داخلی  »  يادداشت  »  سياسی

پیچیدگی های انتخاب دهم (3)

دکتر نعمت الله عبدالرحیم زاده

کد مطلب : 26951 20 خرداد 1388 ساعت 14:51
با کمی دقت در همین چند ماه گذشته معلوم می شود که دهمین انتخاب ریاست جمهوری نسبت به انتخابهای قبل از این، گذشته از تفاوتهای ظاهری روشن و بارز، تفاوتی ماهوی دارد.

سوم- وضعیت سیاسی 
سومین زمینه پیچیده انتخاب دهم به وضعیت سیاسی موجود مربوط می شود که برخلاف گذشته، پیش فرضهای تعیین کننده ای وجود ندارد تا باعث شود کار انتخاب میان کاندیداها سهل و آسان شود.
 
با گذشت سه دوره؛ دولت توسعه اقتصادی، توسعه سیاسی و عدالتخواهی ، دیگر آن پیش فرضهای سابق با گذر از محک تجربه کارآیی گذشته را ندارند به خصوص برای آن انتخاب کننده ای که بر اساس شور و احساسات یا هیجانات توده ای کوچه و خیابانی کاندیدای خود را نمی یابد و انتخاب نمی کند، بلکه سعی دارد تا بر اساس خرد سیاسی و هوشمندی انتخاب کند. این چنین انتخاب کننده ای با آگاهی از عواقب انتخاب خود سعی دارد تا با در نظر گرفتن ملاک و معیارهایی عقلایی دست به انتخاب زند. 

انتخاب عقلایی در وضعیت و جناح بندی ها و اردوکشی های فعلی سیاسی احتیاج به دریافت زمینه هایی دارد که این اردوکشی ها را به وجود آورده تا آن که بتوان از آن ملاکی برای انتخاب به دست آورد. عدم توجه به این زمینه ها امکان دارد که انتخاب را به ورطه هیجانزدگی بکشاند و خرد سیاسی به عنوان شرط اساسی یک انتخاب درست و به جا ، از دسترس دور شود.
 
با توجه به کردار و گفتار کاندیداها در این مدت اخیر می توان زمینه های وضعیت سیاسی موجود را دریافت به گونه ای که این زمینه ها در تبلیغات انتخاباتی آنان به روشنی آشکار شده و خودنمایی می کند.
 
با توجه به این نکته است که تبلیغات کاندیداها دو زمینه کاملا متقابل، اگر نگوییم متناقض، را بروز داده که بر اساس آن سنجش وضعیت سیاسی موجود امکانپذیر است. این دو زمینه به صورتی خلاصه و ساده تحت دو عنوان آزادی و عدالت قابل بیان است. 

قبل از بررسی بیشتر این دو زمینه لازم به تذکر است که تکیه کاندیداها بر این دو عنوان به هیچ وجه به معنای صدق عناوین بر آنها نیست و نمی توان کاندیداها را مصادیق عینی آنها دانست و به همین دلیل، بر هر دو سوی کاندیداها به یک اندازه انتقاداتی اساسی وارد است که نشان می دهد تکیه آنان تنها وجه صوری یا حداکثر آرمانی دارد و نه واقعی. 

آنچه که در اینجا ملاک بحث و بررسی است تکیه و استناد ظاهری کاندیداها بر این دو عنوان بوده که بستر زمینه سیاسی آنان و در نهایت وضعیت سیاسی انتخاب دهم را به وجود می آورد.
 
الف- زمینه آزادی. برخی از کاندیداها بر آزادی به عنوان زمینه اساسی سیاسی خود تکیه زده اند و بر اساس آن شعارها و برنامه ها و طرحهای انتخاباتی خود را پیش کشیده اند. در واقع، این زمینه در تداوم همان چیزی است که در زمانه توسعه سیاسی دوران طلایی خود را سپری کرد و اکنون، تلاش وسیع چنین کاندیداهایی بر احیاء آن دوره است! بنابر این زمینه، پرسه ای تحت عنوان آزادی برای یافتن آزادی های سیاسی، اقتصادی و مدنی در کار است. این پرسه به صورت طرح دعاوی حقوق شهروندی و برنامه های اقتصادی وسیاسی در تبلیغات این سری کاندیداهای متبلور شده است. 

در دعاوی مربوط به این پرسه عباراتی این چنین به چشم می خورند: «آزادی و حرمت اشخاص و حقوق ملت»، «تقویت جامعۀ مدنی»، «برگزاری انتخابات رقابتی، آزاد و منصفانه»، «حق دسترسی آزاد به اطلاعات»، «حق مردم بر تعیین سرنوشت خویش»، «امنیت اقتصادی و گسترش و تقویت بازار رقابتی و امنیت شغلی برای آحاد مردم». 

روشن است که دعاوی طرح شده، آزادی فردی را در سه زمینه سیاسی، اقتصادی و مدنی مد نظر گرفته است. کاندیدای متکی بر ایده آزادی تنها به طرح این دعاوی بسنده نکرده و با طرح راهکاری چون ایجاد معاونت حقوق بشر در ریاست جمهوری سعی بر آن دارد تا ضمانت اجرایی چنان دعاوی نیز تامین شود.
 
تا اینجای قضیه، دعاوی طرح شده و ضمانت اجرای آنها به حد اعلی خوش آب و رنگ به نظر می رسند، اما یک مسئله مهم و اساسی می تواند خدشه بر طرح و رنگ آن زند؛ آیا این دعاوی می تواند تامین عدالت نیز بکند و اصولا عدالت چه قدر و جایگاهی در این دعاوی دارد؟ برای مثال، عبارات «آزادی و حرمت اشخاص و حقوق ملت» و «حق دسترسی آزاد به اطلاعات» عباراتی زیبا و متعالی هستند اما با وجود تعالی و زیبایی، اجرای تام و تمام آنها در محیط جمعی به معنای نقض عدالت خواهد بود و برای اجرای عدالت نیز باید پای قیود و شرایط را به میدان کشید. از سوی دیگر، قیود و شرایط بر این عبارات بی نقش و اثر شدن آنها را در پی خواهد داشت چرا که آنگاه معیار و ملاکهایی خارج از این عبارات لازم است تا قیود و شرایط را تعیین کنند و این سرآغاز سلسله ای است که معلوم نیست از آزادی چه می ماند جز شیری بی یال و کوپال. 

ب- زمینه عدالت. سوی دیگر، عدالت عنوانی است که کاندیدای انتخاب دهم بر آن تکیه زده و بر اساس این زمینه دعاوی خود را مطرح می کند. برخلاف زمینه پیشین، این زمینه در تعارض با گذشته به وجود آمده و معلوم است که موجودیت آن نیز در همین تعارض باشد که نمی تواند بدون تعارض با گذشته خود ابراز وجود کند. این تعارض از شکافهای طبقات اجتماعی به وجود آمده در پیش از این برخاسته که اکنون تحت عنوان عدالت و با تکیه بر آن سعی بر رفع همین شکافها است. شاید برخی بپندارند که طرح ادعاهایی چون «مبارزه با باندهای قدرت و ثروت» یا «مافیای نفت» از سر فراافکنی و شانی خالی کردن از بار مسئولیتها است اما باید توجه داشت که این ادعاها از همین تعارض با گذشته بوده و ریشه در شکافهای پیشین دارد. 

با توجه به تعارض با گذشته است که تکیه بر عدالت با خود طرح چنین ادعاهایی را دارد؛ «توجه به محرومان و مستضعفان»، «توزيع برابر امكانات، فرصت‌ها و منابع كشور»، «ساده زیستی»، «مبارزه با سركشان و زورگويان و برپايي قسط و عدل» و «عدالت اقتصادی و سیاسی در جامعه». در این زمینه، تکیه بر عدالت بسیار بیشتر از عرصه انسانی رفته و مدعی آن، خود را در فرایندی متعالی دیده و معتقد است که عدالت مورد استناد وی «همان رسالت خطيري است كه همه انبيا و اولياي الهي مامور به اقامه آن بوده اند و بسياري از آنان نيز جان پاك خود را بر سر اين ميثاق نهادند». البته شاید کسی چنین متعالی سازی را  جدی نگیرد اما باید پذیرفت که عدالت در این معنای کاملا انتزاعی ، خود به خود هویت متعالی یافته و از چنگ چون و چراهای انسانی می گریزد. 

با وجود متعالی سازی عدالت و به این وسیله یافتن موجهات معنوی، عدالت در این زمینه با مقتضیات و ضروریات عینی و زیستی انسانی تعارض دارد که اولین و اساسی ترین آنها آزادی است. هرچند که گفته شود «عدالت ضامن آزادي حقيقي است و آزادي پشتيبان عدالت است» اما روشن است که عدالت در جهت رفع تعارضهای پیشین، خود به خود حد و حدودهایی بر آزادی ایجاد می کند که در نهایت جز همین عبارت صرف چیزی از آزادی باقی نمی ماند. علاوه بر این، ایجاد حد و حدود در فرایند آنچنانی از عدالت، خود به خود معیارها و چون و چراها را نادیده گرفته و از حدود انسانی یا همان قانون در می گذرد که همین امر نقش اساسی در تهی کردن آزادی دارد. 

اکنون، کاندیداها در این دو بستر با تکیه بر آزادی و عدالت در تقابل با یکدیگر نتایج متناقضی را در پی خود می آورند که ناشی از نگرش تام و متعالی آنان به آزادی و عدالت است.
 
در حقیقت، انتخاب دهم جولانگاه دو نگرش افراطی از آزادی و عدالت است که هر سوی معارضه در دعاوی خود با فقدان مبنای تعادل، سعی دارد تا تکیه گاه خود را به کرسی بگذارد. شاید انتخاب کننده با انتخاب یک طرف از معارضه به آزادی یا عدالت روی خوش نشان دهد اما چنین انتخابی بدون عوارض فقدان عدالت یا آزادی نخواهد بود. به هر صورت، انتخاب دهم مقدمه راهی است طولانی که در طی آن باید رفت تا به تعادل بین آزادی و عدالت رسید و همین تعارضات و تخالفها مراحل همین راه است که باید آنها را تجربه کرد.

ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Share/Save/Bookmark
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين