داخلی  »  مقاله  »  فرهنگی هنری

آدم شویم(29)

مرحوم علامه کرباسچیان

کد مطلب : 35855 9 آذر 1388 ساعت 10:53
نامه 29
بسم الله الرحمن الرحیم

فرزند عزیزم ،

امیدوارم که خداوند عالم در همه حال یار و مدد کارت باشد .

فرق انسان و انسان نما چیست ؟ انسان – چون امتیاز خودش را بر جمادات و نباتات و حیوانات به واسطه ی فکر و تدبیر و تعقل می داند – به هر چیز با دقت نگاه می کند تا فکر و بینش و تعقل و انسانیتش را بالا ببرد و چون می داند که هر آن ، ممکن است از این عالم حرکت کند و انسانیتش کامل نشده باشد ، همه ی دقایق عمر را صرف رسیدن به این هدف می کند و لحظه ای از این موضوع غفلت نمی ورزد . حافظ می گوید :

          مگر که لاله بدانست بی وفایی دهر
          که تا بزاد و بشد،جام می ز کف ننهاد

  البته مقصود از  "می"  معلوم است . باید بدانیم که این افراد بسیار کم اند و در هر قرن شاید فقط چند نفری پیدا شوند که به هدف خلقت آشنایند و خودشان را ارزان نمی فروشند . آری :

          سال ها باید که تا یک سنگ اصلی ز آفتاب
          لعل گردد در بدخشان یا عقیق اندر یمن

در مقابل اینان ، انسان نماها هستند که چون خودشان را نشناخته اند و خبری از معنویت ندارند ، خیال می کنند که همین چند کیلو گوشت و پوست و استخوان و رگ و پی اند و فقط در فکر مسائل مادی اند و غیر از خوردن و خوابیدن و مانند این ها چیزی نمی دانند و در نتیجه فهم و درک خود را صرف پیش بردن جنبه های مادی خودشان می کنند .

آری ، بشر امروز  – چون علم و فهم و دانش خودش را در راه مادیات صرف کرده است و این ها را رموز زندگی می داند – با اختراعات و اکتشافات حساب نشده اش ، مسکن خود یعنی کره ی زمین را به نابودی کشانده و با نابودی لایه ی ازن و گرفتاری های دیگر ، آن را با خطر متلاشی شدن مواجه ساخته است .

دکتر آلکسیس کارل می گوید :  مخترعین – بدون آنکه ابعاد مختلف بشر را در نظر بگیرند – اختراعات خود را عرضه کردند و چون از جنبه های معنوی بشر غافل بودند ، کار آنان به ضرر انسان تمام شد . 

ملاحظه می کنی که با پیشرفت عجیب در مادیات و بی توجهی به معنویات ، چه طور امنیت و آرامش در جوامع از بین رفته و مردم امروز ، همان زندگی طبیعی سابق را آرزو می کنند و هیهات که بتوانند دوباره به آن زندگی برسند !

باری ، انسان دو چشم دارد : یکی چشم سر – که در داشتن آن با سایر حیوانات شریک است و چه بسا آن ها از انسان هم تیز بین تراند – و دیگری چشم دل که با آن حقایق عالم را درک می کند . برای این که چشم سر خوب ببیند و اگر نابینا شد ، بینایی او برگردد ، کتاب ها نوشته اند و دانشکده ها تاسیس کرده اند ؛ ولی چون توجهی به چشم دل نشده است و اغلب مردم کور دل اند و از درک حقایق محروم اند ، همه روزه ، جنایت ها و خیانت هایی به وجود می آید که با هیچ قدرتی نمی شود آن ها را مهار کرد.

چرا این طور نباشد ؟!  بشری که غیر از مادیات چیزی نمی داند و می گوید : با مرگ ، زندگی انسان تمام می شود ، چه باک دارد از این که میلیون ها نفر را برای راحتی خودش نابود کند ؟ در حالی که چنین مردم کوردلی باید بدانند خیال باطل آن ها واقعیت را تغییر نمی دهد . این عالم با نظم صحیح خودش بیهوده خلق نشده است و بعد از این زندگی کوتاه ، بشر الی الابد زنده است . بگذار عمری در منجلاب مادیات خودشان ، غوطه ور باشند و دست و پا بزنند ؛ حقیقت که با تصور آنان عوض نمی شود . اگر خودشان را قطعه قطعه بکنند و بگویند که : بعد از این عالم خبری نیست ، نمی توانند واقعیت را تغییر بدهند .

در همین چند روزه سه واقعه پیش آمده است که می فهماند بعد از این نشئه خبری هست . آن ها را ذکر می کنم :
آقای دکتر مافی – که در بیمارستان شهدای تجریش مشغول کار است – می گفت : خانمی با فرزند کوچک بیمارش به بیمارستان آمد . گفتم : در این جا وسائل معالجه ی او فراهم نیست ؛به بیمارستان خصوصی مراجعه کنید . با نگاه مایوسانه اش فهماند که قدرت مالی ندارد . در دلم گفتم : برای روح مادرم این بچه را معالجه می کنم و این نیت قلبی خودم را به کسی نگفتم . بچه را بستری کردم و بعد از چند روز حالش خوب و مرخص شد . پس از یک هفته مادر آن بچه آمد و گفت : من نمی دانم که مادر شما زنده است یا نه . دیشب خانمی را در خواب دیدم ؛ گفت :به دکتر مافی بگو : آنچه برای من فرستادی به من رسید !

آقای مهدی دوائی – که دبیر مدرسه ی نیکان است – گفت : در فروردین گذشته ، شوهر خواهرم فوت شد . خانواده ی ایشان به دنبال سندی می گشتند که ضرورت خاصی داشت و هر چه گشتند ، پیدا نکردند . شبی در خواب ، آن مرحوم به همسرش گفت : سند در فلان جا است و به طور دقیق نشانی را به او فهماند . به آدرسی که داده بود رفتند . بدون کم و زیاد ، در همان محل ، سند را پیدا کردند .

آقای محمد علی ثباتی – که معلم مدرسه نیک پرور است – گفت : در ایام فوت مادرم چون مهمان زیاد داشتیم ، چند عدد دیس از همسایه ها گرفتیم . به واسطه ی بی احتیاتی بچه ها ، دوتا از آنها شکست . سه روز بعد از این قضیه ، خانم پسر عموی مادرم از بندر انزلی تلفن کرد که : دیشب مادرتان را در خواب دیدم . پرسیدم : چه طور شما به اینجا آمده اید؟ گفت : اول به دیدن مادرم رفتم و حالا به این جا برای دیدن پدرم آمده ام ( جالب این است که مادر ایشان در تهران نزدیک خودشان دفن است و محل دفن پدرشان در بندر انزلی است ) . بعد گفت : دو عدد دیس – که مال همسایه ها بود – در خانه ی ما شکسته است و من از این جهت ناراحت ام . قابل توجه است که خانم پسر عموی مادرم اصلا از مرگ ایشان خبر نداشت تا بگوییم : چون با خیال او خوابیده ، این افکار تصادفا برایش بوجود آمده است !

اگر کمی فکر کنیم و به خود آییم و انصاف داشته باشیم ، آیا ممکن است که بیدار نشویم و برای نجات خودمان قدمی برنداریم ؟ از خداوند عالم بخواه که چشم دلت بینا شود و در همین عالم ، پشت پرده را ببینی و نگویی شدنی نیست ؛ زیرا کسانی که در این راه قدم براشتند ، موفق شدند . راستی چقدر بدبختی است که انسان کور به دنیا بیاید و کور هم از دنیا برود !

حضرت امیرالمومنین علیه السلام می فرماید :  من ابصر بها بصرته و من ابصر الیها اعمته  ( کسی که بخواهد دنیا او را روشن کند ، روشن می شود و کسی که منتهای دیدنش دنیا باشد – که مثلا مدرک بگیرم و خانه و ماشین و ......تهیه کنم – دنیا او را کور می کند ) و می فرماید " ما الدنیا غرتک و لکن بها اغتررت " ( دنیا تو را فریب نداده است ؛ بلکه خودت به وسیله ی دنیا خودت را گول زده ای ) .

بی خبران بهانه می تراشند و می گویند : آقا چه کنیم ؟ دنیا ما را فریب داده است !
در حالی که ابدا این طور نیست . مولا علیه السلام می فرماید : (تو خودت را به وسیله ی دنیا فریب داده ای . دنیا کسی را گول نمی زند . ) چه قدر این جمله عالی است ! اگر دنیا می خواست ما را گول بزند ، مریض ها و پیر مردها و مرده ها را از نظر ما پنهان می کرد تا با پایان زندگی دنیایی آشنا نشویم و حال آن که عیب از ماست که این ها را ندیده می پنداریم و اگر بخواهیم به وسیله ی دنیا بینا شویم ، دنیا بهترین وسیله ی بیداری است .

بودا و داستان انقلاب روحی او بهترین گواه این مدعاست . او شاهزاده ای بود که فوق العاده پدر و مادر و خانواده اش به او توجه می کردند و برای آن که هیچ گونه افسردگی برایش پیش نیاید و مناظر ناراحت کننده را نبیند ، اجازه نمی دادند تا از باغ مخصوص سلطنتی بیرون رود و زیبا رویان و نوازندگان دائما سرگرم اش می کردند . روزی بدون اطلاع درباریان از باغ فرار کرد . پیرمردی را دید که با قد خمیده راه می رود . از نوکرش پرسید : این چیست ؟ گفت : پیرمرد است . پرسید : پیرمرد یعنی چه ؟ ما که پیرمرد نداشتیم ! در جواب گفت : انسان مدتی که در دنیا بماند ، این طور می شود . مقداری دیگر که راه رفتند ،جنازه ای را بر دوش مردم دید . پرسید : این چیست ؟ گفت : آدمی زاده – مدتی که در دنیا بماند – می میرد و همان طور که می بینی ، او را می برند تا زیر خاک دفنش کنند . با تعجب گفت : ما که مردن نداشتیم ! این را گفت و سر به صحرا گذاشت و سی سال در کوه ها ماند و به اصلاح خودش پرداخت....... و هنگامی که برگشت ، مطا لب ارزنده ای را برای ارشاد و هدایت مردم آورد .

پس معلوم می شود که دنیا هیچ کس را فریب نمی دهد ؛ ماییم که نمی خواهیم بیدار شویم و از دنیا درس بگیریم . تو را به خدا ، آیا سزاوار است که برای بینایی چشم سر – که چند روز دیگر خاک می شود – میلیاردها خرج کنیم و هزارها نفر عمر و جوانی و نیروی خود را صرف کنند که چشمی را معالجه کنند تا چند روزی بیشتر از مناظر دنیا استفاده کند ، بعد هم برای همیشه چشم از دنیا ببندد ؛ ولی برای بینایی دل – که برای ابد باقی است – کوچک ترین قدمی برنداریم ؟ قرآن کریم می فرماید : " لهم قلوب لایفقهون بها و لهم اعین لایبصرون بها و لهم آذان لایسمعون بها . اولئک کالانعام بل هم اضل " (کور دلانی که چشم دارند ولی نمی بینند ، از چارپایان هم بدترند ) .

عجبا ! مسلمانی که قرآن را کتاب آسمانی خودش می داند، چگونه ممکن است حتی کم ترین توجهی به این مطلب نکند و در راه بینایی دلش کم ترین اقدامی ننماید ؟! کسی که چشم دلش باز است و از لحظات عمرش بهره می برد و واقع بین است و می داند که :

          چون جوانی بگذرد ، خود پیری است
          بعد پیری ، مرگ و ماتم گیری است

و نیز می داند که بعد از مرگ الی الابد زنده است ، یقینا چندین برابر نیرویی را که برای زندگی فانی صرف می کند ، برای عمر جاودانه اش صرف خواهد کرد . بر عکس ، کسی که روزنه ای از عالم غیب به قلبش باز نشده است و از عالم بعد خبری ندارد و عالم هستی را در همین زندگی چند روزه ی دنیا محدود می بیند ، امکان ندارد که کوچک ترین قدمی در راه معنویات بردارد و درنتیجه بالاترین هدفش رسیدن به خوشی ها ولذایذ دنیا خواهد بود .

آری ، او کوردلی است که فقط با چشم سر ، آب و علف و زرق و برق فریبنده ی دنیا را
می بیند . حضرت علی علیه السلام می فرماید : " و انما الدنیا منتهی بصر الاعمی لایبصر مما ورائها شیئا " ( نهایت بینش یک کوردل ، دنیا ست ؛ او ورای این عالم ، چیزی نمی بیند) .

با توجه به فرموده ی آن حضرت ، قطعا تصدیق می کنی که چشم بینا در زمان ما خیلی کم است ؛ چون منتهای دید ما دنیاست و همه ی تلاش ما این است که وضع دنیا ی ما بهتر شود و پیش مردم آبرومند باشیم و ابدا به فکر زندگی ابدی خود نیستیم تا پیش خدا روسفید باشیم .

امام در ادامه می فرمایند : " و البصیر ینفذ ها بصره و یعلم ان الدار ورائها " ( انسان بینا چشمش بعد از این عالم را هم می بیند و می داند که خانه ی حقیقی او آن جاست ) که " خلقتم للبقا لا للفنا " ( شما برای ماندن و بقا خلق شده اید ؛ نه برای آنکه چند روزی در این جا بمانید و سپس نابود شوید . )  "فالبصیر منها شاخص و الاعمی الیها شاخص " ( بینا از آن ، رو بر می تابد و کور ، بدان رو می کند ! ) .

نشانه ی بینا این است که از این دنیا کوچ می کند و دل به دنیا نمی بندد ؛ در حالی که انسان کوردل به دنیا توجه دارد و همه ی نیروی خودش را صرف آن می نماید ؛ یعنی انسان روشن ضمیر ، آینده نگر است و فکر و ذکرش را صرف عالمی می کند که فنا ندارد و جاودانه است ؛ اما همه ی همت کسی که عالم بعد را نمی بیند و چشم دلش کور است ، آباد کردن دنیا است . " و البصیر منها متزود و الاعمی لها متزود " ( روشن دل، از دنیا برای آخرت توشه بر می دارد و کوردل برای این دنیا توشه فراهم می سازد! ).

چنین کوردلانی نمی دانند که ثروتی را که با خون دل به دست آورده و بر جای گذاشته اند ، بعد از مرگ ، ورثه به چنگ می آورند و چه بسا تا آخر عمر مشغول جنگ با هم باشند !

حالا چه باید کرد ؟ قدری به حال خودت فکر کن ، ببین کوری یا بینا . به خودت التماس کن تا گرفتار وضع موجود نشوی و جزو  باخبران عالم باشی و بینا و هشیار از این عالم حرکت کنی و بدان که – چه بخواهیم و چه نخواهیم – روزی خورشید طلوع خواهد کرد ؛ در حالی که ما از این دنیا رخت بر بسته ایم .

مولا (علی) سلام الله علیه می فرماید : " نفس المرئ خطاه الی اجله " ( هر نفسی که آدمی می کشد ، یک گام به سوی مرگ بر می دارد ) .

عزیزم ، بیش از پیش مواظب خودت باش !
خدانگه دارت
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Share/Save/Bookmark
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين