قالیباف در گفتگو با روزنامه جام جم
"سهمی نمیخواهم؛ اگر مرا اصولگرا نمیدانند مشکل آنهاست"
1 آبان 1386 ساعت 14:03
هفته گذشته، محمدباقر قالیباف شهردار تهران در بازدید از مؤسسه جام جم، پای گفتگوی خبرنگاران روزنامه جام جم نشست. این روزنامه در شماره امروز خود گفتگوی مفصلش با شهردار تهران را تحت عنوان «اعتقادي به سهمخواهي در سياست ندارم» منتشر کرده است.
ـ آقاي دکتر، همواره از شما شنيدهايم ميخواهيد شهرداري را به سوي يک نهاد اجتماعي سوق دهيد. آيا در اين مسير موفق بودهايد؟
ابتدا تشکر ميکنم که در جمع دوستان جام جم هستم. از نخستين روزي که در شهرداري توفيق حضور يافتهام ، اولين باري است که به عنوان شهردار در يک مجموعه رسانهاي و فرهنگي حضور مي ابم و البته اتفاقي هم «جام جم» را انتخاب نکردهام. از نظر من روزنامه جام جم روزنامهاي است تاثيرگذار و منصف که در مسير انقلاب اسلامي، ارزشهاي نظام، خواستههاي مردم و رهبر معظم انقلاب حرکت ميکند. من همواره به دوستان خودم گفتهام در حوزه شهري هم اگر نقدي در «جام جم» به عملکرد ما چاپ شده، نقدي منصفانه و حرفهاي بوده است. اما درباره پرسش شما، بايد بگويم وقتي به شهرداري آمدم، فعاليت چندين دوره شهرداريها را بررسي کردم، چه پس از انقلاب و چه پيش از انقلاب.
نتيجه اين بررسي آن شد که با همه حرکتهاي قابل تقديري که در گذشته شده، مهمترين نکتهاي که من در شهرداري بايد به آن توجه کنم، اين است که شهرداري را به سوي يک نهاد اجتماعي ببرم.
شهرداري يک سازمان خدماتي است، با همه فعاليتهاي فرهنگي که شايد در مقاطعي هم برجسته بودهاست؛ اما به اعتقاد من شهرداري بايد از يک سازمان خدماتي، کاملا به يک نهاد اجتماعي تبديل شود که بتواند رسالت واقعي خود را بهدرستي انجام دهد. بر اين اساس در سه حوزه کار و فعاليت، تعليم و تربيت، و اوقات فراغت و رفاه ميتوان ماموريت شهرداري را ارزيابي کرد. بگذاريد خاطرهاي برايتان تعريف کنم.
روزي هنگام اجراي طرح جهادي 137، پيرزني 85ساله مرا ديد و گفت: «پسرجان از اين که کوچه ما را آسفالت کردي، دستت درد نکند، اما اگر اين کار را هم نميکردي ما هنوز روي آسفالت 20سال پيش راه مي رفتيم. اگر ميخواهي کاري بکني، بيا براي پسر من و بچههاي او که هر روز با خطر اعتياد و بيکاري و هزار مشکل ديگر مواجهاند، کاري انجام بده.»
من هميشه ميگويم اي کاش در عرصه مديريتي همه ما مثل آن پيرزن 85ساله نگاه ميکرديم که در کنار نيازهاي مادي و خدماتي شهروندان، به نيازهاي فرهنگي و اجتماعي آنها هم توجه داشتيم.
در دوره جديد فعاليت شهرداري ما روي اين موضوع متمرکز هستيم و يکي از دلايل سر زدن من به موسسات فرهنگي و رسانهها هم اين است که به طور جدي در اين مسير به يکديگر کمک کنيم، چراکه همان طور که قبلا گفتهام، مشکلات شهر تهران، مشکل پول و مسائل کالبدي نيست، مهمترين آنها، مشکلات حقوقي و فرهنگي است که بايد مورد توجه قرار گيرد.
ـ نکته مهمي که شما هميشه در سخنانتان به آن تاکيد داريد، اهميت مديريت واحد شهري و حرکت به سمت دولتهاي محلي است. موانع رسيدن به مديريت واحد شهري چيست؟
نکته مهم، اهميت شوراهاي شهر و شهرداري است که متاسفانه اين نگاه در کشور ما وجود ندارد. اين حرف مرا هم سياسي تعبير و تحليل نکنيد. شايد اگر من هم امروز در دولت بودم، اينگونه نگاه ميکردم.
من معتقدم باور غلطي در ساختار اداري و سياسي کشور ما وجود دارد و آن هم روحيه تمرکزگرايي و بيتوجهي به توليد ثروت، قدرت، معرفت و منزلت توسط مردم است و تا اين باور اصلاح نشود، ظرفيت انبوه مردم از مدار توليد معرفت و ثروت خارج شدهاست.
شوراهاي شهر و شهرداريها اگر به سمت مديريت واحد شهري و دولتهاي محلي نروند، به شش اصل قانون اساسي بيتوجهي کردهاند. بايد حرفهاي شهيد دکتر بهشتي در مجلس خبرگان رهبري همواره در گوشمان طنينانداز باشد که شوراها و مديريت شهر بايد تبلور کلام رهبر معظم انقلاب بر مردمسالاري ديني باشد، اما هر چه بيشتر پيش ميرويم، شوراهاي شهر را محدودتر ميکنيم و اختياراتش را کاهش ميدهيم.
اشکال مهم ديگر اين است که ما در حوزه دولتهاي محلي و شوراها و مديريت شهري تجربه کافي نداريم.
اين تجربه در بسياري از کشورها به 150 سال ميرسد، در حالي که همه تجربه ما در اين عرصه فقط هشت سال است، آن هم با اين همه فرازونشيبها و سختيها. همين الان که من در خدمت شما هستم، بسياري از شهرهاي مهم و مراکز استان کشور که کلانشهر هم محسوب ميشوند، شهردار ندارند. اين، ضعف ما را در اين حوزه نشان ميدهد که به طور جدي به کار فرهنگي و ارتقاي سطح آگاهي مردم نياز دارد. ما بايد ظرفيت هايي به وجود آوريم که هم نگاه دولت مرکزي اصلاح شود و هم ظرفيت در دولتهاي محلي به وجود آيد و اگر اين اتفاق بيفتد، قطعا جهش بزرگي در کشور براي حل بسياري از مشکلات پيش رو، رخ مي دهد. در حال حاضر مشکلات زيادي وجود دارد که گمان مي کنيم چون پول نداريم ، حل نمي شود، در حالي که اين گونه نيست.
وقتي نفت ما به قيمت 27دلار به فروش مي رسيد، اين مشکلات وجود داشت و اکنون هم که نفت را 74دلار مي فروشيم، همچنان وجود دارند. اين واقعيتي است که دوستداران واقعي انقلاب و نظام و مردم بايد به اين موضوعات کليدي توجه کنند تا بتوانيم اين مساله را در جامعه نهادينه کنيم.
ـ يکي از مشکلات شما، سهم شهرداري از تبصره 13 است. آيا اين سهم در سال 86 مشخص شده يا خير و معوقه هاي تبصره 13 در سالهاي گذشته ، پرداخت شده است؟
به نظر من، تبصره 13 يکي از تصميم هاي بسيار اصولي و اساسي بود که دولت و مجلس گرفت؛ تصميمي بسيار عاقلانه، هوشمندانه و اساسي براي توسعه حمل و نقل عمومي. اما در اجراي آن ، انتقادهاي اساسي وجود دارد. همين الان که در خدمت شما هستم ، هنوز سهم ما از تبصره 13 براي سال 86 مشخص نشده است. هنوز تعهدات تبصره 13 در سال 85 ، به طور کامل پرداخت نشده و قطعا اين تاخيرها، حوزه حمل و نقل عمومي را با مشکل روبه رو مي کند.
ـ چندي پيش، اعلام کرديد که بودجه شهرداري در سال 84 ، 998 ميليارد تومان بوده که اين رقم در سال 86 ، به 3400ميليارد تومان رسيده است.
پرسش اول اين که اين درآمد به چه قيمتي حاصل شده و آيا در به دست آوردن آن ، فشاري بر مردم تحميل شده است و پرسش ديگر اين که آيا با توجه به سهبرابر شدن درآمد ، خدمات شهري به شهروندان هم رشد سهبرابري داشته است؟
بودجه شهرداري در سال 84 که من در مهرماه وارد آن شدم، تا پايان سال ، به 998ميليارد تومان رسيد، البته بودجه نقدي آن که متاسفانه سيستم مالي شهرداري، سيستمي فرسوده و عقب مانده متعلق به 60 - 70 سال پيش است که فقط پول را محاسبه مي کند و زمين و ملک و حتي چک وصولنشده در حساب و کتابها به شمار نمي آيند؛ در حالي که بيشترين دارايي هاي شهرداري اينجاست و يکي از دلايل عدم شفافيت و کنترل هم مربوط به همين بخش است.
براساس قانون شهرداري ها که در سال 1334 تدوين شده ، انجمن شهر يعني همين شوراي شهر امروز، مکلف است که هر شش ماه يکبار درآمد و هزينه خود را به اطلاع مردم برساند؛ در حالي که هر چه تاريخ را طي اين سالها ورق بزنيم ؛ جز در سال 85 که من در پرتال شهرداري ، درآمد و هزينه شهرداري را به اطلاع عموم رساندم ، هيچ گاه چنين چيزي را مشاهده نمي کنيم.
بحمدالله اين توفيق را داشتيم که سيستم مالي شهرداري را از نقدي به تعهدي تبديل کنيم.
نکته مهم ديگر اين است که شهرداري براي خدمات شهري و امور عمراني در ارتباط مستقيم با نرخ تورم قرار دارد. براي مثال قيمت سيمان ، ميلگرد، قير و... که براي انجام پروژه هاي عمراني به آن نيازمنديم ، امسال نسبت به سال 84 ، چقدر افزايش داشته است.
به هر حال قدرت ما در ساخت و ساز با تورم و افزايش قيمتها متناسب است ؛ يعني اگر درآمد ما 3برابر شده ، به اين معنا نيست که امکان ساخت و سازهاي ما هم 3برابر شود، اما اين افزايش درآمد به طور دقيق در کارهاي عمراني شهر محسوس است و همه مردم ، اين خدمات را مشاهده مي کنند.اما اين نکته که آيا براي تحصيل درآمد به مردم اجحاف کرده ايم يا خير، خدمت شما بگويم که کل عوارضي را که مردم به شهرداري تهران مي دهند، 5 تا 6درصد کل بودجه و درآمد شهرداري است ؛ يعني اگر عوارض 3 تا 4برابر هم شود، باز هم نمي تواند بودجه شهرداري را 3برابر کند بنابراين محل درآمدزايي جاي ديگر است.
توجه داشته باشيد که دولت جز در بحث حمل و نقل عمومي و آن هم فقط 50درصد، هيچ کمک ديگري به شهرداري نمي کند و تمام هزينه شهر بايد با درآمد شهرداري بچرخد.در حال حاضر، کساني هستند که آمده اند و زمينهايشان را تجاري کرده اند، بار تجاري به شهر وارد کرده اند، اما حاضر نيستند هزينه تجاري شدن ملک خود را به شهرداري بپردازند. شهرداري از اين بابت ، هزاران ميليارد تومان از اقشار خاص در شهر طلبکار است.
درست است که ما از دولت هم طلب داريم ، اما کل طلب ما از دولت 500 - 600ميليارد تومان است ، در حالي که هزاران ميليارد تومان از کساني طلبکاريم که درآمد هنگفت از شهر مي برند، اما هزينه آن را نمي پردازند.
ـ آقاي دکتر اين قشر از افراد قطعا عامه جامعه نيستند.
بله، ذينفوذيهايي هستند که نفع مي برند اما حاضر نيستند هزينه آن را بپردازند. ما سراغشان رفته ايم و محکم جلوي آنها ايستاده ايم. اين بحث هم که مطرح مي شود شهر با فروش تراکم اداره مي شود، درست نيست ، چرا که شهر، طرح جامع و تفضيلي دارد و ميزان واگذاري ها کاملا مشخص است. من همين جا قول مي دهم اگر رسانه ها کمک کنند و مردم همراه شوند، کمتر از 2سال درآمد شهرداري به 7500ميليارد تومان هم برسد و حاصل اين درآمدزايي ، رفاه آسايش و امنيت شهروندان باشد.
ـ آقاي دکتر يکي از مشکلات موجود در شهر تهران آلودگي بصري است که يکي از مشخصه هاي آن ، طرحهاي نيمهتمامي است که حاصل زحمات شهرداران قبلي است. آيا شما هم جزو کساني خواهيد بود که طرحهاي نيمهتمام را روي دست مردم مي گذاريد؟
من معتقدم سرمايه هر مدير، زمان است. زمان ، مهمترين ثروت ماست که گاهي به آن بي توجهيم.
اولا خواهش من اين است اگر در سطح شهر تهران پروژه نيمه تمامي را سراغ داريد که شهرداري در آن دخيل است و فعال نيست ، آن را اعلام کنيد. طرحهايي بوده که بعضا 16 تا 17 سال روي زمين مانده و اکنون شهرداري آنها را فعال کرده است. اکنون پروژه برج ميلاد در سه شيفت کاري فعال است. زيرگذر توحيد در دو شيفت کار مي کند، بزرگراه شهيد زين الدين که برخي به دلايل مسائل سياسي ، يک سال و نيم وقت مردم و شهرداري را هدر دادند، اکنون در حال انجام است و شبانه روز دارد کار پيگيري مي شود. حتي نماي پروژه هاي ما با قبل متفاوت است. شما اکنون ريختوپاشها را در کنار پروژه هاي عمراني نمي بينيد. اکنون در پروژه سينما آزادي در حالي که در داخل دارد کار بزرگي صورت مي گيرد، با اين حال به جهت بصري کارگاه ها را در اطراف نمي بينيد که نماي شهر را زشت کند.
ـ آقاي دکتر، پس از انتخاب شما به عنوان شهردار تهران ، سخنگوي شوراي شهر شما را عضو شانزدهم شورا ناميد، اکنون تعامل شما با شوراي شهر چگونه است؟
از اين بابت خوشحالم که مي توانم به شما بگويم با آن که در شوراي شهر گرايش ها و سليقه هاي سياسي اعضا متفاوت است ، اما انصافا تصميمات حول محور منفعت شهر و شهروندان گرفته مي شود. من گواهي مي دهم که در اين مدت جز اين ، چيزي در شوراي شهر نديدم. تصميم گيري ها مردمي است و حتي برخي دوستان از نظرات خود گذشت هم مي کنند تا تصميمي به نفع شهر گرفته شود و من مطمئنم ادامه اين روند موجب خواهد شد بسياري از مشکلات تهران حل شود.
ـ به عنوان شهردار پايتخت ، ميزان آگاهي شما از اتفاقاتي که درون شهرداري مرکز و مناطق مي افتد، چقدر است و آيا نظارتي وجود دارد؟
اول اين که از طريق سامانه 1888 نظارت کامل بر طرح مشکلات مردم و تلاش براي حل آنها وجود دارد و من فکر مي کنم داده هاي سامانه 1888 ما را به يافتن نقاط ضعف هدايت مي کند. سازمان بازرسي شهرداري هم که هميشه گزارش هاي خود را ارائه مي کند و ما دقيقا مي دانيم مردم چه خواسته هايي دارند و کجا از ما ناراضي هستند.
برخي دوستان به ملاقات مردمي شهردار پايتخت اعتقاد دارند و حتي اين پيشنهاد را به من هم داده اند. اما من اين روحيه را ندارم که بيايم و دوهزار نفر را به صف کنم و بعد به يکي 10 درصد تخفيف بدهم و به ديگري 5درصد و... اين کارها را قبول ندارم و آن را مديريتي و عادلانه نمي دانم.
همه شهرداران مناطق تهران موظفند روزهاي دوشنبه از ساعت 7 صبح تا 12 ظهر در اتاقشان بنشينند و مردم بدون وقت قبلي با آنها ديدار و مشکلاتشان را مطرح کنند و من هم اختيارات خود را به شهرداران مناطق واگذار کرده ام که براساس قانون مي توانند، تخفيف دهند، تقسيط کنند و... حتي اگر روز دوشنبه جلسه فوري از طرف من باشد، هيچ شهردار منطقهاي حق حضور ندارد و صرفا در آن روز بايد جوابگوي مردم باشد. من هم عادت دارم که به طور نامحسوس و غيرمترقبه موضوعات را کنترل کنم، چرا که معتقدم آنقدري که اطلاعات در بازديدهاي غيررسمي و سرزده به من مي رسد، در بازديد رسمي نخواهد رسيد. هر جايي که بدانند قرار است من به آنجا بروم ، اوضاع يک طور است و وقتي من با موتور ميروم و سرکشي ميکنم، اوضاع به گونه ديگري است. گاهي من ده پروژه تهران را طي سه ساعت با موتور سرکشي ميکنم و کارفرما تا بفهمد من دارم مي روم، فرصت ظاهرسازي ندارد.
ـ اين روزها شاهد برخي مناقشه هاي لفظي بين شهرداري و بخشي از دولت هستيم ؛ منوريل ، BRT ، حتي آرم طرح ترافيک. به نظر شما راه رسيدن به تعامل چيست؟
اول يک نکته را بگويم. من معتقدم موضوعاتي که مي شود پشت يک ميز بنشينيم و آنها را حل کنيم، نبايد رسانهاي شود. مردم ما خوششان نميآيد که ببينند دو تا مسئول با يکديگر جدل ميکنند. مناقشه راه اصولي حل مشکلات نيست، اما گاهي ما ناگزير ميشويم پاسخ برخي بداخلاقي ها را به افکار عمومي بدهيم. مثلا در حادثه «بنتون» هر چه سعي کرديم چيزي نگوييم، ديديم نمي شود. به قول معروف برخي دوستان آنقدر آش را شور کردهاند که نميتوان آن را بدون پاسخ گذاشت.
در بحث مناقشات دولت و شهرداري همه بحثها حول تبصره 13 است که عمدتا بر حمل و نقل عمومي متمرکز است. از قضا اينجا جايي است که اگر يک مقدار عقلانيت باشد ، مشکل حل مي شود، چون همه با عدد و رقم سر و کار داريم. مثلا در بحث منوريل من بارها توضيح داده ام که خوب نيست ما موضوعات فني و کارشناسي را سياسي کنيم.
منوريل يک موضوع کاملا فني است. به هر حال منوريل صادقيه بدون کار کارشناسي شروع و 18ماه پيگيري شد، آخر کار هم شد چهار تا پايه که در نهايت بايد جمع شود و به شهر هم هزينه اي را تحميل کرد.
ـ مساله اين است که ما بايد به اين پرسش پاسخ دهيم که آيا شهر به قطار هوايي نياز دارد؟ آيا به مترو نيازمنديم و يا با اتوبوس مشکل شهرحل مي شود؟
من مي گويم شهر طرح جامع دارد و اين طرح نشان مي دهد که مشکل شهر عمدتا با محوريت مترو رفع مي شود. طرح جامع نشان مي دهد که ما در يک جاي شهر به قطار هوايي نياز داريم و در جاي ديگر مترو و يا قطار روي زمين به کمک مي آيد. امروز در تمام دنيا مجموعا 250 کيلومتر منوريل احداث شده در حالي که چند هزار کيلومتر مترو وجود دارد. بعد ما براساس کدام منطق مي گوييم تهران به 150 کيلومتر منوريل نياز دارد؟! شايد در برخي جاها صرفه اقتصادي با مترو نباشد، اين را طرح جامع به ما مي گويد نه سليقه شخصي افراد. BRT هم کار جديدي نيست. همه دنيا اين طرح را اجرا کرده اند. استفاده بهينه از اتوبوس مي شود.
اين طرح مي خواهد اين مساله را حل کند که شما در زمان مشخص و با قيمت مشخص به محلي که مي خواهيد برسيد، اما در حال حاضر اين گونه نيست.
ايستگاهها درب و داغان است، مردم بايد در صف ها بمانند. جا براي نشستن نيست و زماني که اتوبوس مي آيد، آنقدر شلوغ است که جايي براي گرفتن دست هم نيست.
ما در شبکه BRT مي خواهيم اين مشکلات اتوبوسراني را حل کنيم و حتما اين کار را انجام مي دهيم.
ايستگاه هاي با قابليت مفيد، يعني طول 60متر و عرض 3.30 متر طراحي شده و براحتي 70 تا 80 مسافر مي توانند در آن بنشينند. همه خودروها به GPS مجهز هستند و زمان ورود هر اتوبوس به ايستگاه مشخص است. آن هم با يک تابلوي ديجيتال که زمان رسيدن مسافر به ايستگاه بعدي هم در اتوبوس مشخص است. ما اکنون اتوبوس هاي تهران را مانند 50سال پيش مديريت مي کنيم.
راننده، اتوبوس را ساعت پنج از شرکت تحويل مي گيرد و غروب برمي گرداند و با هيچ وسيله اي نمي توان آنها را کنترل کرد. اگر کسي چوب لاي چرخ نگذارد ان شاءالله اول دي ماه خط BRT پايانه آزادي تا پايانه شرق را راه اندازي مي کنيم و قضاوت درباره آن را به مردم واگذار مي کنيم.
ـ آقاي دکتر شنيدن اين خبر براي مردم که 70درصد ساختمان هاي نوساز تهران در مقابل زلزله ايمن نيستند، خيلي نگران کننده بود. براي نظارت بر ساخت وسازها چه کرده ايد؟
نظارت به عهده شهرداري نيست، در بحث زلزله آسيب پذيري، فرسودگي و کهنگي ساختمان و ريزدانه بودن سه شاخصي است که يک ساختمان را جزو بافت فرسوده به شمار مي آورد. ما اولويت را داديم به مناطقي که هر سه فاکتور را دارند و نوسازي بافت فرسوده را در طول يک سال و نيم گذشته مورد توجه قرار داديم ، در حالي که 40 - 50 سال است که کسي سراغ اين طرح نرفته است.
در اين زمينه ، اقدامات خوبي انجام شده و به شدت روي آن اصرار مي ورزيم.
اما درخصوص ساختمان هاي نوساز، بتازگي تفاهم نامه اي با سازمان نظام مهندسي امضا کرديم که اين سازمان بايد بر اساس آن نظارت فني بر احداث ساختمان ها داشته باشد. اکنون امضاي برخي مهندسان ناظر در پايان کار برخي ساختمان ها وجود دارد که آن مهندس حتي نشاني ساختمان را نمي داند. مساله ديگر اين است که مصالح ساختماني ما غيراستاندارد است و اينها همه مشکلاتي است که بايد برطرف شود.
اجازه بدهيد از حوزه شهرداري کمي دور شويم و يک سوال سياسي از شما بکنيم. شما به عنوان يک سياستمدار فعال ، در انتخابات آينده مجلس شرکت خواهيد کرد يا نه؟ و نتيجه انتخابات را چگونه پيش بيني مي کنيد؟
من به صراحت مي گويم مردم بشدت از افراط و تفريط خسته شده اند و واقعا اين جناح بندي هاي کاذب به اين دليل است که ما فکر مي کنيم هر چه رقيب ما بگويد اشتباه است و هر چه ما مي گوييم، درست است. در حالي که اين گونه نيست. گاهي وقتها رقيب ما حرف درستي مي زند و الزاما ما هميشه درست نمي گوييم. به اعتقاد من در اين مسير نبايد گرفتار افراط و تفريط شويم.
من معتقدم دوره آينده دوره عقلانيت ، اعتدال ، کارآمدي و ارزشگرايي است و هر کسي بتواند اين چهار اصل را به مردم اثبات کند، موفق خواهد شد. فراموش نکنيم ديگر فصل شعار نيست و مردم از شعاردادن هاي ديگران خسته شده اند. مردم بايد کارآمدي و عقلانيت را حس کنند و هر کسي اين ويژگي ها را داشته باشد، برنده آينده انتخابات است.
اين که من در انتخابات آينده چه کار مي کنم ، اگر مرا جزو سياسيون کشور به شمار مي آوريد، از آن دسته افرادي هستم که در حوزه سياست اعتقاد به سهم خواهي و باج خواهي ندارم. اين را در عمل هم ثابت کرده ام. من در انتخابات شوراي شهر تهران سهم خواهي و باج خواهي نکردم. از چه کسي قرار است باج خواهي کنيم ، از مردم؟ ما بايد شرايط را به درستي براي مردم ترسيم کنيم تا مشارکت حداکثري اتفاق بيفتد و مردم حضور داشته باشند. من حتما در انتخابات آينده تلاش مي کنم مشارکت حداکثري اتفاق بيفتد و مي کوشم کساني که به آرمان هاي امام و انقلاب پايبند هستند ، موفق بشوند.
ـ در خصوص تعامل شما با جبهه اصولگراها، آيا در انتخابات با گروه 11 نفره اصولگراها هماهنگ خواهيد بود يا فهرست جداگانه اي ارائه مي کنيد؟
من از روزي که پا به عرصه سياسي گذاشتم، خود را متعلق به اردوگاه اصولگرايان دانسته ام، حال اگر بعضي مرا اصولگرا نمي دانند، مشکل آنهاست؛ چون معيارهاي رهبر معظم انقلاب براي اصولگرايي، دايره اي وسيع تر از آن چيزي است که برخي دوستان مي بينند. مجموعه اصولگرا بايد به گونه اي رفتار کند که همه سليقه ها را در مجموعه اردوگاه داشته باشد و يکپارچه پيش رود ، بايد نگاهمان را اصلاح کنيم و به دور از سهم خواهي و باج خواهي به پيش رويم.
ـ به صراحت بگوييد آن فهرست 11 نفره را قبول داريد؟
بله، حتما قبول دارم. من محلي از اعراب نيستم که بگويم قبول دارم يا ندارم.
ـ شما در آن چارچوب حرکت مي کنيد؟
يعني آنها براي ما تعيين تکليف کنند؟
ـ سوال اين است، شما در چارچوب اصولگرايان حرکت مي کنيد؟
من در چارچوب اصولگرايان حرکت مي کنم؛ اما معتقدم دوستان حتما بايد جامع تر به موضوع نگاه کنند و گمان مي کنم خود دوستان هم اين احساس را دارند که بايد جامع تر نگاه کنند. ما کمک مي کنيم تا اين نگاه جامع صورت بگيرد و قطعا اين از سر باج خواهي نيست. اين نيست که بياييم و بگوييم مثلث را مربع کنيد، حال اگر اين اتفاق افتاد و مشکل حل مي شود، اين طور نيست. اگر آن چهار اصل باشد، ديگر مهم نيست چه شکلي باشد. مهم اين است که سهم خواهي نکنيم. نگويم اسم مرا در فهرست بگذاريد و اگر نگذاريد اصلا قبول ندارم. کجاي اخلاق اسلام ، انقلاب ، آرمان هاي شهدا و امام و خواسته رهبري است که اگر نظر شخص من تامين شد، همه چيز درست است و اگر نشد، همه چيز غلط است؟ اينها بداخلاقي سياسي است. کلمه سياست اگر به معناي خردورزي و تدبير باشد، درست است اما اگر به معناي رندي و... باشد، اي کاش سياستمدار نباشيم.
ـ آيا شما فهرست جدا مي دهيد؟
نه، البته درباره آينده نمي توان چيزي گفت؛ اما اين که بخواهيم اردوگاه اصولگرايان را دچار انشقاق کنيم را نميپسندم.
همه بايد در اين دقت کنند. مهم اين است که در چارچوب انقلاب و نظام پيش برويم و هر کسي بخواهد به اين مساله ضربه بزند، چه با انقباضي عمل کردن و چه با وحدت شکني ، به نظر من هر دو نقض غرض کرده اند.
ـ و پرسش آخر اين که به نظر شما سهميه بندي بنزين به حل مشکل ترافيک کمک کرده است؟
ببينيد، سهميه بندي بنزين کار درستي بود که بايد انجام مي شد، حداقل براي اين که جلوي مصرف مسرفانه را بگيريم ؛ اما همان روز هم که بحث سهميه بندي مطرح شد، من گفتم اين طرح ربطي به کاهش ترافيک ندارد. نگاه کنيد بعضي از موضوعات ، بحث عرضه و تقاضاست.
فردي که ماشين 40 ميليون توماني سوار مي شود خانه اش فلان قدر قيمت دارد، حمل ونقل عمومي هم جوابگويش نيست ، حتما بنزين ليتري 500تومان هم مي خرد. همان طور که الان همين گونه است.
آن فرد وارد پمپ بنزين مي شود، چک پول 50هزار توماني مي دهد و از ماشينش هم پياده نمي شود و باک خودرويش را پر مي کند. چرا؟ چون براي او اين کار صرفه اقتصادي دارد. ما بايد مساله عرضه و تقاضا را حل کنيم. با کارهاي سلبي نمي توانيم مشکلاتمان را حل کنيم. کارهاي سلبي براي ما ايجاد فرصت مي کند اما مشکل را برطرف نمي کند. همان گونه که مشکل ترافيک تهران با زوج و فرد، طرح ترافيک، سهميه بندي و... حل نشده است.
ما بايد مشکل ترافيک تهران را با توسعه حمل ونقل عمومي بر بستر شبکه که به دو سوال زمان و قيمت پاسخ مي دهد، حل کنيم. يعني هر کس از خانه اش خارج شد، بتواند با طي مسير 350متر به اولين ايستگاه برسد و بداند که درچه زماني و با چه قيمتي به نقطه بعدي خواهد رسيد و اين کار هم دور از دسترس نيست. باور کنيد امکانپذير است ، اگر عقلانيت بر تصميمات ما حاکم باشد و مسائل شهري را سياسي نکنيم.