داخلی  »  يادداشت  »  سياسی

این شبها در حرم امام قدس سره

دکتر سید نعمت الله عبدالرحیم زاده

کد مطلب : 31482 21 شهريور 1388 ساعت 10:10


گویا بعد از گذشت سه ماه از انتخابات دهم ریاست جمهوری هنوز تب و تاب آن از رمق نیافتاده و با وجود ناگشوده ماندن بسیاری از مسائلش، گره ای بر گرههای قبلی افزوده می شود و بالاخره نوبت به حرم بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی رسید. مسلم است که در نظر علاقمندان به انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن، این حرم معنایی بیش از آرامگاه رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی دارد و بیشتر به معنای اس و اساس انقلاب و نمادی از انقلاب و تاریخ سی ساله آن است، اما زلزله انتخابات در هر جایی پس لرزه ای دارد و این نماد نیز نتوانسته از آن در امان بماند. موضوع برگزاری شبهای احیاء در حرم امام از روزها قبل به واقعه انتخابات گره خورد و بسیاری انتظار داشتند که به روال سالهای گذشته، امسال نیز منتظر حضور چهرهایی در این شبهای حرم باشند که پس از انتخابات در صف معترضین قرار گرفته اند، اما به مرور معلوم شد که این انتظار بی جایی بود.

از ابتدا، بحث و نظرها در مورد حضور سید محمد خاتمی برای سخنرانی در این شبهای حرم بود که بالاخره انصراف وی اعلام شد و پس از آن معلوم شد که ناطق نوری نیز سخنران شبهای احیاء حرم نخواهد بود و آخر سر، اصل برگزاری مراسم احیاء در حرم امام منتفی شد و با اطلاعیه کوتاه روابط عمومي آستان مقدس امام خميني(ره) معلوم شد که امسال مراسمی در حرم امام برگزار نخواهد شد. ظاهر امر بر این است که لغو این مراسم بیشتر به خاطر رایزنی ها با سید حسن خمینی برای تغییر در سنت گذشته بوده تا خاتمی و ناطق نوری در فهرست سخنرانان قرار نگیرند، اما وی مخالفت کرده و بالاخره تصمیم گرفت با لغو مراسم به تمام حرف و حدیثها خاتمه دهد. گویا موضوع سخنرانان در شبهای احیاء تنها محدود به حرم امام نبود و دامنه آن به حرم امام رضا (ع) و حضرت معصومه (س) در مشهد و قم نیز کشیده شد و بنابر گزارشهای اعلام شده، قرار شده تا در مشهد مقدس کاظم صدیقی به جای علی‌اکبر ناطق نوری سخنرانی کند و در قم نیز نامی از سخنرانهای سالهای پیشین مراسم احیاء، یعنی آقایان جوادی آملی، امینی، استادی و ناطق نوری در اطلاعیه آستانه مقدسه حضرت فاطمه معصومه(س) دیده نمی شود.

پرواضح است که لغو مراسم احیاء یا تغییر سخنرانان به این نحو، تحت تاثیر انتخابات بوده و نمی توان جدای از آن مورد بررسی قرار داد و به همین دلیل، واکنشها به این وقایع نیز از همین منظر بوده است. واکنشهای انجام گرفته از دو جنبه بوده اند، یکی بیشتر از جنبه زد و بندهای جناحی و سیاسی بوده و دیگری کمی فارغ از این جنبه و بیشتر با نگاه نظری به مسئله بوده است. نمونه واکنش قسم اول را در اظهارات محمد هاشمی به این قضیه می توان یافت. او نخست در مورد علت این واقعه اظهار بی اطلاعی کرده اما در ادامه گفته؛ «اگر این اتفاق براثر فشارهای سیاسی رخ داده باشد دیگر انسان نمی‌داند چه باید بگوید. در جامعه ای که امام و حرم امام مصونیت ندارد،معلوم نیست انقلاب به کجا می‌رود». به نظر وی، علت این واقعه تنها محدود به تقابل جریان حجتیه با نگرش امام نمی شود بلکه مسئله به برخورد با اندیشه های امام ربط دارد که به اعتقاد وی در چند سال اخیر شدت گرفته است.

نمونه واکنش دوم را می توان در سخنان عماد الدین افروغ جست. به گفته وی، مراسم احیاء در حرم امام به منزله تجدید میثاق مردم با اندیشه های امام «از جمله پيوند دين و سياست و آرمان‌هاي متعالي انقلاب اسلامي» بوده اما لغو مراسم در شبهای احیاء امسال باعث محروم شدن مردم از چنین فرصتی شده است. افروغ با تکیه به این مقدمه نتیجه ای سیاسی از آن گرفته است مبنی بر این که سنت مراسم احیاء در حرم امام تجلی اندیشه وی بود برای «تجمیع گروههای سیاسی». به گفته وی؛ «حرم امام تنها جايي برای توجه به وحدت در عين كثرت بود. يعني ديدگاه‌ها و سلايق مختلف سخنراني داشتند و اين بيانگر تفكر امام بود» که «در زمان امام (ره) همه گروه‌ها ، يعني هم سنت ‌گرايان اجتماعي و هم نوگرايان اجتماعي حضور داشتند و ما انديشه وحدت در عين كثرت را كه در انديشه امام مي‌ديديم در انجام مراسم شب قدر نيز خود را نشان مي‌داد». افروغ با تامل برانگیز خواندن لغو مراسم به علت مشکلات امنیتی، آن را «قرار دادن تفکر امام در برابر امام» و به عبارتی دیگر، قرار دادن مردم در برابر اسلام و انقلاب دانسته که به گفته وی؛ «ناشي از بي‌خردي است و در دراز مدت پيامد خوبي ندارد».

افروغ لغو مراسم احیاء را بیشتر از بعد ارتباط آن با اندیشه امام بررسی کرده تا جنبه سیاسی و جناحی آن و نتیجه گرفته که این واقعه با اساس اندیشه امام ناسازگار است و این مسئله درست همان چیزی است که باید در آن تامل کرد. همگی به یاد دارند که امام راحل (ره) مبنای رهبری خود را بر توجه اش به وحدت کلمه قرار داده بود و آن را رمز پیروزی انقلاب و تداوم جمهوری اسلامی می دانست. یک نمونه از این مبنای امام (ره) را می توان در جریان انتخابات مجلس سوم یافت که امام (ره) پس از شکست آیت الله یزدی در انتخابات، با انتصاب وی در شورای نگهبان تعادل را در دو جناح سیاسی نظام حفظ کرد. از این جهت می توان حق به افروغ داد و گفت همچنان که رهبری امام (ره) همواره در جهت حفظ وحدت کلمه بود، مراسم احیاء در حرم وی نیز نشانه و تجلی از همین آرمان بوده است، اما این تجمیع و به قول افروغ «وحدت در عین کثرت» چه مبنایی داشت تا بر اساس آن بتواند شالوده ای محکم برای سالیان آینده داشته باشد؟ به حتم، ایشان منازعه بر سر فقه پویا و فقه جواهری در ایام آن بزرگورا را به یاد می آورند که چه مباحثی را به وجود آورد، اما آیا از آن همه بحث و نظر مبنایی مشترک و قابل قبول همگان به وجود آمد تا پاسخگوی مسئله باشد و در طول زمان بتواند مبنای تجمیع کثرات شود؟

در حقیقت، آنچه که افروغ گفته یک سوی ساده، زیبا و شعارگونه قضیه را نشان می دهد که آن روی سکه پیچیده و عمیق مسئله را پنهان می کند. اگر به این روی سکه نگاهی انداخته شود معلوم می شود که کثرت در وحدت مورد نظر وی چندان هم تجمیعی در خود نداشته، بلکه تنها لایه ای از وفاق مقتضای شرایط آن موقع بر سر آن کشیده شده بود که فقط زمان نیاز داشت تا آن لایه برداشته شود و باز کثرات جای وحدت را بگیرند و اختلافها به تقابلهای جدی و عملی کشیده شوند. نمونه تحقق این پدیده را اکنون در انتشار خاطرات آیت الله مومن در مورد انتخابات مجلس سوم شورای اسلامی و جوابیه محمد علی انصاری می توان دید که منازعات آن دوره را پس از گذشت دو دهه دوباره زنده کرده است. با تامل در سیر رویدادهای سه دهه از نظام جمهوری اسلامی روشن می شود که سیاست مبنایی امام راحل (ره) مبنی بر وحدت کلمه سیاستی کاربردی برای حفظ نظام جمهوری اسلامی و تقویت آن بوده اما نکته در اینجا است که این مبنا خود بر چه پایه بنیادین نظری متکی است که پس از گذشت سالیان و در وقت عمل بتواند اختلافها را به وحدت بکشاند.

اگر یک روی سکه سالهای گذشته را آن سیاست مبنایی بدانیم، یک روی دیگر آن همین مسئله است که در طول زمان بر آن روی دیگر اثر گذاشته و نتیجه اش را به صورت نمادین می توان در تعطیلی مراسم احیاء در حرم امام دید.

البته با وجود اعلام رسمی تعطیلی مراسم باز مردم به حرم امام رفتند و دعا و راز و نیازهای خود را به جا آوردند که همین امر نشان از علقه به امام و خاطره آن در میان مردم دارد، اما مسئله در میان نخبگان سیاسی درست برعکس رفتار مردم است، چرا که رفتار آنان نشان می دهد که به جای وحدت کلمه و تبلور وحدت در کثرت، بیشتر به غلبه کثرت بر وحدت و نقض وحدت کلمه رغبت دارند و این چیزی است که باید نگران آن بود و در آن تامل کرد.

ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Share/Save/Bookmark
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين