داخلی  »  خبر  »  سياسی

تاملی در سخنان فلسفی رحیم مشایی

کد مطلب : 34595 16 آبان 1388 ساعت 17:30


فرارو- اسفندیار دولت نهم با اسفندیار دولت دهم چه تفاوت هایی دارد؟ این را می توان در سخنان جدید آقای مشایی یافت، مسئله ای  که در این چند ماه هویدا است تغییر رویکرد آقای مشایی در اظهار نظراتش است، او دیگر درباره سیاست خارجی و اسرائیل و مدیریت جهانی و سخن نمی گوید؛ او از رابطه خدا و انسان می گوید، به نظر می رسد تغییر جایگاه مشایی و ارتقاء او در دولت دهم و نزدیکی بیشتر به احمدی نژاد، باعث شده که او با آزادی عمل بیشتری سخن بگوید. 

در این روزها شاید اوضاع به گونه ای باشد که هیچ کس به اظهارات آقای مشایی توجه چندانی نمی کند، برخی موافقان و مخالفان دولت از آقای مشایی دل خوشی ندارند، اما او همچنان بدون هیچ تردید و هراسی سخن می گوید و تاملاتش را که گفته می شود آمیزه ای است از اسلام و اومانیسم و لیبرالیسم و پلورالیسم و... به زبان جاری می کند. 

اسفندیار رحیم مشایی پس از جنجال بر پا شده برای معاون اولی چند ماهی سکوت کرد، و از پس خوابیدن غائله در دو ماه اخیر سکوت را با سخنان تر و تازه و حکیمانه گشوده است.

در 18 شهریور ماه بود که اسفندیار دولت در جلسه معارفه وزیر علوم به اظهار نظر پرداخت و فلسفه آفرینش انسان را این گونه تفسیر نمود: «نمی خواهم فلسفی صحبت کنم، ذوقی می گویم. خداوند به انسان بدهکار نبود که او را آفرید. ظاهرا خداوند به خودش بدهکار بود که انسان را آفرید. دلش خواست شناخته شود. یک کسی را باید خلق می کرد که بتواند بشناسد. انسان اهمیتش به همین علم است. اگر علم را برداریم انسان حذف می شود. انسان را که حذف کنیم، دیگر نیازی به حذف خدا نیست، زیرا خدا دیگر خودش حذف شده است.»

وی سپس با تاکید به اهمیت علم ، معجزه امام دوازدهم را علم دانست، او در این باره گفت: «امام عصر (عج) پیامبر نیست که کسی از او معجزه بطلبد. قبول. اما اگر کسی امروز بیاید برای ایفای ماموریت تاریخی خود که هزار و چند صد سال از بروز و ظهور او گذشته است، آیا بشریت از او سند و مدرکی نخواهد خواست؟! حتما خواهد خواست. فکر کرده ام که اگر امام عصر امروز، فردا، 10 سال دیگر، صد سال دیگر یا ... بیاید آیا بشریت از او حجت طلب نخواهد کرد؟ بعید است که طلب نکند. اما آن حجت چیست؟ فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که اگر بشریت از او حجتی طلب کند، "دانش" طلب خواهد کرد.»

مشایی در همین نقطه توقف نمی کند و به چگونگی ارائه علم از سوی امام زمان(عج) می پردازد. او می گوید: «بشر برای اثبات حجیت و سندیت نسبت به ادعای امام عصر (عج) از او دانش طلب خواهد کرد. دانش 27 واحد است. دو واحد تا زمان او است. معادله رشد دانش هم اهل ریاضیات می دانند که خطی نیست و دانش هر چه هست مربوط به اواخر است یعنی فقط کافی است آن حضرت یک واحد علم را عرضه کند که آن یک واحد علم به هیچ وجه قابل مقایسه با تمام ظرفیتهای علمی تاریخ بشریت نیست.»

این اظهارات مشایی واکنش اندکی را بر انگیخت. حجه الاسلام محمد غروی عضو شورای مرکزی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در این باره می گوید: «آقای مشایی از این حرف‌ها زیاد می‌زند، ایشان نه متخصص علوم دینی است و نه در حدی که از این حرفها بزند.»

محمد غروی به این نکته اشاره می کند که این سخنان مشایی متاثر از اومانیسم است و می گوید: «آقاي مشائي اظهار نظرهایی می‌کند که بعضا متاثر از تفکر اومانیستی است و بوی تفكرات اگزیستانسیالیست‌ها از حرفهای ایشان استشمام می‌شود. وي که اسلام شناس نیست که این‌گونه سخن می‌گوید که هم برای خود و هم برای آقای احمدی نژاد مشکل ایجاد می‌کند.»

مشایی در همان روز 18 شهریور باز هم سخن گفت اما این بار درباره فلسفه محیط زیست اظهار نظر کرد، او در مراسم معارفه رییس سازمان محیط زیست گفت: «حفاظت از محيط زيست واجب عيني است اما اينكه فكر كنيم تنها سازمان محيط زيست است كه مي‌تواند مشكلات را حل كند و مسئول حفاظت از محيط زيست است خطاي بزرگي است. حتي اگر دولت هم همه كارهاي خود را تعطيل كند و روي مسائل محيط زيستي تمركز كند باز هم آنچنان كه بايد حق مطلب ادا نمي‌شود.»

آقای رحیم مشایی دوم آبان ماه در جشنواره بین المللی فارابی درباره علوم انسانی گفت: «علوم انساني وام‌دار جايگاه رفيع انسان است، اهميت علوم انساني از آن جهت است كه مهمترين موضوع آفرينش يعني انسان ارتباط دارد و علوم انساني حوزه وسيع و گسترده‌اي را در بردارد. چگونگي زندگي انسان كه وام‌دار استفاده از منابع طبيعي است، با نوع نگاهي كه در علوم انساني ارائه مي شود ارتباط مستقيم دارد. تاريخ نيز فرازهاي زيادي دارد و فرازهاي تاريخي ارتباط با فرازهاي انساني دارد.»

در همان سمینار مشایی به بررسی جایگاه انسان پرداخت و طی سخنانی افکار موجود در باب انسان را به دو دسته تقسیم کرد و گفت : «نگاهی وجود دارد كه در آن جايگاه انسان تا خدا ارتقا می ‌يابد، البته منظور بخش منفی آن و خدا شدن نيست، انسان از سرعت و جهش براي رشد برخوردار است اما در نگاه ديگر انسان تا مرز حيوانيت سقوط می كند كه اين نگاه راه را برای پرواز بسته است و انسان ناچار است در قفسی كه برای او می ‌سازند، زنداني باشد.» 

مشایی انسان را به جایگاه خدایی می رساند و می گوید: «جهان مادي هم بي‌نهايت است و از هر سو كه برويم پاياني وجود ندارد. انسان تا خدايي حركت مي‌كند. علوم انساني هم بايد اين مبنا را مورد توجه قرار دهد و نخست مشخص كند كه انسان كيست؟ تعاريف مختلفي در مورد انسان مطرح شده كه همه اين تعاريف به يك بعد انسان پرداخته است و به طور كلي انسان تلاش دارد تا خودش را از موقعيت حيواني ممتار كند و بيرون بكشد. گر چه حيوان به نظر مي‌رسد، اما حيوان نيست.»

این اظهار این گونه ادامه می یابد: «ما از انسان برتر در عالم نداريم و انسان اشرف مخلوقات است و هر تلاشي كه براي تعظيم انسان انجام شود، مهمترين و بهترين كار است و علمي كه انسان را كوچك كند، حجاب است. تلاش و تكريم خدا جز از تكريم انسان شدني نيست.»

این اظهارات مشایی هم واکنش خاصی را به وجود نیاورد فقط محسن غفوری فرد در این باره گفته بود که مشایی بهتر است سخنان خود را تفسیر نماید. اما سوالی در این میان مطرح می شود، اگر این سخنان را شخص دیگری به زبان می آورد چه گونه با او برخورد می شد؟ 

سخنان فلسفی آقای مشایی در همایش دانشگاه های باز هم ادامه یافت، او که در سالن همایش های صدا و سیما سخن می گفت به تحلیل مسئله مدرنیسم و رابطه آن با دانشگاه پرداخت و مقوله عدالت آموزشی رابررسی کرد.

او باز هم به موضوع انسان بازگشت و گفت: «اگر انسان را به عنوان عنصر برتر آفرينش در جايگاه خدايي و آفريدگاري تبيين كنيم و معتقد باشيم كه قد انسان تا خدا مي‌تواند كشيده شود در اين صورت بسيار وسيع‌تر وعميق‌تر گذشته را نقد خواهيم كرد و انگشت اتهام را به سوي تاريخ نشانه خواهيم برد. تاريخ ، تصوير ناتمام، ناقص و فقيري است چرا كه محيطي نامناسبي و بستري ناهموار براي شكل‌گيري و بروز استعدادهاي انساني بوده است. هر كه تاريخي را آنچه هست پذيرفته يعني نسبت به خدا متوهم بوده است و فقر تاريخي را به خدا نسبت داده است.»

در ادامه این همایش رئیس دفتر آقای احمدی نژاد با اشاره به سخنرانی اش در یکی از دانشگاههای آمریکا افزود: «در آنجا گفتم چرا خدا محور وحدت انسانها نیست. و الان نیز تاکید می کنم که خدا محور وحدت انسانها نیست و حتی امروز هم بشر به وحدت نرسیده است چرا که اگر به وحدت رسیده بود این همه خونریزی و جنگ صورت نمی گرفت.»

وی این گزاره ی خود این گونه تحلیل می کند: «کاوش های باستان شناسی نشان می دهد که انسان به خدا اعتماد داشته است، اما چرا خدا محور وحدت نشده است؟ من می گویم مشکل این است که به تعداد انسانها خدا هست و خدای هر انسانی با توجه به شناخته آن فرد از خدا با خدای فرد دیگر متفاوت است. ملت ها در طول تاریخ همواره یک خدا را نپرستیده اند چون انسانهاخداهای متفاوت دارند.»

اسفندیار رحیم مشایی در حالی این سخنان را بر زبان می آورد که هیچ کس به طور جدی به نقد گفته هایش نمی پردازد.گویی که بسیاری سخنان او را جدی  نمی گیرند. اما مسئله مهم این است که مشایی نزدیکترین فرد به آقای احمدی نژاد است و حداقل از این نظر نمی توان این حرف ها را جدی نگرفت.

در ایران ، از آن جا که به تخصص گرایی بهای لازم داده نمی شود ، خیلی ها به خود اجازه می دهند در مورد خیلی چیزها اظهار نظر کنند ولو آن که آن چیزها درست هم باشند. اظهارات فلسفی آقای مشایی هم ممکن است کم و بیش درست باشند اما آیا ایشان مجازند چنین اظهاراتی را در مجامع عمومی مطرح کنند ؟

به امید آن روز که در ایران ، هر شخص و شخصیتی در قلمرو تخصص و جایگاه حقوقی و اجتماعی خود ، تنها به اظهار نظر های تخصصی خویش بسنده کند؛ روحانیون چنین کنند، دانشگاهیان بدین منوال عمل کنند و اهل سیاست چنین نیز باشند.

ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Balatarin
نظرات بازديدکنندگان
1388-10-24 01:26
درود بر آقای مشایی . متاسفانه خیلی حرف های ایشان را نمی فهمند و با دید کتاه خود ان را تعبیر می کنند
1388-08-28 21:28
آقاي مشايي! براي كسب اعتبار هم كه شده بيا حوزه ي علميه بحث هاي كلامي رو ارائه بده
1388-08-28 13:54
اگر یه کمی روی حرفهای ایشان فکر کنید متوجه میشوید بی انصافی است که بدون اینکه به معنای ان پی ببرید قضاوت کنید زیرا حرفهای اقای مشایی در این سخنرانی خارج از منطق و دین نیست یعنی در واقع میگوید (هر کدام از انسانها براي خود در ذهن خويش خدايي را ميسازند )
1388-08-21 09:38
خوشحال میشوم اگردیدگاه استاد غلامعلی حدادعادل رادرخصوص نقد خردمندانه اظهارات آقای مشایی منعکس نمایید.
1388-08-20 09:19
من نميدونم چرا روي حرفهاي استاد مشايي اينقدر حساسيت داريد با اينكه بعضي از حرفهايش هم حرف حسابه توي اين مملكت آقاياني در موارد فلسفي اظهار نظر ميكنند و اتفاقا صدا وسيما اوقات چند ميليارد توماني در اختيارشان قرار ميدهد كه نسبت استاد به آنها مثل نسبت برج ميلاد است به خانه بنده به همان قد بلندي مثلا همين آقاي الف كه در روزهاي تعطيل متكلم وحده هستند و كسي را نمي آورند كه با ايشان بحث كند و از مركب مراد پايين بكشدش
1388-08-18 21:37
دوست عزیز من گزیده جواب شما رو میدم آیا اصحاب و یاران پیامبر با ذهن خود خدا را شناخته بودند که گاهی در مسایل حکومتی اختلاف نظر پیدا میکردند؟ البته منظور از اصحاب عمار یاسر مالک لشتر و امثال اینها؟ خب من میگویم هر کسی 2 خدا دارد آیا باید علما جواب حرف نسنجیده من را بدهند؟ در ضمن بحث ما در علوم اسلامی بود نه علوم انسانی تعریف شما از علوم انسانی شامل چه علومی میباشد؟
1388-08-19 08:57
اگر خاتمی یا موسوی این حرفها رو زه بون تا حالا حکم ارتدادشونو صادر شده بود تو مملکت ما اصولا حرف مهم نیست کسی که اون حرفو زه مهمه
1388-08-19 11:13
علم فلسفه درواقع سوال کردن است و پیدا کردن جوابی برای آن و ممکن است جوابی پیدا نشود و یا نوعی توهمات باشد مثل این سوال که دنیا چقدر بزرگ است؟ آیا خدا قابل رو یت است؟ بنابراین هرکسی سوالاتی در مباحث دین، انسان و جهان درذهن خود دارد که دنبال جواب آن است، صحبتهای آقای مشایی هم ممکن ازاین نوع است.هیچ دلیلی بردرست بودن آن نیست.باید بحث خودرا با فلاسفه و دانشمندان میان بگذارد نه میان عموم مردم.
1388-08-18 15:43
مشایی مشایی بتشکنی مشایی
1388-08-18 12:19
من نمیفهمم بعضی از عزیزان از کجای سخنان سراسر شرک آمیز فوق اینقدر به وجد آمده اند پس تکلیف این آیه چه می شود" واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا "که خداوند به صراحت خود را محور وحدت معرفی کرده است البته من مطمئن نیستم که آقای مشایی چنین سخنانی گفته باشد که اگر نگفته باشد گناه این افترا و تهمت بس بزرگ خواهد بود والله اعلم
1388-08-18 11:15
به نظرم اينكه از ديد رحيم آقا، كاووش‌هاي باستان‌شناسي نشون داده "انسان به خدا اعتماد داشته" هم خيلي جاي تأمل داره. دمش گرم
1388-08-17 10:54
در جواب دوست عزيزي كه در مورد جواب دادن عنوان كرده اند بايد عرض كنم: با توجه به نوع گفتار ايشان كاملا معلوم بود كه منظورنظر ايشان ساختن خدايي ذهني توسط مردم است. و اين كه جاي سوال ندارد. چرا كه اگر مردم حول خدايي كه توسط پيامبران معرفي شده بود به توحيد و يكتاپرستي ميرسيدند هيچگاه دچار اختلاف و چند دستگي نميشدند. اما در باب اينكه گفته اند هر سخني كه نبايد به آن جواب داد، بايد عرض كرد كه وقتي سخني به اين شكل كه در اين سايت مطرح شده است به صورت عمومي در معرض ديد همگان قرار ميگيرد خواه ناخواه بايد به آن پاسخ داده شود يا بر اساس منطق رد شده يا بر اساس دليل و برهان ثابت شود. اما دليلي بر رد اين سخنان نميتوان يافت بلكه در اثبات اين سخنان ميتوان به جوابيه ي خود آقاي مشائي استناد كرد. اگر به آن جوابيه مراجعه شود خواهيم ديد كه نظري كه از سوي اينجانب عنوان شده بود منظور نظر اقاي مشائي بوده است. اما در باب اينكه گفته اند فلاسفه و علماي حوزه بايد در اين وادي وارد شوند بايد عرض كنم كه اگر اينگونه كه شما بيان ميكنيد باشد بايد به افرادي مثل دكتر سروش و نيز گفت ساكت باشند چون او تحصيلاتش در رشته ي شيمي است. در حالي كه وادي علوم انساني با افكار انسانها در ارتباط است و هر كسي ميتواند صاحب فكر بوده و در اين وادي وارد شود. اما وارد شدن در اين وادي نه به معناي آنارشيسم است. بلكه نظراتي كه بيان ميشود بايد پايه و اساس داشته و قابل دفاع كردن باشد. در مورد آقاي مشائي بايد متذكر شد كه ايشان بر مباني خاصي نظرات خويش را عنوان ميكنند كه اگر به آن مباني توجه نشود اينگونه برداشتي كه در تمسخر ايشان به كار رفته، به ما دست خواهد داد. علماي حوزه و فلاسفه معمولا در پاسخ گويي به اين فكر ميكنند كه شانشان نيست در حالي كه اگر سخني داشته باشند حتما داد سخن خواهند داد. البته در جايي بيشتر به سخن خواهند آمد كه كسي وارد حريمي كه آنان دور خود كشيده اند بشود. در اين كلام آقاي مشائي تعرضي به آن حريم نشده است. پس آنان براي خود دليلي بر جواب گويي نمي بينند.
1388-08-17 13:01
ما از فیلم مارمولک یاد گرفته بودیم که به تعداد همهٔ آدم‌ها راه رسیدن به خدا هست حالا این مشایی می‌‌گه‌ به تعداد انسان‌ها خدا هست. حالا اگه هر دو راست بگن کسی‌ می‌‌تونه حساب کنه چند تا راه وجود داره؟ من که والله گیج شدم. ستاره ت
1388-08-17 13:37
من هم با نظرات وصحبت هاي فلسفي آقاي مشايي (به قول كاربر عزيز) به وجد مي ايم و فكر مي كنم در زمان فعلي بايد جايي را به بازنگري مسايل فلسفي و اجتماعي و توليد انديشه اختصاص داد . آقاي مشايي بدرستي درك نموده اند كه يكي از مهمترين نيازهاي جامعه امروز تفحص در انديشه و باورهاي انساني است كه بيش از انكه از طريق تحقيق و علم كسب شده باشد به صورت تقليدي منتقل گرديده و لذا براي رسيدن به جامعه ايده ال بايد تفكر افراد آن جامعه كه اصلي ترين زيربنا است اصلاح گردد.
1388-08-17 09:03
نظرات مهندس مشایی رو خیلی می پسندم.نشون میده که ایشون اهل فکر و مطالعه است. ولی من هم مثل فرارو فکر می کنم این گونه مطالب کلامی و فلسفی رو مردم باید از فیلسوفان و دانشگاهیان و علمای حوزه بشنوند.مهندس مشایی در حوزه کاری خودش و دولت باید صحبت کند. ولی من مهندس رو از احمدی نژاد روشنفکر تر و به درد بخور تر می دانم
1388-08-16 22:17
در مورد اون دوستمون که گفته حرفهای مشایی به دلش نشسته کجای حرفهای مشایی به دل این عزیز نشسته اینو بگه تا شاید به ئل ما هم بشینه اما اون دوستی که میگه حرفش حساب هستش و اگر حرفهای مشایی مشکلی داره جوابش بدن عرض کنم که عزیز هر حرفی رو نباید جواب داد علاوه بر آن هر حرفی رو نمیشه جواب داد هر کسی میتونه بیاد یه چیزی بگه آیا برای هر حرفی جوابی وجود داره؟ اینکه هر کسی خدایی داره منظور چیه؟ من اگه بخوام جواب این حرف رو بدم با دید خودم جواب میدم در حالی که شاید منظور مشایی چیز دیگه ای باشه پس بهتر ما هر حرفی رو جدی نگیریم اگر واقعا انسان معقول و موحدی هستیم مسلمات اسلام رو عمل کنیم بعد به فرهیات بپردازیم
1388-08-16 22:28
در میهن گل و بلبل ما هر کسی دو تا شغل دارد. یکی شغل خودش که معمولا هم بلد نیست یا زیاد خوب عمل نمی‌کند. یکی هم مشاوره و اظهار نظر درباره هر چیزی که از شخص بپرسند یا حتی نپرسند. این مشاوره‌ها از امور پزشکی تا امور روانپزشکی و اقتصاد، کار، اوضاع جهان، تاریخ و ... است. انصافاً تا به حال خیلی کم شنیده‌ایم که یکی در جواب یک سوالی بگوید نمی‌دانم، بلد نیستم. آدم‌ها پست و مقام دار ما باید یاد بگیرند کمتر حرف بزنند. حالا کار خودشان را خوب انجام نمی دهند، ندهند. اما درباره چیزهایی که از آن‌ها سوال می‌شود یا حتی نمی‌شود، حرف نزنند.
1388-08-16 23:46
تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد. لطفا جلوی حرف زدن ایشان را نگیرید. بعد از انکه ایشان تمام حرفهایش را زد چه حالی بکنیم ما
1388-08-17 08:44
دمش گرم ،من هر چند از سیسات اون خوشم نمیاد ولی نطرات دینی و فلسفیش منم یکی رو به وجد میاره(شوخی نمیکنم ها)
1388-08-17 02:20
اقای مشایی استاد معجزه ی هزاره سومند ! ایشون استادانه صحبت ها و تعابیری به کار می برند که حضرت علی هشدارش رو داده بود ! حضرت علی می گفت : یه صحبت وقتی اثر گمراه کننده ی زیادی داره که مشتی از حقیقت و باطل به هم امیخته بشن ! اقای مشایی غالب حرفاش خوبه ولی ریز بینانه جایی رو هدف گرفته که ...
1388-08-17 03:32
اسفندیار عزیز اینقدر تن شیخ بهایی و ملاصدرا را در گور نلرزان
1388-08-17 07:01
سردار نقدي يادتان هست كه ميخواستيد حكم توهين به امام زمان را اجرا كنيد. الان در مورد اين سخنان حرفي نداريد؟
1388-08-17 07:52
ایشان از فیلسوفان پیشرو قرن 21 خواهند شد
1388-08-16 23:31
حرف های ایشان اندیشمندانه است و بنده علت مسخره کردنشان از طرف شما را نمی دانم. هرکس حق دارد اندیشه های خود را بیان کند. لطفا کتاب On Liberty جان استوارت میل را از سایت زیر مطالعه کنید. onliberty.iranblog.com
1388-08-16 20:12
با وجود اینکه از اساس با تفکرات دولت احمدی مشکل دارم ولی واقعا با اینکه مشایی شده سیبل دو طرف هم مخالفم.مطمئنم با توجه به نزدیکی این مرد به احمدی نژاد وکم شدن سایه رقابت اصلاح طلبان در صحنه سیاسی ،برادران اصولگرا از حالا فکر 4 سال دیگه واحتمال کاندیدا شدن مشایی برای ریاست چمهوری رو کردن ومی خوان این خطر رو از بین ببرن.
1388-08-16 20:08
آقای مشایی بقدر رویین تن تشریف دارن که حتی می تونن آزادانه از خداوند هم انتقاد کنند و حرفهای شرک آمیزی بزنند مبنی بر اینکه به تعداد انسانها خدا وجود دارد. علمای دین کجایید؟
1388-08-16 19:52
با وجود اینکه به موسوی رای دادم و با احمدی نژاد مخالفم ولی حرف های مشایی خیلی به دلم نشسته......شاید تنها روزنه نوری باشه که تو این دولت تاریک دیده میشه
1388-08-16 19:47
انصافا بعضی حرفاش بد نیست.مثل اون جا که میگه هر ادم یه خدا داره.فکر کنین
1388-08-16 17:53
نكاتي را از قول آقاي مشائي بيان كرديد كه هيچ كدام نميتواند دليلي بر مسخره كردن او باشد بلكه دليلي بر عدم توانايي شما در پاسخ گويي است. اگر ايرادي بر كلام اوست بايد جواب بدهيد نه اينكه به علت نفهميدن كلام مسخره كنيد. اول از همه بايد كل كلام آقاي مشائي را شنيد و آنگاه به رد يا پاسخ آن كلام مبادرت ورزيد . اينگونه كه شما به صورت مقطع بيان داشتيد بيشتر شبيه به آن است كه كسي آمد و گفت در قرآن آمده است كه نماز نخوانيد و آنگاه گفت اينهم نشانه: و لا تقربوالصلواة . وقتي ميخواهيم در مورد سخن كسي قضاوت را به عموم مردم واگذار كنيم بهتر آن است كه تمام سخن او را بدون كمترين جابجايي منتقل نمائيم و در آن هنگام ميشود نسبت به آن قضاوت كرد نه اينكه به اين شكلي كه در اينجا آمده است. اما در مقام اينكه او در باب علم سخن گفته. بله در روايات و احاديث آمده است كه تا زمان ظهور امام عصر دو حرف از علم آشكار شده است و بعد از ظهور مابقي آشكار خواهد شد. گاهي در روايات 27 حرف آمده گاهي 72 حرف. او بر طبق روايات سخن گفته. اين كه جاي اشكال ندارد. اما در باب خدا كه او بيان داشته با توجه به نوع گفتار ميتوان اينگونه دريافت كه منظور آقاي مشائي اينگونه بوده است كه انسانها خود براي خود در ذهن خويش خدايي را ميسازند و آن خدا را پرستش ميكنند نه آن خدايي كه هست و خالق ذهن و فكر بشر ميباشد. پس اگر آن گونه كه هر كسي براي خود خدايي در ذهن تصور كند به اندازه ذهنهاي انسانها خدا خواهد بود. اين با توجه به قسمت آخر سخن ايشان كه همواره يك خدا را نپرستيدند آشكار ميشود. يعني آنكه انسان آنچيزي را پرستيده كه ساخته شده ي ذهن و خيال خودش بوده است نه آن خدايي كه سبحان الله عما يصفون است. اين كلام با اين شكل هيچ ايرادي نخواهد داشت. اما در باب اينكه كسي گفته نظرات ايشان بر اساس اومانيسم و اگزيستانسياليسم بيان ميشود بايد به او گفت كه نه اومانيسم را فهميده نه اگزيستانسياليسم را. بلكه اصلا متوجه نبوده و نميتوانسته جواب بگويد. مطمئن باشيد كه اگر جوابي وجود داشت داد آناني كه مدعي هستند در مي آمد. وقتي جوابي را به صورت منطقي نداشته باشيم شروع به مسخره كردن و هو كردن ميكنيم و اين روشي است كه از سوي عده اي و متاسفانه از سوي شما در حال انجام است.
1388-08-16 18:14
خداییش عجب وضعیه.هرکی در هر مورد که دلش بخواهد فارغ از مسئولیت و سواد لازم براحتی اظهار نظر می کنه.وقتی آقای جعفری فرمانده سپاه در مورد نماز حکم صادر میکنه چرا آقای مشایی در مورد توحید نباید شک کنه؟
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين