابلدي‌ها و نادرستي‌ها مي‌گفت؛ و آنچه به عنوان راه حل ارائه مي‌داد، هم تعويض لكوموتيو‌ران بود و لكوموتيو، و هم عوض كردن كل ريل‌ها، يعني كشيدن خط بطلان بر هر آنچه هست. 

در كنار تعارض نظري و مخالفت در بحث و مصاحبه و به هر بهانه و پيش‌آمد، گاهي اين قد علم كردن در برابر معاونت سينمايي به وادي عمل نيز كشيده مي‌شد. عدم دعوت جعفري جلوه به ديدار رئيس‌جمهور با كارگردان‌هاي سينما ايران، و صدور اجازه نمايش «درباره الي» در جشنواره فجر و اكران فيلم به دستور شخص محمود احمدي‌نژاد، نمونه‌هايي از قدرت‌نمايي و استفاده از توانايي‌هاي جواد شمقدري در دوره معاونت محمدرضا جعفري جلوه بود.

***
پس از اينكه اعلام شد احمدي‌نژاد در يك دوره چهارساله ديگر، رياست‌جمهوري ايران را بر عهده خواهد داشت، بار ديگر نام شمقدري در مقام معاونت سينمايي، در حدس‌ها و گمان‌هاي مختلف، مدام تكرار مي‌شد. 

در دوره اول رياست‌جمهوري احمدي‌نژاد هم همين اتفاق رخ داده بود، با اين تفاوت كه اين بار حتي در رايزني‌هاي اوليه پيش از انتخاب مردان دولت، او به عنوان يكي از گزينه‌هاي تصدي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي هم مطرح شده بود. 

شمقدري كه در دوره قبل تا آخرين لحظات، مهم‌ترين گزينه معاونت سينمايي بود و در نهايت به مشاورت سينمايي رسيد، حالا اين بار- با اتكا به نزديكي بيشتر با رئيس‌جمهور و نظريه‌پردازي‌هاي اصلاحي چند سال گذشته‌اش براي تغيير در امور سينما و چند اقدام عملي به چشم آمدني- بالاخره پشت ميز رياست سينماي ايران نشست.

*** 

جواد شمقدري كه دوره پيشين انتخابات رياست‌جمهوري، فيلم انتخاباتي احمدي‌نژاد را ساخته بود، اين بار هم سازنده فيلم تبليغاتي نامزدي بود كه پيروز اعلام شد. درست مثل همان اتفاقي كه براي سيف‌الله داد در دولت اول سيد‌محمد خاتمي رخ داده بود. هر دو فيلمساز، هر دو سازنده فيلم تبليغاتي نامزد پيروز، و هر دو معتقد و صادق به آرمان‌هايي كه برايش پاپيش گذاشته بودند. با اين تفاوت كه كيفيت كارهاي جواد شمقدري در زمينه كارگرداني، پايين‌تر از كارهاي سيف‌الله داد قرار مي‌گرفت. 

نزديكي معاون و رئيس‌جمهور به هم- كه البته پيش از ماجراي انتخابات و رياست‌جمهوري هم وجود داشته- به حدي گسترش يافت كه وقتي او در مقام معاونت وزير نشست، حرف‌هاي درگوشي و شايعه‌هاي پيراموني حكايت از آن داشت كه راسا و به صورت كاملا مستقل عمل خواهد كرد، و در عمل، نه تنها مقام پايين دست محمد حسيني، وزير ارشاد دولت نيست، كه- به گونه‌اي- بالاتر از او قرار دارد، درست مثل همان چيزي كه درباره محمد‌علي رامين، معاون مطبوعاتي وزير گفته مي‌شد. 

شايعه- همان طور كه از عنوانش پيداست- حرفي است كه به دليل وسعت و شدت پراكندگي‌اش همه‌گير مي‌شود و ارتباطي به درستي يا نادرستي مقوله مورد بحث ندارد، اين يكي هم مانند همه شايعه‌هاي ديگر. 

ولي آنچه باورپذيري اين موضوع را بيشتر مي‌كرد اين بود كه نه تنها كسي سابقه‌اي از فرهنگ و هنر در پيشينه وزير جديد سراغ نداشت، كه آنچه با شنيدن نام محمد حسيني به ذهن متبادر مي‌شد، سخنان او در جلسه استيضاح مهاجراني، وزير اسبق ارشاد بود، آنجا كه حسيني، اطلاعات نادرست بسياري از حوزه فرهنگ ارائه داد و حتي سيمين بهبهاني شاعر را با سيمين دانشور نويسنده، يكي فرض كرد.
 
آنچه به اين شايعه/ شائبه، بيش از پيش دامن زد، اتفاقي بود كه در جلسه توديع و معارفه معاونان سينمايي رخ داد. پس از سخنان وزير در چارچوب كليات- كه در هر زمان و در هر مكاني قابل گفتن است- هنگامي كه جواد شمقدري پشت تريبون قرار گرفت، حرف‌هايي زد كه انتظار مي‌رفت از زبان بالاترين مقام وزارتخانه گفته شود، نه اينكه اساسا در جريانش هم نباشد. آن روز شمقدري از تاسيس شوراي عالي سينما به رياست محمود احمدي‌نژاد خبر داد و چنين گفت: «من با آقاي رئيس‌جمهور درباره اين موضوع صحبت كردم و ايشان پذيرفتند كه رياست اين شوراي عالي را به عهده بگيرند. البته آقاي حسيني در جريان اين پيشنهاد نبودند، ولي خب حالا ايشان هم مطلع شدند. 

موافقت‌ها انجام شده و مشكلي نيست. مي‌ماند پيگيري امور، كه من اينجا از آقاي حسيني خواهش مي‌كنم اين كار را پيگيري كنند.» (نقل به مضمون)

*** 

دوره جديد معاونت سينمايي با رفع توقيف فيلم‌هاي- پيش از اين- در محاق مانده آغاز شد. در همان ابتداي كار، و در واقع،‌زماني كه هنوز جوهر امضاي حكم معاونت شمقدري خشك نشده بود، از رفع مشكل مشهور‌ترين اثر توقيفي اين سال‌ها، «به رنگ ارغوان» خبر رسيد. 

پس از فيلم حاتمي‌كيا، نوبت به «تسويه‌حساب» تهميه ميلاني، «آتشكار» محسن اميريوسفي و «صدسال به اين سال‌ها»ي سامان مقدم و ديگر فيلم‌هاي بلاتكليفي رسيد كه اعلام شود در جشنواره فجر امسال به نام درمي‌آيند. 

در شرايطي كه برخي صحبت از تحريم جشنواره مي‌كردند و سخن از نبودن نام‌هاي شاخص در جشنواره بود، دليل اين سياست و معاونت سينمايي، بيش و پيش از هر چيز، در رونق گرفتن جشنواره جست‌وجو شد. خيلي‌ها به اين سياست آزادسازي و به ويژه ادامه يافتن آن، به ديده ترديد نگاه مي‌كردند. ولي برخي ديگر، اين را سياست واقعي احمدي‌نژاد در دوره دوم رياست‌جمهوري‌اش مي‌دانستند و مي‌گفتند به خاطر اعلام حمايت اغلب هنرمندان شاخص از ديگر نامزد انتخابات، قرار است آزادي‌هاي در عرصه هنر اعمال شود تا به جذب هنرمندان كمك كند. 

با اين حال، اين سوال به طور كلي وجود داشت كه آيا دايره اين درآمدن از محاق، براي آثار بزرگاني چون عباس كيارستمي، محسن مخملباف، جعفرپناهي و بهمن قبادي هم جايي خواهد داشت؟ 

در كنار سياست رونق دادن به جشنواره دولتي فجر- كه به هر حال انكارناپذير است- رفع توقيف، گستره بيش‌تري پيدا كرد و فيلم‌هاي غير‌جشنواره‌اي و موسوم به سينماي بدنه را هم دربرگرفت. فيلم‌هايي با سطح كيفي متفاوت: از كار ضعيفي مثل «ماه‌وش» (محمد درمنش) گرفته تا اثر قابل تأملي مانند «تردست» (محمد‌علي سجادي). 

با اين حال آنچه جلب توجه مي‌كند، رفع توقيف و نمايش پياپي اين آثار در دوره زماني متراكمي بود كه اصلا به تماشاگر اجازه نمي‌داد بفهمد چه آمد و چه رفت، آن هم در بدترين فصل سال و در زماني كوتاه تا جشنواره درست مثل اتفاقي كه براي طرح اكران فرهنگي رخ داد و فيلم‌هاي فرهنگي در دوره جديد- البته مانند همه دوره‌هاي پيشين- در زماني مرده و در نارضايتي كامل صاحبان آثار به روي پرده رفت؛ صحبت از همان بلايي است كه بر سر فيلم‌‌هاي «صداها» (فرزاد مؤتمن) و «خانه روشن» (وحيد موساييان) آوار شد. اكنون سوال اينجاست كه اين سياست آزادسازي- با اين ساختار و در اين چارچوب- فقط نوعي از سرباز كردن و رفع تكليف نيست؟ 

*** 
هرچند هنوز براي قضات درباره معاون و معاونت سينمايي- به ويژه در زمينه چگونگي توليد- بسيار زود است، ولي حقيقت اين است كه در كنار رفع توقيف و شعار رفع توقيف برخي آثار، برگزاري جشنواره فيلم فجر روي ديگري از سكه ديده شده را به تماشا گذاشت: اينكه قرار شد فيلم‌هاي «هيچ» (عبدالرضا كاهاني) و «آتشكار» (محسن امير‌يوسفي) به شكل محدودي به نمايش درآيد، ولي در عمل آنچه رخ داد، چيزي نبود جز هيچ، و نه تنها براي مردم، كه براي صنوف سينمايي هم به نمايش درنيامد، اينكه «صدسال به اين سال‌ها» (سامان مقدم) با تعمدي خاص در بخش ميهمان قرار گرفت تا ديده نشود، اينكه با صراحت خاصي عدم حضور در جشنواره و حتي توقيف «پاداش»، فيلم جديد كمال تبريزي اعلام شد، اينكه سالن مراسم افتتاحيه، چندان نشاني از نام‌هاي برتر سينماي ايران نداشت و سينماگران شاخص آنقدرها جدي‌اش نگرفته بودند، اينكه برخلاف همه سال‌هاي پس از انقلاب، اين بار به صراحت گفته شد فلان فيلم و بهمان فيلم به خاطر مشكل مميزي توسط هيات‌انتخاب جشنواره كنار گذاشته شده‌اند و... .

*** 
اينها اگرچه تلخ است و باز هم نشانه‌اي از فضاي بسته، ولي خوبي‌‌اش اين است كه ديگر كسي صحبت از «هم ‌آري و هم نه» نمي‌كند. حالا ديگر زمانه‌اي است براي اينكه تكليف روشن شود. اين دوره اگر دوره «يا آري يا نه»باشد و اقتدار مردان آن سوي ميز، بلاتكليفي را از ميان بردارد، بيش از همه براي –خود- اين طرف ميز‌ها خوب است، كساني كه بايد ميان «رومي روم» و «زنگي زنگ»، يكي را انتخاب كنند و پيش بروند- يا باز بمانند. 

مدير «هم آري و هم نه» اگرچه باسواد بود و هم صحبتي‌اش دلنشين و بي‌احساس تحقير، ولي بي‌قدرتي‌اش تناسبي با آن ميز قدرت نداشت. مرد قدرت، امروز پشت ميز قدرت نشسته است. حالا بايد ديد سرانجام اين قدرت چه خواهد بود.

مرجع : saffarian.ws
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Share/Save/Bookmark
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين