صادق درودگر، تنها بازمانده از دوستان مصطفي آجورلو در باشگاه استيل آذين است.به فاصله كمي از استعفاي مديرعامل، 6 نفر از كساني كه با او وارد باشگاه شده بودند، كنار رفتند، با اين حال دردگر، سرپرست تيم همچنان كارش را ادامه مي دهد.بر اساس شنيده ها او زماني از آجورلو فاصله گرفت كه برخلاف انتظار حاضر نشد در كميته انضباطي باشگاه استيل آذين شهادت بدهد كه علي كريمي را در هنگام تظاهر به روزه خواري و توهين به مديران سازمان ليگ ديده است.
درودگر در گفت وگويي با مازيار ناظمي و هيوا يوسفي در برنامه ورزش بدون ويرايش راديو گفت و گو از آخرين اتفاقات استيل آذين حرف زده است.
آقاي هدايتي رنجنامه اي به هيات مديره باشگاه استيل آذين نوشتند و نتيجه اش كناره گيري آقاي آجورلو از مديرعاملي باشگاه شد. آيا واقعا ايشان تا اين اندازه دلگير شده اند؟
به هر حال حتما مشكلاتي بوده كه اين اتفاق افتاده.من كاملا واقف نيستم.ولي به هرحال معتقدم كسي كه از جيبش براي فوتبال هزينه مي كند ، آدم قابل احترامي است.با توجه به مشكلات كنوني اقتصاد كشور ، اگر كسي مي آيد در فوتبال هزينه مي كند و هيچ درآمدي هم برايش ندارد، بايد كمكش كنيم.
پس موضع شما به آقاي هدايتي نزديكتر است؟
خير، من به آقاي آجورلو هم نزديكم، به آقاي مهريزي هم نزديكم ...
شما پس چند وجهي هستيد!
سعي مي كنم كه واقع بين باشم و مستقل.من با باشگاه استيل آذين قراداد دارم و بر اساس آن بايد يك سري وظايف را انجام دهم.من كارمند ساده باشگاه نيستم كه رفتنم مشكلي درست نكند.در اين شرايط شرط ادب نمي دانم اينكه خودسرانه كنار بكشم و بروم.البته جلسه اي با دوستان داشتم.گفتم سعي كند گزينه اي را انتخاب كند كه بتواند كمك كند و توضيح دادم كه حضور من به هيچ وجه تحميلي نيست.هر جا كه رفته ام كار كرده ام دوباره به سراغم آمده اند. الان هم اين جوري هستم كه نه آن قدر به كسي نزديك مي شوم كه وابسته شوم و نه آن قدر دور هستم كه نشود كار كرد.
واسطه حضور شما در باشگاه استيل آذين آقاي آجورلو نبودند؟
ايشان از من دعوت كردند كه آمدم.البته قبل از دعوت ايشان، من به واسطه فعاليتهاي اتحاديه باشگاههاي فوتبال ايران، ارتباطهاي بسيار نزديكي با آقاي هدايتي داشتم و كمكهايي هم براي اتحاديه گرفته بودم.حتي مي توانم بگويم يكي از دلايل نزديكي آقاي آجورلو و آقاي هدايتي در آن مقطع پيشنهادهايي بود كه من به آقاي هدايتي دادم.
اين جوري كه شما مي گوييد داستان برعكس مي شود. يعني در واقع شما باعث آمدن آقاي آجورلو به استيل آذين شديد؟
دو طرفه بود.البته اين را بگويم كه آقاي آجورلو شخصيتي بزرگ هستند كه هر باشگاهي دوست دارد از ايشان استفاده كند.البته در شرايطي كنوني مشكلاتي در باشگاه استيل آذين پيش امده كه به نظر من طبيعي است.
شما كه اختلاف آقاي آجورلو و با آقاي هدايتي را انكار نمي كنيد؟
اختلاف سليقه وجود دارد.همين امسال كه آقاي آجورلو در باشگاه استيل آذين بودند از يكي از باشگاههاي بزرگ كشور ، پيشنهادي بسيار بسيار جدي شد و شديدا هم پيگير بودند.من در همان مقطع به ايشان گفتم اگر برويد آنجا موفقتر خواهيد بود.پرسيدند چرا ، گفتم به خاطر اينكه سليقه افراد در بخش خصوصي با كشاني كه در بخش دولتي مديريت كرده اند متفاوت است و نزديك كردن اين ها به هم زمان مي برد.از طرفي وضعيت نتايج يك تيم ممكن است طوري باشد كه به عمر مديريت يك مدير دولتي قد ندهد كه بشود او را به تفكر بخش خصوصي نزديك كرد.
قبول كنيد كه اختلاف آقاي آجورلو با آقاي هدايتي خيلي ربطي به نتايج تيم نداشت. از طرفي نمي شود پذيرفت كه به قول شما اين دو نفر فقط اختلاف سليقه داشته اند.نامه اي كه آقاي هدايتي نوشته بودند نشان مي داد كه اختلاف بيشتر از چارچوب سليقه هاست.ايشان نوشته بودند كه بعضي دوستان مي خواهند مرا در مقابل مردم متدين و ديندار ايران قرار دهند. به نظر شما اين اختلاف سليقه است؟
اختلاف بالاخره از يك جايي شروع مي شود.در مقوله ازدواج چرا مي گويند بايد فرهنگ خانواده ها به هم نزديك باشد ، به خاطر اينكه فردا كار به جدايي نكشد.وقتي اختلاف سليقه از اول وجود داشته باشد، در مراحل بعد به اختلافهاي بزرگتر كشيده مي شود.
مي توانيد به چند مورد از اختلاف سليقه هاي آقاي هدايتي و اجورلو اشاره كنيد؟
اختلاف در نوع روش، اختلاف در نوع تفكر، اختلاف در شيوه هزينه كردن ،اختلاف در شيوه درآمدزايي، اختلاف در نوع مديريت بر تيم، اختلاف در شيوه برخورد با بازيكن ...
با اين توصيف همه اش اختلاف بوده .آيا اشتراكي هم با هم داشتند ؟!
سليقه ها وقتي متفاوت باشد، همين مي شود.بالاخره دو پادشاه در يك اقليم نمي توانند كار كند.اين دوستان هر دو آدم هاي بزرگ و قابل احترامي هستند اما در يك اقليم نگنجيدند.
در پايان اتفاقات اخير باشگاه استيل آذين، آقاي علي كريمي كه با حكم مديرعامل بركنار شده بودند نه تنها برگشتند كه به نوعي باعث رفتن مديرعامل هم شدند.در واقع شما امروز در تيمتان بازيكني داريد كه به خودش اجازه مي دهد در مورد لباس تيم حرف بزند. در مورد شيوه يارگيري قبل از فصل حرف بزند. در مورد مديريت باشگاه حرف بزند و اتفاقا در بيشتر موارد هم حرفش به كرسي مي نشيند و كسي ظاهرا زورش به او نمي رسد.
شيوه برخورد در مقوله انضباطي به گونه اي بود كه متاسفانه كار به اينجا كشيده شد. از خود من تا بقيه، اين انتقاد به ما وارد است كه اگر مي خواستيم با يك مورد بي انضباطي برخورد كنيم ،راههايي بهتر از صادر كردن آن اطلاعيه وجود داشت.
شما الان سرپرست تيم هستيد. آيا واقعا يك جورهايي از علي كريمي حساب نمي بريد؟ چه بسا فردا بگويد اگر آقاي درودگر باشد، من نيستم.
همانطور كه گفتم آقاي هدايتي وآقاي آجورلو و آقاي مهريزي دوستان من هستند، آقاي كريمي هم دوست من است، اما از هيچ كدامشان حساب نمي برم. من آدم مستقلي هستم و اين را در زندگي ام ثابت كرده ام.
پس با دخالتهاي كريمي چه كار مي كنيد؟
ايشان هيچ مشكلي ندارند و مثل بقيه بازيكنها با تيم تمرين مي كند.
باورش كمي سخت است. ايشان با مديرعامل به مشكل مي خورند، مديرعامل عوض مي شود، مي گويند لباس تيم خوب نيست، بلافاصله لباس تيم عوض مي شود، ...
البته اين طور هم كه شما مي گوييد نيست.ايشان يك لباس ديگر را مي خواستند كه عوض نشد.
منظورتان لباس يك كمپاني داخلي است كه رابطه صاحبش رابطه خوبي با كريمي دارد؟
بالاخره. بازيكنان بزرگ بعضي هايشان ويژگي هاي شخصيتي دارند كه بايد ما در مورد انها دقت كافي داشته باشيم. خود من خيلي وقتها از دست بعضي از آنها مي رنجم وممكن است خودم آتشي به پا كنم اما بعد كه فكر مي كنم مي بينم اگر روش ديگري استفاده مي كردم بهتر بود.
رنجيدن را كه گفتيد ياد داستان معروف هدايت بازيكن تيم ملي فوتسال افتاديم كه آقاي فردوسي پور هر بار كه با شما حرف مي زند، به آن گير مي دهد.
خدا رحمت كند آقاي پرويز دهداري زد توي گوش يكي از بازيكنان بزرگ آن روزها كه امروز پيشكسوت بزرگي است. با اين حال شما هميشه از آقاي دهداري به عنوان معلم اخلاق ياد مي كنيد. كريم باقري زد توي دهان عليرضا حقيقي، به عنوان بازيكن اخلاقه يك دهه فوتبال ايران انتخاب شد. براي آقاي منصور برزگر هم در كشتي چنين اتفاقي افتاد. در يك مقطعي ممكن است شما بازيكن ، مربي و سرپرستس داشته باشيد كه در يك جامعه ريلكس و آرام پرورش پيدا نكرده اند. يك جاهايي بايد آموزه هايي كه در ادبيات ما، در مدارس به آن نزديك بوده ايم، بايد همين جا هم اعمال شود. بعضي مواقع ناخود آگاه اين اتفاق مي افتد. به هرحال بايد به نتيجه هم نگاه كنيم. همين آقاي علي كريمي، دوست خوب ما، در ويتنام وقتي به داور حمله كرد، دو سال محروم شد ولي من با آن كاري كه كردم باعث شدم بازيكنم فقط 4 بازي محروم شود. بالاخره يك جاهايي آدم وقتي مسئوليت دارد، بايد خودش را فدا كند.
سوال آخر را هم بپرسيم.آيا فكر مي كنيد آقاي آجورلو از دست شما كه برخلاف بقيه همكارانشان، استعفا نداديد،نارحت نيستند؟
ممكن است ناراحت باشند. ولي من يك قرارداد حرفه اي دارم. از طرفي هم دو سه بار به ايشان زنگ زدم ، اس ام اس زدم، مي خواستم مشورت كنم ولي موفق نشدم. البته اين را هم بگويم كه وقتي آقاي آجورلو به عنوان مديرعامل باشگاه از من مي خواهند مسئوليتي را بپذيرم، محال ممكن است بگويند اين مسئوليت را ول كن برو به امان خدا. اگر باشگاه استيل آذين، مديرعامل يا رئيس هيات مديره جديدش سرپرست براي تيم انتخاب كنند، من خوشحال مي شوم و با روي باز از اين تيم مي روم. كمترين دستاوردش براي من اين است كه مي توانم با زن و بچه ام كه تابستان امسال جايي نرفته اند، بروم مسافرت.