|
داخلی » يادداشت » سياسی
|
|
جای خالی دانشجویان در انتخابات دکتر محمد تقی انوار |
|
|
کد مطلب : 10308
|
4 ارديبهشت 1387 ساعت 16:19
|
|
| انتخابات مجلس هشتم در حالی مرحله دوم خود را پشت سر می گذارد که چه در مرحله اول و چه در مرحله دوم یک غایب بزرگ دارد؛ دانشجویان.
دانشجویان در طول این سه دهه پس از انقلاب یکی از نیروهای مهم و تاثیرگذار در انتخابات و به خصوص انتخابات مجالس پیشین بودند.
پیش از این، گروههای دانشجویی با شرکت در دسته بندیهای انتخاباتی سعی داشتند تا ضمن طرح دیدگاهها از کاندیداهای مورد نظر خود حمایت کنند.
حضور دانشجویان در انتخابات گذشته باعث شده بود تا فضای دانشگاهها عرصه طرح دیدگاههای کاندیداها می شود و همین امر با نفوذ در محیط اجتماعی خود به خود به نشاط فضای انتخایاتی در جامعه کمک می کرد اما در جریان هشتمین انتخاب مجلس وضع به گونه ای دیگر بود.
درست است که برخی از گروههای دانشجویی با دادن بیانیه و اطلاعیه نمایی از حضور دانشجویان در انتخابات را به تصویر کشیدند، اما آیا باید این امر را به معنای تداوم حضور پیشین دانشجویان در انتخابات مجلس دانست؟ آیا بیانیه های صادره سوای واقعیت صوری آن، واقعیت دیگری از حضور دانشجویان در انتخابات داشت؟
با نگاهی به این بیانیه ها به راحتی می توان پی برد که اعلام آنها را باید در حد همان نوشته ها دانست و نمی توان به واقعیتی چشم گیر در میان دانشجویان برای آنها قائل شد. حمایت این بیانیه ها از جریان غالب در انتخابات باعث نشد که حتی از سوی همین جریان جدی گرفته شوند و به همین دلیل، در تبلیغات انتخاباتی نیز چندان در قواعد بازی جایی نداشتند.
واقعیت امر را می توان از سخنان دکتر محمد رضا عارف دریافت که در جمع دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی یزد ایراد شد. وی با نامناسب خواندن فضاي حاكم بر تشكلهاي دانشجويي و دانشگاهها، گفت؛ «بيتفاوتي دانشجويان به مسائل سياسي، فرهنگي و اجتماعي حتي در دانشگاههاي بزرگ كشور نيز حاكم شده كه ادامه اين روند خطرناك است؛ چرا كه ما انقلابي هستيم و بايستي انقلابي باقي بمانيم.»
موضوع اصلی در نشاط سیاسی دانشجویان و حضور فعال آنان در عرصه سیاسی کشور است که همواره مورد توجه و تاکید مقام رهبری بوده است. ایشان در دیدار خود با دانشجویان، با نفی سیاست زدگی و سیاست بازی، تاکید داشتند؛ «سیاست گری و برخوردار شدن از قدرت فهم و تحلیل سیاسی، نیاز مبرم دانشجویان و دانشگاههاست و تشکلهای دانشجویی باید در این جهت، برنامه ریزی و تلاش کنند.»
اکنون باید از خود پرسید فضای نامناسبی که مورد اشاره دکتر عارف است و در جریان این انتخابات دیده می شود، تضعیف سیاست گری و قدرت فهم و تحلیل سیاسی در دانشجویان و تشکل های دانشجویی را در پی نمی آورد؟ آیا کنار کشیدن دانشجویان از فعالیتهای سیاسی و حضور کم رنگ آنان در این عرصه موجب تضعیف نشاط سیاسی جامعه نمی شود؟
پاسخ مسئله روشن است و انتخابات مجلس هشتم به روشنی نشان می دهد که بی تفاوتی دانشجویان در عرصه سیاسی کشور به صورت مستقیم در جامعه تاثیر نامطلوب می گذارد و حرکت جامعه را کند می کند. تجربه این انتخابات خود زنگ خطری است و باید برای آینده و تحقق رهنمود رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران فکری کرد.
آنچه که در این بین اهمیت دارد توجه به دو نکته اساسی است؛ الف- ماهیت فعالیت سیاسی دانشجویان، ب- چگونگی ارتباط مسئولین با آن.
الف- ماهیت فعالیت سیاسی دانشجویان را باید از مقوله دیگر عناصر سیاسی متمایز دانست. تفاوت امر در خود نهاد دانشگاه و جایگاه آن است که دانشجو فعالیت و چگونگی فعالیت خود را وامدار آن است.
روشن است که دانشگاه قبل از هر چیز به عنوان محیطی علمی خارج از تعاریف رسمی و شناخته شده بوده و باید انتظار دیگری از آن داشت. آنجایی که می توان توقع نوآوری و حرف تازه ای از آن داشت، دانشگاه است. بنابر این، دانشگاه و دانشجو در عرصه سیاسی نمی تواند همانند دیگر حوزه های سیاسی عمل کند.
انتظار حرف و عمل نو و تازه سیاسی در دانشگاه و از سوی دانشجو انتظاری بجا است که باید با معیار خود دانشگاه سنجیده شود و نه با معیارها متعارف خارج از دانشگاه. یک سنگ کردن دانشگاه با احزاب در عرصه سیاسی به معنای نادیده انگاشتن جایگاه دانشگاه است که به صورت طبیعی رکود و بی تفاوتی را در دانشجویان به وجود می آورد.
آنچه که باید به این مقوله اضافه کرد نیروی دانشجویان است که به اقتضای جوانی به دنبال جستن فضای جدید و متفاوت با فضای خارج از دانشگاه است. اگر از دانشجو این انتظار رود که هم صدا با خارج از دانشگاه شعار دهد و هم رنگ با آن به دنبال سیاست رود، این همان «سیاست بازی» است ونه «سیاست گری».
ب- بنابر مطلب فوق می توان پذیرفت که نحوه برخورد با فعالیت سیاسی دانشجویان باید علی القاعده با دیگر فعالیتهای سیاسی متفاوت باشد. تفاوت جایگاه دانشگاه و روحیه دانشجو با احزاب و گروههای سیاسی باعث می شود که تلقی و عکس العمل نسبت به آن نیز متفاوت باشد.
اصلی که بر اساس این تفاوت به وجود می آید، اصل مدارا و تحمل در برخورد با دانشگاه و دانشجویان است. این اصل نه به معنای ندیدن ارزشها و اصول مورد قبول در فضای سیاسی است، بلکه به معنای تحمل و بردباری در شنیدن حرف و سخن تازه ای است که دانشجویان باید بنابر هویت و وظیفه اش به دنبال آن رود.
«سیاست گری و برخوردار شدن از قدرت فهم و تحلیل سیاسی» که در کلام رهبری به عنوان «نیاز مبرم دانشجویان و دانشگاهها» ذکر شده، بدون این اصل به وجود نخواهد آمد. این نیاز در صورتی برآورده می شود که امکان و مجال بروز و تحقق را داشته باشد و تنها با تحمل و دادن فرصت ابراز عقیده و نظر است که نیاز فوق تامین می گردد.
تجربه سالهای اخیر و شدت عمل نسبت به فعالیتهای سیاسی دانشجویان نسبت به دوره های گذشته تاثیر منفی خود را گذاشته است. روند فعلی در انتخابات اخیر نشان می دهد که این شدت عملها باعث هم عقیده شدن دانشجویان نمی شود، بلکه انگیزه عقیده را از آنان گرفته و در نتیجه، انتخاب عزلت و بی تفاوتی راهی است که در پیش روی آنان باقی می ماند.
دانشجویان در رویارویی با شدت عمل به جای سیاست گری یا به سیاست بازی رو آورده یا عافیت طلب می شوند. در این میان، چه کسی است که سود خواهد دید و چه کسی ضرر؟ به طور حتم دانشجوی سیاست باز و فرصت طلب یا عافیت بین ضرری نخواهد دید، بلکه آن دانشجویی که باید با طرحی و سخنی نو باعث بالندگی فضای سیاسی باشد ضرر خواهد دید و به طور حتم نتیجه نهایی آن به ضرر کشور خواهد بود.
به نظر می رسد که باید به این انتخابات با دیدگان روشن بین نگریست و دریافت که همان شدت عملها باعث شده تا انتخابات امروز با غیبت دانشجویان برگزار شود.
راستی دیده ی عبرت بین کجاست؟
| | |
|
| | |