فرارو- امید حسینی نویسنده وبلاگ
آهستان، از پرطرفدارترینهای اصولگراست. وی در یادداشت اخیر خود به
غیبت 5 ساله مشایی در حرم امام خمینی(ره) پرداخته است و پس از آن انتقاداتی را به جدیدترین پست وی ابراز داشته است:
در روزهاي دهه فجر امسال، وقتي مطابق برنامهريزي هاي معمول، اعضاي هيات دولت به حرم امام خميني رفتند، مشايي همراهشان نبود. البته اين غيبت مشايي عمدي نبود، چرا كه اسفنديار دولت، براي شركت در كنفرانسي عازم كشور سوئيس بود. ولي وسوسه شدم و رفتم سري به پايگاه اطلاع رساني دولت زدم و حضور احمدي نژاد و اعضاي كابينه ايشان را در حرم امام در سالهاي گذشته نگاه كردم تا شايد عكسي از اسفنديار مشايي پيدا كنم. جالب اينجاست كه در طول 5 سال گذشته و در ايام دهه فجر، آقاي مشايي حتي يكبار هم همراه اعضاي دولت در حرم امام خميني، حضور نداشتند!
نه تنها حرم امام، بلكه تقريبا در بيشتر برنامههايي كه به نوعي مربوط به حزباللهيهاست، مشايي را همراه احمدينژاد نميبينيم. اين را هم در نظر بگيريد كه در چند سال گذشته، روساي سازمانهاي مختلف از جمله تربيت بدني و محيط زيست و … همراه رييس جمهور بودند، اما خبري از رييس سازمان گردشگري نبود! بد نيست آنهايي كه در نوشتههايشان مشايي را با ابطحي و سايرين مقايسه ميكنند و او را از لحاظ اخلاقي و مالي بهتر از ديگران ميدانند، در اين خصوص هم چيزي بنويسند! چون ابطحي لااقل در كنار آقاي خاتمي به حرم امام يه سري ميزد!
البته شايد در 4 سال گذشته هم مثل امسال، آقاي مشايي در مسافرت تشريف داشتند كه اين مساله بايد بررسي شود. اما اگر هيچ مسالهي خاصي در آن زمان وجود نداشت، اين غيبت قابل تامل است. چرا؟ چون آقاي مشايي نزديك ترين شخص به احمدينژاد است. اغراق نيست اگر بگوييم خود احمدي نژاد است. يك روح در دو بدن! تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل…
حالا همين آقاي مشايي با حكم آقاي رييس جمهور به عنوان نماينده تام الاختيار ايشان در ستاد مركزي راهيان نور منصوب شده است! البته هنوز معلوم نيست كه آقاي مشايي چطور و با چه برنامهاي ميخواهد فرهنگ جبهه و جهاد و شهادت را ترويج كند، اما اولين چيزي كه به ذهن آدم ميرسد برنامهريزي آنها براي استفاده از اين ظرفيت بالقوه و عظيم است براي آينده سياسي خود!
فضاي راهيان نور را كه خودتان بهتر ميدانيد. لازم به يادآوري نيست كه مجموعه راهيان نور و افرادي كه درگير آن هستند، همگي جزو بسيجيان و حزباللهيهاي منتقد مشايي به شمار ميآيند. اين يعني اينكه آقاي احمدينژاد احتمالا طبق تحليل خودش برنامههايي را براي قانع كردن منتقدان و حاميان سرخوردهي خود تدارك ديده است. غافل از آنكه اشتباهات آنها از اين پيچيدهتر است و بعيد است كسي قانع شود!