نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » وبلاگها » سياسی

ادعاهای بی آزمون دولت نهم

احمد شیرزاد

23 مهر 1386 ساعت 18:56


بلاگر "سپیداران" در یادداشت جدید خود  به نقد دولت نهم پرداخته است. احمد شیرزاد در این یادداشت با عنوان "آزمون و ادعا" نوشته:

هر ادعايي آزمون خاص خود را دارد. مهندسان ساختمان مي گويند بتون مقاومت کششي چنداني ندارد، اما تحت فشار از خود مقاومت نشان مي دهد. به همين دليل مهندسان ناظر بايد مقاومت نمونه هاي بتون را تحت فشار بسنجند، نه کشش. آلياژي که براي ياتاقان به کار مي رود بايد تحت سايش مقاوم باشد. بنابراين هيچ آزمايشگاه کنترل کيفيتي نمونه آلياژ ياتاقان را تحت ضربه مورد سنجش قرار نمي دهد. 

آزمايشي که يک فيزيکدان انجام مي دهد بايد مستقيماً بتواند نتايج ناشي از يک نظريه ادعايي را مورد ارزيابي قرار دهد. هرگز نمي شود مدلي در مورد پديده «الف» داد و آن را با آزمايشي در مورد پديده «ب» به محک درستي گذاشت. 

همچنين است هر پديده انساني. در اقتصاد نمي شود آمار ايجاد اشتغال داد و ادعا کرد تورم مهار شده است و يا نمي توان مدعي بود که نرخ رشد سرمايه گذاري بالاتر رفته است اما براي اثبات ادعا نمونه هايي در باب توزيع عادلانه فرصت هاي شغلي ارائه کرد. در سياست خارجي نمي شود مدعي رشد نفوذ کشور در مجامع جهاني بود اما براي اثبات از افزوني تعداد سفرهاي مقامات شاهد آورد. مثال ها بي شمارند اما غرض از ذکر آنها چيست؟ 

دولت حاضر به راستي استاد است در مرتبط کردن چيزهايي که با ديده انصاف و تخصص به دشواري به هم مربوط اند. توزيع سهام عدالت را دليل مي گيرد بر عزم دولت براي خصوصي سازي. 

استقبال مردم بوليوي و ونزوئلا در برنامه هايي كه دوش به دوش رهبران چپگراي آن كشورها در خيابان حركت مي كنند را دليل مي گيرند بر افزايش نفوذ حكومت ايران در توده هاي سرزمينهاي ديگر. 

بد و بيراه گفتن به احزاب و فرهنگ کار سياسي حزبي و سامان يافته و افتخار به اينکه حتي يک ريال به احزاب پرداخت نکرده اند را دليل مي گيرند بر مردمي بودن دولت و عدم وابستگي آن به هر نوع محفل قدرت. مهندس بودن رئيس دولت را دليل مي گيرند بر عدم امکان حمله امريکا به ايران، دقت و توجه ديگران و مثلاً يادداشت برداشتن آنها در جريان سخنراني هاي مقامات ايراني را دليل پذيرش آنها نسبت به اين مواضع به حساب مي آورند. 

و بالاخره از همه موارد فوق به روزتر، دعوت از بوش براي سخنراني در دانشگاه هاي ايران را دليل موج آزادي در دانشگاه هاي ايران به حساب مي آورند. 

در جريان سفر اخير رئيس جمهور به امريکا در پاسخ به پرسشگران حاضر در دانشگاه کلمبيا و نيز در پاسخ به سوال هاي خبرنگاران، ايشان به کرات دانشگاه هاي ايران را جزء آزادترين دانشگاه هاي دنيا به حساب آوردند. 

ايشان اعتراضات به عمل آمده در برنامه سخنراني سال قبل شان در دانشگاه اميرکبير را ناشي از عده معدودي از دانشجويان مي دانستند.

آن طور که از گفته هاي اصحاب و هواداران دولت برمي آيد، آنها يکي از نشانه هاي بارز آزاد بودن دانشگاه هاي ايران را حضور گاه و بيگاه رئيس جمهور در عرصه دانشگاه ها و برگزاري پرسش و پاسخ ايشان با دانشجويان مي دانند. 

ترديدي نيست که حضور مسوولان بالاي کشور در عرصه هاي عمومي به ويژه در جمع هاي دانشجويي امري پسنديده و ممدوح است. 

اما اين امر اگر با شرايط لازم ديگري همراه نباشد، نمي تواند ارتباطي با وجود فضاي آزاد در دانشگاه ها داشته باشد. حداکثر چيزي که از اين حضورها مي تواند به اثبات رسد پيوند و همدلي مسوولان مربوطه با کساني است که امکان تماس نزديک و گفت وگوي بي واسطه با آنها را يافته اند. 

گمان مي کنم برگزاري يک مراسم در محيط معين توام با جمع شدن طرفداران يک مقام صاحب موقعيت در هر کشوري، چه فضاي سياسي آن آزاد باشد و چه بسته، کار چندان دشواري نيست. 

يک حکومت قدرتمند اگر از اين حداقل هم عاجز باشد اصولاً محلي از اعراب ندارد. آنچه مي تواند به حضور يک مسوول بالاي حکومتي در جمع هاي مردمي رنگي متفاوت ببخشد ترکيبي از عوامل زير است؛
 
1- امکان حضور آزادانه افراد اعم از مخالف يا موافق در جلسه
2-امکان طرح نظرات و پرسش ها بدون واهمه
3- دريافت پاسخ هايي شفاف که مربوط و مرتبط با پرسش ها باشد
4- مصون ماندن پرسش کنندگان از هر نوع تعرض و تهديد بعدي
5- امکان تشکيل جلسات مشابه براي مخالفان 

در اين نوشته درصدد پرداختن به مصداق ها و سخن گفتن از اينکه شرايط فوق در جلساتي که مسوولان بالاي کشور ما در دانشگاه ها برگزار مي کنند برقرار هست يا نه، نيستم. تاکيدم فقط بر اين نکته است که صرف تشکيل يک جلسه با حضور رئيس جمهور در دانشگاه ملاک هيچ امري نيست. مهم اين است که آيا در اين جلسه جايي هم براي طرح صداهاي متفاوت و شنيدن پاسخ هاي شفاف وجود داشته يا نه. 

البته هميشه اين امکان وجود دارد که به بهانه حفظ امنيت مقامات، محيط را از کساني که حرفي براي گفتن دارند ايزوله کرد و نيز مي توان ظرفيت محدود سالن را با شيوه هاي ساده اجرايي از هواداران و طرفداران طوري پر کرد که جايي براي ديگران باقي نماند. مي شود جلسه را طوري مديريت کرد که سوال هاي خاصي مطرح شود. 

حتي امکان دارد در حد کنترل شده يي سوال هايي که ظاهر اعتراضي دارند را هم طرح کرد. اما فراموش نکنيم تا زماني که نشود حرف دل دانشجويان و مردم را به راحتي و بدون واهمه بيان کرد هر تلاشي از اين دست جدي گرفته نمي شود.