داخلی  »  دريچه  »  سياسی

قورمه سبزی با خاتمی

«طنز» در مطبوعات

کد مطلب : 36496 21 آذر 1388 ساعت 10:27


مروری بر ستون طنز روزنامه های شنبه 21/9/88:

مردمسالاری> کارتون
علی کاشی

              

اعتماد> قورمه سبزي با خاتمي
ابراهیم رها
به هر حال آدم چيزهايي را که مي شنود در همه چيزش (باور کنيد دقيقاً همه چيزش،) تاثير مي گذارد. منجمله در ستون آموزش آشپزي. به همين خاطر بعيد نيست از پس فردا من در اين ستون فقط نان و پنير آموزش بدهم و نان و ماست.

اما آموزش آشپزي امروز که قطعاً شما را غافلگير خواهد کرد. امروز قورمه سبزي داريم، در همين راستا چند روز پيش سيدمحمد خاتمي (احتمالاً مي شناسيدش. آن زمان ها که وزراي کشور رياضي و شمردن شان از صادق محصولي بهتر بود) حرف هايي زده که نشان مي دهد فعلاً در کشور دور، دور قورمه سبزي است. همچنين ترش و شورها.

ابتدا سبزي را که پاک کرده ايد دقيق تميز بشوييد. بعد يک کارد تيز برداريد و خاتمي ادامه داده؛ «بنده بي ترديد مطمئنم هزينه هايي که بازداشت شده ها براي انقلاب پرداخته اند به مراتب بيشتر از بازجويان و کارشناسان پرونده هايشان است.» خب اين جملات دقيقاً نشان مي دهد رئيس جمهور سابق ايران هم علاقه خاصي به قورمه سبزي پيدا کرده است، ميزان علاقه مندي ايشان به اين غذا از حرف هايي که پس از انتخابات زده اند کاملاً هويدا است.

به هر حال پيرو صحبت آقاي خاتمي من لازم مي دانم چند نکته را براي تنوير همه جاي افکار عمومي معروض دارم؛ 1) به جايش زور بازجوها بيشتر است. 2) طبق اطلاعات واصله و نظر آگاهان و کارشناسان حق با کسي است که بازداشت مي کند نه کسي که بازداشت مي شود، 3) اساساً فضا به گونه يي است که به قول اهالي علم پولتيک، همينه که هست، 4) لابد انتظار داري حالا که اين حرف ها را زدي آنها جايشان را با هم عوض کنند؟.

بعد گوشت را به قطعات مناسب خرد کرده و مشاهده مي کنيد خاتمي ول کن قورمه سبزي نيست، «بنده از حوادثي که در اين مدت در جمهوري اسلامي رخ داده بسيار ناراحتم، خصوصاً به خاطر ستم هايي که مي شود.» الف) ستم؟، کجا؟ کي؟ چطور؟ ب) از اين شوخي ها نکن ديگه. ج) نه بابا. ما که چيزي نشنيديم يا نديديم. د) جدي که نمي گي؟، بايد برنج را نيز از ياد نبريد. خورشت قورمه سبزي که بي برنج نمي شود. اساساً و اصولاً چند چيز را هنگام طبخ قورمه سبزي نبايد از ياد ببريد. مثلاً به ياد داشته باشيد خاتمي گفته «براي 10 روز مرخصي به بزرگمرد عزيزي که در آستانه 70سالگي است، با آن کسالت هاي متعدد خطرآفرين، 800 ميليون تومان وثيقه مي گيرند و بعد از عمل قلب هم مي گويند بلافاصله برگرد زندان،» عزيزان، دوستان، فعلاً که مشغوليد و گرم شده ايد، قرار است اغماض هم نکنيد پس فعلاً اين آقاي خاتمي را هم بگيريد تا بگذارد ما قورمه سبزي مان را بپزيم که اين نشد وضع، جا افتادن قورمه سبزي از مهم ترين مراحل طبخ اين خورشت است، به همين خاطر هم ميرحسين موسوي خطاب به موتورسواران لباس شخصي مقابل محل کارش گفته ماموريت تان را انجام بدهيد. اين جملات به قول آگاهان دقيقاً بوي قورمه سبزي مي دهد و باعث جاافتادن آن خواهد شد. بنده شخصاً اطلاع نداشتم ميرحسين هم دستي در آشپزي دارد آن هم تا اين حد که سرش هم بوي قورمه سبزي گرفته، شديد، زهرا خانم رهنورد کمي در منزل غذا بپزند که خود مهندس دست به کار نشود.
 
اگر هم بلد نيستند يک تماسي با بنده بگيرند گوشي را بدهم همسرم، هم آشپزي اش خوب است هم شاغل است، اين مسائل هم منافاتي با هم ندارد. همين تفکرات را دارند که با اسپري فلفل بهشان حمله مي کنند.

تهران امروز> سوژه ای به نام مترو
محمود فرجامی
سوژه‌يابي نامناسب از ميان موضوعات بي‌ربط داشت کار دست اين ستون مي‌داد و کار صاحب ستون را از دستش مي‌گرفت. نمي‌دانم در طول اين چند ماه گذشته آفتاب از کدام طرف درآمده که همه کارها برعکس شده. 

تا همين اوايل امسال من براي هر رسانه‌اي که طنز مي‌نوشتم گلايه هميشگي مديرانش اين بود که چرا درباره مناسبت‌هاي انقلابي يا دستاوردهاي جديد مطالب تشويق کننده نمي‌نويسم و هميشه توصيه مي‌کردند که در کنار طنزهاي انتقادي درباره مسائل سياسي و اجتماعي روز جامعه هر‌از گاهي مطالب مفيدي درباره موضوعاتي که در ابتداي مطلب ذکرشان رفت هم بنويسم. اما حالا که بعد از کلي تمرين مي‌خواهم به آنها بپردازم جلويم را مي‌گيرند. کاشکي فقط جلوگيري کنند، تا مرز وازکتومي هم پيش مي‌روند! 

به هر حال پس از چند شماره حذف پياپي مونوريل، بنا به صلاحديد هيات امناي مجمع سوژه‌يابي براي اين ستون، مقرر شد که از ميان هفت، هشت حوزه باقيمانده‌اي که طنزنويسي در باب آنها اشکالي ندارد از خواننده‌هاي تهران امروز بخواهيم که در سوژه‌يابي به ما کمک کنند. 

در پي فراخوان عمومي پنج‌شنبه در اين زمينه ايميل‌هاي زير به دستم رسيد: 

Amirdabir_goftegoo: من پيشنهاد مي‌کنم درباره مترو که مديريتش حتما بايد در دست شهرداري تهران باشد، بنويسيد. 

Rasool_b_huge: بهترين سوژه به نظر من براي طنزنويسي, طنزنوشتن درباره متروست به شرطي که به نفع دکتر قاليباف باشد.
Ar-khoshkhoo: خب راست ميگه ديگه در مورد مترو بنويس. يه چيزي بنويس درباره مديريت بهتر مترو به دست قاليباف. 

سيدپورآندرلاين69 گردالي ياهونقطه کام:Yara age dar morede metro ke bayad dast aghaye ghalibaf basha chizi nivishti ke nevishti, vagarna hamchi sotoonet re boborrom ke azizsaltana bege ayval deri javad! 

بنابراين از آنجايي‌که صددرصد ايميل‌هاي رسيده سوژه مترو را پيشنهاد داده‌اند امروز به اين مساله مهم قرن اخير مي‌پردازيم و کماکان خواننده‌هاي محترم مي‌توانند سوژه‌هاي پيشنهادي را به ايميلي که در بالاي ستون نقش بسته (هموني که گردالي داره) ارسال نمايند. 

چند پيشنهاد براي مديريت بهتر مترو به شهردار تهران:
1 - در گفت‌وگوهاي خبري متعدد -حتي اگر لازم شد به زور- شرکت کنيد و مترو تهران را بهترين مترو و الگوي مديريت براي جهان معرفي کنيد و وعده بدهيد که به‌زودي در مورد دسايس دشمنان و به‌خصوص موساد و اينتلجنس سرويس و سيا که عليه طرح‌هاي شما در تکاپو هستند، افشاگري خواهيد کرد. 

2 - براي جلب توجه و انعکاس رسانه‌اي بهتر سعي کنيد طرح‌هايتان هر چه بيشتر عجيب و غريب باشند. مثلا يکي از مسيرها از ميدان نور به پلنگ چال رفته و از توچال راهي رسالت شود. (حتما در نظر داشته باشيد که پروژه مي‌تواند مثل مهريه باشند که کي داده کي گرفته) 

3 - از «سفرهاي ايستگاهي» غافل نشويد. هر روز با ظاهري‌مردمي در يکي از ايستگاه‌ها حاضر شويد و به درد دل مردم گوش دهيد و البته آنها را در رودربايستي گرفته و مجبورشان کنيد که به حرف‌هاي شما گوش کنند. خودتان را خادم و فرزند کوچک همشهري‌ها بناميد و مترو را ميعادگاه ديدار مردم تهران با فرزندشان عنوان کنيد. هر موقع داشت حوصله‌شان سر مي‌رفت عليه يکي از کساني که از آنها خوش‌تان نمي‌آيد، افشاگري کنيد. 

خسته نباشيد! 

کیهان> گفت شنود
گفت: گروهك هاي ضد انقلاب از منتظري تشكر و قدرداني كرده اند!
گفتم: وقتي آمريكا و انگليس و اسرائيل از او قدرداني مي كنند، چرا نوچه هاي آنها قدرداني نكنند؟! 

گفت: مجموعه اي از اين گروهك ها كه تحت مديريت شيرين عبادي كانون مدافعان حقوق بشر را راه اندازي كرده اند به منتظري تنديس حقوق بشر دادند! 

گفتم: ديگه چي؟! 

گفت: به منتظري گفته اند از اين كه حتي از قاتلان فرزندت حمايت كرده اي درخور تقدير هستي! 

گفتم: كسي كه از عاملان انفجار 7 تير و قاتلان 72 شهيد آن روز حمايت مي كند بايد هم از سوي نوچه هاي آمريكا و اسرائيل تحسين شود! 

گفت: يعني اين آقا كارش به اينجا هم رسيده است؟! پس آنهمه ادعا چي شد؟! 

گفتم: به شاعري گفتند يكي از اشعارت را بخوان! شاعر پرسيد چه بخوانم كه تاكنون نخوانده باشم؟ مرحوم ميرزا تقي اورنگ كه در جلسه حضور داشت گفت؛ نمازت را بخوان!

ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Balatarin
نظرات بازديدکنندگان
1388-09-22 22:38
آقا،تو رو به قرآن میشه دیگه قسمت طنز کیهانو نذاری،خیلی وقتا برای اینکه چشمم به این قسمت نیفته کلا مطالب طنز رو نمی خونم. اگه هم حتما باید بذاری توی یه بخش جاگونه بذار ارادتمند
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين