داخلی  »  خبر  »  سياسی

بازجوی ابطحی: ما دوتا گل و گلابیم

کد مطلب : 32576 10 مهر 1388 ساعت 10:25

ابطحی در وبلاگش از درون زندان نوشت كه پست امروز را بازجویش نوشته است:

بعد از كلی حرف وحدیثی كه شما ها در مورد آقای بازجویی كه بارها گفته ام با او دوست هستیم، امروز آقای باز جو واقعا به جای من نوشته است. ممنونم كه مهمان سایت من شده است. متن آقای بازجو را میخوانید:

دراینجا ما معمولا" به جای كلمه متهم از مهمان استفاده میكنیم.همان بازجوئی هستم كه آقای ابطحی بارها گفته كه بامن دوست است و خیلی از شماها هم در كامنت هائی كه برای آقای ابطحی و حتی در سایر سایتها و وبلاگها نوشتید و باور نكرده اید.بعضی ها هم هرچه خواسته اید،گفته اید و به صورت طنز و جد هم در مورد من مطلب نوشته اید.

پس از دستگیری آقای ابطحی وقتی قرارشداز ایشان بازجویی كنم درمورد وی تحقیقات زیادی كردم.دستی در وبلاگ نویسی دارم و درسرچ های اینترنتی در مورد آقای ابطحی كلی مطلب خواندم.از روز اول دوكار را همزمان انجام دادم.یكی به عنوان بازجو در برابر متهم یا كارشناس در برابر مهمان ، وظیفه ام در این جایگاه این بود كه بدون رودربایستی تمام نقاط ابهام در مورد اتهامات ایشان را پیرامون انتخابات و حوادث بعد از آن را مشخص و پرونده وی را تكمیل كنم و یكی هم رعایت اصول اخلاقی اسلامی در برخورد با همنوعان.خیلی جدی هم این كار ها را دنبال كردم. در آن روزها همزمان خودم را در كنار كسی می دیدم كه هردو از یك قبیله بودیم.قبیله انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی .ولی با نظر و سلیقه های متفاوت فراوان.چند روز تمام بدون اینكه یك كلمه از او بازجوئی بخواهم وروی كاغذ چیزی بنویسد، باهم حرف زدیم.

در باره امكان تقلب، در باره آشوبهای خیابانی، در باره نا امنی ایجاد شده آن موقع ، در باره این كه چرا شیرینی این انتخابات را به كام مردم عزیز ما تلخ كردند و........اختلاف نظر های فراوانی داشتیم ولی نا امید نشدیم. هردو جدی بحث میكردیم. كم كم نظراتمان به یكدیگر نزدیك شد تا جائی كه به قول شماها همدیگر را درك كردیم. كار فوق العاده ای نكردم ولی وظیفه انسانی ام این بود كه در تمام مراحل ادب و حرمت انسانی را رعایت كنم.می دانستم زندان برای آقای ابطحی سخت است. بازجوئی از كسی كه معاون رئیس جمهور وقت ( آقای خاتمی ) و از سران جبهه اصلاح طلبی بوده، كار دشواری بود. با اینكه اصل دستگیری تصمیمی فراتر از من بود، اما سعی كردم در كار خودم ادب اسلامی را كه از آموزه های حضرت امام (ره) و پس از آن مقام معظم رهبری بود، رعایت كرده، و در ایشان امید را زنده نگهدارم.

حس میكردم آقای ابطحی هم مثل خیلی از شماها باور نمی كرد بازجویش چنین رفتاری با وی داشته باشد، آخه چند سال پیش ایشان فقط بر اساس شنیده مطالبی را در مورد نحوه برخورد با زندانیان نوشته بود و فكر میكرد شاید آن شنیده ها صحت داشته باشد.گمان میكرد این كار من یك تاكتیك است. امابالاخره گفت كه نظرش برگشته است. گرچه تا حالا هم باور نكرده است كه زندان همیشه این گونه بوده.معتقد است این بار این اتفاق، استثنائی در زندان افتاده است اما من میگویم دفعات قبلی هم همین طوربوده است. در این مدت آقای ابطحی را یكروز به دادگاه برده بودند. معتقد بود كه حرف هایش در دادگاه اعتراف نیست.میگفت این حرف ها را قبل از زندان هم زده ام .اما به نظر من این حرفها را اگر هم زده بوده در جمع خودشان بوده و اگر برای عموم حتی از طریق همان وبلاگش اطلاع رسانی میكرد كه اینطور نمیشد.

من معتقدم بسیاری از آنها در اثر گفتگوهای طرفینی بین ایشان و بنده بوده است. قصد ندارم آنچه را كه وظیفه نسانی و انقلابی ام بوده است و میتوانستم در اختیار ایشان قرار دهم و به او كمكی كرده باشم تا دوران بازداشت به وی سخت نگذرد را به زبان بیاورم.امیدوارم اگر كاری انجام شده مورد رضای حضرت حق باشد. به قول آقای ابطحی دستگاه قضائی در این میان چند روزی دچار تغییرات به لحاظ انتصابات و....شد و میگفت آزادی اش به تاخیر افتاده است. از آنجایی كه آقای ابطحی به من گقته بود كه قبلا" به وی میگفتند معاون اینترنت باز رئیس جمهور هست و میدانستم وب سایتی دارد بنا به تقاضای خودش و مساعدت من قرار شد وبلاگش را را به روز كند.

ایشان هم كارش را شروع كرد و این یك امر كاملا" طبیعی بود. برای آقای ابطحی هم قابل قبول بود كه بالاخره اینجا مقرراتی دارد. عصرها آقای ابطحی به اطاق من میآید.ایشان وبلاگ خودش را به روز میكند و من هم كار خودم را انجام میدهم.چند تا عكس هم به تقاضای ایشان از وی و آقایان عطریان فر و سعید شریعتی با هم گرفتیم كه مورداستفاده آقای ابطحی قرار گرفت.اما بعضی از دوستان سایبری ایشان تحمل دیدن مطالب وی را نداشتند و دو سه روزه سایت وی را هك و یا با سفارشهای آنچنانی شان با اونوری ها، سایت را مسدود كردند به طوری كه این وبلاگ نویس مهمان ما را هم دلگیر و ناراحت نمودند. گویا مرگ خوب است اما برای همسایه ؟؟!!. شما دوستان میدانید كه كشور به شغل های مختلفی احتیاج دارد. یك بخش آن كارهایی مانند كار ما است.

مهم این است كه هر كسی دركار خودش بر اساس اصول انسانی و آداب اسلامی و انسانیت رفتار كند.ما و شما قبل از هر چیزی در اصل انسانیت مشترك هستیم اگر در كاری كه دیگران باور نمیكنند كه میشود انسانی رفتار كرد، حرمت انسانی رعایت شود با ارزش تر است.من از اینكه در كشورم در سایه ولایت و محبت مردم عزیزم برای حفظ امنیت آن انجام وظیفه مینمایم بسیار مفتخرم.و از این كه وظیفه ملی ام را با رعایت همه اصول انسانی و انقلابی انجام میدهم مفتخرترم. آقای ابطحی كه در نوشته ها ی سایتش و گفته هایش با بستگان و دوستان وحتی نوشته های ناگفته اش و گفته های نانوشته اش به من لطف دارد باورم این است كه بعد از زندان هم همین لطف را نسبت به من خواهد داشت. من هم آقای ابطحی و سایر هموطنان عزیزم را كه از قبیله انقلاب اسلامی و از پیروان حقیقی راه امام خمینی ( ره ) هستند دوست دارم و امیدوارم كه همه ما با وحدت و برادری در زیر چتر ولی امر مسملین، ایرانیانی سرافراز همچنان گذشته در كنار هم باشیم و طمع ورزی دشمنان دیو سیرت را به یأس و نا امیدی مبدل سازیم .انشاء الله.

اصراری ندارم كه به شما ثابت كنم از زندان بودن آقای ابطحی خوشحال نیستم، دوست دارم ایشان همانند سایر هموطنان، در كنار خانواده محترمشان باشد .علاقمند بودم حالا كه نزدیك به چهار ماه است ایشان مهمان ما هستند، از آقای ابطحی خواستم یكروز من مهمان سایت ایشان باشم و با شما عزیزان صحبتی كرده باشم. خوشبختانه آقای ابطحی هم با كمال میل موافقت كرد .

در كار گلاب و گل حكم ازلی این بود ........ كاین شاهد بازاری و آن پرده نشین باشد.

حالا قصه من و آقای ابطحی هم قصه گلاب و گل شده است. امیدوارم بعدها هم آقای ابطحی بخواهد برای وبلاگش بنویسم.
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Balatarin
نظرات بازديدکنندگان
1388-07-11 10:43
آقای بازجو با توجه به موفقیت فوق العاده (و شاید بتوان گفت معجزه وار)شمادر کاهش وزن آقای ابطحی روشتان برای کاهش وزن را در پست بعدی وبلاگ ایشان بگذارید. باور دارم که مشکل خیلی ها با روش شما حل خواهد شد و اگر پول هم بابتش مطالبه کنید بزودی یکی از بازجو های میلیاردر نظام خواهید شد. وشاید بتوانید رو دست سردار محصولی هم بزنید.
1388-07-11 17:37
...ميشه منم بيام زندان؟؟؟؟؟؟؟؟؟
1388-07-11 16:50
ين زندان رو بايد رفت! خيلي آموزنده است اگه كسي يك راهي رو سي سال اشتباه رفته باشد سي شبه! ببخشيد سي روزه برميگردونه . خداوند پاداش مساواي زحماتتان به شما بدهد
1388-07-11 11:44
ما کور بودیم قبل و بعد آقای ابطحی روندیدیم. شاید چهره لاغر و چشم های گود افتاده آقای ابطحی، بخاطره سونا و جکوزی تو اوین بوده، یا ازبس بهش خوش گذشته هوس رژیم کرده که یه خورده هیکلش ورزشی بشه. شایدم داره بدبخت راست میگه بالاخره برای کارای مختلف بازجوهای مختلفی هستن مثله بهشت که هوری های مختلف واسه کارای مختلفی هست.
1388-07-11 09:54
بابا انسان ! با معرفت ! آخر مرام ! بشردوست! با اخلاق ! آخه من چي بهت بگم ! مرديم از خوشي !!!
1388-07-11 09:30
کجروان با راستان در کینه اند . . . . . زشت رویـان، دشمـن آیینه اند پیش روی ما گذشت این ماجرا . . . . . این کری تاچند؟ این کوری چرا؟ ناجوانمردا، که بر اندام مرد، . . . . . زخمهـا را دید و فریادی نکرد
1388-07-11 09:05
آره شما همه تان درست میگید !!!!!!!! کتابها اشتباهی نوشته اند
1388-07-11 05:19
طنز : حالا که قراره هر کسی در وبلاگ هر کسی بتونه بنویسه تا آنجا که بازجو بجای متهم در وبلاگ آقای ابطحی می نویسه چرا ما هم به همان شیوه قبل از بازداشت از طرف آقای ابطحی ننویسیم: روزشمار محبس: امروز جای شما خالی صبحانه ای مفصل خوردم و بعد از ورزش و نرمش سونا و جکوزی هم برقرار بود .آدم هر چقدر از امکانات این هتل آپارتمانهابگه کم گفته .امام ره فرموده بود زندانها دانشگاه بشن ولی نه اینکه ما را دیگه بد عادت کنن.بهر حال پیش از ظهر شفیقترین رفیقم یعنی همان بازجوی مهربان بعد از چند روز که ما رو در خماری هجران گذاشته بود آمد و بقیه کتاب مشترکمان " چگونه عاقبت انقلاب محمود شد!"(به تاثیر از شعر شبستری " الهی عاقبت محمود گردان ") را کار کردیم.راستی یک خبر خیلی خوش شنیدم و آن هم آزادی آقا سعید گل گلاب (ودر عین حال مثل خودم نادم و بریده) بود که انشاءالله دست راستش ( نه چپش) زیر سر همه بریدگان و نبریدگان (ما که بخیل نیستیم)باشد . حالا که به جایی رفته که همه جور خودکاری گیر میاد یاد ما هم بکنه! محض تغییر ذائقه یک داستانکی هم نقل می کنم: می گن یکبار یکی از کارمندان وزارت خارجه را به کارداری در یکی از دول متخاصم (دشمن) می فرستن قبل از رفتن به همسر نگرانش گفته بود اگر در این مدت نامه ای از من به تو رسید اگه با خودکار آبی نوشته بودم باور کن که راست می گم و اگه با خودکار قرمز بود بدون که دروغ میگم .بعد تر نامه ای با خودکار آبی به دست همسر رسید که من خوبم و اینجا که هستم همه با ما مهربانند و اذیتی در کار نیست شایعاتی که در باره اینجا می گویند دروغ است و سور و سات جور است و دوستان شفیق جمع و سینما و تئاتر رو به راه و چه وچه که بهشت است .خلاصه اینکه نگران نباش چون خیلی خوش می گذره ...در سطر آخر هم نوشته بود تنها مشکلی که داریم این است که در این مملکت همه با خودکار آبی می نویسن و خودکار قرمز اصلا گیر نمی آد..!! همین جوری نوشتم محض خنده . به امید دیدار خوش باشید
1388-07-11 01:22
اینقدر بازجو دوست دارم راستی چرا اسمه اینا رو عوض نمیکنن بزارن فرشته.
1388-07-10 16:54
ای کاش منم زندان بودم تا یه دوست خوب مثل آقای بازجو پیدا میکردم!!!!!!!!!!!!!!
1388-07-10 17:11
او یک فرشته است؟...
1388-07-10 15:55
يه پيشنهاد به اقاي بازجو وبلاگ نويس دارم شما كه براي قانع كردن اقاي ابطحي همه كارو كردي وبقول خودتان اقاي ابطحي فكرميكنند تنها بااو بصورت استثنا اينگونه برخورد شده حيف است ايشانو رها كنيد لطف كنيد ارتباط وبلاگ ابطحي را با ساير زندانيان برقرار كنيد وقتي اقاي ابطحي مشاهده كرد همه زندانيان به كامپيوتر واينترنت وتلويزيون ومبلمان دسترسي دارند ويقين حاصل كرد همه زندانيان با خانواده افطارميل ميكنند حتما به اين يك مورد اشتباه برداشت خودش پي ميبره واعتراف ميكنه ؟
1388-07-10 15:48
اگر این آقا را بدن دست یکنفر مخالفشان در شرایط مشابه یعنی دیکه جای گل و گلاب عوض شود) مشارالیه به چه چیز اعتراف خواهد کرد ؟
1388-07-10 15:48
دستگاهِ تکثیر بازجو اختراع هنوز اختراع نشده؟ اگر جواب مثبت است به ۷۰ میلیون بازجو احتیاج است.
1388-07-10 15:32
چطور می خوای من حرف های شما رو باور کم شما حتینزاشتید خبرنگاران رسانه های داخلی به صورت ازاد در محاکمات...شرکت کنند . اصلا شما به تفاهم رسیدید اجازه بدید ایشان وخانواده محترمشان از کشور خارج شوند واین حرفها را ازbbc فارسی بزنند. مطمئن باشید افکار عمومی بد جوری قانع می شوند .شاید که موسوی هم حاضر به حضور در سیما ی شما شد وندامت نامه قرائت کرد.بگذریم شما در ضمن می توانید به تربیت بازجویانی (مهمان پذیرانی) از سنخ خود بپردازید تا اتفاقاتی مثل کهریزک نیفتد. اقای مهمان پذیر محترم مردم امروز با مردم 108 روز پیش فرق کردند.لطفا بیش از این موجب وهن قضای اسلامی نباش.
1388-07-10 13:34
واقعا من از خنده روده بر میشم اینا مارو گوسفند یا بز خیال میکنن این اقای میهمان یه سری به اقای اباما سارکوزی و یارو انگلیسیه بزن تا اونارو هم به راه راست هدایت کنی یه منحرف اصلاحات دیگه
1388-07-10 12:15
حكايت بازپرس گل آقاي ابطحي وكهريزك حكايت دم خروس وقسم حضرت عباسه . چوپان دروغگواونقدردروغ گفت كه هيچ كس حرف راستشم باور نكرد
1388-07-10 11:59
اگر اينطوري باشد كه اين آقاي بازجو (مستنطق) ميگويد كه فرق ايشان با آقاي ابطحي زنداني فقط در اختلاف سليقه و اختلاف نظر بوده است يك نتيجه كه ميشود گرفت اينست كه هر كي با حاكمان اختلاف نظري دارد و آنرا ابراز كند بايد منتظر مجازات زندان باشد!!!؟؟؟ ضمنا آنكه راه وروش آقاي ابطحي و اكثر زندانيان سياسي اخير از يك اصول بديهي وعلمي منبعث شده است و به همين ادله ، اقرار ايشان مبني بر برگشت از آن اصول بديهي (زير فشار زندان) ، جز رسوايي براي زندان و زندانبان تاثير ديگري ندارد. كلام آخرهم اينكه بنده خدا اين آقاي مستنطِق هم اگه ميرفت شغل ديگري انتخاب ميكرد شايدكمتر مجبور بود فيلم بازي كند وبازيچه دست گلاب گير شود. و وجدانش هم راحتتر مي بود.!!
1388-07-10 11:17
بابا ایول به تو اقای باز جو تو چقدر با حالی راستی ما که ادم ترسویی هستیم وجرات نداریم بیایم پیشت یه زحمت بکش همونطور ی که با حرف زدن اقای ابطحی را به راه "راست" هدایت کردی بیا توی رسانه ملی و با ماهم حرف بزن شاید به همون راه هدایت بشیم . با تشکر یک منحرف طرفدار اصلاحات
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين