|
|
|
گفتگوی آنتولوژیک با جاهل محله «طنز» در مطبوعات |
|
|
کد مطلب : 33089
|
19 مهر 1388 ساعت 10:25
|
|
| مروری بر ستون طنز روزنامه های یک شنبه 19/7/88:
روزنامه جام جم کارتون زیر را منتشر کرده است:

ابراهیم رها با عنوان "درخواست" در روزنامه اعتماد نوشته است: اساساً درخواست کردن در ايران معمولاً دو نتيجه دارد؛ يا کسي جواب نمي دهد يا کار بدتر مي شود، تحقيقات نشان مي دهد اين روند از دوران سنوزوئيک به همين شکل بوده و فقط گاهي دچار فراز و فرود شده که شکر خدا در دولت بعد از نهم در فراز است. ول کن اين فراز هم نيست، يعني ديگر تصور بفرماييد که «فراز ما رو دزديدن/ دارن باهاش پز ميدن» مثلاً اخيراً پس از درخواست هاي مکرر تمام ابناي بشر براي آزادي زندانيان سياسي، دوستان به دو شيوه عمل کردند. شيوه نخست را مي توان در يک کلمه خلاصه کرد؛ اهکي، و در شيوه دوم پيرو اين درخواست، فرزندان اين افراد را هم بازداشت کردند، من اوايل احساس مي کردم شايد درخواست کنندگان درخواست کردن بلد نيستند، به هر حال انجام دادن هر کاري بلديت مي خواهد مخصوصاً اگر پاي درخواست در ميان باشد، بعد ديدم چيزي که اينها مي گويند در مايه هاي ول کن و شل کن است و چيزي که آنها مي کنند در مايه هاي... (فضولي اين «مايه ها» به مايه هاي ما نيامده،) در همين راستا پس از چندين بار درخواست آزادي شاپور کاظمي برادر زهرا رهنورد پسرش را بازداشت کردند، تعجب نکنيد. شما شنيده ايد منفي در منفي مي شود مثبت؟ خب، دوستان دقيقاً از همين قاعده پيروي مي کنند، يعني نيت شان مثبت است، البته نتيجه مهم نيست، نيت مهم است. تحليل ساير درخواست ها در دوران دولت بعد از نهم به اين نتايج مي رسد؛
- درخواست؛ آزادي احزاب.
- نتيجه؛ لغت حزب هم رده يک جور فحش ناموسي اعلام شد.
- درخواست؛ بازگشايي مطبوعات توقيف شده.
- نتيجه؛ حرف مفت نزن بابا.
- درخواست؛ آزادي در حيطه فيلم و سينما.
- نتيجه؛ جواد شمقدري،
- درخواست؛ يک ليوان آب ميدين؟
- نتيجه؛ ليوان رو بکنم تو چشت؟
"شفافیت های اخیر" عنوان طنز شهرام شکیبا است در روزنامه خبر: یک فعال سیاسی گفته است: «در پی وقایع اخیر همه شفاف شدیم».
موقعیت اول: رادیولوژی بیمار: سلام. من در وقایع اخیر خوردم به یک موتوری.
دکتر: خوردی به یک موتوری، یا زدی بهش؟
بیمار: نه خدا شاهده خوردم بهش.
دکتر: خب حالا امرتون.
بیمار: قفسه سینهام درد میکنه. میترسم دندههام یا حتی جناق سینهام شکسته باشه.
دکتر: خب. کولی بازی در نیار. لباستو در آر ببینم.
بیمار: ببخشید! تا جایی که من میدونم عکس رادیولوژی رو با لباس میندازن!
دکتر: حرف بیخود نزن! لباستو در بیار من وقت ندارم.
بیمار: آقای دکتر فکر کنم شما خیلی عصبانی هستی. میخوای برم فردا بیام؟
دکتر: نه خیر. همین الان و به سرعت.
(بیمار لباسش را در میآورد. دکتر او را به سمت نور میبرد).
دکتر: نه شما طوریت نیست.
بیمار: عکس نمیگیرین؟
دکتر: عکس این ریختیت به چه درد میخوره. نکنه میخوای بری باهاش جوسازی و اقدام علیه امنیت کشور کنی.
بیمار: نه! عکس رادیولوژی منظورمه.
دکتر: لازم نیست. توی این وقایع اخیر همه به قدری شفاف شدن که توی نور از این ورشون، اون ورشون پیداست. واسه همین دیگه عکس لازم نیست.
موقعیت دوم: آشپزخونه زری خانوم جون: وای ماشاالله چه پوستی داری تو. چیکار کردی لکهها و جوشهات از بین رفت. چی میزنی به پوستت؟
پری خانوم جون: هیچی به جون تو.
زری خانوم جون: ببین دروغ نگو دیگه. نکنه تو هم مثل ثریا به کسی نمیگی چی میزنی به پوستت؟
پری خانوم جون: نه زری خانوم جون. من یکی دو بار که رفتم توی محل خرید، دیدم دارن سطل آشغال آتیش میزنن. نگو، «وقایع اخیر» بوده من نمیدونستم. وایستادم تماشا کردم. این شد که پوستم شفاف شده.
موقعیت سوم: سونا شهین جون: کجا داری میری شیرین جون؟
شیرین جون: وقت سولاریوم دارم. یه ساعت دیگه میام دم استخر.
شهین جون: وا! نرو. میگن سرطان میاره.
شیرین جون: چارهای نیست. آقا مجید گفته اگه خودمو برنزه نکنم از اداره بیرونش میکنن.
شهین جون: وا! چه ربطی داره.
شیرین جون: نمیدونم. میگه زیادی شفاف شدی، میترسم بفهمن توی وقایع اخیر بودی. خودشم الان 10 روزه که مرخصی گرفته رفته دبی توی «جمیرابیج» خودشو برنزه کنه که از اداره بیرونش نکنن. آخه شغلش خیلی حساسه.
"گفتگوی آنتولوژیک با جاهل محله" عنوان طنز محمود فرجامی است که در روزنامه تهران امروز نوشته است: بحث اثرات سوء پارازيتها روي سلامتي انسان اخيرا بالا گرفته است. قاعدتا ميدانيد كه منظور از «پارازيت» همان پارازيتهايي است كه براي اختلال در دريافت شبكههاي ماهوارهاي فرستاده ميشوند و احتمالا منظور از «انسان» هم ما هستيم!
همين خودش ميتواند خبر خوبي تلقي شود چون نشان ميدهد ساير چيزهايي كه اثرات بسيار نامطلوبي روي سلامتي انسان ميگذارند چندي است كه فروكش كردهاند (يا دست كم توي خيابان ديده نميشوند) كه بحث به اثرات پارازيتها روي سلامتي كشيده شده است.
در خصوص اين پارازيتها و اثرات آنها نظرات گوناگوني وجود دارد كه مثل هميشه از انكار كلي شروع ميشود و تا تاييد ضمني و ارائه گزارشها و نظرات كارشناسي گوناگون و متضاد در مود منشأ آنها و اثراتشان روي سلامتي انسان پيش ميرود اما همچنان هيچ نهادي مسئوليت ارسال آنها را نميپذيرد.
خوشبختانه خبرنگار مونوريل توانسته است تا با يكي از آنتنهاي ارسال اين امواج گفتوگوي صريح و سريعي انجام دهد كه ذيلا عينا ميآيد:
لطفا خودتان را معرفي كنيد. داداش ما معروف و معرفي شدهايم. شوما خودتو معرفي كن. ميخواستم درباره اثرات شما بر... اونش ديگه به خودمون مربوطه. ببينم شوما با اثرات ما مشكلي داري؟
ميگويند روي سلامتي انسان اثرات نامطلوبي... اولندش كه هنوز چيزي ثابت نشده. دومندش گيريم كه داشته باشيم. زورمون زياده اصلا حال كرديم حال همهتونو بگيريم. مشكلي هست؟
خب اينكه درست نيست. چي؟ چي؟... چي گفتي؟... درست نيست؟!... زرت و پرت اضافي موقوف... به صد تا سيگنال بالاتره از تو هم نيومده واسه ما ليچار بگه كه چي درسته چي غلط... برو رد كارت تا نزدم كورت كنم. مگر شما كور هم ميتوانيد بكنيد؟
هه... آقا رو! ما همين الانشم روزي 10 تا اجاق كور ميكنيم. فكر كردي ما رو با اين مخارج كمرشيكن نشوندن اينجا كه فقط نذاريم شماها فيلما و اخبار و ترانههاي بدبد تماشا بكنين؟ نه داداش ما نونمونو حلال ميكنيم. بيست سي برابر يه دكل مخابراتي خرجمونه، بيست سي برابر هم خدمت ميكنيم. كنترل جمعيت فقط يكيشه! پارازيت همينه... اگه ميخواستيم بذاريم شوما حرفتو بزني ديگه چه پارازيتي؟ چه كشكي؟ چه پشمي؟... ولي چون دلم واست سوخته ديگه تو حرفت پارازيت نميرفستم. بگو.
ببخشيد شما چرا دلتان براي من سوخته؟ البت كه اين شكرخوريها كه از ما سوال پرسيده بشه به كسي نيومده. ولي چون دلم واست سوخته بهت ميگم كه واسه اين دلم برات سوخته كه تا همين الانشم سردرد امشب و سرگيجه فردا و دل آشوبه يك هفتهاي و مشكلات اجاقي بعدي رو افتادي! منظور شما از مشكلات اجاقي را متوجه نميشوم ولي سردرد و سرگيجه و مشكلات گوارشي را ما هميشه داريم.
خب، پس معلومه ساير رفقا كه جاهاي مختلف تحت تيولشونه؛ وظيفهشونو خوب انجوم ميدن. مشكلات اجاقي رو هم وقتي بچهات نشد يا يه دختر كاكل زري با هشت تا پا و دو تا شاخ روي گوشش واست به دنيا اومد ميفهمي! سوال من اين هست كه شما از كجا آمدهايد؟
برو جوجه بهت رو دادم پررو نشو... بهداشتش با اون دبدبه و كبكبه شيش سال آزگاره كه نتونستن از اين جور استنطاقها از ما بكشن؛ اون وقت تو چالغوز از ما سوال ميپرسي؟ بزنم كورت كنم؟ عليالظاهر پيش از شما دوستانتان زحمت كور كردن ما را كشيدهاند!
خف كن بابا... اين جاي دستت درد نكنهتونه كه اينجا نشستيم، كلونتري محلهتون رو ميكنيم كه يه وقت امواج نامحرم نيان تو خونههاتون؟
ولي آخر به چه قيمتي؟ به هر قيمتي... قيمت ميمت ما اصلا حاليمون نيست. اوستامون ما و بر و بچ رو نشونده گفته به هر قيمتي نميذارين موج نامحرم از گذرتون رد شه. حاليته؟ اوستاي شما كي هست؟ به شوماها نيومده راجب اوستاي ما چيزي بپرسين و بدونين. فقط بدونين كه خير و صلاحتون رو بهتر از خودتون ميفهمه. آياواقعيت دارد كه شما باعث سرطان...
بسه ديگه... اينقدر حرف زدي كه نزديك بود بهنود از زير دستم رد شه... برو ديگه تا فركانسم رو بيشتر نكردم كه يه سرطان قد تيله تو مخت درست كنم. از وقتي كه در اختيار ما... هرري!
در گفت وشنود کیهان نیز می خوانیم: گفت: سايت اسرائيلي «گيسن نيوز» آمريكا را به شدت مورد حمله و انتقاد قرار داده است.
گفتم: چرا؟! چي شده كه اسب هاي درشكه همديگر را گاز گرفته اند؟! حتما باز به سربالايي رسيده اند!
گفت: اين سايت صهيونيستي نوشته است آمريكا به خاطر ناتواني از مقابله با ايران در پرونده هسته اي ايران كوتاه آمده ولي صدايش را درنمي آورد.
گفتم: صهيونيست ها كه مثل هميشه در جريان تصميم آمريكا بوده اند، چرا همان موقع اعتراض نكردند؟
گفت: اين سايت ادعا مي كند كه آمريكا به اسرائيل اطلاعات غلط داده است!
گفتم: فلان فلان شده ها جنگ زرگري راه انداخته اند تا شكست آمريكا در مذاكرات ژنو را كه شكست اسرائيل نيز هست، ماست مالي كنند!
گفت: ولي اين جنگ زرگري هم به ضرر خودشان تمام مي شود.
گفتم: اگر آمريكا و اسرائيل عقل داشتند كه كارشان به اينجا نمي كشيد... دو نفر كه قرار گذاشته بودند تظاهر به دعوا كنند با همه توان به شكم يكديگر لگد مي زدند، شخصي كه مي دانست دعوا ساختگي است با تعجب گفت؛ اينطور محكم به هم لگد مي زنيد كه به يكديگر آسيب مي رسانيد و آنها در پاسخ گفتند؛ هيس!! هر دوتامون چكمه پنجه فلزي پامون كرديم!!
| | |
|
| | |