داخلی  »  يادداشت  »  سياسی

سید ماندگار در حافظه تاریخی ایران

دکتر سیدرحیم لاری

کد مطلب : 7726 11 بهمن 1386 ساعت 13:13

نقل شده که روزی یک شهروند آتنی از رهبر آتن پرسید: «ای پریکلس، چیست آن نخستین چیزی که یک حاکم باید به یاد داشته باشد؟» پریکلس پاسخ داد: «این که انسان هست.» شهروند باز پرسید: «دومین چیست؟» پاسخ داد: «حکومت کردن به زیبایی و عدالت.» در انتهاء، شهروند پرسید: «سومین چیست؟» و پریکلس جواب داد: «این که تا ابد حاکم نیست.»

سه اصل فوق را کسی عنوان می‌کند که توانست در دوره رهبری طولانی حدود سه دهه خود، آتن را به اوج عظمت و شکوفایی‌اش برساند؛ به‌گونه‌ای که در تاریخ غرب، این دوره به "عصر طلایی پریکلس" مشهور شده‌است. از سوی دیگر، این سه اصل از سوی کسی گفته شده که نماد حاکم معتقد به اراده مردم است.

بحث درباره شخصیت پریکلس بسیار مفصل است، اما اصول سه‌گانه‌ای که از وی نقل شده، به‌خوبی مبانی حاکمیت معتقد به مردم‌سالاری را بیان می‌کند. به یاد داشتن این اصول به‌معنای آن است که ماهیت حاکمیت متکی به آن است و به این دلیل، حاکم باید همواره به آن‌ها توجه داشته باشد.

«انسان بودن» به حکم محدودیت‌هایش و خطاپذیربودنش را یادآوری می‌کند. بنابه این اصل، حاکم همواره باید نسبت به اعمالش احساس مسئولیت کند و عواقب آن را
سیدمحمد خاتمی در دوم خرداد 76 ریاست‌جمهوری خود را در حالی با شعار اصلاحات شروع کرد که هدف از آن تحقق اراده مردم و مردم‌سالاری بود. سؤال این است؛ آیا ایشان توانستند در تحقق اصول فوق که لازمه چنین هدفی است توفیقی حاصل کنند؟
بپذیرد. با توجه به این اصل است که حاکم همیشه متوجه خواهد بود در حاکمیت خود به دیگران نیازمند است و حاکمیتش وابسته به حضور دیگران است.

اگر اصل اول به نفس حاکم مرتبط است، اصل دوم یا «حکومت کردن به زیبایی و عدالت»، به اعمال وی و چگونگی حکومتش ربط دارد. «حکومت کردن به زیبایی و عدالت» عبارتی زیبا و گنگ و مبهم نیست، بلکه راهکاری عینی و مشخص در خود دارد و آن، عمل کردن به اعتدال و دوری از افراط و تفریط است. 

اصل سوم برخلاف ظاهرش، تنها به معنای میرایی انسان نیست، بلکه به میرا بودن حاکمیت حاکم اشاره دارد. بنابر این اصل، حاکمیت هویتی زمانمند دارد و چیزی نیست که حاکم با آن به جاودانگی برسد. به این دلیل، حاکم باید به یاد داشته باشد که قدرت در ملک او نیست و از این دست که گرفته باید با آن دست بدهد.

سیدمحمد خاتمی در دوم خرداد 76 ریاست‌جمهوری خود را در حالی با شعار اصلاحات شروع کرد که هدف از آن تحقق اراده مردم و مردم‌سالاری بود. سؤال این است؛ آیا ایشان توانستند در تحقق اصول فوق که لازمه چنین هدفی است توفیقی حاصل کنند؟

برخی از منتقدان دوره هشت‌ساله ریاست‌جمهوری آقای خاتمی، معتقدند که ایشان در انجام وعده‌هایشان توفیقی به دست نیاورد یا به شعارهایش عمل نکرد و از این قسم اعتراضات. گویا این منتقدین تنها لایه‌ای نازک از تفکر مدرن به دور ذهن خود کشیده‌اند اما در نحوه فکر و بیان و آرزو به همان شیوه سنتی ایرانی رفتار می‌کنند. گویا اینان هم‌چنان منتظر معجزه و نتیجه قریب‌الوقوع هستند و آن را توفیق در عمل می‌دانند.

قبل از هر چیز، لازم است تا به یک تمایز اساسی توجه شود. توفیق مورد نظر به معنای نتایج عینی و سریع نیست. تحقق اراده مردم و مردم‌سالاری بسته به نتایجی صوری نیست که
آقای حداد عادل در آخرین حضور آقای خاتمی در مجلس گفت: «چهره‌ي گشاده و صبر و حوصله و تحمل نقد و انتقاد از خصوصياتي است كه هرگز فراموش نخواهد شد.» لازم به یادآوری است که این سخن از سوی رئیس فراکسیون اقلیت اصول‌گرای مجلس ششم و رئیس مجلس منتخب از سوی اکثریت اصول‌گرا بود.
آن منتقدان توقع دارند. به‌راحتی می‌توان کشوری را یافت که نه‌تنها مدعی دموکراسی است، بلکه خود را پرچم‌دار آن می‌داند، اما در واقعیت جز نظامی الیگارشی که در زیر عنوان دموکراسی پنهان شده چیز دیگری نیست.

توفیق مورد نظر در پرسش را می‌توان در تحقق بنیادهایی دانست که حاکمیت مردم‌سالاری به آن‌ها نیاز دارد. تحقق این بنیادها بیش از تبلور عینی در ساختارهای صوری یک نظام سیاسی، به طرز تلقی و نحوه نگرش عمومی و به‌خصوص در میان نخبگان سیاسی مربوط می‌شود. بنابراین، لازم است تا بین تلقی از حصول توفیق به‌معنای تحقق ساختار صوری یا تغییر در نحوه تلقی و نگرش فرقی قائل شد.

با توجه به این تمایز می‌توان پرسش فوق را به این‌گونه بیان کرد؛ آیا ایشان توانستند در ایجاد توجه به اصول فوق توفیقی به دست آورند؟

آقای حداد عادل در آخرین حضور آقای خاتمی در مجلس گفت: «چهره‌ي گشاده و صبر و حوصله و تحمل نقد و انتقاد از خصوصياتي است كه هرگز فراموش نخواهد شد.» لازم به یادآوری است که این سخن از سوی رئیس فراکسیون اقلیت اصول‌گرای مجلس ششم و رئیس مجلس منتخب از سوی اکثریت اصول‌گرا بود.

سخن آقای حداد عادل فراتر از تعارف‌های متداول، اعترافی است به آن‌چه که تا آن موقع از عهده کسی برنیامده بود. در حقیقت، خاتمی توانست با آن خصوصیاتی که آقای عادل ذکر کرد اصل تعادل را در کسوت ریاست‌جمهوری برقرار سازد. رعایت تعادل به‌معنای پرهیز از افراط‌وتفریط است و آن‌چه خاتمی انجام داد خوشایند دوستان افراطی و رقبای تفریطی نبود.

از سوی دیگر، ایشان اصل انسانی بودن مقام سیاسی و به این علت، اصل مسئولیت‌پذیری را برای چنین مقامی محقق ساخت. با خاتمی بود که مقام ریاست‌جمهور موظف شد در مقابل ملت عملکرد خود را گزارش کند و با او بود که نشست‌های دوره‌ای با خبرنگاران ایجاد شد. از
برخی از ایشان انتظار دخالت در اموری چون انتخابات مجلس دارند. چنین انتظاری تا آن‌جا می‌تواند درست باشد که به معنای پاسداری از اصول فوق باشد. در غیر این صورت، دخالت ایشان صرفا دخالتی جناحی و عدول و نادیده انگاشتن اصول فوق خواهد بود. روشن است که اگر ایشان با دیگران رایزنی انجام می‌دهد، تنها در جهت حفظ و پاسداری از اصول مردم‌سالاری است.
زمان خاتمی نهاد ریاست‌جمهوری مرکزی برای تجمع خبرنگاران شد؛ به‌گونه‌ای که هر وزیری بعد از جلسه کابینه خود را مقابل سیل پرسش‌های خبرنگاران دید که باید به آن‌ها جواب می‌داد.

خاتمی در همان جلسه گفت: «عمر ما در اين جهان كوتاه و كوتاه‌تر از آن مسئوليت‌هايي است كه بر عهده‌ي ما گذارده مي‌شود.» خاتمی با این کلمات اصل سوم را در مورد حاکمیت قدرت سیاسی بیان کرد. به گفته وی، «اين از بركات جمهوري اسلامي است كه مردم‌سالاري يعني تبدل و جابجايي قدرت بدون توسل به زور را پذيرفته‌است و با انتخاب مردم اين جابجايي صورت مي‌گيرد.»

این موضوع که آیا خاتمی توانست به وعده‌های خود عمل کند یا نه، نافی تغییری نمی‌شود که وی در تلقی نسبت به قدرت و حاکم ایجاد کرد. همین تغییر تلقی است که باعث شده جانشین وی با وجود اختلاف شدید نگرش و عمل، باز در جهت آن حرکت کند. این که رئیس دولت نهم در گفتگوی تلویزیونی حاضر شده و خود را ملزم به پاسخگویی در مورد تورم می‌داند نتیجه همان اصلی است که خاتمی بنا نهاد.

با توجه به این واقعیات، پاسخ پرسش روشن است. او توانست توجه به آن اصول را در بین نخبگان سیاسی به وجود آورد. این گام هر چند که محسوس نیست، اما بنیادین است. بنابراین، آن‌چه خاتمی کرد بیش از عمل رهبر یک جناح سیاسی است و نباید به حساب اهداف یک جناح گذاشت.

برخی از ایشان انتظار دخالت در اموری چون انتخابات مجلس دارند. چنین انتظاری تا آن‌جا می‌تواند درست باشد که به معنای پاسداری از اصول فوق باشد. در غیر این صورت، دخالت ایشان صرفا دخالتی جناحی و عدول و نادیده انگاشتن اصول فوق خواهد بود. روشن است که اگر ایشان با دیگران رایزنی انجام می‌دهد، تنها در جهت حفظ و پاسداری از اصول مردم‌سالاری است.

در حقیقت، توفیقی که ایشان به دست آوردند را باید ورای منافع جناحی تلقی کرد که در هر جناح سیاسی مؤثر واقع شده‌. شاید به همین دلیل است که مقام معظم رهبری در آخرین دیدار با ایشان و دولتش فرمودند: «اين توفيقات از حافظه‌ي ملت زدوده نخواهد شد.»
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Balatarin
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين