فرارو- عملکرد فرهنگی دولت نهم در وزارت ارشاد بعد از کارنامه اقتصادی، دیگر پاشنه آشیل محمود احمدی نژاد است. بدین سان در کارزار انتخابات دهم رقیبان وی سانسور کتاب، مطبوعات، فیلم و فضای بسته فرهنگی را به رخ او می کشیدند. این بار اما احمدی نژادی که همیشه انتقادات را رد می کند و دولت خویش را سراسر دستاورد مثبت می داند در پاسخ به منتقدان اعلام کرد که حتی او هم از عملکرد وزارت ارشاد چندان راضی نیست.
با این وضعیت حساب کار به دست می آید که اوضاع فرهنگی تا چه حد نابسامان است که حتی رئیس دولت دهم حاضر به دفاع از آن نیست. این ماحصل حضور چهار ساله صفار هرندی است در وزارت ارشاد.
در آخرین روزهای دولت نهم و آنگاه که در اردیبهشت 88 نمایشگاه کتاب تهران به فعالیت خود پایان می داد، غلامحسین الهام سخنانی بر زبان آورد که صدای اهل فرهنگ را درآورد. او گفت:« در ایران سانسور دولتی نداریم.»
پس از آن بود که رسانه ها آمارهای بسیاری از صف طولانی کتاب های منتظر اخذ مجوز و کتاب های رد شده و برخورد با مطبوعات و... ارائه کردند تا برخلاف اعلام آقای سخنگو نشان دهند که در ایران این دولت است که سانسور می کند.
روزهای بد کتاب
در حالی که مدیران فرهنگی دولت نهم هرگاه که برای انتشار کتاب از آمار استفاده کردهاند، خبر از رشد زیاد انتشار کتاب در طول چند سال اخیر دادهاند، اما گزارشهای رسمی حاکی است که برای اولین بار در 10 سال گذشته رشد انتشار کتاب در ایران منفی شد و تعداد عناوین کتاب در سال 1387 نسبت به سالهای پیش با رشد منفی، از 55848 عنوان در سال 1386 به 34687 عنوان در سال 1387 رسید.
نگاهی به سایت خانه کتاب ایران که گزارشهای سالانه آمار کتاب در ایران را منتشر میکند، نشان میدهد که بهرغم سخنان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت نهم و معاون فرهنگیاش که در سخنرانیهای خود بارها از افزایش تعداد عناوین کتاب در دوره دولت نهم یاد کردهاند، اما واقعیت نه تنها خبر از رشد تصاعدی تعداد عناوین ندارد که از کاهش شدید تعداد عناوین خبر میدهد.
بر اساس آمار خانه کتاب ایران در سال 1376 یعنی نخستین سال روی کار آمدن دولت سیدمحمد خاتمی کتابهای منتشر شده در ایران 15509 عنوان بوده است. این رقم در سال بعد به 17418 رسیده و هر سال افزایش داشته تا اینکه در سال 1384 یعنی سال روی کار آمدن دولت محمود احمدینژاد، تعداد عناوین کتاب در ایران به 51510 عنوان رسیده است به عبارت دیگر تعداد عناوین کتاب در ایران در دوره خاتمی سه برابر شده است و اگر بخواهیم مقایسه تطبیقی داشته باشیم میتوانیم بگوییم در سال آخر دوره اول دولت خاتمی تعداد عناوین کتاب به 32360 عنوان رسیده است که میتوان گفت در دوره خاتمی رشد کتاب در چهارساله نخست دوبرابر بوده است.
حال این آمار را در دوره کنونی بررسی کنیم و ببینیم اوضاع از چه قرار است. احمدینژاد در حالی دولت را تحویل گرفت که تعداد عناوین کتاب در ایران 51510 عنوان بود. یک سال بعد فقط 1948 عنوان به آمار قبلی افزوده شد و سال بعد 2396 عنوان و در سال 1387 برای نخستین بار پس از 10 سال رشد عناوین کتاب در ایران منفی شد و در سال 1387 طبق آمار خانه کتاب ایران تعداد عناوین کتاب در ایران به 34687 رسید.
حال این سوال پیش می آید که با روی کار آمدن صفار هرندی چه اتفاقی رخ داد که کتاب روند معکوسی را طی کرد و علیرغم افزایش ارسال کتاب برای اخذ مجوز به ارشاد اما کتاب های چاپ شده سیر کاهشی داشتند.
اولین اقدام پس از حضور وزیر دولت نهم در ارشاد این بود که مجوز دائمی کتاب لغو شد و در زمان وی، هر کتابی باید برای هر نوبت چاپ بررسی میشد و این به دولت اجازهی سانسوری بیپایان را میداد. بسیاری کتابها در نوبت اول چاپ شدند و اجازهی تجدید چاپ پیدا نکردند. اینگونه دولت میتوانست رسماً اعلام کند سانسور نمیکند، چون نسخهی چاپ شدهی نوبت اول کتاب را در دست داشت، ولی اجازهی بازچاپ اثر را نمیداد.
از دیگر اقدامات صفار هرندی که در امر چاپ کتاب خلل ایجاد می کرد استفاده از یک روند کاری ساده برای تبدیل آن به یک سد موثر بود. کتابهای چاپ شده باید به وزارت ارشاد ارائه شوند (بعد از طی کردن تمام مراحل کسب مجوز و چاپ) و ارشاد باید اعلام وصول کتاب را مکتوب اعلام کند تا کتاب بتواند در بازار پخش شود. صفارهرندی با وارد شدن به وزارتخانه بلافاصله جلوی اعلام وصول تعداد کثیری از کتابهای چاپ شده را گرفت و دستور بررسی مجدد آنها را داد.
اعلام وصول کتاب، که روند کاری سادهای بود در دولت احمدینژاد به یک واقعیت ناخوشایند تبدیل شد. کتابهای مجوز گرفته در انبارها میماندند تا ارشاد تایید کند کتاب همانی است که آنها درنظر داشتهاند. تا آن زمان ناشر باید شخصاً هزینهی انبارداری را بدهد.
این اما پایان ماجرا نبود چراکه آقای وزیر در آخرین اقدام خود وقتی در سال ۱۳۸۸ نمایشگاه کتاب در تهران تشکیل شد، اعلام کرد که داشتن مجوز نشر الزاماً دلیل نمیشود که کتابها را بتوان در نمایشگاه کتاب فروخت. کتابها باید مجوز عرضه در نمایشگاه را داشته باشند. مجوز عرضه در نمایشگاه اصطلاح جدیدی بود که صفارهرندی باب کرد، قانونی در مورد نشر وجود ندارد که چنین چیزی را بازگو کند.
از دیگر سو اما آثار بسیاری نویسندگان، شاعران و مترجمان مطرح که خط مشی و تفکری مخالف با دولت نهم داشتند نیز در تودرتوی ارشاد اینقدر چرخیدند تا در نهایت با حکم عدم اجازه نشر از دستور کار خارج شوند.
سینما کات شد
بنا بر نظر کارشناسان، سینمای ایران در دولت نهم نه تنها حتی نسبت به گذشته پیشرفتی نداشته، بلکه درجا زده است. علیرضا رییسیان، رییس انجمن کارگردانان سینمای ایران در این باره می گوید: «عدم شناخت نسبت به مدیریت سینما و نبود تعامل بین دستاندرکاران سینما و مدیران ارشاد باعث گسستگی در امور فرهنگی شده است. هر چند که در زمینه سختافزاری و توسعه سالنهای سینما پیشرفت کرده ایم، اما دولت در حوزه سیاستگزاری، نظارت و حمایت بسیار ناموفق بوده است. در سالهای اخیر حتی با وجود دو برابر شدن بودجه سینما، خروجی وضعیت مناسبی ندارد.»
دولت نهم زمینه سینما سیاستی دوگانه در زمینه نظارت و ممیزی و برخورد با تولیدات سینمایی داشت. از یک سو برخی از فیلمهای توقیفشده در دوره قبل اجازه نمایش پیدا کردند. مثل فیلم "طبل بزرگ زیر پای چپ" که به خاطر انتقادهایی که به جنگ داشت، چند سال توقیف بود، اجازه نمایش در دوره وزارت صفار هرندی پیدا کرد.
اما از طرف دیگر فیلمهای بسیاری از سینماگران ایرانی یا از شرکت در جشنوارههای فیلم فجر محروم شدند یا بعد از نمایش در جشنواره فجر اجازه اکران برای آنها صادر نشد. فیلمهایی مثل "آتشکار"، "چند روز بعد"، "نیوه مانگ"، "ترانه تنهایی تهران" و "سنتوری" از این دست اند. «سنتوری به احترام سینما، هنرمندان،اعتقادات مردم و فرهنگ عمومی ما هرگز نمایش داده نمیشود.» این جملهای است که محمد حسین صفار هرندی چند روز بعد از حذف فیلم سنتوری از جدول اکران به خبرگزاری "ایسنا" گفت.
«مگر می شود دیدگاه های متفاوت در جامعه سرکوب شود. هرکس یک نوع برداشت دارد، یک مراد دارد و یک نفر را دوست دارد و در آزمون هایی که پیش می آید ممکن است با انتخاب شخصی به عنوان رئیس، نماینده و معتمد و امین خویش به سراغ او برود و به او رای بدهد... در جامعه یی که برای آرای مردم ارزش قائل است، پیش بینی شده همه افراد منطبق بر سلیقه، برداشت و فهم خود حق انتخاب کردن داشته باشند و باید از این امر استقبال کرد.» اینها سخنان وزیر ارشاد دولت نهم است در مراسم تودیع خود است. با کنار هم قرار دادن این قبیل اظهار نظرات و عملکرد دولت نهم در زمینه فرهنگ فاصله حرف و عمل متصدیان فرهنگی دولت نهم به خوبی دیده می شود.
بررسی عملکرد وزارت ارشاد در دولت اول محمود احمدی نژاد کارنامه ناموفق آنرا نشان می دهد. کارنامه ای که اگرچه اهل فن به آن نمره مردود می دهند اما دست اندرکاران با در نظر گرفتن مبانی خود آنرا موفق قلمداد می کنند. نمی توان گفت "دولت نهم قصد بر پیشبرد فرهنگ کشور داشت اما نتوانست" چراکه مسئله اینجاست که مسئولین فرهنگی دولت نهم با مبانی ای که مد نظرشان بود به کتاب ها مجوز نشر داده و اجازه اکران فیلم ها را می دادند و این مبانی با آنچه که در سر اهل فرهنگ و هنر است فرسنگ ها فاصله دارد. وزارت ارشاد عملکرد خود را درخشان می داند و کارشناسان نظر دیگری دارند. کدامیک حقیقت را می گویند؟
حال باید دید در دولت دهم، این رویه تا چه مقدار دست خوش تغییر می شود، آیا دولت دهم با فرهنگ، آشتی می کند یا اینکه روند حاکم بر فرهنگ در چهار سال گذشته ادامه پیدا می کند؟