فرارو- علیاشرف فتحی، روزنامهنگار دین، طلبه و دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ دانشگاه شهید بهشتی؛ که بیشتر شهرتش را مدیون وبلاگ تورجان است؛ پس از مدتها پستی جدی منتشر نموده و در آن به تلاشهای مبلغین مسیحی در تبلیغ دین اشاره کرده است:
عصر سه شنبه به همت دوستانم در انجمن علمی تاریخ دانشگاه شهید بهشتی در تالار مولوی دانشکده ادبیات پای سخنان شنیدنی عیسی امیدوار نشستیم که از سال ۱۳۳۳ تا ۱۳۴۳ به همراه برادرش عبدالله به عنوان نخستین جهانگردان ایرانی با موتور سیکلت و اتومبیل پنج قاره زمین را طی کردند و تجربه های گرانبهایی را در اختیار مردم و مجامع علمی جهان قرار دادند.
عیسی امیدوار اکنون در ایران زندگی می کنند و برادرش عبدالله در شیلی همسری اختیار کرده و اکنون مقیم آنجاست. آقای امیدوار حرف های جالبی درباره زندگی چند ماهه اش در قطب شمال و جنوب و نیز در میان قبایل وحشی مقیم جنگل های آمازون داشت.
آنها موفق شده اند با دوربین عکاسی و فیلم برداری صحنه های شگفت انگیزی از زندگی انسانی در نقاط مختلف زمین را ثبت کنند. نکته ای که در حرف های آقای امیدوار برایم جالب بود خاطره اش از زندگی در میان قبیله وحشی جیوارو در کنار رودخانه ماکومو در آمازون بود که به سختی پذیرای افراد غریبه می شوند. آنها پس از آنکه دشمنان خود از سایر قبایل و یا انسانهای سفید پوست خارجی را به قتل می رسانند، کله او را کوچک و زینت بخش کلبه خود میکنند.
آنها به گونه ای سر مقتول را کوچک می کنند که ظاهر آن به هم نخورد و البته در این روش که فقط رییس قبیله از عهده آن برمی آمده، موهای سر اندازه خود را حفظ می کنند. آقای امیدوار می گفت که در زمان حضور چند ماهه او و برادرش شاهد استفاده تزیینی قبیله جیوارو از سر یک جهانگرد جوان آلمانی هم بوده است. ظاهرا یکی از کله ها هم از سوی رییس قبیله به برادران امیدوار هدیه داده شده و اکنون در موزه برادران امیدوار در کاخ سعدآباد در معرض دید عموم است.

کلهها متعلق به انسانهای بزرگسال میباشند که به دست قاتلان خود – افراد قبیله جیوارو – به اندازه یک پرتقال شدهاند.
ولی چیزی که در سخنان آقای امیدوار برای من به عنوان یک طلبه خیلی اثرگذار بود، اشاره وی به اعزام پیاپی مبلغین مسیحی به این قبایل بود که از قضا چند نفر از این کشیش ها قربانی قبیله جیوارو شده و کله شان زینت بخش کلبه های آنها شده بود.
اما اصرار کلیسا به ویژه کلیسای کاتولیک بر اعزام مبلغ به این مناطق واقعا تأمل برانگیز است. بی درنگ به یاد سخنان استادم حاج حسن آقای خمینی افتادم که چهار پنج سال پیش در درس کفایه اش از طلبه ها می خواست مسأله تبلیغ را جدی بگیرند و برای ترغیب آنها از فعالیت های دشوار و طاقت فرسای مبلغین مسیحی در مناطق مختلف جهان مثال می زد.