|
|
|
اول مقاومت، بعد رضایت «طنز» |
|
|
کد مطلب : 35763
|
8 آذر 1388 ساعت 10:51
|
|
| نگاهی به ستون طنز مطبوعات یکشنبه 8/9/88:
مردمسالاری> کارتون علی کاشی

خبرآنلاین> اول مقاومت، بعد رضایت شهرام شکیبا سردار احمدیمقدم، فرمانده نیروی انتظامی گفته است: اجرای طرحهای ما در ابتدا با مقاومت اجتماعی رو به رو میشود. به طور مثال در زمان اجرای طرح انضباط اجتماعی مقاومتهایی صورت گرفت. این در حالی است که در حال حاضر بسیاری از مردم از اجرای این طرح راضی هستند.
1- سردار درست میفرمایند. اساساً این ویژگی در ایران و ایرانی وجود دارد که اولش مقاومت میکند و بعد رضایت میدهد.
2- حتی مواردی دیده شده که همان جماعتی که اولش مقاومت میکردند، بعداً خواهش کردهاند که «تعداد» را زیادتر کنند. مثلاً درباره همین طرحهای انضباط اجتماعی که مردم خواستار زیادتر شدن تعداد مأموران آن هستند.
3- در موارد دیگری نیز اول برای «بستن» مشکل داشتهاند، حالا برای «باز کردن» مثل ماجرای کمربند ایمنی.
4- گاهی هم مردم سر یکی، دو دقیقه زمانش معترض بودند، اما بعداً به جایی رسیدند که چندین و چند روز تأخیر هم به جاییشان برنمیخورد و اعتراضبرانگیز نمیشود. مثل ماجرای تابلوهای روزشمار افتتاح طرحها که اولش کلی حساسیت برانگیز بود ولی حالا کسی عین خیالش نیست.
5- همان اعمالی که روزهای اول بسیار نرم و لطیفش هم باعث مقاومت میشد، الان یک طوری شده که مردم خواستار شدت و حدت بسیار در اجرای آنها هستند. مانند برخورد با انواع و اقسام بیانضباطیهای موجود که مردم خواستار شدیدتر شدن آنها هستند.
6- حالا که اوضاع و احوال بدین منوال است چه خوب است که مردم در یک اقدام هماهنگ و جالب توجه به طور کلی یک رضایتنامه همه جانبه برای مدت نامعلوم بدهند و بیخود عرض خود نبرند و زحمت زحمتکشان و خادمان خویش ندارند.
تهران امروز> شفاعت مطبوعهچی جماعت بدبخت تهران امروز خدمت جناب مستطاب آیتالله شیخ صادق آملی لاریجانی بعد سلام و تحیت خدمت آن مقام ذویالاحترام در دایره عدل و قضا معروض میدارد كه همانطور كه لابدا مستحضرید به طور یومیه و هفتگی و ماهانه مطبوعات و جرایدی در مملكت طبع میشود كه یك عدهای موسوم به راپورتر و ژورنالیست و مطبوعهچی در آنها مشغولند و امرار معاش میكنند.
از قرار معلوم این ماجرا –اعنی نشر مطبوعات به جهت مطلع داشتن خلقالله از امور كشوری و لشكری داخلی و خارجی و ایضا تعلیم نفوس با مطلب و معلوماتی كه مفید به حال آنها باشد ان شاالله- قریب صد سال است كه تداوم داشته و از همان دوره ناصری كه پای این قبیل معانی به مملكت باز شد و مرحوم اعتمادالسلطنه در حضور خاقان مغفور ژورنالیهای فرانسه را به كمال فصاحت ترجمه میكرد و به یك معنی بعید نیست كه اول ژورنالیست مملكت باشد؛ تا همین 10، 12 سال قبل این جماعت فاقد انجمن بود.
تا اینكه در همین سنوات اخیر یك خانهای را در كوی كبكانیان تهران كه سه طبقه داشته و نسبتا كلنگی هم بوده به آنها میدهند كه آنجا انجمن خود را دایر كنند كه آنها هم بعد اعلان عمومی و اقدام به عضوگیری انتخابات و تعیین اعضای هیات مدیره و تحریر و تصویب اساسنامه و این قبیل كارها انجمن خود را تاسیس كرده با هر مشقتی كه بوده آن را دایر نگه میدارند. لاكن تابستان امسال ناغافلا یك شبی از عدلیه یك عده از ماموران ذویالاحترام با حكم قاضی مسلحا به آنجا ریخته در حالی كه هیچ فعل قبیحی در آن مكان نمیشده با كامرای سینماتوغرافی اتاق به اتاق عمارت انجمن صنفی مطبوعهچیها را واررسی و ضبط كرده و نهایتا آنها را به كمال قوت پلمب مینمایند كه یعنی هر كس به آنجا داخل شود چوب در آستین وی فرو شده تا از غلطی كه كرده كمال پشیمانی و تاسف را حاصل نماید.
طبعا هم هیچكدام از آن بینواها جرات همچو جسارتی را نداشته و ندارند و لذا از آن موقع الی حالالتحریر این جماعت كه شاید مسكینترین قشر مردم از بقال و پینه دوز و فلاح و سیاح و صیاد و زمال و بندانداز و مكتبدار و حتی مستفرنگ باشد تقریبا پنج ماهی میشود كه حتی یك انجمنی هم ندارد كه اگر یك وقت با صاحبكارش مرافعه كرد یا معرفینامه خواست كه ببرد یك ادارهای برای گرفتن وام 500 هزارتومانی به او كمك برساند یا حداقل هرچند ماه یكبار بروند آنجا دور هم باشند محض دلخوشی. دلیل غضب قاضی را هم نمی دانند و كسی نمیگوید.
قربانت گردم علاوه بر اینها روال هم این بوده و هست هركس از امیر و وزیر و رئیس از هركجا كه دلش پر است یك سركوفت مضاعفی به اینها بزند كه واقعا یكطوریست كه دل سنگ و مرغان هوا هم برایشان كباب میشود. اما هیچ بنا ندارم از تیرهروزی این جماعت بنویسم تا اوقات شریف را در فاصله این دو عید سعید تلخ كنم. هرچه دیدهاند لابد مستحقش بودهاند و اگر هم به فرض نبودهاند، باعث میشود گناهانشان پاك شود و علی قولالعامه كفارهشان باشد.
حكم قضایی مذكور هم لابد یك مستندات قانونی داشته و اگر هم نداشته و بالفرض قاضی محترم دلبخواهی و محض مزاح داده هیچ عیبی ندارد و به مصداق چاردیواری اختیاری حتما حق همانست كه هست. هرچه آن خسرو كند شیرین بود حتی به عنف. منتها مصدع اوقات شدم كه عرض كنم اگر مرحمت فرمایید دستور به باز كردن انجمن این بیچارهها بدهید خیلی ثواب دارد و ذخیره آخرت خواهد شد. هرچند كه قاضیالقضات عادلی نظیر حضرتعالی به این قبیل ذخیرههای آخرت نیاز نداشته باشد.
الاحقر میرزا محمود فرجامی كاتبباشی راپورتر جماعت محض شفاعت
کیهان> گفت و شنود گفت: صادق زيباكلام گفته است حزب مشاركت پرونده مردودي خود را زير بغل دارد.
گفتم: بايد بگويد آمريكايي ها پرونده مردودي دارند چون مركزيت حزب مشاركت هيچ كاره است.
گفت: چرا؟!
گفتم: مگه يادت رفته هنگامي كه دبيركل و معاون سياسي و اعضاي مركزيت حزب مشاركت همه در زندان بودند، به نام اين حزب پشت سر هم بيانيه صادر مي شد؟ خب چه كسي اين بيانيه ها را صادر مي كرد؟
گفت: راست ميگي ها! پس اين بيانيه ها رو چه كسي مي نوشته؟!
گفتم: دانش آموزي به پدرش گفت؛ ببين بابا جون! دلم نميخواد با خبرهاي بد ناراحتت كنم، اما چاره اي ندارم. امروز كه انشاء خودم رو خوندم، همه بچه ها زدند زير خنده و آقا معلم گفت؛ فردا نويسنده اين انشاء رو فلك مي كنم!
| | |
|
| | |