داخلی  »  دريچه  »  سياسی

جانشین با حال مشایی

«طنز» در مطبوعات

کد مطلب : 32873 15 مهر 1388 ساعت 11:36


مروری بر ستون طنز روزنامه های چهارشنبه 15/7/88:

روزنامه مردمسالاری کارتون زیر را منتشر کرده است:

                

ابراهیم رها با عنوان "گوسفند" در روزنامه اعتماد نوشته است:
مي خوانيم که روزنامه هاي فرهنگ آشتي و آرمان هم توقيف شدند. اصولاً و اساساً بعضي حرف هاي رئيس دولت بعد از نهم کمي پيچيدگي دارد. مثلاً اينکه او مي گويد در ايران آزادي نزديک به مطلق وجود دارد، يعني اينکه دوستان آزاد هستند هر نشريه يي را خواستند ببندند، هر کس را خواستند بازداشت کنند، هر... دوستان و عزيزان براي «آزادي» رسماً ماشين دربست گرفته اند، بس که عجله دارند.

در راستاي همين آزادي نزديک به مطلق (اميدوارم احمدي نژاد در سخنراني بعدي توضيح بدهد دقيقاً چقدر نزديک، خداي نکرده اين نزديکي، مشکل منکراتي نداشته باشد،) و پس از آنکه قرار شده همه مديران صدا و سيما با راست هاي راست دولت بعد از نهم هماهنگ (بخوانيد منطبق) شوند، حالا پيشنهاد شده يک کسي که تازه از خارج برگشته و از قلب امريکا به ايران سفر کرده، رياست شوراي عالي سينما در ايران را بر عهده بگيرد. 

اتفاقاً خبر خوبي است چون که هر چند امريکا بدي هايي دارد اما صنعت سينما مربوط به آنها مي شود و في نفسه اين خبر، خبر خوبي است منتها يک توضيح دارد. اسم اين شخص محمود احمدي نژاد است، يعني شما پيشاپيش تصور بفرماييد که «فيلم ما رو دزديدن / دارن باهاش پز ميدن.» وزير راهً دولتً بعد از نهم گفته «چوپان بهتر از من وزير تحليل سياسي مي کند». 

حرف حساب البته جواب ندارد و ما نبايد همه اش انتقاد کنيم و اگر يک روز کسي حرف منطقي، درست، کاملاً منطبق با واقعيات روز جامعه زد را هم بايد قبول کنيم. حميد بهبهاني ادامه داده؛ «اگر کسي از مديريت هما کنار مي رود بايد 10 الي 15 گوسفند بکشد.» شما که دو خط بالاتر هم از چوپان ها گفته بوديد و حالا از گوسفندها، پيداست که دستت توي کار است و مظنه دستت است. سرراست بگو اگر يکي بخواهد از وزارت راه کلاً کنار برود حسابش چند گوسفند يا گاو مي شود. ما قول مي دهيم مردم ياري کنند هزينه اش را جمع آوري کنيم شما هم برو يک مقدار استراحت کن.

"جانشین باحال اسفندیار رحیم‌مشایی" عنوان طنز شهرام شکیبا است در روزنامه خبر:
 گفت‌وگویی که امروز به آن می‌پردازم، حاصل جدل خبرنگار «ایسنا» با حمید بقایی رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور است که در «پایگاه اطلاع‌رسانی دولت» آن را یافته‌ام.ایشان در پاسخ به اینکه چرا نماینده ایران هنگام ثبت شدن پرونده «عاشیق‌لار» توسط جمهوری آذربایجان در فهرست میراث ناملموس جهانی واکنشی نشان نداده است، گفته: «باید برای بقیه کشورها این ارزش را قائل شویم که آنها هم یک‌سری مباحث فرهنگی خود را ثبت کنند. این تمامیت‌خواهی است که هیچ کشوری چیزی ثبت نکند چون فقط من باید آن را ثبت کنم.»

1- انصافاً حرفشان کاملاً دلالت‌کننده است‌ اما «دلالت بر چه چیزی؟» بماند.

2- آگهی: یک عدد گنبد قدیمی حوالی زنجان موسوم به گنبد سلطانیه که چهارمین گنبد خشتی جهان است، موجود می‌باشد. از علاقه‌مندان کشور دوست و برادر چین کمونیست دعوت می‌شود تا سایر کشورهای دوست و برادر آن را به ثبت نرسانده و عوضش به ما بنزین نداده، آن را با دو کانتینر دمپایی ابری لاانگشتی معاوضه کرده و نسبت به ثبت آن اقدام لازم را مبذول فرمایند.

3- با توجه به اینکه وزیر مسکن دیروز گفته: «چرا در 30 سال گذشته نتوانستیم یک پروژه مثل عالی‌قاپو بسازیم.» هیچ بعید نیست که عن‌قریب به دست توانمند متخصصان داخلی یک عالی‌قاپوی جدید بسازیم. لذا عالی‌قاپوی قدیمی به بالاترین پیشنهاد از بین دو کشور همسایه، افغانستان و پاکستان تقدیم می‌شود. بدو بدو حراجش کردیم ببرن!

رئیس سازمان میراث فرهنگی پاسخش را به چندین سؤال خبرنگار با جملات زیر شروع کرد.

- به نظرم نباید سؤال‌های انحرافی پرسیده شود.

- من به رسانه‌های داخلی انتقاد دارم.

- شما اصلاً اجازه نمی‌دهید ما به جشن برسیم.

- این نگاه منفی است.

- این نگاه تنگ و کوچک است.

- این توقع شما کاملاً غیرمنطقی است.

- این مسائل با یکدیگر بی‌ارتباط است.

- این حرف غلط است.

- اصلاً نباید اقدامی شود. می‌خواهید این را بشنوید؟!

- بحث فرجه نیست. این نگاه تنگ است و من با آن مخالفم.

1- با توجه به عصبانیت بیش از حد ایشان پیشنهاد می‌کنم خبرنگاران برای گفت‌وگو با ایشان به اقلام زیر مسلح باشند.

- سپر

- کلاهخود

-غلط‌کردم نامه

- ببر بیان

- گرز گاوسر

- لَخت گرشاسبی

- ضبط خبرنگاری

- قرص سیانور

- کاغذ و قلم

- دستکش بوکس

- وصیتنامه

2- ایشان مطابق سنت محله قدیم ما به تئوری «مشت اول» در دعوا معتقد است. لذا اگر دماغتان قبلاً عمل شده، مواظب باشید.

3- لطف کنید و یک دوره کلاس «مثبت‌اندیشی در یک دقیقه» برای ایشان بگذارید.

4- اول که اسم ایشان را شنیدم، نگران بودم. اول فکر می‌کردم عمراً کسی نمی‌تواند جای اسفندیار رحیم‌مشایی را در این ستون بگیرد‌ ولی حالا دارم امیدوار می‌شوم‌ لذا از رئیس‌جمهور به خاطر انتصاب هوشمندانه ایران کمال تشکر را دارم.

5- ای کاش فقط ایشان لطف را تمام کنند و مثل ‌آقای رحیم‌مشایی درباره ادیان و مباحث خداشناسی هم گهگاه نظرات ذوقی‌شان را اعلام کنند. 

در گفت و شنود کیهان نیز می خوانیم:
گفت: يك تحليل گر انگليسي، ادعاهاي گروه هاي ضد انقلاب درباره مردمي بودن ماجراي موسوي را مسخره كرده و نوشته است؛ درحالي كه آمريكا و اروپا به شكست خود اعتراف كرده اند، اين گروه ها همچنان به بازي قبلي خود مشغولند. 

گفتم: چيكار به كار اونا داره، بذار حيوونكي ها بازيشون رو بكنند! 

گفت: همين تحليل گر مي نويسد؛ داستان هايي كه گروه هاي اپوزيسيون ايران درباره موفقيت هاي خود مي سازند به فيلم هاي تخيلي شبيه است. 

گفتم: يك خالي بند به دوستش مي گفت؛ ديروز رفتم جنگل، 2 تا شير، يك پلنگ و 5 تا آهو شكار كردم! رفيقش كه از او خالي بندتر بود با بي اعتنايي گفت؛ فقط همين؟! و خالي بند اولي جواب داد؛ مگه با يك تير، بيشتر از اين هم مي شد؟ و خالي بند دومي با تعجب گفت؛ تازه تفنگ هم داشتي؟!
 

ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Share/Save/Bookmark
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين