داخلی  »  وبلاگها  »  فرهنگی هنری

زنان ستمكش و جامعه مرد سالار در سريال ساعت شني

بهمن عبداللهي

کد مطلب : 6304 10 دی 1386 ساعت 14:44
بهمن عبداللهي روزنامه نگار سينمایی و بلاگر دونده در یاداشتی به سریال پر سر و صدای ساعت شنی پرداخته است:

ساعت شني كار خوبي است، به لحاظ ساختار و البته مضمون.از نظر فيلمنامه هم ويژگي هايي دارد كه اين سريال را متفاوت از ديگر آثار تلويزيوني مي كند.

يكي از ويژگي هاي اصلي ساعت شني توجه به مشكلات زنان در جامعه ايراني و ظلم پنهاني است كه به اين قشر همواره وارد آمده و آنرا به اثري جسورانه مبدل كرده است.

شخصيت هاي اصلي سريال زنان هستند، زناني كه هر كدام به شكلي مورد ظلم و فشار جامعه مردسالار ما قرار دارند و همين مساله كشش خاصي براي ادامه داستان در نزد مخاطب ايجاد مي كند،آنهم بيننده اي كه عادت كرده در اغلب سريالها و حتي فيلم هاي 90 دقيقه اي تلويزيون،مردان را به عنوان محور داستانها بشناسد.

كافي است مروري به اشخاص داستان داشته باشيد؛ دكتر ماهرخ گلستان (رويانونهالي)نازاست و دنياي دروني او در نزد همسرش به مصداق روان پريشي تعبير مي شود.

مهشيد(مهراوه شريفي نيا) دختر تنهايي است كه با آنكه مادر نشده ،برادر و خواهرهايش را مادري مي كند و در عين حال زخم اعتياد پدر و همسرش را به دوش مي كشد.

شخصيت عمه(رويا تيموريان) بيوه اي است كه سايه نگاه كارگر قنادي اش دائم روي اوست در عين حاليكه برادرش(داريوش ارجمند) او را تحقير مي كند، شخصيت مينا(نسرين مقانلو) زني دلشكسته است كه جبر فقر او را ناچار از بزهكاري كرده ، روشنك (كمند امير سليماني)هم گرچه كاملترين زن داستان است و سمبل نسل جديد زنان جامعه به شمار مي آيد،اما خود زير فشار مادري است كه نقش پدر را در خانواده برعهده گرفته است.

شخصيت مهتاب هم دختري احساساتي است كه دچار هويت باختگي است،سردرگم عقل و احساس،راه فرار در پيش گرفته وقرباني مرد عصر ارتباطات شده و دراين ميان مادر(ژاله علو) زني است كه به عنوان نماينده نسل قديم نه زباني براي حرف زدن دارد و نه پايي براي گذشتن از مشكلات خود.در مقابل شخصيت هاي مرد داستان(بيژن امكانيان/داريوش ارجمند/پوريا پورسرخ/برزو ارجمند/صدرالدين حجازي)هر يك به نوعي ضد زن رفتار مي كنند و مانعي براي آسايش آنهايند.در ادامه اين داستان زمانيكه مهشيد از خانه ماهرخ فرار مي كند و پا در شهر شلوغ تهران مي گذارد مردهايي ديگر را خواهيم ديد كه جز استفاده و سوئاستفاده از زنان رنج ديده كار ديگري بلد نيستند.

تنها يك نفر(كوروش تهامي)درساعت شني است كه در حضور كمرنگش بار مردان شايسته ايراني را بر دوش مي كشد و البته تا اينجاي داستان نقش تعيين كننده اي در مناسبات آدمها نداشته است.

اين سريال گرچه اثر ايده آلي نيست اما يك سر و گردن از سريال هايي كه با شتابزدگي و آب بستن به داستان ساخته مي شوند بالاتر است.بهرام بهراميان در ساعت شني توانائي خود را در ساخت سريالي متفاوت از جريان ساده انگار مسلط بر تلويزيون نشان مي دهد و بيننده در عين پيگيري داستاني پر شخصيت مي تواند با ساختار حرفه اي آن هم ارتباط برقرار كند.روايت داستاني پر شخصيت در عين حفظ ريتم مناسب، استفاده از ابزار سينما براي انتقال حس صحنه ها و بهره گيري از تدوين يا تروكاژ هاي كامپيوتري نشانه هاي موفقيت او هستند.

در كنار اين گرچه برخي از انتخاب هاي او در حوزه بازيگران(مثل بيژن امكانيان،رويا نونهالي و كوروش تهامي) اساسا به جا نيست اما بازي داريوش ارجمند،نسرين مقانلو ،رويا تيموريان و همچنين لیندا کیانی(مهتاب) از جمله ارزشهايي است كه ما را به ديدن سريال ترغيب مي كند.
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Share/Save/Bookmark
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين