داخلی  »  يادداشت  »  سياسی

اسرائيل و معرکه گيري در غزه

دکتر کامران سرافراز

کد مطلب : 19356 28 دی 1387 ساعت 21:35

 بيش از سه هفته مي گذرد که رژيم اسراییل در غزه مشغول آتش افروزي است و از زمين و آسمان و دريا در محدوده 360 کيلومتري نوار غزه، براي يک ميليون و پانصد هزار نفر  ترس و مرگ به ارمغان آورده است.
 
البته سالها است که نام اسرائيل براي مردم غزه ،مرگ را تداعی می کند اما اين بار، رژيم صهيونيستي در غزه چنان کاري کرده که جهانيان هم متوجه چنين معنايي از اسرائيل شده اند. قضاوت کامل در مورد نتايج و دست آوردهاي اسرائيل از هجومش به نوار غزه هنوز زود است و احتياج به زمان بيشتر دارد، اما ظاهر امر نشان دهنده وضعيت نامطلوبي است که رژيم صهيونيستي چندان انتظار آن را نداشت. 

براي بررسي اهداف و نتايج رژيم صهيونيستي از اين هجوم لازم است که از دو بعد به مسئله توجه شود. بعد نخست به دست آوردهايي مربوط مي شود که اين رژيم در عرصه نظامي و سياسي کسب مي کند و بعد دوم به موقعيت آن در عرصه منطقه اي و بين المللي ارتباط می یابد. به بياني دیگر، مي توان بررسي اهداف رژيم صهيونيستي از هجوم خود به نوار غزه را از دو جهت عيني و معنوي بررسي کرد.
 
در بعد نخست، سران رژيم صهيونيستي اهداف متعددي براي عمليات «سرب مذاب» اعلام کردند. هر چند که به صورت پراکنده از نابودي سران حماس سخن مي گفتند، همانند سخنان "حاييم رامون" معاون ايهود اولمرت، اما گويا آنان با درس گرفتن از اشتباهات گذشته و به خصوص جنگ 33 روزه با حزب الله، اين بار محتاطانه تر عمل کردند. به اين دليل، اگر هم هدف واقعي اسرائيل از حمله ، نابودي حماس بوده اما مارک رگو، سخنگوي رژیم اسرائيل، به صورت رسمي منکر تغير رژيم غزه به عنوان هدف حمله به غزه شد. اين رژيم به صورت رسمي هدف خود را با واقع بيني بيشتر از گذشته ، محدود به نابودي توان نظامي حماس کرده است. 

اکنون مي توان پرسيد، صرف نظر از ادعاهاي سران صهيونيستي در مورد موفقيت هاشان، آن ها تا چه مقدار به اين هدف دست يافته اند؟ 

مقام‌هاي نظامي اسرائيل مي‌گويند که از سه هزار راکت موجود در زرادخانه حماس، بيش از هزار راکت يا به سوي اسرائيل پرتاب شده‌اند يا در بمباران‌هاي هوايي اسرائيل عليه انبارهاي مهمات و سکوهاي پرتاب راکت، نابود شده‌اند. اين آمار نشان مي دهد که با وجود حملات گسترده ارتش اسرائيل، توان موشکي حماس نه تنها به کلي از بين نرفته بلکه قسمت قابل توجهي از آن نيز حفظ شده است. از سوي ديگر، معلوم نيست که صهيونيستها توانسته باشند تا چه مقدار از تونل هايي را نابود کنند که معتقدند حماس به واسطه آنها سلاح خود را از خاک مصر به صورت قاچاق وارد غزه کرده است. صهيونيست ها اين تونل ها را بيش از دويست رشته ذکر کرده اند و تا کنون تنها به صورت مبهم مدعي تخريب اکثر آنها شده اند. 

علاوه بر موارد فوق، مسئله بررسي نابودي نيروهاي حماس نيز در بررسي موفقيت اسرائيل قابل توجه است. به باور کارشناسان نظامي اسرائيل ، حماس ۲۰ هزار رزمنده در اختيار دارد و با توجه به کشته هاي فلسطينيان در اين جنگ معلوم مي شود که اسرائيل تا چه مقدار توانسته است توان نظامي حماس را نابود کند. به گزارش خبرگزاري هاي غربي؛ از ميان بيش از هزار و دويست کشته فلسطيني يک سوم را کودکان و زنان فلسطيني تشکيل داده که اگر به اين تعداد کشته ها، مردان غير نظامي فلسطيني را هم اضافه کنیم معلوم می شود که تلفات نیروی نظامی حماس آن قدر نیست که بتواند به عنوان موفقیت صهیونیستها در هجوم به غزه قلمداد شود. 

رژیم صهیونیستی با مسدود کردن پخش برنامه تلویزیونی حماس، این نوشته را در برابر دیدگان تماشاکنندگان قرار داد؛ «رهبران حماس، کارتان تمام است. چندین روز وقت لازم است».
 
ارتش صهیونیستی حمله خود را به غزه با بمباران مراکز حماس از جمله دفتر نخست وزیری، وزارت خارجه، دفاع و دارایی آغاز کرد ودر این مدت توانست برخی از رهبران حماس چون سعید صیام، وزیر داخله حماس و فرماندهان نظامی چون ابوزکریا النجار و نزار ریان را به دیار باقی بفرستد اما کشته شدن این افراد به معنای نابودی رهبران حماس نخواهد بود. واقعیت این است که علاوه بر زنده ماندن بسیاری از رهبران حماس، گذشته ثابت کرده که حماس قادر است با از دست دادن رهبران خود به سرعت کادر رهبری خود را ترمیم کند به گونه ای که هدایت حماس هیچگاه دچار خلل نشده است. 

با توجه به تمام این مسائل و واقعیت های دیگر، معلوم می شود که اسرائیل با تمام خشونتها و کشتاری که در نوار غزه انجام داده نتوانسته است به اهدافی که در آغاز عنوان کرده بود دست یابد. 

هدف ارتش صهیونیستی از حمله به غزه نابودی توان نظامی حماس بود که اکنون معلوم شده با تمام لطماتی که حماس دیده کماکان مقاومت خود را ادامه می دهد و اگر هم صهیونیستها بتوانند در عمل حماس را کاملا از بین برند معلوم نیست که بتوانند عواقب چنان کاری را تحمل کنند. از این رو، آمریکا قبل از لزوم ورود ارتش اسرائیل به فاز چهارم عملیات «سرب مذاب» وارد معرکه شد تا به گونه ای موجه اسرائیل را از شر معرکه ای که به راه انداخته نجات دهد.
 
به نظر می رسد قرارداد امنیتی که بین رایس و زیپی لیونی، ورود آمریکا به معرکه برای متقاعد کردن اسرائیل به پذیرش آتش بس است، امری که تا حدود زیادی نیز نتیجه داده است.
 
لازم به ذکر است که بعد دوم مورد بررسی در این امر بی تاثیر نبوده است. در واقع، تاثیر این حمله در افکار جهانیان با حملات دیگر رژیم صهیونیستی به اعراب تفاوت آشکار دارد. در گذشته ، حملات صهیونیستها با تمام فجایعی که به بار  آورد چندان باعث خشم و انزجار جهانیان از آن نمی شد و اگر مخالفتی هم می شد به صورت پراکنده عمدتا از سوی اعراب و به خصوص فلسطینیان بود، اما اینک وضعیت به گونه ای دیگر پیش رفته است. 

طی مدت اخیر، موج گسترده مخالفت و انزجار از جنایات صهیونیستها چنان گسترده بوده که دستگاه تبلیغاتی غرب نیز نتوانسته در برابر آن ساکت بماند.در شهرهایی چون برلین، پاریس، لندن و واشنگتن تظاهرات متعدد و گسترده در این مدت تداوم یافت و خبرگزاریهای بزرگ غربی چون آسوشيتدپرس منعکس کننده تظاهراتها و مخالفتها در شهرهای مختلف اروپا، آفريقای شمالی و خاورميانه و حتی خود ایالات متحده آمریکا بوده اند. 

این اعتراضات به خصوص در کشورهای عربی تا آن حد بود که روزنامه اینترنشنال هرالدتریبون در گزارشی نوشت: «ادامه جنگ برای اسرائیلی ها نتیجه عكس دارد و قدرت حماس را افزایش می دهد ... با ادامه جنگ در نوار غزه و با كشته شدن هر فلسطینی محبوبیت حماس و سایر گروه های جهادی در كشورهای عربی افزایش می یابد». 

حملات بی امان ارتش اسرائیل این بار به گونه ای بود که جهانیان توحش صهیونیستها را با وضوح بیشتری به تماشا نشستند. به یاد داشته باشیم که یک سوم از کشته های فلسطینیان را کودکان و زنان تشکیل داده اند و این چیزی است که توجه جدی افکار عمومی جهانیان به آن مطوف شده است . علاوه بر این، تعدی و سرکشی صهیونیستها در برابر سازمانهای بین المللی در این حمله از حدود قبل تجاوز کرده است.
 
ارتش اسرائیل بارها به اماکن و افراد سازمان ملل حمله کرد. کشته شدن راننده کامیونهای امدادی سازمان ملل و حمله به دفتر آژانس امداد رسانی سازمان ملل و بیمارستانها و مراکز بهداشتی که تا کنون سیزده کشته و بیست و دو نفر  مجروح برجای گذارده ، مصادیقی از تجاوزات آشکار و گستاخانه به مجامع بین المللی است. 

«سرب مذاب» در بعد منطقه ای و بین المللی نتیجه معکوسی را برای رژیم صهیونیستی به بار آورده است به نحوی که اگر این رژیم توانسته باشد در بعد نظامی و سیاسی به اهدافی هم دست یابد ،بی شک بازنده بعد دوم بوده است. این موضوع تا آن حد است که اکنون تنها سران برخی از کشورهای اسلامی نیستند که در دوحه مسئله جنایتهای جنگی اسرائیل را مطرح می کنند، بلکه چنین موضوعی از سوی سازمانهای بین المللی نیز مطرح شده است. اوایل ماه جاری میلادی، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، ناوی پیلای، گفت "گزارشهایی که از برخی اقدامهای اسرائیل در نوار غزه منتشر شده می تواند به تحقیقات جنایات جنگی منجر شود" و سخنگوی آژانس کار و امداد سازمان ملل متحد (Unrwa) نیز گفت  درباره اقدام های اسرائیل در غزه «باید تحقیقاتی صورت گیرد تا مشخص شود که آیا جنایات جنگی صورت گرفته است یا نه. 

گویا صهیونیستها قادر به درک این موضوع نیستند که خشونت ، خشونت به بار می آورد و کشتار راهی برای رفع مشکلات آنان نیست. اینک، سران رژیم صهیونیستی در حالی به سوی آتش بس پیش می روند که حماس توانسته محبوبیت بیشتری در بین اعراب به دست آورد و به جهانیان نیز ثابت کند که اقداماتش نه تروریستی بلکه برای آزادی است. این نتیجه در معرکه گیری صهیونیستها به آن معنا است که «سرب مذاب» تعداد معدودی از نیروهای حماس را از بین برد اما به آن وجهه ای داد که باعث قدرتمندتر شدن حماس نسبت به گذشته خواهد شد.بدین ترتیب ، مشکل حماس برای اسراییل و امریکا نه تنها از بین نرفته است بلکه جدی تر هم خواهد شد. 

ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Share/Save/Bookmark
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين