نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » يادداشت » سياسی

ظهور راست نو

دکتر ميکائيل جلالي

15 بهمن 1386 ساعت 11:04

 
نشست ويژه لاريجاني، قاليباف و رضايي و توافق آن‌ها براي اين‌كه نشست‌هاي انتخاباتي‌شان در فاصله‌هاي زماني کوتاه‌تر برگزار شود تا هرچه سريع‌تر به يک جمع‌بندي قابل‌قبول برسند، حاكي از ظهور جرياني نو در عرصه سياسي ايران است كه مي‌توان به آن "راست نو" نام داد.

اگرچه نو بودن صفتي است كه در وهله اول، آن‌ها را به لحاظ گرايش سياسي از طيف سنتي (جبهه متحد اصول‌گرايان) مجزا مي‌سازد اما حركت اين سه چهره براي ارائه يك ليست مجزا، مي‌تواند نشان‌گر شناسنامه‌دار شدن طيفي از جناح اصول‌گرا دانست كه زمانه را براي حركت‌هاي اتوبوسي (به تعبير لاريجاني در مصاحبه مطبوعاتي خود پس از ثبت‌نام براي نمايندگي مجلس) در سياست براي كسب برتري مطلق بر اصلاح‌طلبان پايان‌يافته مي‌بينند و به دنبال كارآمدي نظام در همه عرصه‌ها حتي حاضرند با عقلاي اصلاح‌طلب هم مذاكره كنند.

در كشورهاي درحال‌توسعه به جهت ضعف احزاب و جريانات سياسي، چهره‌هاي سياسي نسبت به مانيفست احزاب و جريانات از اهميت بيش‌تري برخوردارند. از اين رو در چنين کشورهايي در تحليل جريانات سياسي، روان‌شناسي و بررسي كارنامه شخصي چهره‌هاي سياسي شايد امكانات بيش‌تري براي پيش‌بيني اتفاقات سياسي را در اختيار ما قرار دهد.

سه چهره فوق‌الذكر پيش‌تر به‌عنوان نيروهاي عقل‌گرا، نوگرا و عمل‌گراي جناح راست شناخته شده‌بودند. هر سه چهره يك مرحله مهم را در زندگي سياسي ـ اجتماعي خويش پشت سر گذاشته‌اند: ورود به فضاي نظامي‌گري و خروج از آن. اين خروج آن‌ها نه به‌سبب نفي سپاه بوده، بلكه بايد گفت آن‌ها به‌عنوان نيروهايي كه قدوقواره افكارشان مي‌توانست از حدود فضاهاي نظامي فراتر رود، به‌عنوان نيرويي‌هايي نوگرا ـ عمل‌گرا وارد فاز مديريت غيرنظامي شده‌اند. گرايش هر سه چهره به مديريت علمي كه در تحصيلات عاليه آن‌ها نمود دارد و تمايل آن‌ها به استفاده وسيع از تكنولوژي‌هاي نوين در پروژه‌هاي متعددي که پي‌گيري و به انجام رسانده‌اند، و درك آن‌ها در اين شرايط سياسي، براي جدايي از جبهه متحد اصول‌گرايان كه اكنون در قيد دولت نهم‌اند گرفتار آمده، تأكيدي بر نوگرايي آن‌هاست.

زمينه ظهور
اما اين سه چهره در حالي تصميم به باز كردن يك جبهه جديد از جناح راست گرفته‌اند كه اصلاح‌طلبان به سبب اختلافات شديد دروني، عاجز از ائتلافي مؤثر هستند. آن‌ها هم‌چنين اميد دارند جز تعداد كمي، بسياري از چهره‌هاي جنجال‌برانگيز و تندروي اصلاح‌طلب از فيلتر تأييد صلاحيت نگذرند. حتي تلاش‌هاي مشترك كروبي، هاشمي و خاتمي و يا ديدار خاتمي با مقام معظم رهبري نمي‌تواند اصلاح‌طلبان را در وضعيت بهتري قراردهد. بنابراين ديگر هيولاي اصلاح‌طلبان چنان ترس‌آور نيست كه از بيم آن مجبور به يك ائتلاف مصلحتي باشند.

از سوي ديگر، كاستي‌ها و نقايص دولت نهم اين ترس را ايجاد كرده‌است كه اگر مجلس هشتم به شكلي كه جبهه متحد مي‌خواهد شكل گيرد (هم‌سو با دولت نهم) و همين انتقاداتي هم كه در مجلس هفتم به دولت شد، در مجلس بعدي به هم‌سويگي كامل ختم شود، بايد فاتحه كارآمدي نظام به‌خصوص در عرصه اقتصادي را خواند.

آينده‌شناسي راست نو
اصولا بايد ويژگي راست جديد را تلاش براي "عقلاني‌سازي فرايند تصميم‌گيري" ناميد. بدين‌معنا كه گرايش‌های ايدئولوژيك حدومرزي به نام منافع ملي خواهند شناخت و مانند وجوه تندروي راست سنتي كه در دولت نهم متجلي شده‌است، منافع ملي همه‌جا فداي فهم ايدئولوژيك نخواهد شد. از اين نظر، راست نو در فضايي که پس از دوم خرداد باز شد، حرکت خواهد کرد؛ بدون آن‌که ادعا يا قصد سکولاريزاسيون را داشته باشد.

بنابراين علقه‌هاي ايدئولوژيک دچار فراموشي نخواهد شد. توجه به تأمين منافع ملي و تقويت كشور براساس حركت به سوي تأمين عقلاني اين منافع، در نهايت منجر به ايجاد حکومتي توانمند و کارآمد خواهد شد و ابزارهاي بيش‌تري براي تحقق سياست‌هاي ايدئولوژيک خود خواهد داشت. درواقع با پرداختن به منافع ملي شايد در كوتاه‌مدت بعضي از خواسته‌هاي ايدئولوژيك به‌خصوص در سياست خارجي را مسكوت بگذارد، اما در درازمدت با ايجاد يك كشور قدرتمند مي‌توان در اعمال فشار بر جامعه جهاني براي پذيرش نظر ايران و در نتيجه، تأمين همان موارد مسكوت توفيق يافت.

در سطح داخلي، نوگرايي باعث شکل‌گيري روحيه تخصص‌گرايي و طبعا دوري از قبيله‌گرايي و آقازاده‌گرايي شده، مديريت را به سمت شايسته‌سالاري و قانون‌محوري پيش خواهد برد. سرعت عمل در ايجاد پروژه‌هاي بزرگ زيرساختي و دوري از شعارهاي توده‌پسند دولت نهم، حركتي به سوي رونق اقتصادي را نويد خواهد داد. حاصل اين امر، كارآمدي نظام به‌خصوص در عرصه اقتصادي خواهد بود. در اين راستا حيثيت خدشه‌دارشده ايدئولوژي اسلامي در ارائه يک الگوي بومي موفق در داخل هم بازسازي خواهد شد.

يك مجلس با رويكرد راست نو مي‌تواند دولت بعدي را چه از طيف سنتي (تندرو) راست‌گرا باشد و چه از جناح اصلاح‌طلب، كنترل كند و هم‌چنين درصورتي‌که يكي از همين سه چهره به رياست جمهوري بعدي برسد با همراهي با دولت، كشور را براي يك جهش اقتصادي آماده سازد.

هم‌چنين در انتخابات رياست‌جمهوري دهم، اگر دولت به دست اصلاح‌طلبان افتاد بهتر است مجلس در دست راست نو باشد تا راست سنتي؛ چراكه راست نو به همان شيوه عقل‌گرايانه خود مي‌تواند تعاملي سامان‌مند، منتقدانه و نه لزوما تنش‌زا با اصلاح‌طلبان داشته باشد كه منجر به بحران ناكارآمدي نشود.
نتيجه را به زمان و مردم هوش‌مند وامي‌گذاريم.