داخلی  »  يادداشت  »  سياسی

اکران آژانس شیشه ای 2 در 88

دکتر سید نعمت الله عبدالرحیم زاده

کد مطلب : 32379 6 مهر 1388 ساعت 16:11


سخنان هاشمی رفسنجانی در افتتاحیه اجلاس اخیر مجلس خبرگان رهبری باعث شد تا بار دیگر ماجرای انتخابات دهم و ربط آن با وی مطرح شود. 

هر چند که در ماههای پس از انتخابات، همگان نیم نگاهی به او و انتظارات و توقعات زیادی از وی داشتند اما هاشمی بنابر روال همیشگی خود سعی داشت تا بیشتر در کنار میدان بایستد تا همانند کروبی و موسوی میدان داری کند. 

او در این سخنرانی از گروهی و به تعبیر وی افرادی خیر و خیرخواه نام برد که برای برون رفت از وضعیت فعلی در حال تنظیم اقداماتی بر محوریت کلام رهبری و صاحب نظران هستند تا آن که فضای فعلی جامعه مبدل به فضای نقادی جدی شود. این سخنان باعث شد تا نمایندگان مجلس خبرگان عکس العملهای مختلف و حتی تندی نسبت به آن نشان دهند.
 
در حالی که برخی از آنان در مورد وجود این طرح اظهار بی اطلاعی کرده یا گفته اند که چنین چیزی به نظر نمایندگان نرسیده، احمد خاتمی آن را امری شخصی و مربوط به خود هاشمی دانسته و نه مجلس خبرگان و حائری شیرازی به طور قطع آن را دروغ خواند. البته سخن آنان بر این اساس بود که گمان می بردند هاشمی آنها را خطاب کرده اما بعد معلوم شد که قصد او فقط اطلاع به آنها بوده و اصل ماجرا به مجمع تشخیص مصلحت و برنامه ای مربوط می شود که در آنجا در حال تدوین است. 

طرح هاشمی برای برون رفت از بحران چیزی است که باید در مورد آن صبر کرد، اما چیزی که از هم اکنون روشن شده عکس العملهای تند نسبت به او و طرح برون رفت اش است. 

روشن است که طرح هاشمی به مذاق برخی خوش نیامده و از هم اکنون صف آرایی نسبت به آن شروع شده که البته این هم چیز تازه ای نیست. در واقع، صف آرایی از سالها پیش شکل گرفت و تنها چیزی که در گذشت زمان اتفاق افتاد برجسته شدن آن بود که در حوادث اخیر روشنی و وضوح پیدا کرده و به واسطه آن افرادی چون احمدی بی غش و فاطمه آلیا، نمایندگان مجلس، مجال پرخاشگری علنی علیه هاشمی را یافتند. 

این دو  تن ، نماینده ی صف گسترده ای علیه هاشمی هستند. نقطه شروع حمله علنی به هاشمی را می توان از مناظره تلویزیونی احمدی نژاد با موسوی دانست که در جریان آن، میرحسین سپر بلای حمله به هاشمی به حساب آمد. بررسی این صف آرایی و قضاوت در مورد ماهیت آن بستگی به در نظر گرفتن وجوه مختلفی دارد که در اینجا تنها می توان به دو وجه از آنها پرداخت؛ نخست توجه به شخصیت خود هاشمی و دوم توجه به عملکرد وی در دوران سازندگی. 

نکته نخست امری است که چندان باب طبع صف مقابل هاشمی نبوده و گویا سعی می کند یا آن را نادیده بگیرد یا تا آنجا که می تواند در انکار آن بکوشد. در واقع، موضوع این نیست که هاشمی رفسنجانی در تاریخ سی ساله نظام جمهوری اسلامی حضور فعالی داشته و سه دوره رییس مجلس شورا، دو دوره رییس جمهور و عضو و رییس مجلس خبرگان و رییس مجمع تشخیص مصلحت بوده، بلکه موضوع این است که نظام به این شخصیت گره خورده است. 

لازم به ذکر است که هاشمی قبل از پیروزی انقلاب و در صحنه ابلاغ حکم دولت موقت از سوی امام خمینی (ره) به مرحوم بازرگان نقش ویژه خود را در انقلاب نشان داد و از همان زمان به بعد، حکم بازوی راست امام (ره) را در بنیانگذاری جمهوری اسلامی داشت. باید به یاد داشت که در دوران دفاع مقدس، هاشمی به عنوان نماینده امام (ره) در شورای عالی دفاع ، مدیریت اصلی جنگ را به عهده داشت و به گفته سردار سرلشگر غلامعلی رشید، از فرماندهان سپاه در دوران دفاع مقدس؛ «از عملیات خیبر (سال 62) تا پایان جنگ، آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان فرمانده ادامه دهنده عملیات‌ والفجر بود و از سوی حضرت امام حکم گرفت و قرارگاه خاتم را متشکل از عناصر ارتشی و سپاهی تشکیل داد تا جنگ را در سطح عالی هدایت کند». 

در واقع، هاشمی در طول دفاع مقدس کسی بود که بار فرماندهی و هدایت رزمندگان را به دوش می کشید که این امر در اواخر جنگ با حکم امام (ره) به سمت جانشین فرمانده کل قوا شکل عینی و ملموسی پیدا کرد. شاید بد نباشد که وقتی از مقام رزمندگان و ایستادگی و مقاومت آنان در هشت سال دفاع مقدس یاد می شود، یادی از نقش هاشمی در جنگ به عنوان سکان دفاع مقدس نیز بشود.
 
پر واضح است که در مورد این مسائل باید بیش از این گفت اما به نظر می رسد که صف مخالف وی ، بر خلاف نظر و موضع صریح مقام معظم رهبری که از جمله در نماز جمعه پس از انتخابات بیان شد ، حتی به قیمت قطع رابطه با پیشینه انقلاب و نظام، حاضرند تا به تعارض و حمله به هاشمی برخیزند. 

در مورد نکته دوم و عملکرد هشت سال دوره ریاست جمهوری هاشمی ، گذشته از همت وی برای بازسازی بعد از جنگ که خود موضوعی قابل توجه است، نکات دیگری نیز وجود دارد. می توان به جای بحثی مفصل با یک تلقی هنری به این موضوع پرداخت و شاید برای چنین امری تامل در فیلم آژانس شیشه ای به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا مناسب باشد. 

این فیلم در سال 76 یعنی درست پس از اتمام دوره دوم ریاست جمهوری هاشمی ساخته شد و سال بعد به اکران عمومی درآمد. یکی از رزمندگان دفاع مقدس، حاج کاظم، برای نجات جان همرزم سابق اش، عباس، در شرایط بعد از جنگ و ظهور نوکسیگان، مجبور به گروگانگیری در یک آژانس مسافرتی می شود. 

حاتمي کيا در مورد این فیلم گفته که حاج کاظم بيش از هر چيز برآمده از موقعيت خود او در آن زمان است. اما این شرایط بازگوکننده چه چیزی بود و چگونه در فیلم انعکاس یافت؟
 
در وهله اول، فیلم بیانگر غربت رزمندگان بعد از جنگ و در دوران سازندگی دولت هاشمی است که نه تنها ارزشهایی را گمشده می یابند که برای آن جانبازی کردند، بلکه شاهد تسلط ضد آن ارزشها بر جامعه و روابط اجتماعی شده اند. رزمنده در این شرایط خود را بیگانه ای در جمع می یابد و بیگانگی اش تا آن حد است که هموطنان او حتی معنای واژه موجی را نمی دانند و سلحشور، یکی از ماموران، به صراحت به حاجی می گوید؛ «دوره ات گذشته مربی». 

عباس در این فیلم را نمی توان شخصیتی چون حاج کاظم دانست بلکه عباس بیش از یک شخصیت داستان بوده و حکم میراث و هویت حاج کاظم را دارد که در شرایط دروان دولت سازندگی رو به نابودی است و حاج کاظم برای نجات آن می جنگد. 

در واقع، حاج کاظم حاتمی کیا فقط برای نجات جان دوست یا همرزم اش دست به اسلحه نمی برد، بلکه او برای نجات دوره خود و اثبات حیات میراث انقلاب و جنگ و شهداء است که دست به اسلحه برده و مجبور می شود تا مردم عادی را به گروگان بگیرد. 

او برای چنین کاری حاضر شده همانند زمان دفاع مقدس از جان و مال خود بگذرد، اما تازه به دوران رسیده های پس از جنگ حاضر نیستند بلیط هواپیمای او و همرزم اش را حتی با گرو گذاشتن اتومبیل شخصی اش، بدهند و به قول حاج کاظم «معرفت اون اجنبی که ویزا داد از توی هم وطن بیشتره». 

نقد تلخ حاتمی کیا به شرایط آن زمان تنها درد دل یک فیلم ساز نبود بلکه حکایت کسانی بود که بعد از جنگ و در زمان دولت سازندگی هاشمی به یکباره ارزشهای پیشین را در خطر دیدند و نمی توانستند زد و بندهای مالی و سیطره ی ضد ارزشهای جدید را تحمل کنند. 

فیلم حاتمی کیا در زمان اکران تنها به عنوان نگاه شخصی یک فیلم ساز تلقی شد و در حد و اندازه نقد معمول یک فیلم مورد ارزیابی قرار گرفت اما در واقع، زبان رسای کسانی بود که در  درد دل های خود سخنانی هم سنگ آن را زمزمه می کردند و لازم بود تا سالها بعد این پچ پچ ها به آوایی بلند علیه هاشمی تبدیل شود.
 
شاید بی جهت نبود که در زمستان سال گذشته این فیلم در نظر سنجی خبرگزاری فارس به عنوان بهترین فیلم سه دهه پس از انقلاب شناخته شد و روزنامه کیهان در این روزها با مقاله ای تحت عنوان؛ «نشاني حاج كاظم در آژانس شيشه اي 88 ايستاده در موقعيت شهيد حيدري»، وقایع انتخابات دهم را به آن گره زده و می نویسد؛ «برخي كوته فكران و كم انديشان به وادي بي بصيرتي افتاده، غائله آفرينان و فتنه گران حوادث اخير را با حاج كاظم اشتباه گرفتند». 

مسلم است که مخالفت با هاشمی و صف آرایی علیه او دلایل متعددی دارد و حتی علت مقابله برخی با وی درست در همان مقوله ای می گنجد که به وی نسبت می دهند و در واقع امر، اینان نیز در پی همان چیزی هستند که شعار مبارزه با آن را سر می دهند.
 
سوای مسائلی از این قبیل، برخی شعارها و مخالفتها با هاشمی منطقی مشابه منطق آژانس شیشه ای دارد که تحت عنوان مبارزه با اشرافیت یا مافیای مالی مطرح می شود. 

البته صحت ادعاها علیه هاشمی و نزدیکان وی موضوعی پرمشاجره است که خالی از انگیزها و اغراض سیاسی نبوده و حتی نمی توان در آن ، احتمال ظهور اشرافیت و مافیای مالی جدیدی به جای آن را نادیده گرفت، اما باید به یاد داشت که معضلاتی به نام آقازادگان و مفاسد اقتصادی ارثیه دوران جنگ نیستند، بلکه نطفه آن به دولت سازندگی بازمی گردد. 

در حقیقت، اگر اعتراض به چنین معضلی درست پس از اتمام آن دولت در قالب یک فیلم به نمایش گذاشته شد، در جریان انتخابات دهم به عرصه گسترده تری کشیده شد و مجال عمومی در خیابانها پیدا کرد. 

همانند فیلم حاتمی کیا و در اکران جدید آژانس شیشه ای، این مردم عادی بودند که گرفتار شدند اما نه در یک آژانس بلکه در کوچه و خیابان و در سطح گسترده شهر. اکران فیلم آژانس شیشه ای در سال 88 یک اکران عمومی به معنایی زنده بود که برخلاف اکران 77، این بار تماشاچیان ، خود بازیگران آن نیز بودند و از نزدیک حاج کاظم و احمد را تجربه کردند.

شخصیت ، نقش و ارزش هاشمی را باید بدون توجه به عملکرد و ویژگی های برخی از اعضای خانواده و بستگانش مورد توجه قرار داد.
 نام انقلاب به بزرگانی چون هاشمی گره خورده و دوست داران واقعی نظام و انقلاب نمی توانند به نابودی هاشمی رضایت دهند.هاشمی را باید برای این کشور و نظام حفظ کرد و تقویت نمود. هاشمی نیز خود باید برای حفظ خویش بکوشد تا نظام بیش از این آسیب نبیند...نوکیسگان اما آیا مجال می دهند؟!!!

ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Share/Save/Bookmark
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين