داخلی  »  وبلاگها  »  سياسی

بحران مالی جهانی و ثروت از دست رفته

حامد قدوسی

کد مطلب : 17771 11 آذر 1387 ساعت 16:21

 حامد قدوسی در سایت یک لیوان چای داغ مطلبی درباره بحران مالی جهانی نوشته است:


اول این نوشته حجت قندی را بخوانید. سوالی که پیش آمده این است که منظور از ثروت نابود شده در جریان بحران چیست؟ به قول یکی از خوانندگان حجت ما که چیزی شبیه به سونامی یا زلزله نداشتیم که باعث تخریب شده باشد و عده‌ای دارایی‌‌شان را از دست داده باشند. پس در عمل چه چیزی از دست رفته است؟

یک جواب به این سوال این است که هنوز چیز زیادی از دست نرفته است! بخش مهمی از ثروتی که از دست رفته است مربوط به سال‌های آینده است. سعی می‌کنم با مثال موضوع را توضیح دهم.
 
فرض کنید من سهام یک شرکت تولید مواد معدنی را دارم. قیمت سهم شرکت بوده 100 تومان و حالا یک دفعه شده50 تومان و من دارایی‌ام نصف شده است. این نصف شدن دارایی از کجا آمده است؟ برای پاسخ به این سوال باید ببینیم آن 100 تومان از کجا آمده بود. به طور ساده می‌توانیم بگوییم آن 100 تومان به این خاطر صد تومان بود که دارنده آن انتظار داشت سال بعد 15 تومان و سال بعدش 17 تومان و سال بعدش 16 تومان و الخ سود بگیرد. وقتی ارزش فعلی همه این سودها را جمع کنیم به عدد 100 تومان می‌رسیم. معنی 100 تومان هم این است که من حق خودم بر این سودهای آینده را به شما واگذار می‌کنم و در عوض ام‌روز 100 تومان می‌گیرم که معادل ارزش فعلی آن سودهای آینده است (ماجرا خیلی پیچیده‌تر از این است و این قیمت‌گذاری تابع این است که من و شما چه قدر ریسک‌گریز هستیم؛ باورمان نسبت به احتمال‌های آینده چیست، چه دهک مالیاتی داریم و الخ ولی فعلا از آن‌ها صرف‌نظر می‌کنیم)

حالا اگر بحران مالی مثل بحران اخیر رخ دهد همه می‌دانند که تقاضا برای مواد معدنی در سه سال آینده کم خواهد بود و لذا قیمت آن افت می‌کند. شرکت از قبل روی اکتشاف و اجاره و تجهیزات معدن هزینه صرف کرده و نمی‌تواند آن‌ها را پس بگیرد بنا براین کاهش قیمت به معنی کاهش سود خواهد بود. حالا دیگر چشم‌انداز سودهای سهم من 15 و 16 و 17 نخواهد بود بل‌که شاید 8 و 9 و 10 شود و لذا پولی هم که مردم بابت سهم من می‌پردازند کم می‌شود. من که قبلا می‌توانستم از قبل این سهمی که ام‌روز دارم 100 تومان بخورم (چه از طریق فروش سهامم یا از طریق بازپرداخت اقساط مصرفم از طریق درآمدهای سال‌های آینده سهمم) حالا فقط به اندازه 50 تومان مصرف می‌کنم.
 
این که الان به اندازه 50 تومان مصرف می‌کنم اثرات جدیدی روی اقتصاد دارد که بحث را طولانی می‌کند. فقط به این فکر کنید که وقتی من فقیر شدم کم‌تر به سفر تفریحی می‌روم و لذا تقاضا برای خطوط هوایی و هتل‌ها کم می‌شود و این چرخه جلو می‌رود و چون در بسیاری از این صنایع چسبندگی ظرفیت را داریم با مازاد ظرفیت مواجه می‌شویم که همان داستان شرکت معدنی را برای سهام‌داران آنان ایجاد می‌کند و الخ.

احتمالا یادتان هست که چند وقت پیش نوشتم که از "تجارت" فارکس و آپشن و این‌ها به منظورهای سوداگرانه (و نه پوشش ریسک) خوشم نمی‌آید چون به نظرم بازی جمع صفر می‌رسد (باز تاکید می‌کنم که اثر نقدینگی + اثر کشف قیمت که این تجارت فراهم می‌کند خیلی مهم است ولی آن موضوع جداگانه‌ای است). در همان چارچوب باید بگویم که تحلیل پاراگراف‌های قبل شامل این نوع ثروت‌های از دست رفته نمی‌شود. می‌دانیم که افراد زیادی در این بحران مقداری زیادی از دارایی خود را به دلیل شرط‌بندی روی اختیارات نادرست از دست دادند. 

مثلا طرف مقدار زیادی اختیار خرید (Call Option) روی سهام یک شرکت را داشت که نه تنها قیمتش بالا نرفت بل‌که افت هم کرد و لذا همه اختیارات بی‌مصرف شدند و همه پولی که فرد بابت خرید آن‌ها داده بود از دست رفت. به دلیل ماهیت جمع صفر این بازی این‌جا از ثروت واقعی از دست رفته صحبت نمی‌کنیم چون در مقابل هر دارند اختیار یک نفر هم موقعیت معکوس را دارد و اگر این سود می‌کرد او زیان می‌برد و در هر صورت جمع ثروت دو طرف صفر خواهد بود. به عبارت دیگر اگر قیمت سهام بالا می‌رفت این دوست‌مان سود می‌کرد ولی آن یکی که از اختیار را فروخته بود درست همان‌قدر ضرر می‌کرد.

ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Balatarin
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين