داخلی  »  وبلاگها  »  فرهنگی هنری

در حاشيه واكنش تماشاچيان ونيز به فيلم كيارستمي

جابر تواضعی

کد مطلب : 14416 13 شهريور 1387 ساعت 13:43
 جابر تواضعی بلاگر "زیر درخت انجیر" درباره واکنشهای منفی تماشاگران ونیزی به آخرین ساخنه عباس کیارستمی چنین نوشته است:

فارغ از اين كه دوستدار كيارستمي و سينمايش باشيم يا نه، انتشار خبر اعتراض تماشاگران فيلم تجربي«شيرين» كيارستمي در جشنواره ونيز خبر خوشايندي نبود؛ مخصوصا كه اين اعتراض خيلي هم فرهنگي و مودبانه نبوده و جماعت انگار از هيچ كاري براي نشان دادن اعتراضشان دريغ نكرده‌اند. كيارستمي را به پرمدعايي، هدر دادن وقت تماشاچيان و همچنين ساخت يك فيلم به معناي واقعي خسته‌كننده متهم كرده‌اند و حتي شعار داده‌اند كه پولشان را پس بگيرند. اين اتفاق در حالي افتاده كه كيارستمي به عنوان يك فيلم ساز جشنواره‌اي در سراسر دنيا شناخته شده و مخاطبان خاص خودش را دارد.

ما به هر دليل سال‌هاست از او فيلمي در ايران نديده‌ايم. ولي هميشه خارج از كشور خريدار داشته و درست يا غلط حالا او خودش را يك فيلم ساز جهان وطني مي‌داند. به هرحال به قول نيما آن كه غربال دارد، از پشت سر مي‌آيد. ممكن است همين «شيرين» هم بعدها به عنوان يك شاهكار هنري شناخته شود و لكه ننگ اين استهزا و اعتراض براي هميشه بر دامن تماشاگران ونيز باقي بماند. 

ولي حقيقت اين است كه فيلم ساز جهان وطني ما در ماجراجويي‌هاي هنري و فرم‌گرايي‌هايش آن قدر افراط كرده كه كاسه صبر مخاطبان جشنواره‌اي و خاص او هم لبريز شده و سورپرايزي مثل برداشتن عينكش جلوي خبرنگاران هم آن ها را آن قدر ذوق زده نكرده كه از خير پول بليتشان بگذرند.

عكس اين ماجرا هم هست. به خاطر سفرهاي بين شهري زيادم با اتوبوس، علاوه بر فيلم‌هاي مخاطب ‌پسندي مثل «توفيق اجباري»، گاهي هم اين توفيق اجباري را پيدا مي‌كنم كه به خاطر هوس شاگرد راننده يا اعتراض مسافران هميشگي مسير كه از تكرار چند فيلم خاص خسته شده‌اند، فيلم‌هاي قديمي‌تر را مرور كنم. 

در يكي از اين سفرها خيلي اتفاقي وسط فيلم از خواب بيدار شدم و فقط از روي بازيگران فيلم حدس زدم كه بايد «اعتراض» كيميايي باشد. ولي فيلم آن قدر بي در و پيكر و ژورناليستي بود كه فكر نمي‌كردم حدسم درست باشد. تيتراژ كه آمد، از ناباوري يخ كردم. باور نمی کردم كسي كه فيلمي مثل قيصر را با يك داستان متناسب با شرايط روز ساخته و اعتراض‌ها و حرف‌هاي سياسي‌اش را هنرمندانه مطرح كرده و موج نوي سينماي ايران را به وجود آورده، يك وقتي آن قدر بي‌حوصله و جوگير شود كه درون مايه فيلم را به عنوان اسم فيلمش انتخاب كند و داستاني ژورناليستي و تاريخ مصرف دار را به تصوير بكشد.

نمي شود وجود «اعتراض»، «پارتي» يا بقيه فيلم‌هايي را كه در يك مقطع خاص و تحت تاثير شرايط روز جامعه ساخته مي‌شوند و به نوعي كاركرد روزنامه‌اي دارند، نفي كرد. ولي مي‌شود نتيجه گرفت كه فيلم سازان بزرگ و باتجربه هم گاهي در انتخاب مسيرشان درست عمل نمي‌كنند و مقهور جريان شرايطي مي‌شوند كه برايشان پيش آمده يا خودشان براي خودشان به وجود آورده‌اند. همين افراط و تفريط است كه كار دستشان مي‌دهد؛ جوري كه حتي به غربال به دستان عقب كاروان هم اميدي نيست.
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Share/Save/Bookmark
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين