مروری بر ستون طنز روزنامه های شنبه 2/8/88:
خبر> مشکل اصلی کروبی
شهرام شکیبا
صفارهرندی، سرعت عمل کافی دارد. جرج بوش بلد است جاخالی بدهد، ولی کروبی به هیچکدام از این دو هنر آراسته نیست و درست وقتی که همه جاخالی میدهند او جاخالی نمیدهد.
دیروز هنگام بازدید مهدی کروبی از نمایشگاه مطبوعات به او حمله شد. یک نفر هم کفشش را به سمت او پرتاب کرد که به استناد عکس خبرگزاری فارس، کفش مذکور به هدف مزبور (سرکروبی) اصابت کرده است.
خوشبختانه در کمال ناباوری کروبی از حمله فیزیکی و شیمیایی فوق جان نسبتاً سالم به دربرد. کارشناسان بخش شیمیایی حمله فوق را بسیار خطرناکتر و سهمگینتر از بخش فیزیکی داستان دانستهاند. چرا که ضارب خیلی راه رفته بوده و کفشش به طرز فجیعی بو میداده است.
حالا مغروضات زیر پیش میآید:
1- ضارب از کجا آمده بوده؟
2- شماره پای ضارب بیشتر از 44 بوده یا کمتر؟
3- عکاس خبرگزاری «فارس» با یک دوربین عکاسی چقدر آمادگی داشته که درست لحظه اصابت کفش با سر کروبی را عکس گرفته؟
4- آیا عکاس مزبور از اتفاق مذکور با خبر بوده؟
5- به نظر شما چه کسی از مصلی بدون کفش بیرون رفته؟
6- آیا میشود از روی اندازه کفش، ضارب را شناسایی کرد؟
7- آیا تاریخ واقعاً تکرار میشود؟ اگر چنین است، این سیندرلای مذکر، کجا پیدا خواهد شد؟
8- بعد از پیدا شدن سیندرلای مذکر مذکور، چه کسی با وی ازدواج خواهد کرد؟
مدتی است که ماجرای پرتاب کفش باب شده است. اخیراً هم در جلسه پرسش و پاسخ در دانشکده فنی دانشگاه تهران، جوانی کفشش را به سمت صفارهرندی پرتاب کرد، که ظاهراً صفارهرندی کفش را روی هوا گرفته بود. عکسش را خود ما هم چاپ کردیم. فقط خوب است که آقایان کفشپرت میکنند، چون کفش پاشنهدار زنانه، خطرناک است.
ماجرای پرتاب کفش از پرتاب خبرنگار عراقی به سمت جورج بوش شروع شد. در یک مقایسه کوچک درمییابیم که صفارهرندی، سرعت عمل کافی دارد. جرج بوش بلد است جاخالی بدهد، ولی کروبی به هیچکدام از این دو هنر آراسته نیست و درست وقتی که همه جاخالی میدهند او جاخالی نمیدهد.
اعتماد> پاسخ به نامه ها؛ ای راه همه بهانه از توست
رضا نادم
دوستان عزيز ضميمه روزنامه اعتماد سلام. با عرض خسته نباشيد خواستم عرض کنم همان طور که در جريان هستيد چند روز قبل هفت واگن از قطار تهران- کرمان از ريل خارج شد و تعدادي از هموطنان مان در اين حادثه زخمي شدند. در اين رابطه چند نکته به ذهنم رسيده که خدمت شما عرض مي کنم.
1- چند روز پيش آقاي وزير راه و ترابري فرموده بودند اولويت کاري ايشان راه آهن است و قرار است در اين حوزه انقلاب ريلي به راه بيندازند، بلافاصله اين حادثه در راه آهن تهران-کرمان رخ داد. خواستم از ايشان خواهش کنم که در صورت امکان اولويت شان را روي مسائل ديگري قرار دهند.
2- شايع شده که در برخي شهرستان ها قرار است منوريل احداث شود. از آنجايي که تجربه نشان داده در ايران با افزايش ارتفاع وسايل نقليه از زمين ميزان تلفات آنها هم زياد مي شود، خواستم خواهش کنم حتي الامکان اين طرح در کرمان اجرا نشود. شکر خدا ما زياد به کشته دادن در حوادث هوايي عادت نداريم.
3- اعلام شده يکي از دلايل اين حادثه سرعت زياد قطار بوده است. نظر به اجراي موفق طرح انضباط اجتماعي که مردم هم به طور کامل از آن رضايت دارند پيشنهاد مي کنم تعدادي از افراد نيروي انتظامي را در مسيرهاي ريلي کشور هم به صورت کنترل نامحسوس مستقر کنند تا مانع سرعت زياد لوکوموتيوها شوند.
4- تا جايي که سن بنده قد مي دهد در بيش از 90 درصد سوانح هوايي ايران مقصر اصلي خود خلبان بوده است و همين هم باعث شده مردم از اين افراد پراشتباه دوري کنند. براي مثال آقاي قاليباف در انتخابات سال 84 با انتشار شب نامه يي که در آن عکس وي با لباس خلباني چاپ شده بود ناگهان با افت محبوبيت مواجه شد، حالا هم که اعلام شده در حادثه قطار کرمان راننده لوکوموتيو با سرعت زيادش بدون توجه به نقص فني مختصر ريل ها باعث اين حادثه شده است. ما تا کي ما بايد چوب اشتباهات خلبانان و رانندگان و... را بخوريم؟،
5- يک آقاي بسيار محترمي بعد از حادثه با افتخار فرمودند اگر اين اتفاق در جاده ها رخ مي داد بيش از 40 نفر کشته مي شدند، ما که نفهميديم چرا ولي اگر امکان دارد خواهش مي کنم در اين رابطه کمي توضيح بدهيد.
با تشکر فراوان. ابراهيم نگارش از کرمان.
---
با سلام خدمت آقاي ابراهيم خان نگارش. در ابتدا بايد عرض کنم تشريف ببريد و خداوند متعال را شکر کنيد که اشتباهات بزرگ و مرتبط با جان افراد فقط در حوزه رانندگي اتفاق مي افتد و تصور بفرماييد اگر ديگر مسوولان دولتي هم راننده شخصي نداشتند، با نفوذ احتمالي اين افراد پراشتباه در سمت هاي مديريتي ممکن بود در حوزه مديريت کشور چه اتفاقات وحشتناکي رخ دهد. اما درباره اين نکته مورد اشاره مسوول محترم، ما هم هرچه فکر کرديم و از اهل فن پرسيديم به جايي نرسيديم که بالاخره چطور ممکن است در يک جاده اصلي قطار از ريل خارج شود؟ علي ايحال احتمالات زير براي هنگامي که حادثه خارج شدن واگن هاي قطار از ريل در جاده رخ بدهد و بيش از 40 نفر تلفات داشته باشد متصور است.
حالت اول- منوريل؛ چون اساساً قطار روي ريل حرکت مي کند و تنها در يک حالت امکان دارد روي جاده بيفتد و آن هم خارج شدن منوريل از مسير خود و سقوط روي جاده است که به احتمال زياد خيلي بيشتر از 40 کشته برجاي مي گذاشت.
حالت دوم- قطار وحشت؛ اگر حادثه در مورد منوريل اتفاق نيفتاده و قطار از نوع عادي بوده باشد، طبيعتاً قطاري که بتواند در جاده حرکت کند و چنين اتفاقي برايش بيفتد، بايد از آن دسته بوده باشد که در شهربازي ها براي سوار شدن بچه ها و رفتن به داخل تونل وحشت مورد استفاده قرار مي گيرد. شايد راننده قطار خودش تازه استخدام شده و با ديدن تونل وحشت ترسيده و کنترل قطار از دستش خارج شده باشد.
حالت سوم- اتفاق نادر؛ اگر هيچ کدام از اتفاقات فوق رخ نداده باشد و قطار راه آهن در جاده حرکت و دچار حادثه شده باشد طبيعتاً يک اتفاق نادر و غيرطبيعي بوده که مي تواند سيل جهانگردان و توريست هاي خارجي را روانه کشور کند. مسلماً آنها براي رسيدن به ايران از هواپيما استفاده مي کنند و اگر در يک اتفاق عادي هواپيما سقوط کند خيلي بيشتر از اينها کشته خواهند شد.
تهران امروز> علم وصنعت در خدمت پیاده سازی
محمود فرجامی
فاضل گرامي، فرهيخته دانشگاهي دانشمند، جناب آقاي دکتر احمدينژاد، رياست محترم دولت پس از ديدار با مسئولان دانشگاه علم و صنعت اعلام کردند: «ما فکر ميکرديم دوستان آمدهاند کمکي به ما بکنند ولي ما را 300 ميليارد تومان پياده کردند که البته طوري نيست.» براي کساني که با اين ادبيات آشنا نيستند اين توضيح لازم است که در زبان دانشگاه و بازار (کوچه و بازار سابق) «پياده کردن» يعني تيغ زدن.
با اين حال از آنجايي که ديدار دکتر احمدينژاد با همدانشگاهيهاي سابق، پشت درهاي بسته صورت گرفته و ممکن است کيفيت و نحوه اين پيادهسازي مورد نياز ساير موسسات آموزش عالي و دانشگاههايي باشد که به شدت محتاج چند 100 ميليون تومان براي تجهيز آزمايشگاه و کتابخانه و حتي بتنريزي فضاي آموزشي هستند؛ چند سناريوي احتمالي که توسط دوستان پيادهساز علم و صنعت اجرا شده و منجر به کندن و بردن 300 ميليارد تومان ناقابل شده است را شبيهسازي ميکنيم بلکه براي ديگران هم مفيد فايده باشد:
1 - پيادهسازي داش مشتي
داداش سلام... نوکرتم به جون خودت. پهلوون يه عرضي داشتم.. ميخوام اول اولش قول مردونه بدي که رومو زيمين نميندازي... نوکر هرچي آدم بامرامه... داداش، جونم واست بگه که يه مدتيه خيلي لنگ ميزنه اين کميت ما... شاعر فرموده چي؟ يارب مپسند که لوطيان خوار شوند... مام البته تا شما رو داريم که غلط بکنيم خوار شويم... ماشالله دست دهندهت پيش همه کس معروفه... گفتيم بيايم پيشت بازم عرض حال بکنيم که فرموده شاعر چي؟... حالا يادمون نميآد... ولي مخلص کلوم اينه که يه 200 ميلياردي احتياج داريم که البت شما هر چي کرمته بده... ناز نفست پهلوون...
2 - پياده سازي رسمي
بدينوسيله خدمت آن مقام محترم و منيع و دانشمند و فرهيخته و اديب معروض ميدارد که اينجانبان صاحبان علم و صنعت ايران جهت انجام پارهاي تعميرات نياز به اختصاص بودجه 3000 ميليارد ريالي معادل 300 ميليارد تومان تمام، از محل بودجههاي پژوهشي رديف آموزشي تبصره ورزشي ماده دلبخواهي آنجناب داشته و دارد و عطف به تحصيلات و تدريسات آن فاضل فرهيخته اديب منيع گرامي خواهشمند است در اسرع وقت دستور به اختصاص اين بودجه در بستههاي 100 ميليون ريال نماييد.
3 - پيادهسازي تکديگرايانه
آقا... آقاي محترم... برادر... خسته نباشيد... به خدا من گدا نيستم آقا... اينکه بغلمه استاده کوچيکمه... 100 تا هم استاد و مدرس بيچاره تو دانشگاه الان چشم انتظارن... چند ماهه بيکارم... اينا موندن همينجور بيسر و سامون... الان بايد برم آزمايشگاه... اينم نسخهمه... مال شهرستانيم... يه آقايي کن توي جيبت دست کن يه 300 ميليارد به اين برادر کوچيکت قرض بده... به خدا من آبرودارم، شغلم اين نيست... به همين سوي چراغ پس ميدم... اگه هم ندادم ميندازم توي صندوق...
4 - پيادهسازي گانگستري
الان توي جيبهاي کت من 20 کيلو تيانتي کار گذاشته شده که چاشني اون توي جيب عقب شلوارمه که به محض اينکه بشينم عمل ميکنه و همهمون ميريم هوا... دوستم هم لاي تمام جزواتش ديناميت داره که کافيه يک کبريت بکشه تا همهگي يه جا منفجر بشن... علاوه بر اينها رانندمون هم که الان توي پارکينگه 100 کيلو موارد منفجره مرغوب رو توي ماشين جاسازي کرده که با اولين دنده پنج عمل ميکنه... پس هر تلاشي بيفايده است... اگه به جون خودت رحم نميکني به جون رئيس دفترت رحم کن... ما فقط 300 ميليارد ميخوايم... من اگه جات بودم اين مبلغ ناقابل رو پياده ميشدم ولي دردسر درست نميکردم... ما ميدونيم که تو زير بار زور نميري و از مردن نميترسي ولي به اين هم فکر کن که جون رئيس دفترت در خطره!
کیهان> گفت وشنود؛ دنده عقب
گفت: روزنامه حيات نو به نقل از يكي از عوامل اصلي فتنه اخير نوشته است كه اصلاح طلبان گروه برانداز نيستند!
گفتم: خودشان را خيلي دست بالا گرفته اند! در حالي كه 30 سال است آمريكا و متحدانش براي براندازي جمهوري اسلامي ايران همه توان خود را به كار گرفته ولي نتوانسته اند كاري بكنند از اين عده چه كاري ساخته است؟
گفت: خودشان هم از اول مي دانستند كه كاره اي نيستند ولي با به به و چه چه آمريكا و انگليس و اسرائيل و گروه هاي ضد انقلاب دچار توهم شده بودند.
گفتم: اما، اين لطف خدا به مردم ايران اسلامي بود كه اجازه نداد خط نفاق جديد در پرده باقي بماند.
گفت: اتفاقاً عوامل اصلي فتنه به همين علت كه هم نفاق درونشان آشكار شده و هم در انجام مأموريتشان ناكام مانده اند، اين روزها دنده عقب گرفته و دارند مرحله به مرحله عقب نشيني مي كنند.
گفتم: افسر راهنمايي، خودرويي را متوقف كرده و به راننده گفت؛ 120 كيلومتر سرعت داشتي، راننده گفت ؛ 80 كيلومتر بود و افسر گفت ؛ 80 كيلومتر هم زياده و راننده گفت؛ 60 كيلومتر، نه 50 كيلومتر اصلاً، 30 كيلومتر... افسر راهنمايي بهش گفت؛ احتياط كن، اينجوري كه داري سرعت كم مي كني ممكنه يكي از عقب بهت بكوبه و درب و داغونت كنه!