داخلی  »  يادداشت  »  سياسی

خاتمی 2

سید رحیم لاری

کد مطلب : 20488 23 بهمن 1387 ساعت 12:40


این همشهری ما هم نکته گوی قهاری است و معلوم شد ید طولایی در این زمینه دارد! نکته گویی آقای موسوی لاری در جواب به خبرنگاری معلوم می شود که پرسید؛ «آيا آقاي خاتمي بنا دارند تا آخر انتخابات بمانند؟» او در پاسخ گفت؛ «بله قطعا ايشان آمده‌اند كه بمانند و راي بياورند». 

مگر آقای خاتمی بعد از مدتها اگر و مگرها و حرف و حدیث ها که پا در گود گذاشته و در مقابل آن همه دوربین و خبرنگار خبر کاندیداتوری خود را اعلام کرده، آمده که برود و نمی خواهد رای بیاورد؟! 

اظهر من الشمس است که آقای خاتمی به قصد برد وارد عرصه مبارزه انتخاباتی شده که گفته خودش هم تایید همین امر است؛ «من با جدیت حضور خود در عرصه انتخابات را اعلام می‌‏کنم».
 
خاتمی با گفتن «با جدیت» قید قابل توجهی را به کار برده که دلالتی بسیار بیشتر از یک اعلام حضور رسمی را دارد. قبل از هر چیز، خود خاتمی در همان جلسه اولین ، روشنترین دلالت آن را نشان داد.
 
مباحث پیرامون تردیدهای خاتمی از مدتها پیش نقل خبرها و رسانه ها بود که خاتمی به صراحت آن را تکذیب کرد و جدیت وی هم تاکید و تاییدی بر این بود. البته با وجود رد صریح وی بر تردیدهای اظهار شده، آیا نمی توان ذکر جدیت حضور در عرصه انتخابات را به نوعی، دال بر وجود تردیدی دانست که اکنون به صورت جدی مرتفع شده است؟ 

اما جدیت آقای خاتمی جهت دیگری هم دارد که شاید سوال آن خبرنگار هم بر اساس همین جهت مطرح شده باشد. آیا جدیت خاتمی به معنای تعیین تکلیف برای دیگر رقبا نیست و به عبارت خودمانی، خط و نشانی را در خود ندارد؟ هرچند که اعلام رسمی حضور در عرصه انتخابات به اندازه کافی تکلیف دیگران را در مورد حضور یا عدم حضور وی معلوم کرد، اما ذکر جدیت در کلام وی شکل و شمایلی دیگری به آن داده است. آقای خاتمی با این عبارت به دیگر رقبا این پیام را می رساند که ورود وی به عرصه انتخابات بدون تردید است و حداقل باید از اکنون تصور کناره گیری را در مورد وی منتفی بدانند. 

اعلام حضور خاتمی به این نحو ،خود به خود تکلیف رقبا را در هر دو اردوگاه اصلاح طلب و اصولگرا معین می کند. تا کنون تردید خاتمی از حضور در عرصه انتخابات به تردید دیگران دامن می زد و تنها در این میان یک تن بود که از ابتدا تردیدی به خود راه نداد و در عرصه حاضر بود؛ آقای کروبی. علاوه بر آقای کروبی، باید آقای احمدی نژاد را هم اضافه کرد که حضورش در عرصه انتخابات اگر رسمی نبود، اما به صورت غیر رسمی حضوری جدی تر از دیگران داشته است. 

کروبی و حامیانش از هم اکنون خاتمی جدی را در رقابت کنار خود می بینند و البته از مدتها پیش چنین امری را پیش بینی می کردند و به همین دلیل با نیم نگاهی به ورود خاتمی ، زبان نقادانه خود را با گوش و کنایه ها به کار انداخته بودند. 

انتقاد به عملکرد هشت سال دولت اصلاحات و موضوعی چون خلط بین روشنفکر و سیاستمدار در آن دوران، زبانی بود که روزنامه اعتماد ملی در این مدت با آن سخن می گفت.
 
با ورود جدی خاتمی می توان انتظار کاربرد بیشتر این زبان و حتی تیز و تندتر شدن آن را داشت. لحن گرامی مقدم، سخنگوی حزب اعتماد ملی، در واکنش به اعلام حضور خاتمی پیشاپیش کاربرد این زبان را نشان داده است. او به نحوی گلایه آمیز عدم استقبال از طرح کروبی برای تشکیل شورای حکمیت را بیان کرده که باعث شده اصلاح طلبان نتوانند به کاندیدای واحدی برسند و به قول ایشان، این «وضع بغرنج» به وجود بیاید. 

در سوی دیگر، اعلام حضور خاتمی تکلیف اردوی اصولگرایان را مشخص خواهد کرد. برخی معتقدند که اعلام حضور خاتمی باعث اجماع اصولگرایان بر احمدی نژاد خواهد شد. به نظر می رسد که این نظر تا اندازه ای شتابزده و بی توجه به شرایط بیان شده است و حتی می توان گفت وجود دو کاندیدای مصمم در اردوی اصلاح طلبان می تواند به صورت جدی تری موضوع گذر از احمدی نژاد را در میان اصول گرایان به  پیش ببرد. 

نشانه هایی چون گزارش دیوان محاسبات و قضیه یک میلیارد دلار و انتقادهای گاه و بی گاه شهردار تهران از عملکرد دولت حاکی از توجه اصولگرایان به رقیب جدی احمدی نژاد در برابری با خاتمی دارد.
 
علاوه بر این، اصرار کروبی بر ماندن در عرصه می تواند اصول گرایان را به ناتوانی اصلاح طلبان برای اجماع متقاعد کند که همین امر عزم به کاندیدای مضاعف در اردوگاه آنان را جدی تر خواهد ساخت. 

سوای تعیین تکلیف هایی که اعلام حضور خاتمی با خود می آورد، مسئله جدیت وی بیش از هر چیز دیگر به خود وی باز می گردد. آیا او در مورد شرایطی که برای حضورش بیان کرده بود به جدیتی رسیده و تکلیف آن را معین کرده است؟ خاتمی در مهر ماه دو شرط را برای حضور خود در انتخابات مطرح کرد؛ «تفاهم با ملت بر سر خواسته‌هایشان» و «امکان عملی شدن برنامه‌ها». اکنون و پس از گذشت چند ماه باید پرسید که وی چگونه توانسته به تفاهمی با ملت برسد و تا چه میزانی امکان عملی شدن برنامه هایش معلوم شده است؟ 

توجه به این موضوع است که با به نقد کشاندن جدیت وی تردیدی از عملکرد وی را در پس آن نگه می دارد. باید توجه داشت که نقد خاتمی تنها یک سویه و از جانب اردوی رقیب و در میان اصولگرایان نیست بلکه به همان میزان و حتی به همان جدیت در میان هم فکران وی نیز در جریان است. در اینجا می توان به سخنان محمد توسلی اشاره کرد که با وجود تمام تعریف و تمجیدها از خاتمی نمی تواند زبان نقد خود را از وی خاموش بدارد. توسلی از خاتمی می خواهد تا «ایشان باید به این انتقادات توجه کنند و پاسخگوی این نقد ها باشند و کوشش کنند که در برنامه هایی که برای دوره دهم آماده می کنند، هم در برنامه و هم در اراده ای که برای اجرای برنامه ها دارند راسخ باشند وعملا به این نقدها پاسخ دهند». 

مسئله تردیدبرانگیز در وجود چنین نگرش و عزمی در حضور خاتمی و همراهان وی است که اکنون خود را آماده رقابت انتخاباتی می کنند. 

آقای توسلی از خاتمی دیگری صحبت می کند که متفاوت از خاتمی در دوره هشت ساله اش است. می توان این خاتمی را خاتمی 2 دانست؛ یک خاتمی متفاوت که به انتقادها و عمق آنها توجه کرده و توانسته باشد برای رفع آنها تمهیدی عملی و واقعی در نظر گرفته باشد. صرف نگرانی از عملکرد دولت نهم نمی تواند انگیزه و دلیلی برای ورود به عرصه انتخابات شود، بلکه داشتن برنامه و راهکاری مشخص آن هم بر اساس واقع بینی و نه خوش بینی های اتوپیایی است که چاره ساز عرصه فعلی خواهد بود. 

شاید این خاتمی با آن خاتمی هشت ساله دولت اصلاحات تفاوتهایی داشته باشد و بتواند "خاتمی 2 " را به نمایش گذارد و شاید به جای بدبینی، لازم است تا حس وظیفه شناسی و مسئولیت پذیری در ایشان دیده شود، اما ضمانت چنین نگاهی در چیست؟ از مهر ماه تنها چند ماه گذشته و در این مدت آقای خاتمی با چه روش و راه کاری شروطی که خودش تعیین کرده را احراز کرده تا بتواند زمینه و دلیلی بر احراز چنان خوش بینی را برای چند سال ریاست جمهوری محتمل وی فراهم کند؟ حداقل چیزی که می توان گفت این است که تا کنون، ایشان و حامیان حضورش نه معنای آن شروط و نه چگونگی احراز آنها را معلوم نکرده اند. به دور از هر خوشبینی یا بدبینی، عدم وجود ضمانت در این موضوع به اندازه کافی سایه تردید بر ضمانت چند ساله آینده وی انداخته است و خاتمی را حتی به صورت تغییر یافته اش هم تحت تاثیر خود قرار می دهد. 

از این رو، نمی توان اطمینان داشت که خاتمی چگونه خاتمی خواهد بود حال به هر روایتی که تصور شود و کماکان این پرسش به قدرت خود باقی می ماند: آیا خاتمی در صورت موفقیت در انتخابات ،  تکرار و نسخه بدلی از  خاتمی گذشته نخواهد بود؟! و اگر چنین باشد ، آیا خاتمی اعتبار و محبوبیت فعلی خود را که سرمایه ای بزرگ برای خودش و نظام است ، در رویارویی بی حاصل با مشکلات فراوان اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی  از دست نخواهد داد؟ 

ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Share/Save/Bookmark
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين