|
|
|
اندر فوائد آب هندوانه مروری بر ستون طنز روزنامه ها |
|
|
کد مطلب : 31585
|
22 شهريور 1388 ساعت 10:57
|
|
| مروری بر ستون طنز روزنامه های روز یکشنبه 22 شهریور:
روزنامه خبر>چند صفر از پول ملی حذف میشود ابوالفضل محترمی

روزنامه خبر>اندر فوائد آب هندوانه شهرام شکیبا آب هندوانه اساساً چیز بسیار مفیدی است. آنها که با طب سنتی و ضربالمثلهای فارسی آشنایی دارند، به خوبی قوت و فایده آب هندوانه را میدانند. فوائد آب هندوانه برای اموری چون تنبلی، گرمازدگی، کمکاری، اقتصاد، روابط اجتماعی و خانوادگی، سیاست و غیره کاملاً اثبات شده است. «تابناک» نوشته بود: «اخیراً پژوهشگران آمریکایی موفق شدهاند با استفاده از هندوانههایی که طعم و شکل مناسبی ندارند، سوخت زیستی برای خودروها تولید کنند.»
1- هندوانههایی که شکل مناسب ندارند، یعنی چی؟ هندوانه همین جوری هم شکل مناسبی ندارد و زشت است. میوه یعنی توتفرنگی. چقدر خوشگل است! آدم دلش میخواهد نخ از آن رد کند و بیندازد گردن خودش، عوض گردنبند. در حالی که با هندوانه به هیچوجه نمیشود این کار را کرد، حداقلش این است که آرتوروز میآورد به خاطر وزنش.
2- من این خبر «تابناک» را یک سیاهنمایی قطعی میدانم. آن هم درست در شرایطی که با همکاری وزارت محترم بازرگانی، گام بلندی در باب واردات و صادرات صورت گرفته. ما سالهاست که به ترکیه هندوانه «صادر» میکنیم و درست حالا که در یک تحول اساسی و بنیادین امسال از ترکیه هندوانه «وارد» کردهایم، باید این خبر درج شود؟
3- بار دیگر یک چیزی از آستین آمریکا درآمد که درآورندهاش «تابناک» بود و آن چیز نیز دستی پلید بود که قاچی هندوانه را به کف گرفته بود.
همهچی میشه مثل اولش محمود بهمنی، رئیس کل بانک مرکزی در گفتوگو با «ایسنا»، خبر داد: «در مورد حذف سه صفر از واحد پول ملی به نتیجه قطعی رسیدهایم.»
خب. الحمدلله. بالاخره مشکل گرانی هم به زودی حل میشود. آن وقت میخواهم ببینم چه کسی باز جرأت میکند از طریق خاطرهگویی و به بهانه نقل خاطرات به دولت ضربه بزند. وقتی سه تا صفر کم کنند همهچیز مثل اولش میشود. باز گوشت میشود کیلویی «16» تومان و چلوکباب سلطانی میشود پرسی «10» تومان. لذا همهچیز میشود مثل اولش، آن وقت است که باید چپق کسی که با گله از گرانی بخواهد به دولت ضربه بزند را چاق نمود. این هم از ارزانی. ملت شریف اگر سفارش دیگری دارند بگویند تا در اسرع وقت انجام شود.
قضیه معاون اول سایت «آینده» به نقل از رئیسجمهور نوشته: «بنده قصد داشتم آقای مشایی را به عنوان رئیسجمهور دولت یازدهم مطرح کنم اما متأسفانه چهره او را در جامعه مخدوش کردهاند.»
1- آیا به نظر آقای احمدینژاد ریاست جمهوری موروثی است؟
2- چه کسی چهره آقای مشایی را مخدوش کرده؟ ایشان یکی از محبوبترین چهرههای کشور - بالاخص در میان جماعت طنزپرداز- هستند.
3- مردم آقای مشایی را واقعاً دوست دارند. مردم همه کسانی را که با گفتار خود «ادخال سرور فی قلوب مؤمنین» میکنند و موجبات انبساط خاطر دیگران را فراهم میسازند، دوست دارند. شما خیلی نگران نباشید.
4- اگر اینطوری باشد که هر رئیسجمهوری، رئیسجمهور بعدی را انتخاب کند، پس آقای احمدینژاد باید خیلی از خاتمی متشکر باشد.
چندی پیش نیز احمدینژاد در پاسخ به سؤالی درباره کاندیداتوری مشایی در انتخابات ریاست جمهوری آینده گفته بود: «هنوز تا انتخابات دور آینده وقت زیاد است. ولی اگر آقای مشایی رئیسجمهور شود، بنده افتخار میکنم معاون اول ایشان باشم.»
1- درصد تحقق این «اگر» رئیسجمهور چقدر است؟ لطفاً بگویید که نگرانیم. چون معمولاً «اگر»های ایشان یک جورهایی «شدنی» است.
2- الان وضعیت کدام است. معاون کیست و رئیس کدام؟
3- اساساً بد نیست هر چهارسال یکبار یک انتخابات رئیس و معاون برگزار شود که مردم رأی بدهند «مشایی» رئیس باشد و «احمدینژاد» معاون یا بالعکس.
روزنامه تهران امروز>گفتوگوی اختصاصی با ژله لرزان محمود فرجامی احمدینژاد در مراسم تودیع و معارفه وزیر كشور: «یك روز مهمان داشتیم، بعد از غذا ژله آوردند، یكی گفت این ژله خیلی مقوی است و آن مهمان گفت اگر مقوی است چرا میلرزد؟!» - خبرگزاری فارس
ما: سلام. از وقتی که در اختیار ما گذاشتید متشکریم.
ژله: خواهش میکنم. ما متعلق به مردم هستیم.
ما: به عنوان اولین سوال میخواستم بپرسم آیا شما واقعا مقوی هستید؟
ژله: مقوی یعنی چی؟
ما: یعنی به دیگران نیرو میبخشید؟
ژله: ما کی باشیم که بخواهیم در حضور بزرگان از این جسارتها بکنیم. ما حتی محیطزیست و تربیتبدنی را هم نمیتوانیم به کسی ببخشیم چه برسد به نیرو. خیلی وزارتخانه مهمی است. اینطوری نگاهش نکنید. به نظر من باید میگذاشتند به آقای علیآبادی بخشیده شود یعنی چه که نه تحصیلات مرتبط دارد و نه سابقه کاری؟ اگر اینها ملاک بود که باید...
ما: منظورم از نیروبخشی آنطور نیروبخشی نبود یعنی شما به دیگران قوت میبخشید؟
ژله: نخیر آقا ما چکارهایم که از این کارها بکنیم. به گمانم شما میخواستهاید با برادر عزیزمان جناب نفت گفتوگو کنید، اشتباهی آمدهاید سراغ ما.
ما: نفت چه ربطی به شما دارد؟
ژله: اولا که در این مملکت همه چیز به نفت یک ربطی دارد و ما هم همچین بیربط بیربط نیستیم. ثانیا ایشان است که به دیگران قوت میبخشد. خود ما یک قوم و خویشی داریم که خیلی ماست بود اما از وقتی که با مسائل نفتی مرتبط شد خیلی زورش زیاد شده و هر کاری که دلش بخواهد میکند.
ما: خب بالاخره یک خاصیتی دارید شما دیگر. ندارید؟
ژله: معلوم است که خاصیت داریم. همین که توی هر ظرفی بریزید به شکل همان درمیآییم یک خاصیت بزرگ ژلههاست که متاسفانه بدون رعایت حقوق مالکیت معنوی ما، بسیاری از افراد با تقلید از همین استراتژی پلههای سیاست و مدیریت را دوتا یکی بالا رفته و میروند. شما فکر میکنید آنهایی که تندرو بودند و بعد که ورق برگشت اصلاحطلب شدند یا اصلاحطلبانی که یک شبه اصولگرا شدند یا آنهایی که محافظهکار بودند و الان رادیکال شدهاند این هنرنماییها را از کی یاد گرفتهاند؟ همهشان استراتژی «ژلهای باش و هرچه خواهی باش» را بهکار میبرند که اینهمه موفقند.
ما: حالا بهتر است از سیاست بیرون بیاییم. مدیرمسئول «تهرانامروز» تاکید دارند که به جای بحثهای سیاسی به مسائل غیرسیاسی مهمتری نظیر یکطرفه شدن خیابان ولیعصر، آسفالت شدن یکی از کوچههای منطقه 22، افزایش قیمت شیرخشک، فوايد درخت چنار و امثال آنها بپردازیم.
ژله: راستی حال رسول چطور است؟ هنوز رژیم میگیرد یا مثل سابق تیریپش ژلهای است؟
ما: بگذریم. سوال اصلی اینجاست که شما چرا اینقدر میلرزید؟
ژله: چرا نلرزیم؟ از قدیمالایام، آدمهای استخوان دارش ورد زبانشان بوده است «چو بید بر سر ایمان خویش میلرزم»؛ چه رسد به ما. تازه الان اوضاعی است که آنهایی که چو بید بر سر ایمان خویش نمیلرزیدهاند هم لرزشان گرفته.
ما: منظورتان کدام اوضاع است؟ ممکن است شفافتر توضیح بدهید؟ ژله: اگر شفافتر توضیح بدهم به جای اینکه مدیر مسئولتان رژیم بگیرد، ممکن است اتفاقهای دیگری بیفتد که هرچند نتیجه از لحاظ فیزیک ظاهری مطلوب خواهد بود اما در مجموع مطلوب نخواهد بود. ما: منظورتان را متوجه نشدم.
ژله: خوشحالم!
ما: در انتها اگر ممکن است برخی از دلایل به خود لرزیدنتان را که قابل انتشار است بفرمایید.
ژله: گفته شده است چند نفر از همخانوادهایهای ما به نامهای ژلاتین، ژولیت، ژل مو و ژاله را در جریان حوادث اخیر به کهریزک برده بودهاند... راستی اسم کهریزک را میشود توی روزنامهتان آورد؟
ما: بله... ما حتی گزارشی هم درباره گزارشی که تلویزیون علیه این بازداشتگاه پخش کرد، منتشر کردیم.
ژله: آفرین به اینهمه جسارت!
ما: البته با تمام این اوصاف بعضی از دوستان می لرزیدند. متوجه هستید که ما الان در موقعیت بسیار خاص و سرنوشتسازی هستیم.
ژله: آن وقت شما که این مسائل را میدانید از ما میپرسید که چرا میلرزید؟
ما: خب از کی بپرسیم؟ وقتی قرار میشود موضوعات سیاسی کار نکنیم و به سیاستمداران و مدیران بالایی نپردازیم مجبوریم این سوالها را از شما بپرسیم. راستی داشتید در مورد کهریزک میگفتید. ما با کمال میل حرفهایتان را منتشر میکنیم.
ژله: لطف میکنید!...
روزنامه کیهان>كوپه (گفت و شنود) گفت: «جان كين» جاسوس انگليس و نظريه پرداز كودتاهاي مخملي از كيهان به شدت انتقاد كرده است.
گفتم: براي چي؟
گفت: مي گويد برخلاف ادعاي كيهان، من جاسوس نيستم.
گفتم: ولي اسناد موجود نشان مي دهد كه در لندن و تهران با برخي از سردمداران جبهه اصلاحات ملاقات هاي مخفيانه داشته و براي مقابله با اسلام و انقلاب به آنها دستورالعمل هايي داده است.
گفت: راست ميگي ها!... اگر از سوي سازمان اطلاعاتي انگليس مأموريت نداشته، چرا با برخي از سران فتنه اخير ملاقات هاي پنهان داشته و براي مقابله با نظام اسلامي به آنها آموزش داده است.
گفتم: شخصي در انگليس وارد قطار شد و فرياد زد آهاي خوك هايي كه در كوپه جلو نشسته ايد و خرس هايي كه در كوپه عقبي هستيد،... در اين هنگام شخصي از كوپه جلو به او نزديك شد و گفت؛ خوب چشمهايت را باز كن! من خوك نيستم و يارو با خونسردي گفت؛ پس برو توي كوپه عقبي!
| | |
|
| | |