داخلی  »  دريچه  »  سياسی

«کامي ما رو دزديدن / دارن باهاش پز ميدن»

طنز در مطبوعات

کد مطلب : 32477 8 مهر 1388 ساعت 11:31


مروری بر ستون طنز روزنامه های سه شنبه 8/7/1388:


روزنامه جام جم
جواد طريقي اكبر‌پور 




روزنامه اعتماد> ريز مي بينيم
ابراهيم رها
آگاهان معتقدند کليه کساني که به دولتً بعد از نهم ارتباطي دارند، ريز مي بينند يا بعضي اوقات اصلاً نمي بينند.

يعني يکدفعه رئيس دولت سه ميليون نفر را چهار هزار نفر مي بيند يا اينکه کامران دانشجو مي گويد دانشجويان معترض دانشگاه تهران را از بيخ نديده است، آدم وقتي اين حرف ها را از وزير علوم مي شنود مي خواهد در عين حال که مي گويد؛ کامي تو ديگه چرا، بگويد؛ «کامي ما رو دزديدن / دارن باهاش پز ميدن» البته اين فقره کامران مال ما نيست. راستش اينکه تمايلي هم نداريم مال ما باشد. کمپلت مفت چنگ دولتً بعد از نهم،

اما با اين ريز ديدن ها (با ريزبيني به معني نکته سنجي تفاوت دارد. اساساً نکته سنجي در دولت مقوله بي ربطي است) مي شود حدس زد دوستان اوضاع مملکت را چطور ديده اند که سرانجام کار اين طور شده است. با هم خيلي مختصر روزشمارش را دوره مي کنيم.

- 23 خرداد؛ ده ها ميليون آدم سبز يه خرده راي دادن، سرجمع شد 13 ، 14 ميليون.

- 24 خرداد؛ دو ميليون عضو حزب اعتماد ملي به قاعده 200 هزار نفر به کروبي راي دادند.

- 25 خرداد؛ سه چهار هزار نفر اغتشاشگر نامرد راهپيمايي کردند منتها چون خيلي گشادگشاد راه مي رفتند فاصله بين ميدان امام حسين تا آزادي را کاملاً پر کرده بودند،

-30خرداد؛ يک کمي بازداشت شدند.

-اوايل تير؛ توي کهريزک يه نمه به بعضي بازداشتي ها بد گذشت.

-اواخر تير؛ تعدادي از اشخاص مثل محسن روح الاميني اندکي مرحوم شدند.

-اوايل مرداد؛ يک نفر و نصفي، يواشکي روي پشت بام شان گويا الله اکبر گفتند آن هم توي سوراخ کولر،

-اواخر مرداد؛ ميرحسين موسوي يه خرده بيانيه داد اما ما خيلي عصباني شديم.

-اوايل شهريور؛ مهدي کروبي مدعي شد دست يه نفر از بازداشت کننده ها به يکي از بازداشت شده ها اصابت کرده، اونم يواش، که مستندات کافي براش موجود نبود.

-اواخر شهريور؛ غيورمردان عزيز حمله کردند تا خاتمي را يه خرده بزنند.

-اواخر شهريور؛ يک نفر (بلکه کمتر) که برگ درخت افتاده بود روي سرش و به همين جهت سبز به نظر مي رسيد در روز قدس از در خونشون تا سوپر محله شون راه رفت.

روزنامه خبر> مُعنعنات
شکیبا، شهرام
این خبر را از خبرگزاری «فارس» بخوانید: «سیدمحمد سادات اخوی» گفت: «برزو ارجمند» می‌گوید پدرم معتقد است «محمدحسین لطیفی» ترکیبی از «ناصر تقوایی» و زنده یاد «علی حاتمی» است.

از خبرگزاری فارس بسیار ممنونم. فقط‌ ای کاش یک جزوه درباره علوم «رجال» و «درایه» چاپ کنند تا معنعنات این خبر را پیگیری کنیم چیزی دستگیرمان شود از این سلسله روات.

تراکتور در عروسی
به گزارش خبرگزاری «مهر» کارخانه تراکتورسازی تبریز به منظور جا به جایی عروس و دامادها به زودی با قیمت مناسب تراکتور تشریفاتی وارد بازار خواهد کرد. 

بسیار خبر مسرت‌بخشی است. امیدوارم سازمان ملی جوانان هم در این طرح مشارکت کند. اساساً خیلی خوب است که کارخانجات و صنایع در راستای تحکیم خانواده و برگزاری هر چه بهتر و باشکوه‌تر مراسم عروسی کمک کنند. لذا لیست زیر را جهت همکاری بیشتر پیشنهاد می‌کنم:
1- کارخانجات لوله و پروفیل ساوه
2- کارخانجات صنایع آذر آب
3- شرکت سهامی گوشتیران
4- صنایع بهداشتی چشمک
5- کارخانجات نورد و لوله اهواز
6- مدیریت ایستگاه‌های تقلیل فشار گاز
7- سازمان زیباسازی و سازمان پارک‌ها و فضای سبز شهرداری

هنردرمانی
در «فارس» خواندم که احمد جلیلی، رئیس انجمن روانپزشکان ایران گفته است: «هنردرمانی رویکرد جدید در درمان اختلال‌های روانی است». 

به منظور آشنایی بیشتر جامعه محترم روانپزشکان با آثاری که می‌تواند بیشترین کمک را به بیماران روانی بکند لیست هنرمندان و آثار زیر تقدیم می‌شود؛
داستان: مجموعه آثار رضا رهگذر، ابراهیم حسن‌بیگی، فرهاد جعفری
شعر: مجموعه آثار حمید سبزواری، محمدعلی سپانلو و خود علیرضا قزوه با آثارش
سینما: مجموعه آثار مسعود ده‌نمکی، حسینعلی فلاح‌لیالستانی، سعید سهیلی
تئاتر: مجموعه آثار نصرالله قادری، نصرالله قادری و نصرالله قادری

روزنامه تهران امروز>ما افسرده نیستیم
محمود فرجامی
یکی از روزنامه‌ها نوشته است که آمار افسردگی در ایران 60 درصد بالا رفته است. این خبر از چند جهت قابل رد و ابطال است. اولین دلیلش این است که نشان از پیشرفت و افتخار و عزت و سربلندی ندارد و قطعا خبری که حاوی این موارد نباشد به قصد سیاه‌نمایی منتشر شده و ما از همین‌جا دستی که از آستین صهیونیست‌ها برای این منظور درآمده را می‌بینیم یا باید ببینیم، والا چه معنی دارد وقتی که یک رسانه می‌تواند از افزایش 200 درصدی مقالات علمی و 10 برابر شدن میزان تولید فولاد و شکوفایی صنعت خودروسازی و ارتقای 90 پله‌ای وضعیت کشور و رشد بی‌سابقه آزادی بیان و مطبوعات در چند ساله اخیر بنویسد، بردارد همچین خبری را منتشر کند؟ ثانیا در این روز و روزگار کدام آدم عاقلی به آمار و نمودار اعتماد می‌کند که ما بکنیم؟ ثالثا این همه شاهد و دلیل و مدرک عینی مبنی بر خوشحالی و خوشبختی و نشاط عمومی وجود دارد (که مدارک همگی موجود است)، همه اینها را رها کنیم، بچسبیم به آمار فلان مرکز و خبر بهمان رسانه؟ 

هر کدام از ما کافی است نگاهی به خودمان و مردم دور و برمان بیندازیم تا متوجه شویم در یکی از خوشحال‌ترین کشورهای دنیا داریم زندگی می‌کنیم. از این رو چنین خبری به هیچ وجه شایستگی بحث در ستون ما را ندارد اما از آنجایی که اگر به این خبر نپردازیم، مجبوریم به سخنان مشعشع جوادآقای لاریجانی (برادر گرام رئیس این یکی قوه و ایضا آن یکی قوه) مبنی بر قیاس کردن میرحسین موسوی با مسعود رجوی یا ماجرای خصوصی‌سازی شرکت مخابرات با فروش آن به یکی از نهادهای نظامی بپردازیم.عجالتا به همین خبر کذب و بی‌اعتبار می‌پردازیم که خطرش از پرداختن به افراد و نهادهای معتبر کمتر است.

چند دلیل مبنی بر افسرده نبودن مردم ایران:
1- یکی از عوامل افسردگی در جوامع مدرن یکنواختی است. خوشبختانه در کشور ما هر روز یک قانون جدید وضع می‌شود، هر ماه یک سیاست جدید اتخاذ می‌شود و هر سال کل مدیران یک مجموعه تغییر می‌کنند. اتفاقات دیگری هم هر چند سال یکبار می‌افتد که زیاد در اینجا قابل ذکر نیست... از این‌رو کسی نمی‌تواند در کشور ما افسرده باشد. 

2- رکود اقتصادی یکی از عوامل افسردگی است اما در کشور ما و به‌خصوص در بحران اقتصاد جهانی نرخ کالاها همواره روند صعودی دارند به نحوی که همواره شاهد صعود اقتصادی در نرخ کالاها و خدمات هستیم و تا وقتی که خود شاخص در چشم‌مان فرو رود، می‌توانیم این صعود را شاهد باشیم. 

3- طنز و خنده یکی از عوامل مهم کاهش افسردگی هستند. کشور ما علاوه بر آنکه - به خاطر وفور مواد خام و اولیه- طنزپردازان زیادی دارد، مدیران و مسئولان زیادتری هم دارد که شبانه‌روز مشغول تولید طنز غیرعمد هستند. کافی است یک نفر تلویزیون یا رادیواش را روشن کند تا نیم ساعت بخندد. آیا در چنین شرایطی نشانی از افسردگی باقی می‌ماند؟ 

4- قدرت خرید مستقیما بر نشاط و افسردگی تاثیر دارد و از این‌رو هر کسی که با خودش فکر کند در آینده نزدیک هر کالایی را به یک هزارم قیمت کنونی آن خواهد خرید طبعا نمی‌تواند افسرده باشد. مگر اینکه با خودش به این هم فکر کند با حذف سه صفر از پول ملی، درآمدش هم یک هزارم مقدار کنونی خواهد شد که آن بحث دیگری‌ است و به مطلب امروز ما مربوط نمی‌شود. 

5- بی‌شک سلامتی با افسردگی نسبت عکس دارد و از این رو طبیعی‌است مردمی که با گرفتن انواع رژیم‌های چربی، گوشت، پروتئین، ویتامین و سایر چیزهایی که نمی‌توان با حقوق 400 هزارتومانی آنها را تامین کردهمیشه در حال رژیم غذایی هستند و از سوی دیگر با دویدن روزانه چند ده کیلومتر به دنبال یه لقمه نان، به میزان کافی ورزش می‌کنند همواره سالم خواهد ماند و کمتر افسرده خواهند شد. 

6- نداشتن امید به آینده یکی از عوامل افسردگی است که خوشبختانه در کشور ما وجود ندارد. از میان دو دسته آدم‌های پیروز و موفق و آدم‌های شکسته‌خورده و ناموفق؛ دسته نخست که طبعا گمان می‌کنند آینده‌ خوبی پیش رو دارند و افراد شکسته خورده‌ای که غرورشان جریحه‌دار شده هم در انتظار آینده هستند. به این ترتیب هر دو گروه چشم به آینده دوخته‌اند. به خصوص گروه دوم که همانطور که دندان قروچه می کنند چند وقتی است چشم از آینده برنمی دارند!
 

روزنامه کیهان>نامه سرگشاده 
(گفت و شنود)
گفت: تازه چه خبر؟!
گفتم: يكي از نامزدهاي ناكام، چند هفته در ميان، يك نامه سرگشاده عليه نظام و مردم ايران مي نويسد و از طريق راديوهاي بيگانه منتشر مي كند.
گفت: نامه سرگشاده اين نامزد ناكام كه خبر تازه اي نيست.
گفتم: آخه، تازه يك نامه سرگشاده ديگه نوشته.
گفت: حالا اين نامه ها تأثيري هم داره؟!
گفتم: چه عرض كنم؟! شخصي به دكتر مراجعه كرد و گفت؛ آقاي دكتر مدتي است كه هيچكس به من محل نميذاره و انگار نه انگار كه من هم وجود دارم! دكتر گفت؛ نفر بعدي!

ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Share/Save/Bookmark
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين