گمان می رفت نشست مشترک سران شاخص جریان اصولگرایی با آیت الله مهدوی کنی در اوایل دی ماه، برطرف کننده زمزمه های اختلافات درونی این جریان باشد. این نشست نقطه پایانی بر آن زمزمه ها نشد و حتی نقطه شروعی بود که اختلافات از زمزمه به واقعیتی انکار ناپذیر مبدل شود.
برخی از چهره های اصولگرا همانند آقای شهاب الدین صدر همواره در این مدت مدعی نفی اختلاف در این جریان بودند. آقای مصباحی مقدم از زبان آیت الله مهدوی کنی گفت: « آیتالله مهدویکنی تمامی اصولگرایان را دعوت کرده اند تا در قالب ساز و کار جبهه متحد در انتخابات آتی حرکت نمایند».
حکمیت آیت الله مهدوی کنی جدای از آن که به آشتی سران اصولگرایی ختم نشد، او را کانون یک سلسله اخبار ضد و نقیض نیز قرار داد تا آنجا که وی با گلایه از گزارشهای کذب عنوان كرد؛ «ديگر دخالتي در جزئيات انتخابات نخواهم كرد». با وجود این، وی در بیانه جامعه روحانیت مبارز به مناسبت فرارسیدن دهه فجر انقلاب اسلامی دیدگاه خود را بیان کرد.
آیت الله مهدوی کنی در این بیانیه نوشت: «توصيه جامعه روحانيت به اصولگرايان، باز کردن دامنه اصولگرايي و جذب
آیت الله مهدوی کنی در این بیانیه نوشت: «توصيه جامعه روحانيت به اصولگرايان، باز کردن دامنه اصولگرايي و جذب کليه جريان هاي طرفدار انقلاب و اسلام و اصولگرا در سراسر کشور است». این توصیه مؤکد، بازتاب دهنده ی انتقادات شخصیتهایی چون لاریجانی، رضایی و قالیباف بود.
کليه جريان هاي طرفدار انقلاب و اسلام و اصولگرا در سراسر کشور است». این توصیه مؤکد، بازتاب دهنده ی انتقادات شخصیتهایی چون لاریجانی، رضایی و قالیباف بود.
توصیه آیت الله مهدوی کنی و انتقادات این شخصیتها در حالی انجام گرفت که محمد نبي حبيبي، دبير کل حزب مؤتلفه اسلامي، ضمن تایید کارنامه جبهه متحد اصولگرا، تبعیت و حمایت حزب خود را از آن اعلام کرد. او تبعیت از این جبهه را به وجهی بیان کرد که در صورت نبودن کاندیداهای این حزب در فهرست نهایی جبهه، آنان از انتخابات انصراف داده و از لیست جبهه تبعیت کنند.
آقای حبیبی در مورد اصولگرایان خارج از جبهه متحد گفت؛ «دوستان ما در جبهه متحد اصولگرايان مدعي نيستند که اصولگرايي محدود به جبهه متحد اصولگرايان است، بنابراين ممکن است افراد يا تشکلهايي در مجموعه اصولگرايان باشند که وظيفه خاصي براي خود احساس کنند». تلقی آقای حبیبی از «وظیفه خاص» به گونه ای است که گویا آن افراد و تشکلها اختلاف نظر سلیقه ای با جبهه متحد دارند، اما توصیه آیت الله مهدوی کنی و نظرات آقای علی لاریجانی حکایت از امر دیگری دارد.
سخن، آقای لاریجانی در گفتگو با باشگاه خبرنگاران جوان، حکایت از تبیین قواعد اصولگرایی و رفتار برطبق آن قواعد داشت و نه اظهار نظر سلیقه ای. وی اصولگرایی را جریان فکری اصیلی دانست که «اهداف خود را تحقق آرمان هاي انقلاب اسلامي قرار داده است و مباني اين حركت بر آموزه هاي مكتب امام خميني(ره) و آيت الله خامنه اي رهبر معزز انقلاب اسلامي استوار مي باشد».
وی برای این قرائت از اصولگرایی اصول و قواعدی را متذکر شد که عبارتند از؛ «نگاه به آرمانهاي انقلاب ... سنت اسلامي و شعارهای بر گرفته از افكار امام(ره) و رهبر معظم انقلاب». به
سخن، آقای لاریجانی در گفتگو با باشگاه خبرنگاران جوان، حکایت از تبیین قواعد اصولگرایی و رفتار برطبق آن قواعد داشت و نه اظهار نظر سلیقه ای. وی اصولگرایی را جریان فکری اصیلی دانست که «اهداف خود را تحقق آرمان هاي انقلاب اسلامي قرار داده است و مباني اين حركت بر آموزه هاي مكتب امام خميني(ره) و آيت الله خامنه اي رهبر معزز انقلاب اسلامي استوار مي باشد».
نظر وی، این قرائت در تقابل با تلقی متکی بر «تنگ نظري و قبيلهگرائي سياسي ... منافع گروهي ... رقابتها و سهم خواهيهای متعارف احزاب دنياي امروز و چانه زني هاي مرسوم» است.
برخلاف نظر حامی اصلی جبهه متحد، قرائت آقای لاریجانی از اصولگرایی، احساس یک «وظیفه خاص» نیست، بلکه مبتنی بر قواعد و اصول کلی و مشخص است. این قواعد در نظر آقای لاریجانی به گونه ای است که می گوید؛ «آقايان كه به گروه 6+5 شهرت يافتهاند ... اگر چنين مسيري را برگزينند هم در پيشگاه خدا پاسخ دارند و در نزد مردم و همه اصولگراها حجت دارند در غير اينصورت چنانچه خدایی ناکرده براي راضي كردن اين و آن، افرادي را انتخاب نمايند، از ديد ما جدای از معایب بر شمرده نوعي خروج از مبناي اصولگرايي نيز خواهد بود».
آقای لاریجانی با گفتن «خروج از مبناي اصولگرايي» پرسشی را به وجود می آورد. آیا تشکیل ائتلاف فراگیر اصولگرایان که با اتکاء به نظرات وی به وجود آمده به معنای انشعاب از جریان اصولگرایی سنتی است؟ تصور رایج چنین چیزی را تایید می کند، به خصوص آن که جناح راست و اصولگرایی برآمده از آن، همواره به نحوی پیوند با حزب مؤتلفه اسلامی داشته و خروج از جبهه متحد مورد حمایت این حزب به معنای انشعاب از جریان اصولگرایی است.
گویا قرائت آقای لاریجانی چنین تعبیری ندارد و بر اساس این قرائت، قواعدی وجود دارد که نشان می دهد اصولگرایی چیست و اصولگرا چه کسی است. به نظر وی، تبعیت از این قواعد ملاک اصولگرایی است و عدم تبعیت به معنای «خروج از مبناي اصولگرايي» است. بنابراین قرائت، ائتلاف فراگیر اصولگرایی به جای آن که انشعابی از اصولگرایی باشد، خود را در تداوم جریان اصولگرایی دانسته و این رقیب مدعی اصولگرایی است که از قواعد خارج شده است.
انشقاق در جریان اصولگرایی گویای نقطه ای است که این جریان را ناگزیر از تبیین اصول و قواعد کرده است. در واقع، حفظ منافع که تا کنون توانسته بود جناح راست و اصولگرایی
گویا قرائت آقای لاریجانی چنین تعبیری ندارد و بر اساس این قرائت، قواعدی وجود دارد که نشان می دهد اصولگرایی چیست و اصولگرا چه کسی است. به نظر وی، تبعیت از این قواعد ملاک اصولگرایی است و عدم تبعیت به معنای «خروج از مبناي اصولگرايي» است.
برآمده از آن را نگه دارد، دیگر کافی به نظر نمی رسد. از سوی دیگر، تقابل داخلی این جناح در طی تعاملات مجلس هفتم و دولت نهم نیاز به تبیین قواعد و اصول را تشدید کرده است.
نیاز به تبیین قواعد و اصول که در کلام آقای لاریجانی مشهود است، برخاسته از تقابل عقلانیت و افراطگرایی است که وی با عناوینی چون؛ تنگ نظري و قبيلهگرائي سياسي، منافع گروهي و ... بیان کرده است. وی اکنون دریافته که شعارهای سنتی در عمل چگونه به رفتارهایی منجر می شود که تنها به «منافع گروهي» خدمت می کند و نه به نظام و اهداف مورد نظر «افكار امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب».
آنچه که اهمیت دارد توجه به این نکته است که ارائه دو لیست انتخاباتی از سوی دو جریان اصولگرایی تنها صورت بیرونی تقابل در اصولگرایان را نشان می دهد. در حقیقت، به میان آمدن محک تجربه باعث شد تا برخی از اصولگرایان چون لاریجانی متوجه شوند جریان اصولگرایی اندک اندک بی قاعده شده و این بی قاعدگی ممکن است به ناکجا آباد فارغ از «سنت اسلامي و شعارهای بر گرفته از افكار امام(ره) و رهبر معظم انقلاب» راه یابد.
این که توصیه های آیت الله مهدوی کنی و دغدغه های آقای لاریجانی چه نتیجه ای خواهد داد و آیا ممکن است به جریان عقلانی در اصولگرایی ختم شود، خود مسئله ای است که پاسخش را در آینده باید گرفت. نکته مهم این است که برخی از بزرگان اصولگرایی متوجه تنگ نظریها و رفتار قبیله ای در این جریان شده اند. از این رو، باید از این به بعد انتظار دو کنش کاملا متفاوت از اصولگرایان بود که حداقل یکی از این کنشها بیشتر به دنبال رفتاری عقلانی و حفظ همکاری با دیگران و تعادل در تمام نیروهای نظام جمهوری اسلامی است.
امید که چنین باشد.