داخلی  »  خبر  »  سياسی

الف> آقای موسوی، برگرد

کد مطلب : 35078 25 آبان 1388 ساعت 12:08


سایت اصولگرای الف در مطلبی با عنوان " آقای  موسوی برگرد" به قلم فرشاد مهدی پور به انتقاد از رفتار های سیاسی میرحسین موسوی پس از انتخابات پرداخته و معتقد است پرچمي كه موسوي به‌دست هواداران براندازي داده، بزرگ‌ترين دست‌آورد ٣٠ ساله ضدانقلاب است. مهدی پور می نویسد:

دست تقدیر، داستان‌های تازه‌ای را برای انقلاب رقم زده و میراث خمینی‌کبیر روزگاری سخت را سپری می‌کند. این ماجراهای نو، حتی اگر از سر بدخواهی نباشد، ناشی از یک قرائت غیرواقع بینانه و انتزاعی است.

اول. بسیاری بر این باورند که جمهوری اسلامی در تمامی عمر 30 ساله خود با بحرانی این‌چنین عمیق مواجه نشده، از آن رو که تقریبا تمامی مخالفان‌اش، تنک‌مایه‌تر از آن بوده‌اند که بتوانند آلترناتیوی قدرتمند به‌شمار روند؛ شماری تروریست‌ و سلطنت‌طلب نمی‌توانستند جایگاهی در میان توده‌ها بیابند و برای خود آبرویی دست و پا کنند. 

اما خصوصیت متمایز معترضان به نتیجه انتخابات 22 خرداد آن بود که بخش زیادی از آنان (چه در میان رهبران و چه رای‌دهندگان) از هواداران جمهوری اسلامی به‌شمار می‌آمدند و در ادامه نیز به‌شکلی قابل توجه مضمون‌هایی را هم‌تراز با ادبیات جمهوری اسلامی در زبان خود جاری ساختند؛ گر چه این روند به شکلی مشخص، دچار تعارض‌های آشکار و نهان با مفاهیم موضوعه جمهوری اسلامی شده است. به بیانی دیگر برای نخستین‌بار پس از 30 سال، جمهوری اسلامی شبه بدیلی‌ پیدا کرده که (تقریبا) در تمامی سطوح و ارکان و منابع مشروعیت‌ساز، کوشیده خود را به مدل اصلی متشبه ساخته و در برخی موارد امکان تشخیص درست و نادرست را از جامعه باز ستاند.

دوم. هیاهو بر سر تقلب در انتخابات، دست‌مایه توهمی بی‌نظیر شد تا جماعتی ناراضی از جمهوری اسلامی، برای خود شعارها و رهبرانی بیابند که این چهره‌ها به‌سرعت بیانیه تغییر مواضع ایدئولوژیک امضا کردند و اکنون در فضایی مشوش (که برخی رفتارهای خارج از چارچوب‌ قانون و اخلاق، زخم‌هایی بر دل مردم نهاده)، تحلیل اوضاع بدان‌پایه ناممکن می‌نماید که بسیاری از نخبگان ترجیح داده‌اند سکوت کنند تا مبادا گردی بر خاطرشان نشیند و آبروی‌شان آسیبی ببیند. حال آن‌که شاید این بیش‌تر پیچیدگی‌های درونی افراد است که سایه دیدن وضعیت نوپدید می‌شود وگرنه چه کسی شک دارد که مسیر اعتراض‌ها از چارچوب قانونی مطلقا خارج شده و حتما منطق "استقلال-آزادی-جمهوری ایرانی" خواهی‌اش،‌ به‌مدد رسانه‌های ماهواره‌ای و اینترنتی هوادارانی پیدا می‌کند که نمونه تحرکات‌شان در روز 13 آبان اصلی‌ترین مبانی انقلاب اسلامی را نشانه می‌گیرد. تلاشی برای تکمیل کاریکاتور جمهوری اسلامی که به‌دنبال یافتن ارکان متناسب خود است و اصلا باور ندارد که توان مهار بحران را حتی برای لحظه‌ای هم نداشته و اگر این کشتی سوراخ شود، همه را به‌زیر خواهد برد.

سوم. در ماجراهایی که (در روز قدس، 13 آبان و...) گذشت، به‌ همت آقای میرحسین موسوی (و هم‌قطاران‌ایشان آقایان سیدمحمد خاتمی، مهدی کروبی و چند چهره‌ دیگر) میراث‌های بزرگ و جاودانه حضرت‌ روح‌الله، مبدل به‌صحنه عقده‌گشایی‌ها و تظاهرهای ضددینی و ضدانقلابی شد؛ خمینی کبیر روز قدس را برای سربرآوردن ندای صهیونیزم‌ستیزی بنا نهاد تا آبرویی باشد برای ایران شیعی در عرصه گیتی (روزی که به‌راستی سال‌هاست جهانی شده و از شرق تا غرب عالم هوادارانی دارد) و اکنون در صفحه اول نشریات غربي، صحنه منازعه جریانات سیاسی داخلی ایران تعریف می‌شود و 13 آبان، مجال استکبارستیزی بود که حالا آقایان مدعی و معترض، گوشه‌ای از آن را به جدال مطالبات نامعلوم و موهوم‌شان مبدل کرده‌اند. 

بدین‌ترتیب 30 سال کینه از جمهوری اسلامی، شکلی و طرحی تازه یافته و چه طعم‌شیرینی پیدا کرده یوم‌الله‌های خمینی در کام‌ دشمنان‌اش؛ آرزويي که خواب‌اش را هم نمی‌دیدند. با این توصیف حرکت موسوی اکنون 2 گام مهم به‌پیش برداشته: هم به‌تدريج درصدد تهي كردن آرمان‌هاي بزرگ انقلاب از معناست و هم شمایل برخی جریانات مخالف دین را هویت بخشیده است. این ٢ موفقیت را باید به او (و همه مدعیان انقلاب اسلامی) تبریک گفت و همان مثل معروف را که یکی بر سر شاخه بود، به‌میان کشید.

اگر روزی قرار بود همه بدخواهان راه حلی برای براندازی بیابند، راه‌کاری جالب‌توجه‌تر از تحریکات اخیر حتما پيش راه‌شان نبود؛ گر چه حجم و دامنه اقبال به این جریان به‌وضوح رو به‌افول گذارده و همه داده‌ها بر آن مهر تایید می‌زند، اما مجادله بر سر این است که آقای موسوی، به‌راستی به‌دنبال چیست و سرنگونی یا تغییر چه‌چیزی را هدف قرار داده است؟ در شرایطی که بخشی از پروژه را چهره‌های مطرود رهبرکبیر انقلاب (ره) به‌پیش می‌برند و برای آن تئوری‌سازی می‌کنند و جبهه‌ای دیگر از آن را، اپوزسیون خارج‌ از کشور هدايت مي‌كند، او به‌راستی می‌خواهد چه تغییری در مجموعه حاکمیت به‌وجود آورد و تا كجا بر اين مطالبه‌خواهي نامعلوم را ادامه دهد؟ 

پرچمي كه موسوي به‌دست هواداران براندازي داده، بزرگ‌ترين دست‌آورد ٣٠ ساله ضدانقلاب است و او حداقل مي‌تواند خود را از همراهي با پايان بدفرجام برهاند.
 

ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Balatarin
نظرات بازديدکنندگان
1388-08-26 15:41
دیگه مشخصه کی دست آورد 30 ساله ی نظام را به دست براندازانش داد؟!!!! همون که در اولین جلسه ی مناظره اش گفت می خواد طناب گردن بزرگان نظام بندازه و تو بازار بگردونتشون. !!!!! همون که اساس را برد زیر سوال تا بلکه رای بیاره. لطفا خودتون را به خواب نزنید. حالا که وضعیت آشفته شده ، دوباره همون را علم کرده و می گه سبز ها می خواند دستاورد 30 ساله را زبر سوال ببرند. واقعا که مسخره است!!!!!!!
1388-08-25 22:17
متاسفانه اين جريان اقتدار گرا خودشان را عين انقلاب مي دانند و كساني همچون آقايان موسوي خاتمي كروبي و حتي آقاي هاشمي را كه در طول اين سي سال وفاداري خودشان را به اين انقلاب ثابت كرده اند را نا محرم و پشت كرده به راه امام و انقلاب مي دانند. من چند سوال از نويسنده اين مطلب دارم. آيا راه امام سركوب جمعيتي بود كه فقط سوالشان اين بود كه راي من كجاست؟ آبروي نظام را اين عزيزان برده اند يا اين اقدامات بدور از انسانيت نيروي انتظامي و سپاه كه هر روز برگي بر آن افزوده مي شود وهمين اقدامات باعث بوجود آمدن شعارهاي ساختار شكنانه شد؟ مگر امام نگفتند نيروهاي نظامي حق دخالت در سياست را ندارند، آيا امروز اينگونه است؟ آيا صدا و سيمايي كه امام مي فرمودند بايد بعنوان يك رسانه قوي بيطرف باشد، امروز اينگونه است؟ دوستان شما حتي به بيت امام هم رحم نكردند و به يادگار عزيز امام فقط به جرم اينكه همفكرشان نيست انواع تهمتها و توهين ها را روا داشتند. همه مي دانند كه فردي مثل آيت الله مصباح اختلافات اساسي با تفكر و خط مشي امام داشت ولي او امروز شده تئوريسين جريان حاكم و افرادي همچون آيت الله صانعي كه از ياران نزديك امام بودند كنار زده شده اند و حتي مورد توهين قرار مي گيرند. در پايان من چند نفر از ياران امام را نام مي برم و از نويسنده مي پرسم الان اينها در مورد وقايع اخير چه نظري دارند و بخاطر نظرشان چه جايگاهي دارند: هاشمي رفسنجاني، كروبي، خاتمي، موسوي خوئيني ها،مير حسين موسوي،بهزاد نبوي،محسن ميردامادي و بسياري از مراجع.
1388-08-25 19:01
آقای توکلی باید بداند که مهندس میر حسین موسوی عزیز محبوب قلب های رنجیده است وهر چه امثال شما لجن پراکنی کنید ما در انتخاب خود ثابت قدم تر می شویم بهتر است آقای توکلی تا شما نیز به درد بی درمان مثل کردان دچار نشده اید استغفار کنید وشما به راه راست برگردید .مردم ایران بخشنده هستند.
1388-08-25 13:24
چه وجه تشابه جالبی بین میر حسین و مولایش علی ع . مولا بعد از حدود بیست به خلافت رسید و اصلاح امور را بدست گرفت . میر حسین هم بعد از بیست سال پس از مشاهده انحراف از مسیر توسط قدرت طلبان ، حرکت کرد
1388-08-25 13:50
من از آقای مدهی پور می پرسم شما به دنبال چه هستید؟ آیا پرپر شدن جوون های ما که به همین نظام رای دادند رو ندیدین؟ آیا توهین ها و افتراهایی رو که هر روز از رسانه های مختلف بر علیه مردم داده می شه رو نشنیدین؟ آیا مردم حق سوال از حاکم رو ندارن؟ اگه واقعا ندارن با چه استدلالی لطفا جوا بدین؟ آیا حاکم امام زمانه که توانایی سلب حیات و زندگی رو از مردم داشته باشه؟ آیا خود رهبر کبیر انقلاب به ارجحیت رای مردم در امور اعتقاد نداشت؟ اگه این نظریات با چیزی که به ما به نام شیعه آموزش دادن فرق داره پس لطفا رساله جدید علما رو به ما هم نشون بدین؟ حالا اگه دو تا شبکه ماهواره ای با هر هدفی از یک چیزی طرفداری کنن لزوما به معنی اشتباه بودن اونه؟ کسی رو که خوابیده می شه بیدار کرد ولی کسی رو که خودش رو به خواب زده نمی شه بیدار کرد، اگه واقعا احساسی که یک انسان متعهد در قبال جامعه و مردمش باید داشته باشه رو دارین، کمی فکر کنین.
1388-08-25 15:11
جواب : آقاي توكلي به آغوش اسلام برگرد و به واسطه دلخوري هاي گذشته به رهروان علي(ع) پشت نكن.
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين