فرارو- هاشمی رفسنجانی گزینهای قابل بررسی برای سیاستمداران ایرانی است: سیاستمداری که به «ائتلاف» هیچگاه نگاه ایدئولوژیک ندارد، سیاستمداری که قهر نمیکند و سیاستمداری که حرفهایش را وقتش که برسد، خواهد گفت. هاشمی رفسنجانی اینک مصاحبهای با ماهنامه مدیریت ارتباطات انجام داده و در بخشهایی از آن به بازخوانی خاطراتش پرداخته و نقطهنظراتش را گفته است.
به گزارش فرارو؛ گفتگو از رسانه آغاز میشود و هاشمی خاطره اولین باری را که رادیو خرید میگوید: «امام به من دستور دادند یک رادیو بخرم.» هاشمی بارها و بارها از خاطرات خود با امام گفته و همیشه در بیان خاطراتش این نکته هویداست که وی نقشی اساسی در نهضت داشته است. ماجرای این رادیو خریدن آنگونه که هاشمی در ادامه میگوید مربوط به قضیه کاپیتولاسیون میشود: «امام مرا مامور کردند که به تهران بیایم تا خبر این مسئله را به طور مستند ببرم. من هم به تهران آمدم و با کمک آقای فلسفی، آقای تولیت و آقای بهبهانی آن مصوبه مجلس و مجلس سنا و اسناد پیمان وین را که مبنای این کار بود، گرفتم و خدمت امام بردم که امام سخنرانی نیرومندی علیه کاپیتولاسیون کردند و بعد هم تبعید شدند.»
هاشمی در برابر اصرار خبرنگار، برای نقل خاطرهای از «مدیریت صحیح ارتباطاتش» در طول دوران فعالیتهایی که داشته به نقل خاطره تاسیس دانشگاه آزاد میپردازد: «من خطبهای در نماز جماعت خواندم و توضیح دادم که چه اتفاقی میافتد که بچههایمان الان در حد دیپلم بیرون میآیند و بعد هم بیکار میمانند.» هاشمی میگوید که امام از او پرسیدند: «میخواهید چه کار کنید.» گفتم: «میخواهیم یک دانشگاه غیردولتی درست کنیم...(اما) مخالفند، میگویند این کار باید دولتی باشد. خصوصی نمیشود.» ایشان گفتند: «من این موضوع را حل میکنم.»
رئیس مجمع تشخیص مصلحت، بیحکمت و مصلحت خاطره نمیگوید؛ همین روزها کشاکش عجیبی بر سر دانشگاه آزاد به راه افتاده است و هنوز هم مشخص نیست که سرنوشت این دانشگاه به کجا خواهد انجامید، آیا دولتی خواهد شد یا همچنان خصوصی خواهد ماند؟
هاشمی به جو چپزده ابتدای انقلاب اشاره میکند و میگوید: «آن موقع افکاری که بر نیروهای انقلاب حاکم بود، نتیجه ادبیات مارکسیستی بود که همه جریانهای مبارز دنیا را قبضه کرده بودند.» وی با اشاره به مساله مترو ادامه میدهد: «نیروهای انقلابی گفتند که این کار لوکس است و وابستگی غربی میآورد.» اشاره هاشمی، اشاره بسیار مهمی است، امروز کمتر مورخی به مساله تاثیر ادبیات چپ بر روند شکلگیری نظام جمهوری اسلامی و دردسرهای ناشی از آن اشاره میکند. هاشمی که تاریخ را خوب میداند، اشاره بجایی به این نکته میکند و بعد خاطره از خطبهای در نماز جمعه میگوید که از قضیه مترو دفاع کرد و به قول خودش به «خطبه مترو» معروف شد.
امام جمعه موقت تهران همه اینها را میگوید تا به نقش رسانهی قدرتمندی به نام نماز جمعه اشاره کند: «میخواهم بگویم ببینید این اطلاعرسانیها، استفاده از ابزار اطلاعرسانی و ابزار درست بسیار مهم است. آن روز نماز جمعه برای ما مهم بود که باید صدا و سیما نیز همراهش میبود، ولی امروز خیلی چیزهای دیگر هست و خیلی قویتر میتوانیم عمل کنیم. هر جا اطلاعرسانی درست کردیم، موفق میشویم.» از بیست و ششم تیرماه دیگر هاشمی رفسنجانی خطبهای در نماز جمعههای تهران نخوانده است. هر بار نیز، هرکسی دلیلی برای این امر عنوان کرده است؛ اما شاید هاشمی دارد اشارهای میکند که امروز برای او رسانه منحصر در خطبههای نماز جمعه نیست.
سوالات رسانهای از هاشمی به همینجا ختم نمیشود، هاشمی در پاسخ به سوالات متوالی خبرنگار میگوید که شخصاً از اینترنت بهره میبرد و از آن برای رصد سایتهای خبری استفاده میکند. وی میگوید بیبیسی را هم میبیند و راجع به آن میگوید: «بیبیسی برای نیل به اهدافی که دارد حرفهای عمل میکند.» وی میافزاید: «هم عربی و هم فارسی، حرفهای عمل میکنند. سعی میکنند موذیانه اهداف خود را القا کنند. در زمان انقلاب، آن موقع آنها طرفدار شاه بودند، اما خبرهایی که بیبیسی میداد به ضرر رژیم شاه بود و خیلی وقتها این اخبار به درد ما میخورد. در همه دنیا هم این کار را میکنند، این سیاستی که مستمع جذب میکند و دولتها گوش میدهند.»
خبرنگار از هاشمی درباره همکاری معاون سالهای دیرینش، مهاجرانی با بیبیسی فارسی میپرسد: «مایل نیستم، هیچوقت از آن رسانه استفاده کنم. آنها خودشان میدانند و من هم نمیدانم چه دلیلی برای خودشان دارند. حرف خودم را هم نمیخواهم به آنها تحمیل کنم.» اما وی از رسانههای داخلی هم انتقاد میکند: «من از سبکی که دارد عمل میشود، راضی نیستم، باید خیلی حرفهایتر از این، مخاطبشناستر و حقیقتگوتر باشد.»
رئیس سابق دو قوه مقننه و مجریه درباره آزادسازی ماهواره میگوید: «موارد مبتذلی وجود دارد که جوانهای مردم را به انحراف میکشاند و فکر نمیکنم برای جامعه درست باشد. اما باید به کانالهایی که مطلب میگوید گوش داد.» وی ادامه میدهد: «میدانید الآن دشمنان ما، آمریکاییها و دیگران هزینه زیادی انجام میدهند تا فیلترشکنهایی درست کنند که اصلاً نشود، سانسور کنیم و به آنجا میرسند که جلوی سانسور را بگیرند.»
از هاشمی درباره نامههایش سوال میشود. از قدرت رسانهای که نامه دارد و این که آیا از نامههایی که نوشته، پشیمان هم شده است؟ هاشمی از هیچ نامهای پشیمان نیست. حتی نامهای که سال گذشته در هفته آخر انتخابات به رهبری نوشت. بسیاری معتقدند آن نامه هاشمی و این جمله که «بر فرض این که این جانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بیشک بخشی از مردم و احزاب و جریانها این وضع را بیش از این بر نمیتابند و آتشفشانهایی که از درون سینههای سوزان تغذیه میشوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونههای آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدانها، خیابانها و دانشگاهها مشاهده میکنیم» سرآغاز بسیاری از مجادلات خیابانی بعد از انتخابات بوده است. اما هاشمی همان حرفهای گذشته را تکرار میکند؛ رهبری نسبت به اصل نامه هیچ ملاحظهای نداشتند و روابط او با رهبری پس از انتخابات هیچ تغییری نکرده است: «همکاری 60 ساله ما به گونهای است که با هم هیچ رودربایستی نداریم.»
از هاشمی درباره کتابهایش نیز پرسیده میشود: «(کتاب را) به سه جا میدهیم؛ یکی به وزارت ارشاد میدهیم... که میگویند موافقیم و چیز دیگری نمیگویند و دخالت نمیکنند. یکی هم به موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی میدهیم تا اشارات یا بیاناتی که از امام آمده، با مستندات تطبیق داده شود. یک نسخه را هم قبل از چاپ به رهبری میدهم. هدفم این است که به دلیل این که ایشان در همه کارها با من شریک بودند تا اگر در موردی اشتباهی کردم یا توضیحات اضافی لازم است، به من بگویند.»
عضو شورای انقلاب از جنجالهای خاطراتش و حذف شعار مرگ حرف میزند: «(اوایل انقلاب) گاهی تندروی میکردیم، ولی شعار مرگ بر فلانی را نمیپسندیدم. مرا یک اصل قرآنی به این روحیه رسانده است. قرآن از زبان خداوند به مسلمانان صدر اسلام که به بتها فحش میدادند –بت که مهم نیست- میگوید: حق ندارید به بتهای آنها فحش بدهید.»
از رئیس خبرگان درباره مشغلههای کاریش پرسیده میشود و این که آیا قصد بازنشستگی ندارد: «مایلم. الان سن من در حدی است که مایلم این گونه شود ولی هنوز میترسم عوارض بد سیاسی داشته باشد و به نوعی قهر تلقی شود که نمیخواهم انجام دهم.»
هاشمی درباره کسانی که از قدرت بیرون میروند و اپوزیسیون میشوند، اعتقاد دارد: «یک عده هستند به دلیل این که از قدرت برکنار شدند، مخالف میشوند. اینها را باید تقبیح کرد. موضوع دیگر محتوایی است، یعنی مثلاً فردی در مسئولیتی بوده و کارهای خوبی به عقیده خودش انجام میداده، ولی الان میبیند کار خلاف انجام میشود –چه در قدرت باشد، چه نباشد- اگر کار خلافی میبیند و مخالفت نکند، این عیب است.»
هاشمی رفسنجانی مرد نظرات و خاطرات است، همیشه میگوید امّا پر نمیگوید، بیشک هاشمی حرفها و ناگفتههای فراوانی دارد، هر وقت که موقعیتی باشد، آنها را میگوید.