انتخابات و دیگر هیچ!
دکتر سیدنعمتالله عبدالرحیمزاده
13 آذر 1386 ساعت 12:10
افلاطون در دو محاوره هیپیاس بزرگ و کوچک، نمونه عینی یک سوفیست را به نمایش میگذارد. هیپیاس در این محاوره نقیض آن مرد سیاسی است که به نظر افلاطون خیر مدینه بسته به او است و از این رو، در پایان محاوره هیپیاس کوچک میگوید: «شگفتی اینجاست که شما مردان دانا نیز آواره و سرگردانید و درد بیدرمان ما آن است که شما نیز نمیتوانید ما را از این آوارگی برهانید.»
مرد سیاسی آن کسی است که در تلاطم روزگار و نابسامانیها توان آن را دارد، مردم را راهبری کرده و آنان را به زندگی در خیر و سعادت هدایت کند. از این رو، او مصائب را درست میبیند و چگونگی از پس آنها برآمدن را نیز وارد است. او هم چون سوفیست نیست که با وجود داشتن مهارتها عاجز از دیدن حقایق و نیازها در حیات مردم است و تنها دغدغهای که دارد یک چیز است و آن به دست آوردن قدرت. شاید اگر افلاطون در این زمانه میزیست و مدعیان حکمت و سیاست را میدید، مجبور بود باز همان محاورهها را بنگارد و فرق بین سوفیست و مرد سیاسی را باز توضیح دهد.
در نگاهی به گفتهها و اعمال مردان سیاسی و البته به برکت تأثیرات عالم مدرن، زنان سیاسی در عرصه سیاسی ایران، دغدغه افلاطون به تمایز بین سوفیست و مرد سیاسی هنوز پابرجاست.
سؤالی از برخی سران احزاب سیاسی پرسیده شده که پاسخ آنان اگر شکل طنز هم نداشتهباشد، حداقل تعجببرانگیز است. سؤال این است؛ «تشکل متبوع شما در انتخابات برنامهای برای مقابله با پدیده گرم شدن کره زمین که بعضا منجر به وقوع پدیدههایی مانند "النینو" نیز شده، دارد یا خیر؟» پاسخها را میتوان در پایگاه خبری فرارو خواند و خواننده بهتر است آنها را پاسخهایی جدی و از زبان مدعیان سیاست تلقی کند و نه شوخی و مزاح. در اینجا، به پاسخ دو تن از دو جریان ضد هم اشاره میشود که هر دو از زنان سیاسی عرصه سیاست ایران هستند.
خانم آذر منصوری، معاون دبیرکل جبهه مشارکت، به دلیل سخت و طولانی بودن سؤال! یکربع وقت خواسته تا به آن پاسخ دهد و البته از آن زمان تاکنون بسیار بیشتر از یک ربع گذشته اما ایشان پاسخی ندادهاند.
خانم مریم بهروزی، دبیرکل جامعه زینب و چهره دیرآشنا در سیاست ایران، نخست سؤال را به اینگونه پاسخ دادهاند: «من فکر میکنم که انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی مثل همه انتخاباتهای گذشته، انتخاباتی با یک ادبیات سبک جدیدی خواهد بود؛ بههمیندلیل هم ما برای این فرایند جدید اندیشه کردیم و برنامهریزی کردیم و بالاخره برای خواهران احزاب زنان اصولگرا را در شورایی مجتمع کردیم و نهایتا هفته گذشته به یک لیست دهنفره از خانمها دست یافتیم...» بار دوم که سوال برای ایشان تکرار شد، چنین جواب دادند: «من این سؤال شما، آخرش را نفهمیدم؛ ولی جامعه زینب این دو کار را انجام داده، لیستش را هم تهیه و ارائه کردهاست و گروههایی هم که وابسته هستند و جمعیتهای دیگری که با جامعه زینب ارتباط دارند با برنامههایی که پیشبینیشده جلسه میگذاریم. ولی قسمت آخر سؤال شما را متوجه نشدم.» و بالاخره وقتی که برای سومین بار سوال تکرار شد، جواب دادند: «ما هم برنامهای دراینباره نداریم و در این زمینه کار نکردیم؛ این وظیفه "خانه احزاب" است که احزاب را در جریان اینگونه مسائل قرار دهد.»
گمان نرود که دیگران پاسخی متفاوت دادهاند بلکه مردان نیز همانند این زنان سیاسی تنها به یک چیز فکر میکنند و آن فقط انتخابات است و بس، بهگونهای که آقای سیدعلی سیدی رکنی دبیرکل "جمعیت اصولگرایان اصلاحطلب" گفت: «بهواقع من درباره این پدیده به لحاظ علمی توجیه نیستم؛ اگر امکان دارد توضیح بدهید که منظورتان چیست. (و پس از ارائه توضیحی کوتاه توسط خبرنگار فرارو پرسید) این بحثها ارتباطش با قضیه انتخابات چیست؟»
با رجوع به پایگاه خبری معلوم میشود که دیگران نیز در حد کلیگویی و بهگونهای دور شدن از اصل سؤال تنها چیزی را که در نظر دارند و برای آنان اهمیت دارد، انتخابات است و شاید پرسش آقای رکنی بهجا باشد و بتوان گفت؛ این بحثها چه ربطی با انتخابات دارد؟
پدیده گرم شدن زمین چه ربطی با انتخابات دارد؟ در ظاهر ارتباطی بین پدیده گرم شدن زمین و انتخابات وجود ندارد و درست است که چنان پاسخهایی از اصحاب حزب و سیاست شنیده شود و حتی سؤال را درست نشوند. اما گرفتاری همینجا است و همینجا است که میتوان همنوا با افلاطون شد و تأسف خود که این اصحاب خود آواره و سرگردان هستند، در حالی که باید دیگران را از سرگردانی نجات دهند.
ایران کشوری است که در برابر پدیده گرم شدن کره زمین بهشدت آسیبپذیر است. از یک سو، در داخل ایران از قدیمالایام مشکل کمآبی وجود داشته و معضل خشکسالیهای دورهای همواره کشاورزی ایران را تهدید میکردهاست. تغییر آبوهوا بر اثر افزایش گازهای گلخانهای و افزایش دمای کره زمین امری است که در درازمدت میتواند تهدیدی جدی بر کشاورزی ایران بهخصوص در مناطق مرکزی داشتهباشد. از سوی دیگر، رودخانههای مرزی در ایران نقش مهمی در مناسبات ایران با همسایگانش دارند. یکی از بهانههای صدام در شروع جنگ خود با ایران مسئله حاکمیت بر اروند بود و همچنین ساختن سد بر هیرمند از سوی همسایگان شرقی باعث کمآبی دریاچه هامون شد که تأثیر منفی در معاش اهالی حوزه این دریاچه در استان سیستانوبلوچستان داشت.
پدیده گرم شدن زمین میتواند در کمآبی این رودها تأثیر داشتهباشد و از اینرو، یکی از موارد تنشزای ایران با همسایگان خود در آینده همین رودهای مرزی خواهند بود. به این موارد باید موضوع طوفانی که در نیمه خردادماه سال جاری جنوب ایران را مورد حمله قرار داد، اضافه کرد. گرم شدن کره زمین برای نخستین بار واقعیت خود را به شکل این طوفان به ایران نشان داد. دكتر مجید حبیبی نوخندان، رئیس مركز ملی اقلیمشناسی ایران در باره این طوفان گفت: «افزایش دمای كره زمین در اثر افزایش گازهای گلخانهای از مواردی است كه ممكن است منجر به افزایش توفانهای حارهای شود. از سوی دیگر مسائلی از این دست وابسته به مجموعهای از پدیدههای طبیعی است و ما نمیتوانیم به صورت كامل زمان وقوع این پدیدهها را پیشبینی كنیم. اما با توجه به تغییرات اقلیمی و افزایش دمای هوا مسلما این آخرین باری نیست كه ما با گنو برخورد میكنیم.»
با توجه به ملاحظات فوق روشن میشود که پدیده گرم شدن کره زمین چیزی نیست که جامعه ایرانی از آن در امان باشد. اکنون میتوان پرسید؛ از اساس انتخابات برای چیست و آنان که در عرصه سیاست و به وسیله انتخابات خواهان سوار شدن بر مرکب قدرت هستند، نباید نسبت به چنین معضل اساسی تدبیری اندیشیده باشند؟ موضوع در این است که انتخابات تنها یک راه و شیوه است و نه چیزی بیش از این. انتخابات شیوهای است تا آنان که توانایی حلوفصل معضلات مردم را دارند، اختیار حل آن معضلات را به دست آورند. اصل مسئله در پی بردن به معضلات و داشتن تدبیری برای آن است. با نگاهی به پاسخهایی که اصحاب حزب و سیاست دادهاند، چیزی که به خوبی روشن است تنها این نیست که آنان به این معضل توجه ندارد و به آن آگاه نیستند، بلکه علاوه بر این، حتی نمیتوانند سؤال را بهدرستی گوش دهند و پاسخی بیربط بیان میکنند. این اصحاب اگر نخواهند از زیر بار پاسخ گفتن طفره روند و شجاعت پاسخ گفتن را داشته باشند، پاسخ آنان نه در شأن کسی است که در مقام مرد سیاسی باشد. در مجموع پاسخهای گفتهشده یک نتیجه گرفته میشود که در مورد همه صادق است؛ اصحاب حزببازی یک چیز را به خوبی در نظر دارند و آن اینکه همهچیز برای انتخابات است و نه آن که انتخابات وسیلهای است برای رفع معضلات و ایجاد خیر ملت. در این جا و همنوا با افلاطون میتوان گفت؛ «درد بیدرمان ما آن است که شما نیز نمیتوانید ما را از این آوارگی برهانید.»