نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » خبر » سياسی

این یک بهاریه نیست!

سجاد زند

2 فروردين 1389 ساعت 1:05


خروج از منطق گزارش نویسی برای کسی که یک سال تمام گزارش نوشت و مصاحبه گرفت کار دشواری است، اما نظر به این که قرار شد هریک از دوستان  همکارم مطلبی بنویسند من نیز نوشتم.

این روز‌های کلیشه "پایان سال 88 با تمام تلخی‌ها و شیرینی‌هایش" مدام مطرح می‌شود، اما 88 به پایان رسید ولی میراث 88 قطعا ماندگار خواهد بود؛ و این تاریخ است که آن را به عنوان نقطه عطف ثبت می‌کند.

قضاوت درباره این سال پر افت و خیز کار دشواری است، شاید که بهتر باشد تحلیل و قضاوت درباب آن را به 100 سال دیگر واگذاریم، تا آیندگان درباره آن قضاوت کنند. همان‌گونه که امروز ما درباره گذشته قضاوت می‌کنیم.

88 را با رویاهای خود آغاز کردیم، و در خلال آن رویاهای دیگری شکل گرفت، اما در ادامه تمام آن رویاها با تاکتیک‌های رندانه‌ تغییر یافت.

رویای من خروج از قطعیت ابطال‌ناپذیری بود که نفت به ما تحمیل نموده است، پدیده‌ای که ما را در همه حال وابسته به خود کرده‌است. حرف‌ها درباره آن قطعیت زده شد، امیدها زنده شد؛ اما ناگهان همه چیز تغییر کرد.

شاید که خود نیز امیدی به تحقق کوتاه مدت آن نداشتم اما همه جا رویای خود را فاش می‌کردم و از آن دفاع می‌نمودم.

رویای نفتی من با حوادث پیچیده گره خورد، حوادثی که رویا‌های دیگران را دچار تحول کرد و هریک به نوعی پیش تر رفتند و به مطالبات دیگری رسیدند که همین مطالبات روزهای سختی را رقم زد.

از یک‌سو، دولتیان آن‌ها را به حق نمی‌دانستند و از سوی دیگر مطالبه‌ کنندگان هاج و واج مانده بودند که اکنون چه کنند؟ از یک‌سو  دولتیان آن‌ها را متهم می‌کردند و از سوی دیگر آن‌ها دولتیان را بر نمی‌تافتند. 

بازی موش وگربه شده بود و سیل رویاها روان می‌شد، رویاهایی که از هر دو طرف مطرح ‌شدند و سیاستمداران را به منازعه وادار کردند. منازعه بی‌پایان که سرنوشت ملت را رقم می‌زد. در پس منازعه مبارزه نیز نمود پیدا کرد، مفهومی که تاکنون فقط در منطق سیاسی عده‌ای قلیل معنا داشت، این مبارزه با مبارزات اصلاحی متفاوت بود .همین امر مفهوم مبارزه را در ساختار اصلاح‌طلبی ارتقا داد و دیگر اصلاح‌طلبی حد و مرز نداشت.

از سوی دیگر، گروهی از منادیان امنیت، اصول خود را فراموش کردند، آن‌قدر که کهریزک، کوی دانشگاه و .. رقم خورد و همین فراموشی دامن خیلی‌ها را گرفت و انقلابیون گذشته را به اتهام سودای انقلابی دیگر به بند افکند. و طنز ماجرا آن جا رقم خورد که امروز یکی پس از دیگری رها می‌شوند.

اکنون یک سال تمام شد و ما ماندیم و امید و وامانده پایان قطعیت نفت و بیم از آغاز حذف یارانه، حذفی که شاید پایان نفت را رقم بزند و شاید پایان تمام رویاها باشد.