|
|
|
چنگال و دندان شیر و عقاب دکتر نعمت الله عبدالرحیم زاده |
|
|
کد مطلب : 20132
|
14 بهمن 1387 ساعت 21:01
|
|
| مصاحبه باراک اوباما با شبکه تلویزیونی العربیه اهمیت ویژه ای دارد چرا که این مصاحبه اولین اظهار نظر رسمی اوباما در مورد جهان اسلام و ایران پس از نشستن بر کرسی ریاست جمهوری آمریکا است.
علاوه بر این، مصاحبه اوباما به نوعی قابل تعبیر به بیانه وی در راهبردهای دولت جدید آمریکا در قبال جهان اسلام است. به یاد داشته باشیم که درست پنج روز پس از واقعه یازده سپتامبر، جورج بوش شروع جنگ صلیبی دیگری را اعلام کرد و از همان موقع تا کنون ایالات متحده آمریکا خود را درگیر جنگی تمام عیار با جهان اسلام کرده است. اکنون، خلف بوش با ورودش به کاخ سفید از «همکاریای جدید همراه با احترام متقابل» سخن می گوید و به جهان اسلام اعلام می کند که «آمریکا دشمن شما نیست».
این موضوع جای بحث و بررسی دارد که همکاری ادعایی اوباما تا چه قدر با جنگ صلیبی بوش در تضاد است یا مرحله دیگری از آن، اما یک نکته روشن است که ایالات متحده آمریکا با چهره اوباما به دنبال تغییر رویه خود در قبال جهان اسلام است، اما به چه نحو؟
اگر ایالات متحده آمریکا به دنبال رویه تازه ای در برخورد با جهان اسلام است می توان اقدام عملی در این زمینه را در تعامل با ایران پی گیری کرد. شاید به همین دلیل اوباما در این مصاحبه در حالی که در مورد رابطه آمریکا با جهان اسلام به طور کلی سخن گفته، در مورد ایران به صورت خاص برنامه خود را اعلام کرده است.
اوباما ایده رفتار آمریکا با ایران را تحت عنوان «دیپلماسی مستقیم» مطرح کرده بود، ایده ای که هم اکنون از سوی نماینده آمریکا در سازمان ملل نیز شنیده می شود. البته خطوط اصلی این ایده هنوز روشن نیست و اوباما و وزیر امور خارجه اش، خانم کلینتون، وعده داده اند تا چند ماه آینده راهکارهای این ایده را روشن خواهند کرد اما از این مصاحبه نیز دو جهت اصلی این ایده معلوم است.
اوباما در این مصاحبه از مشت گره کرده ایران سخن گفت که به زعم وی اگر باز شود، آنگاه دست دوستی آمریکا را خواهد دید که به سوی او دراز شده است. این سخنان اوباما را برخی به نگاه مثبت رییس جمهور تازه آمریکا در قبال ایران تعبیر کرده اند و حتی برخی از رسانه های داخلی هم از تعابیری چون؛ «چراغ سبز اوباما به تهران» یا «چهره صلح طلب» استفاده کردند.
در باره سخنان اوباما لازم نیست تا عباراتی چون؛ «اوباما جاي پاي بوش گذاشت» یا «اتهامات نخنما عليه ايران» را چندان جدی گرفت، چرا که ادبیات از پیش معلوم علیه آمریکا چنین عباراتی را نیز طلب می کند. به دور از چنین بدبینی، مهم این است که به هر گفته ای از اوباما نمی توان چندان هم دل بست و آن را «چراغ سبز» دانست چرا که او هم رییس جمهور آمریکا است و هنوز «تمامی ابزارهای قدرت آمریکا» است که در کلام وی تعیین کننده «دیپلماسی» مورد نظرش است.
برای توجه درست به این «چراغ سبز» اوباما کافی است تا به سخنان رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا، دقت شود که در برابر کمیته نیروهای مسلح سنای آمریکا ایراد شده است. حضور رابرت گیتس در این کمیته و سخنان وی در همان روز مصاحبه اوباما انجام شد و همزمانی این دو گویای آن است که گیتس روی دیگر «چراغ سبز» اوباما را نشان داده است. او همان ادبیات گذشته آمریکاییان را در مورد ایران به کار برد و گفت؛ «جاه طلبی منطقه ای و هسته ای ایران کماکان چالشی بزرگ برای آمریکاست». هر چند که او پیش گیری راههای غیر نظامی در برابر این جاه طلبی را ممکن دانست و به این صورت تا اندازه ای لحن خود را ملایم ، اما حوزه دیگری از اتهامات علیه ایران را مطرح کرد. گیتس به رابطه ایران با کشورهای آمریکای لاتین اشاره کرد و آن را «مداخلات مخرب ايران در منطقه آمريكاي لاتين» عنوان کرد. او این مداخلات را بيش از نفوذ روسيه در اين منطقه دانست و به جای آن که حضور ناوگان روسیه در ونزوئلا را تهدیدی برای آمریکا بداند، ایجاد دفاتر ایران در کشورهای آمریکای لاتین را تهدیدی برای آمریکا ارزیابی کرد. هر چند که گیتس در این نشست جزئیات مداخلات ادعایی خود از ایران در آمریکای لاتین را بیان نکرده اما اتهاماتی روشن و واضح علیه ایران را بیان نموده است.
در روزی که رییس جمهور آمریکا مدعی دیپلماسی مستقیم با ایران می شود و به ظاهر امیدهایی برای تغییر رفتار آمریکا در قبال ایران ایجاد می کند، وزیر دفاع او باب تازه ای از اتهامات علیه ایران می گشاید و همچون گذشته تهدید ایران برای آمریکا را مطرح می کند. اکنون می توان از خود پرسید که این رفتار دو گانه آمریکاییان نشان دهنده چه چیزی است؟ به نظر می رسد که به راحتی می توان به این پرسش پاسخ گفت چرا که ملت ایران سالها است با رویه آمریکاییان آشنا هستند، رویه ای متکبرانه که با ملل دیگر و به خصوص با ایران با زبان تهدید سخن می گوید.
اگر آقای اوباما با دیپلماسی مستقیم خود به دنبال گشایشی در رابطه بین آمریکا و ایران است، نمی تواند با تهدید دانستن ایران چنین راهی را برود. کشوری که مدت سی سال است دارایی های ایران را مسدود کرده و اولین قدم نیز در آزاد کردن همین دارائی ها است چگونه می تواند از دیپلماسی مستقیم سخن بگوید؟ خانم کلینتون از دولت ایران خواسته به پیشنهاد اوباما برای گفتوگوی مستقیم پاسخ مثبتی دهد و در این فرصت نشان دهد که برای انجام «گفتوگوهایی جدی» با جامعهی جهانی آمادگی دارد.
آمریکاییان با بی توجهی به سابقه رفتار خود با ایرانیان تنها مدعی تغییر رفتار ایران هستند، انتظاری که نشان دهنده همان رویه سابق است. به گفته دکتر تقی زاده، استاد روابط بینالملل دانشگاه گلاسکوی لندن؛ «اظهارات اخیر مقامات آمریکایی حاکی از این نیست که اگر لحن خشنی در آنها دیده نمیشود، تغییری در ماهیت سیاسی رفتارهای آنها بهوجود آمده است». همچنان که دکتر تقی زاده اشاره کرده، آمریکاییان لحن خود را تغییر داده اند اما رفتارشان همان رفتار سابق است. این رفتار همواره با نشان دادن چنگال خود به ایران بوده که نتیجه آن به قول دکتر اکبر اعتماد، بنیانگذار سازمان انرژی اتمی ایران، چیزی نبوده جز «سرخوردگی، تحقیر و نفرت».
دکتر اعتماد در نامه سرگشاده خود به اوباما خواهان راه حلی شده که «حق حاکمیت، امنیت و منافع ملی ایران را پیش نظر داشته باشد تا در رویاروئی با چالش های سیاسی منطقه دوام آورد و به صلح و پیشرفت در خاورمیانه کمک کند».
ارزیابی برخی از رسانه ها در مورد تمامی اظهارات اخیر مقامات آمریکایی، از خانم سوزان رایس گرفته تا هیلاری کلینتون، و نیز رابرت گیتس و خود باراک اوباما، بر این است که؛ «موضع دولت جدید آمریکا در قبال ایران، هنوز قطعیت و یکدستی کامل و لازم را پیدا نکرده، و شاید هنوز تیم کارشناسان ایران دولت اوباما، در حال ایجاد و تکمیلشدن است».
شاید نیاز به زمانی بیشتر است تا این تیم راهکارهای خود را معین کند و معلوم شود تا چه میزان در رویه خصمانه خود تجدید نظر کرده است.
| | |
|
| | |