ظرف روزهای اخیر حرکت غرورآفرین و عزم ملی کشورمان در راه اندازی نیروگاه هسته ای بوشهر موجب تحرک وسیع سیاسی در دیپلماسی بینالمللی گردید که این واکنش ها عمدتا با رویکرد سیاسی و نظامی تلقی شده و چنان بی دلیل و تحلیل، کشورهای مختلف به تبیین این حرکت و نقش آن در منطقه و خاورمیانه پرداختند که کمتر نقش و اهمیت این حرکت با رویکرد توجه به صنعت و اقتصاد اتمیک در کشورمان و خاورمیانه به چشم آمد.
اثرات نیاز به نیروگاه ها جهت تامین انرژی که از اصول اصلی تحرک بخش صنعت و کشاورزی می باشد موضوعی غیر قابل انکار در اقتصاد جهانی است اگر چه انرژی حاصل از جهت قیمت تمام شده تا حدودی تاثیر افزایشی در قیمت محصولات صنعتی و کشاورزی دارد اما وجود این انرژی جایگاه خاصّی در نظام اقتصادی کشورها داشته و موجب پایش این دو بخش اقتصادی به نحوی می گردد که برنامه ریزی دراز مدت را در بخش تامین انرژی مورد نیاز امکان پذیر می نماید.
ضرورت اجتناب ناپذیر همین پایش در بخش های مختلف اقتصادی توجیه ایجاد صنعتی میگردد که در کشور ایران با داشتن منابع سوختی ارزان قیمت نسبت به هزینه انرژی اتمی، تمایل کشور را بر آن داشت تا با رویکرد ایجاد ثبات در بخش انرژی قریب به 36 سال قبل به سمت انرژی اتمی نگاهی داشته باشد و کشور آلمان در همان زمان گزینه ای قابل قبول در انتخاب فروشنده این تکنولوژی گردید که متاسفانه تبعیت این کشور از سیاست های آمریکا به ادامه اجرای این پروژه روی نشان نداد و 15 سال قبل روسیه که از جهت تکنولوژی اتمی بسیار با فرهنگ صنعت آلمان در این بخش نزدیکی دارد اعلام آمادگی راه اندازی نمود.
اگرچه ایجاد یک واحد صنعتی در طی 36 سال عملا فاقد توجیه اقتصادی است اما این واحد برای کشوری چون ایران که به جهت فرهنگ توسعه صنعتی راه های جدیدی را در استراتژی بلند مدت خود طراحی نموده در واقع هزینه اخذ دانشی بود که نتایج آن پس از گذشت 30 سال از زمان عقد قرارداد به ثمر نشست و دیگر اکنون نمی توان به این نیروگاه صرفا توجه اقتصادی داشت زیرا هزینه دانش تکنولوژیک هسته ای صلح آمیز برای کشور ما دروازه های علم و دانش را حتی در حد دست یابی به دانش اتمی برای خود کوتاه و کوچک کرد و از ارزش های ایجاد شده و ضرورت راه اندازی این نیروگاه که موجب تقویت میزان تولید انرژی در کشور می گردد هر چه بگویید به قدری بار ارزشی آن بالاست که هزینه قریب به پنج ملیارد دلاری را برای آن توجیه پذیر می سازد اما آنچه اهمیت دارد بهره مند شدن از این پتانسیل بدست آمده در جهت ایجاد و تولید ثروت از بخش صنعتانرژیاتمی میباشد که نگاه به سیاستهای اقتصادی این بخش را با اهمیت تر ازقبل مینماید و برای تبیین بیشتر موضوع بطور اختصار در ذیل به آن میپردازیم.
الف: صنعت انرژی صلح آمیز هسته ای در خاورمیانه یک فرصت طلائی برای کشور ماست تا در راستای تکمیل دانش فناوری، انرژی صلح آمیز را در چارچوب معاهدات بینالمللی و با نظارت MPT بعنوان یک صنعت پذیرفته شده در توان و بضاعت علمی کشورمان برای دیگر کشورهای خریدار به مرحله اجرا گذارد.
زیرا با توجه به آگاهی از کشورهای دارای این فناوری از هم اکنون مشاهده میگردد که بازاریابی فروش را آغاز نموده و دیری نخواهد پائید که در این بازار همانند سایر بازارهای موجود در کشورهای منطقه و همسایه عقب خواهیم ماند. کشور ما علاوه بر این دانش در صنایع جانبی موردنیاز این صنعت مانند تکنولوژی سازههای بتنی، رآکتورها و استراکتورها چه از جهت کمیت و چه از جهت کیفیت رقیب جدی در بازار این فناوری خواهدبود.
ب: اگرچه انرژ ی حاصل از صنعت اتمیک گرانتر از انرژی حاصل از نیروگاههای آبی و یا سیکل ترکیبی است اما به جهت سرعت و پایش قوی در تولید این انرژی و با موقعیت کشورمان در منطقه امکان فروش حتی انرژی تولید شده نیز وجود داشته و صدور انرژی الکتریسیته میتواند برای ما بازار قابل توجهی در منطقه باشد زیرا به دلیل نزدیکی مرزهای کشورمان با شهرهای کشورهای همسایه فرصت بسیار مناسبی است که هم اکنون میتوان مشابه کشوری چون آلمان از آن بهره مند گردیم.
کشور آلمان در بخشهائی از سال اقدام به صدور انرژی الکتریسیته نموده و در فصولی که میزان مصرف انرژی افزایش مییابد خود، خریدار این محصول از دیگر کشورهای تولید کننده است، زیرا ظرفیت سازی در تولید را در چارچوب برنامه تعریف شده فقط در مبادلات تجاری و فرصتهای ایجاد شده را همچنان میتوان مبنای تعاملات تجاری و سیاسی قرار داد.
ج: اگر با رویکرد توجیه پذیر بودن تولید انرژی از منابع مختلف موضوع را مورد بررسی قرار دهیم با توجه به دسترسی کشورمان به سوخت فسیلی و توجیه پذیر بودن این محصول نسبت به انرژی هسته ای، کماکان اقتضاء مینماید برای امکان رقابت در بازارهای بین المللی در توسعه نیروگاههائی با سوخت فسیلی و ترکیبی همچنان به ایجاد چنین نیروگاههائی در مناطق مختلف کشور ادامه داده و از این انرژی ارزانتر در بخش صنعت که موجبات کاهش قیمت تمام شده را فراهم میآورد بهره مند گردیم تا امکان رقابت تولیدکنندگان در بازارهای بینالمللی قویتر و پایداری بیشتری را حاصل نماید.
د: هرچند کشورهائی تمایل به دستیابی ایران به این صنعت را در همین میزان از توانائی ندارند اما نمیبایست توجهات سیاسی، بخش R.D. نظام تکنولوژیک کشور(تحقیق و توسعه) را محدود ساخته و سرعت رشد این بخش را متاثر سازد، زیرا با تمامی راه طی شده هنوز ما در میانه راه برای گشودن فضای بهرهگیری تکنولوژیک از دانش هستهای میباشیم که با قوانین MPT و سایر مقررات بینالمللی هیچگونه منافاتی نداشته و از هم اکنون و میبایست به توجیه نهادهای مرتبط بینالمللی پرداخت تا موجب کندشدن این حرکتها نشود و نیروهای جوان و دانشمند ما با بهرهگیری از تجارب اساتید و سنگر داران این صنعت همواره مرزهای جدیدی را در دانش هستهای بگشایند.
متاسفانه در فرآیند تعارضات دیپلماسی واگرا کشورهای مخالف نمیتوانند تحمل نمایند که بازارهای بین المللی را از دست خواهند داد و نمی توانند کشوری چون ایران را در این بازار در کنار خود و رقیب خود ببینند بالاخص چنانچه امکان رقابت را در کیفیت مطلوب و قیمت مقرون با آنچه که کشور ایران عرضه خواهد نمود در توان خود نبینند.
پس دیگر تهدیدها چاره ساز نیستند و فرصتها هستند که سریع از دسترس خارج میشوند و در این عصر اتمیک که واقف گردیده، در دل هر ذره که بشکافی آفتابیش در میان است میبایست فرصتها را دریافت و مناقشات دیپلماتیک را از این صنعت و پدیده علمی دور ساخت تاهرچه سریعتر سرمایهگذاریهای صورت گرفته به مرحله بهرهوری نهائی رسیده و منابع انسانی تعلیم دیده و متعهد شکوفا شدن علم و دانش را بیشتر از پیش تجربه نمایند و حلاوت اقتصادی بودن آن را در کام گیرند.
در آیندهای نه چندان دور مشتریان متعددی در صف خرید منابع انرژی صلح آمیز ما خواهند بود که فروش محصول و فروش تکنولوژی نه تنها موجب کسب منابع ارزی قوی و پایداری خواهدگشت بلکه یکی از معضلات عمده کشور که هم اکنون به دلایل مختلف در محافل مورد بحث قرار میگیرد و چیزی جز افزایش نرخ بیکاری نمیباشد امکان ایجاد فرصتهای شغلی بسیاری را برایمان بوجود خواهد آورد که ارزش تامین امنیت سرمایهگذاری در توسعه این صنعت و تولید این محصولات را بیش از پیش مینماید.
آنچه ضرورت دارد از نظر اقتصادی بیشتر موردتوجه قرار گیرد علاوه بر توسعه دانش فنی، میبایست ایجاد اعتماد و امنیت را در بازارهای بینالمللی بوجود آورد که از جهت سرمایهگذاری درتوسعه نیروگاههای هستهای اجتناب ناپذیر بوده و از طرفی ایجاد باور در کشورهای نیازمند انرژی الکتریسیته که قطعاً بازار پایداری برای تولید خواهدبود و باورهای بینالمللی نیز نمیتوانند یک فعالیت اقتصادی را در تکنولوژی هستهای در فرآیند یک فعالیت تولیدی انکار نمایند زیرا غنی سازی زمانی در اولویت خواهدبود که انجام این عمل از جهت اقتصادی نیز در چرخه تولید انرژی مقرون به صرفه باشد، در حالیکه در حال حاضر تهیه مواداولیه با قیمت ارزان و از بازارهای تحت کنترل نه تنها موجب اعتمادسازی میگردد بلکه باورها بر نیت صلح آمیز این صنعت که سالها دولتهای مختلف ومتخاصم کشورمان را درگیر این مسئله نمود دیگر اهمیت خود را از دست خواهدداد.
ورود به صنعتی که میبایست در سال 2000 به بار مینشست با انحراف زمانی 10 ساله موجب گردید که خواب سرمایهگذاری کشور ما در این بخش بدون بهره باشد و به تعویق افتد که اگر در نظام حقوقی بین الملل گوش شنوائی وجود میداشت هم اکنون میبایست ما بر سر غرامت تاخیر چانه زنی مینمودیم.
علی ایحال حرکت ارزنده کشورمان در این بخش گامی ارزنده در پایداری حیات اقتصادی و سیاسی کشورمان در آینده خواهدبود که مرزهای دیگر علم و دانش را در کنار بهره مندی از فناوری صلح آمیز هسته ای استراتژی خود قرار داده و باانگیزه رشد و پویائی بهانهها را نیز برای سیاسی نشدن از دست کشورهای حاکم بر شورای امنیت و MPT گرفته است. بدیهی است قدرت تکنولوژیک کشورمان در سایر بخشهای صنعتی که هر روز اخبار آن موجب حیرت جهانیان میگردد، سرافرازی و حس بلند اعتماد به نفس فرزندان این مرز و بوم را به رخ جهانیان میکشد که خداوند بر توفیقاتشان بیافزاید.