نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » خبر » اقتصادی

بحران مالی جهان کجا و چگونه آغاز شد؟

27 مهر 1387 ساعت 10:33

مرجع : سرمایه

همه اقتصادهای بزرگ و کوچک دنیا به تدریج در حال چشیدن بحرانی هستند که از خیابان منهتن نیویورک آمریکا سرچشمه گرفته است یعنی از واقعه 11سپتامبر در مقر مرکز تجارت جهانی در نیویورک. 

بحران مالی اخیر آمریکا از آن بحران هایی است که به قول آلن گرینسپن رئیس سابق بانک مرکزی آمریکا هر قرن یا حداکثر هر نیم قرن یک بار اتفاق می افتد. 

بیشتر موسسات مالی که اخیراً در آمریکا دچار مشکل شده اند، موسسات مالی سرمایه گذاری و بیمه اند و طبیعی است اگر بازارهای مالی آسیب جدی ببینند، کل اقتصاد آسیب جدی خواهد دید. آخرین بار که بحرانی با این وسعت و عمق در بازارهای مالی رخ داد سال 1929 بود که پیامد آن، رکود عظیمی بود که نزدیک به 10سال ادامه یافت و تولید ناخالص آمریکا و دنیا را به شدت کاهش داد.اما این بحران از کجا و چگونه آغاز شد؟ 

اکثریت قریب به اتفاق آمریکاییان برای خرید مسکن وام می گیرند. ارزش وام مسکن هم گاهی تا 95 درصد ارزش آن است، البته هر مقدار سهم وام بانک از قیمت خانه بیشتر باشد نرخ بهره آن نیز بیشتر محاسبه می شود. وقتی که فرد وام گیرنده به هر دلیل قادر به پرداخت اقساط خرید ملک نیست، بانک وام دهنده ملک وی را به جای طلب وامش تصاحب می کند. قاعدتاً زمانی که نرخ بهره افزایش یابد، احتمال بازپرداخت اقساط وام به علت بار مالی بیشتر آن برای وام گیرنده کاهش می یابد و احتمال مصادره خانه به وسیله بانک افزایش می یابد. 

بعد از حمله به برج های تجارت جهانی و شوک اقتصادی ناشی از آن، بانک مرکزی آمریکا (فدرال رزرو) با هدف مقابله با این شوک اقتصادی و رونق بخشیدن به اقتصاد کشور، نرخ بهره بین بانکی را کاهش داد به طوری که نرخ بهره از حدود شش درصد در مدت کوتاهی به یک درصد کاهش یافت. 

با کاهش نرخ بهره بانکی، تقاضا برای وام (مخصوصاً برای خرید مسکن) افزایش پیدا کرد یعنی چیزی شبیه آنچه طی سه سال اخیر در بازار مسکن ایران رخ داد. در ایران از سه سال پیش با افزایش حجم نقدینگی در کشور، مردم با سابقه ای که از سودده بودن سرمایه گذاری در املاک داشتند، اقدام به خرید خانه کردند که رشد حبابی قیمت مسکن را به دنبال داشت. همین مساله در اقتصاد آمریکا نیز بروز کرد و در نتیجه، تقاضا برای خرید مسکن در این کشور افزایش یافت. از سوی دیگر افزایش تقاضا و عدم واکنش سریع عرضه باعث افزایش قیمت مسکن در آمریکا شد. 

طبیعی است زمانی که قیمت خانه در حال افزایش است، بانک وام دهنده نگران بازپرداخت اقساط وام توسط خریدار خانه نیست زیرا بانک مطمئن است در صورت عدم بازپرداخت اقساط وام، می تواند ملک خریداری شده را مصادره کند و بفروشد و زیانی هم نصیبش نشود.
وام گیرنده (همان خریدار ملک) هم خیالش راحت است که به علت افزایش چشمگیر قیمت مسکن، هر زمان که بخواهد می تواند با فروش آن علاوه بر بازپرداخت کل وام بانک، مبلغی هم سود کند.
 
به همین دلیل و از سال های 2003 تا 2005 بانک های آمریکایی با شرایط بسیار آسانی اقدام به اعطای وام خرید مسکن به شهروندان به ویژه آن دسته از افراد کم اعتباری که در شرایط عادی قادر به دریافت وام نبودند، کردند. از سوی دیگر سرمایه گذاران خارجی نیز با توجه به افزایش قیمت مسکن در آمریکا در سال های اخیر، برای خرید مسکن به بازار این کشور هجوم آوردند و به آتش افزایش قیمت مسکن دمیدند. بدین ترتیب بحران کم کم شروع شد. افزایش قیمت مسکن به تدریج و با کمی تاخیر عرضه مسکن را در آمریکا افزایش داد. 

ساخت و ساز مسکن به تدریج به حدی افزایش یافت که از سال 2006 به تدریج تقاضا برای مسکن بیشتر شد. در نتیجه انبوهی از خانه های ساخته شده، بدون تقاضا ماندند و روی دست صاحبان شان باد کردند و آن موقع بود که جرقه اولیه بحران مالی آمریکا زده شد. بعد از این واقعه، به محض آنکه اکثر فعالان بازار متوجه این حقیقت شدند که قیمت خانه رو به کاهش خواهد گذاشت، حباب قیمت مسکن در آمریکا ترکید و این روند هنوز هم در آمریکا در جریان است. 

با کاهش قیمت مسکن از اواسط سال 2006، خریداران (وام گیرندگان از بانک ها) که با دریافت رقم بالای وام بانکی اقدام به خرید خانه کرده بودند، زمانی که متوجه شدند قیمت کنونی خانه شان از کل وامی که دریافت کرده اند، کمتر شده، ترجیح دادند خانه را رها کنند و اجازه دهند بانک وام دهنده خانه را به جای وامش مصادره کند. 

در این حال، خریداران خانه ضرر کردند اما ضرر بیشتر نصیب بانک ها شد که قیمت املاکی را که به جای بازپرداخت وام از مشتری تملک کرده بودند، از رقم وام پرداخت شده شان کمتر بود. 

بانک های سرمایه گذاری همچون لمن برادرز مهم ترین قربانیان این وضعیت بودند که طی ماه های اخیر مجبور شدند به جای دریافت اقساط وام های پرداختی، خود املاک را تملک کنند در نتیجه صدها میلیارد دلار زیان دیدند. لمن برادرز حتی مجبور شد برای جبران این زیان، 600 میلیارد دلار از موسسات دیگر قرض کند اما در نهایت نتوانست دوام بیاورد و ورشکست شد. 

زمانی که زیان بانک لمن برادرز علنی و این بانک مجبور به استقراض عظیم از دیگر بانک ها شد، سهامداران بانک با سرعت هرچه تمام تر سعی کردند برای جلوگیری از زیان خود اقدام به فروش سهام شان کنند. از سوی دیگر سپرده گذاران در بانک هم از ترس اینکه مبادا بانک ورشکست شود، به شعب آن هجوم آوردند تا پول خود را برداشت کنند و نتیجه آن شد که شد؛ لمن برادرز چهارمین بانک بزرگ آمریکا ورشکست شد. 

از آنجا که اکثر سپرده گذاران عمده بانک لمن برادرز بانک ها و موسسات مالی معتبر دیگری (حتی خارج از خاک آمریکا) بودند، با ورشکستگی این بانک، دیگر بانک های مرتبط هم دچار کسری مالی عظیم شدند. به این ترتیب مشکل یک بانک به بانکی دیگر و از این بانک به یک بانک جدید دیگر و به سرعت به کل بازار سرمایه آمریکا و اروپا منتقل شد و بازار مالی را به صورت ناگهانی تحت تاثیر قرار داد. در هفته های اخیر موارد مشابه لمن برادرز، چندین بار تکرار شده و بانک ها و موسسات مالی بزرگ آمریکا در اثر همین بحران وام مسکن دچار زیان های مالی گزاف شدند. سهامداران این بانک ها هم عمدتاً بانک های اروپایی و آسیایی بودند و این بحران دامن آنها را هم گرفت. 

با زیان شدید این بانک ها، سهام آنها در بورس های کشورهایشان شدیداً سقوط کرد و سایر بنگاه های بزرگ اقتصادی که از وام این بانک ها بهره مند بودند به نوبه خود دچار بحران شدند. بدین ترتیب، زبانه بحران مالی آمریکا روز به روز وسعت بیشتری یافت و هم اکنون در سراسر جهان، بورس ها و بازارهای مالی شدیداً سقوط کرده اند و اقتصاد جهانی در آستانه رکود وحشتناک قرار گرفته است.